با این همه ظلمی که سیاهی کرده است .... تردید ندارم که خدا هم سبز است !!!

آخرین اخبار

۱۳۸۸ دی ۱۵, سه‌شنبه

آخرین وضعیت پرونده برخی فعالان سیاسی و مطبوعاتی بازداشت شده

تاریخ انتشار: ۱۵ دی ۱۳۸۸
جنبش راه سبز (جرس): محمد شریف که وکالت بدرالسادات مفیدی، مسعود آقایی، احمد زیدآبادی، مسعود باستانی، عبدالله مومنی و شیوا نظرآهاری را برعهده دارد، در گفتگویی آخرین وضعیت موکلان خود را اعلام کرد.

این وکیل دادگستری گفت : هنوز پرونده بدرالسادات مفیدی، دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران و همسرش، مسعود آقایی دادسرا ارجاع نشده است.
مفیدی و آقایی روز سه شنبه هفته گذشته و در موج بازداشت فعالان سیاسی مدنی که پس از عاشورای خونین تهران شکل گرفت، بازداشت شدند.
مفیدی، روزنامه نگار باسابقه و دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران است و همسرش مسعود آقایی نیز از فعالان ملی مذهبی است.

شریف درخصوص پرونده باستانی، خبرنگار بازداشت شده حوادث بعد از انتخابات گفت: دادگاه تجدیدنظر اظهار داشته پرونده به شعبه بدوی برگردانده شده، اما پیگیری های امروز همکارم دلالت بر این دارد که دادگاه بدوی وصول پرونده را تایید نکرده است.
وی افزود: : پرونده مسعود باستانی در حال حاضر در دادگاه تجدیدنظر در جریان رسیدگی است، اما از علت اعاده آن به دادگاه بدوی آگاهی ندارم.

این وکیل دادگستری در مورد پرونده شیوا نظرآهاری نیز اظهار داشت: پرونده ایشان جهت رسیدگی به اعتراض به قرار بازداشت در دادگاه است. درخصوص اتهام منجر به بازداشت مجدد موکلم تاکنون از اتهام تفهیم شده اطلاعی نداریم.
نظرآهاری که در حوادث پس از انتخابات بازداشت شده بود، پس از آزادی و در هنگام عزیمت به قم برای شرکت در مراسم تشییع جنازه آیت الله العظمی منتظری بازداشت شد.

شریف درخصوص پرونده عبدالله مومنی نیز گفت: آخرین پیگیری های به عمل آمده حاکی از آن است که هنوز شعبه دادگاه تجدیدنظر مشخص نشده است.

شریف همچنین درخصوص تایید حکم احمد زیدآبادی در دادگاه تجدیدنظر گفت: دیروز از محتوای حکم زیدآبادی آگاه شده ام و با توجه به آن موکلم به صورت مادام العمر و ممنوعیت از هرگونه فعالیت سیاسی، ممنوعیت دائم از شرکت در احزاب، ممنوعیت مادام العمر از هرگونه مصاحبه و سخنرانی و همچنین ممنوعیت مادام العمر از تحلیل حوادث چه کتبی و چه شفاهی محکوم شده است. موکلم همچنین به پنج سال اقامت اجباری در شهرستان گناباد نیز محکومیت یافته است.
وی در پاسخ به این پرسش که با توجه به اینکه دادگاه تجدیدنظر حکم موکل شما را تایید کرده آیا از اعمال ماده 18 استفاده خواهید کرد، گفت: با توجه به اینکه حکم طبق قانون آیین دادرسی مدنی ابلاغ نشده است و صرفاً اجازه رونوشت برداشتن به همکارم خانم افروز مغزی داده شده و با توجه به اینکه اعمال تبصره ماده 18 نیاز به ارائه احکام بدوی و تجدیدنظر دارد در حال حاضر درخصوص این موضوع با مشکل مواجه هستیم.

لغو امتحانات دانشگاه پلی تکنیک برای دومین روز متوالی

سه شنبه, ۱۵م دی, ۱۳۸۸
کلمه:براساس اعلام قبلی دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک مبنی بر خودداری از شرکت در امتحانات پایان ترم، روز یکشنبه و در دومین روز متوالی امتحانات دانشکده های مختلف به دلیل عدم شرکت دانشجویان لغو شد.
علت عدم حضور دانشجویان در جلسه امتحان، اعتراض به بازداشت ۱۲ دانشجوی این دانشگاه و حمله شبانه نیروهای حکومتی به خوابگاه های دانشجویی این دانشگاه است.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، روز یکشنبه امتحانات دانشکده های برق، مکانیک، فیزیک، عمران، شیمی، کشتی سازی، مهندسی پزشکی و کامپیوتر لغو شد.
این حرکت اعتراضی دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک با وجود تهدیدات مکرر مسئولین آموزشی دانشگاه مبنی بر درج نمره صفر برای دانشجویانی که در امتحان حاضر نمی شوند، ادامه یافته است.

فرهاد تجری:درگیرحوادث مهم افغانستان شدم گزارش کمیته ویژه درباره کهریزک را پیگیری نکردم!

تاریخ انتشار: ۱۵ دی ۱۳۸۸
جنبش راه سبز (جرس): عضو کمیته ویژه حوادث پس از انتخابات مجلس گفت: من آنقدر درگیر مسایل افغانستان شدم که دیگر گزارش مجلس درباره حوادث پس از انتخابات و کهریزک را پیگیری نکردم.

فرهاد تجری در گفتگو با پارلمان‌نیوز، در پاسخ به سئوالی درباره زمان قرائت گزارش کمیته ویژه مجلس، اظهار داشت:مسایل مهمی در افغانستان پیش آمد که من به شدت درگیر و پیگیر آن مساله شدم.

وی افزود: از گزارش خبر ندارم باید از آقای جلالی در مورد سرنوشت گزارش و زمان قرائت آن سئوال شود، چون خود من هم بی‌اطلاع هستم.
اما کاظم جلالی مخبر کمیسیون امنیت ملی در پاسخ به سوالی در مورد زمان قرائت این گزارش گفت: روز یکشنبه جلسه کمیته ویژه برگزار و پیش نویس گزارش به تصویب نهایی رسید.
وی خاطر نشان کرد: امروز(سه شنبه)کار تایپ و مقدمه انجام می‌شود و امیدوار هستیم فردا گزارش تقدیم ریاست مجلس کنیم.

دادکان: افتخارم در زندگی گرفتن نشان لیاقت مدیریت از دست آقای خاتمی و برکناری توسط علی‌آبادی است


سه شنبه, ۱۵م دی, ۱۳۸۸
کلمه: شب گذشته محمد دادکان به تنها برنامه انتقادی سیمای جمهوری اسلامی ایران، ۹۰ آمد تا از پشت‌پرده‌های فوتبال و ناکامی‌های متعدد فوتبال در دولت احمدی‌نژاد و حب ریاست معاون رئیس دولت نهم سخن بگوید،او همچنین به دفاعی شجاعانه از دوره مدیریتش در فوتبال پرداخت و یکی از بزرگترین افتخارات زندگی‌اش را دریافت نشان لیاقت مدیریت از سیدمحمد خاتمی عنوان کرد.
به گزارش«پارلمان‌نیوز»، یکی از مباحثی که شب گذشته در این برنامه مطرح شد، ثبت‌نام علی‌آبادی در انتخابات ریاست فدراسیون فوتبال بود.

آيت اله دستغيب : افراد و نیروهای خودسر حسّاسیت زمان را درک نکردند

سه شنبه, ۱۵م دی, ۱۳۸۸
کلمه: آیت الله دستغیب نماینده مردم استان فارس در مجلس خبرگان رهبری در پی حمله افراد لباس شخصی در روز ۸ دی به مسجد قبای شیراز(مسجد آیت الله سید علی محمد دستغیب) نامه ای خطاب به مردم استان فارس نوشت.
به گزارش کلمه ، متن نامه به شرح زیر است:
مردم غیور استان فارس
سلام علیکم
اینجانب بنا دارم توصیه و نصایح گذشته را جهت روشن‌تر شدن موضوع بیان کنم. قبل از انتخابات ۲۲ / ۳ / ۸۸ مطالبی بود که در خبرگان بیان شد، امّا در انتخابات، تخلّفاتی از قانون اساسی صورت گرفت که اینجانب مکرّر عرض کردم باید جناب آقای مهندس میرحسین موسوی و جناب حجّةالاسلام و المسلمین کروبی که معترض به نتیجه‌ی انتخابات هستند بیایند و مطالب خود را بیان کنند و خبرگان رهبری که حافظ قانون اساسی هستند نظر دهند که این جریانات که اتّفاق افتاده خلاف قانون اساسی بوده یا نبوده و مردم را راضی کنند و افرادی که دستگیر شده‌اند آزاد شوند و به این وسیله مسأله حل خواهد شد، امّا افراد خودسر و نیروهای خودسر حسّاسیت زمان را درک نکردند و خود را نسبت به مسائل روز مسئول ندانستند. اینجانب خواستار اجرای دقیق قانون اساسی و مخالف برخورد خشن، زندان کردن، بی‌احترامی و اهانت به دین، علما و مراجع و تخریب اموال و اماکن عمومی و شخصی افراد هستم و در حال حاضر هم بر آن مواضع تکیه دارم. حقیر اهانت به هیچ شخصی را صلاح نمی‌دانم، خواه رهبری باشد یا بسیجی و راه صحیح، تخریب و شکستن حرمت افراد نمی‌باشد، چنانچه تا به حال نتیجه نداده است.
سیّدعلی محمّد دستغیب
۱۴ دی ۱۳۸۸

رئيس كميسيون اجتماعي مجلس: محصولي سركار خود حاضر نمي‌شود


ايلتا: رئيس‌كميسيون اجتماعي مجلس گفت: امروز بعدازظهر جلسه‌اي در اين كميسيون با حضور وزير رفاه وتامين اجتماعي، مديرعامل سازمان تامين اجتماعي و رئيس ديوان محاسبات برگزار و مسائل مرتبط با تامين اجتماعي در آن مطرح مي‌شود.
سليمان جعفرزاده درگفت‌وگو با خبرنگار ايلنا افزود: مديرعامل سازمان تامين اجتماعي را به دادگاه معرفي خواهيم كرد.
وي در پاسخ به اين سوالي كه آيا فكر نمي‌كنيد ذبيحي مقصر نيست و اساسنامه تامين اجتماعي است كه ايراد دارد، تصريح كرد: مجلس معتقد است كه ذبيحي به دليل غير قانوني بودن اساسنامه تامين اجتماعي بايد ازسمت خود استعفا دهد.
نماينده ماكو در مجلس با اشاره به 2 نامه لاريجاني رئيس مجلس به رئيس‌جمهور مبني بر غير قانوني بودن اساسنامه تامين اجتماعي تصريح كرد: رئيس مجلس از ما خواسته تا تكليف اين نامه ها را مشخص كنيم.
جعفرزاده گفت: در جلسه امروز درباره تحقيق و تفحص از سازمان تامين اجتماعي، سازمان بازنشستگي كشوري و شركت‌هاي تابعه راي‌گيري خواهد شد.
رئيس كميسيون اجتماعي مجلس تصريح كرد: خبرها حاكي از اين است صادق محصولي وزير رفاه وتامين اجتماعي در اعتراض به مسائل مربوط به سازمان تامين اجتماعي 5 روز است كه سركار حاضر نمي‌شود و قهر كرده است كه اين موضوع شايد منجر به استعفاي وي شود.
او در پاسخ به اين سوال كه آيا اينكه گفته مي‌شود مشايي، رئيس دفتر رئيس‌جمهور و رحيمي، معاون اول رئيس‌جمهور از ذبيحي حمايت مي‌كنند صحت دارد، افزود: از اين مساله اطلاعي ندارم.

اگر کشتار مردم بیش از این ادامه یابد شک نکنید بخشهای مهمی از سپاه مقابل حکومت خواهند ایستاد


گفتمان سبز : در رده های مختلف سپاه مخالفین وضع موجود و سرکوب مردم بسیارند و با وجود آنکه در سالیان اخیر به شدت محدود و یا طرد شده اند ولی به جهت سوابقشان از نفوذ معنوی زیادی برخوردارند.بسیاری از آنها به جهت تعلقاتی که به جمهوری اسلامی داشته اند در این سالها با دستگاه استبدادی خامنه ای کجدارو مریض رفتار کرده اند ولی با فجایع چند ماه اخیر، در آستانه خروش قرار دارند.رسیدن به این مرحله تنها در صورت ادامه حرکت مسالمت آمیز مردم سبز ایران قابل تحقق خواهد بود.

چوبه های دار، آخرین پناهگاه ولایت فقیه

سهرابستان : چه کسی فکر می کرد که ولایت فقیه مدعی جانشینی خدا بر روی زمین، برعکس خداوند که جان و هستی و حیات می دهد، برای چند صباح بقای بیشتر، به چوبه های دار و جان ستاندن پناه ببرد؟
ولایت فقیه چند سالی است که چوبه های دار را به خیابانهای شهر آورده تا از مردمی که مظنون به سرپیچی بودند زهر چشم بگیرد، ولی آیا نتیجه ای هم گرفت؟
ویدنویی که دنیا را تکان داد و همگان را متقاعد نمود که موج آزادیخواهی مردم ایران غیرقابل سرکوب است را خوب است یکبار هم نشان مقام عظمی بدهند تا اگر درک و فهمی هنوز باقی است، دریابد که از این پس، خون ریختن و جان ستاندن، فقط اراده مردم ایران را برای برچیدن بساط ظلم مستحکم تر می کند. در این صحنه بی نظیر زدوخورد مردم در روز عاشورا، سربازان یزید با بیشرمی تمام و لگدمال کردن حرمت عاشورا، با شلیک مستقیم به سر مردم، چهار جمجمه را متلاشی می کنند، یکی پس از دیگری، و جمعیت بجای اینکه بترسد و فرار کند، خشمگینانه تر به جنایتکاران یورش برده و با نبرد نابرابر سنگ با اسلحه، این مزدوران و آدمکشان حقیر را درهم شکسته و بزانو در می آورند. این صحنه فقط در یک نقطه از تهران نبوده، هر جایی که دست خبیثی از آستین اراذل بیت رهبری بیرون آمد و با گلوله، یک ایرانی را بخاک افکند، مردم بجای دویدن در جهت مخالف، بسمت اسلحه بدست قاتل دویدند.
چنین مردمی را می خواهید با چوبه های دار بترسانید؟ مردمی که مشتاقانه بسوی مرگ می شتابند؟
در این 6 ماه کم کشتید؟ کم اسیر گرفتید و کم شکنجه و تجاوز کردید؟ کم آزادیخواهان را با پیژاما و دمپائی به نیت تحقیر به بیدادگاه کشاندید؟ نتیجه اینهمه ارعاب و خشونت را ندیدید؟
شش ماه پیش مردم را خس و خاشاک نامیدید و امروز آنها را گوساله خطاب می کنید، فردا لابد می خواهید فحش رکیک ناموسی به آنها بدهید؟
روزهای اول انگلیس و آمریکا را تحریک کننده مردم خواندید و امروز مرجع تقلید عزل می کنید و مسجد پلمپ می کنید، فردا لابد خداوند را عامل تحریک مردم دانسته و حکم به محکومیتش می خواهید بدهید؟
چه شده که همه چهره های کریه و اشخاص پلید باقیمانده در خیمه پوسیده ولایت فقیه فقط از اعدام و چوبه دار و جوخه مرگ فریاد می کنند؟ اینهمه وحشت برای چیست؟
مردم سبز ایران که هنوز، تا امروز، دست به خشونت نبرده اند، نیازی به آن ندیده اند، شما و حکومتتان و همه قداره بندانتان را در این حد و اندازه ندیده اند که دست به خشونت بشوند. ولی فکر می کنید در دنیایی که از فرمول کوکتل مولوتف تا طرز ساختن هر گونه بمبی در اینترنت در دسترس همگان است، اگر این مردم مجبور شوند خشونت را با خشونت جواب بدهند، نیروهای بی روحیه و فاقد انگیزه شما می تواند پاسخ ارتش میلیونی سبزها را بدهد؟
ما به همه دنیا نشان داده ایم که جز مبارزه مدنی و عاری از خشونت، راه دیگری را نخواهیم رفت و همین راه را نیز برای رسیدن به پیروزی کافی می دانیم، ولی بنفع خودتان است که چوبه دار به رخ مردم نکشید.
در انقلاب 57 نیز اوایل، شعار مردم این بود که شاه باید سلطنت کند نه حکومت، و چنانچه آن رژیم به این خواست حداقلی مردم تن می داد، شاید امروز هم هنوز پابرجا بود، اما آنها راضی به کوچکترین نرمشی نشدند و به اسلحه هایشان نازیدند، اما در برابر جنگ مسلحانه مردم، سه روز بیشتر دوام نیاوردند.
میرحسین عزیز ما با بزرگواری خاص ایرانیان، مطالباتی حداقلی را طرح کرده که شاید پذیرش آن، حکومت و عواملش را از سرنوشتی تلخ برهاند. گرچه همگان بر این باورند که حکومت آنچنان شعورش را باخته که توان درک حقایق را از دست داده است. دلیلش هم همین سردادن آوای شوم اعدام و اعدام و اعدام است.
اگر به روزهای قبل از عاشورا بازگردید خواهید دید که همه گفته ها و نوشته های سبزها، بر پرهیز از خشونت در روز عاشورا و عدم درگیری با سرکوبگران بود، ولی همه این نوشته ها و گفته ها نتوانست مانع از انفجار خشم مردم شود. آنجا که شما حرمت شکستید و گلوله پرتاب کردید و سینه شکافتید و خون ریختید، انفجار احساسات مردم تابع هیچ نوشته و گفته ای نبود.
جنبش سبز با تمام توان، خود را برای دهه فجر و حضور میلیونی در رفراندم مردمی 22 بهمن آماده می کند و هر عمل جنایتکارانه ای هم که تا آن روز موعود از شما سر بزند، هر تعدادی را هم دستگیر و اعدام کنید، دریای خروشان مردم خواهد آمد، باز هم با توصیه های مؤکد بر پرهیز از عدم خشونت و درگیری، ولی فکر می کنید چنانچه در روز 22 بهمن مرتکب حماقتی شوید، خشم مقدس مردم را کسی می تواند مهار کند؟ آیا در این اندیشه هستید که اگر زره پوشهای چینی و تیربارهای روسی را بر علیه مردم بکار ببندید و خونریزی و بیرحمی کنید، مردم برایتان کف خواهند زد و به خانه هایشان خواهند رفت؟
اختلاف جنبش سبز با حکومت در این است که جنبش سبز، نارضایتی و عصبانیت در حال انفجار جامعه را تشخیص داده و بدلیل میهن پرستی و انساندوستی، تلاش نموده تا این خشم ویرانگر را در مسیری مدنی و صلح آمیز هدایت نماید و از خونریزی و خسارات غیرقابل تصور انسانی و مادی جلوگیری نماید، ولی حکومت در هر مرحله تلاش نموده تا این خشم عظیم را تحریک نموده و با سرکوب آن، نابودش نماید. جنبش سبز پتانسیلی که می توانست ویرانگر باشد را با مدنی ترین روشها بپای صندوقهای رأی هدایت کرد، ولی حکومت آرای مردم را دور ریخت و آرای تقلبی خود را بجای آن خواند، جنبش سبز مردم را به راهپیمائی سکوت فراخواند، ولی مقام ولایت فقیه در خطبه های نماز جمعه به آنان اعلام جنگ نمود. جنبش سبز مردم را به نماز جمعه کشانید، ولی حکومت هاشمی را از امامت جمعه حذف کرد، جنبش سبز خواستار تجمعاتی آرام در روز قدس و 13 آبان و 16 آذر شد، ولی حکومت با خشونت و وحشیگری مقابله کرد. و در سرنوشت سازترین فراز این مبارزه مدنی، مردم ایران تصمیم گرفتند تا در روز مقدس و محترم عاشورا، در پناه امام حسینی که حکومت سنگ ایشان را به سینه می زند، و در امان ماه حرامی که به حکم صریح قرآن هر گونه خشونت و خونریزی در آن حرام است، مسالمت آمیز و متمدنانه به خیابانها آمده و ابراز نظر کنند، ولی با جانیانی مواجه شدند که حرمت ماه حرام و حکم قرآن، و احترام عاشورا و امام حسین را زیر پا گذاشته و به رویشان آتش گشودند و ترور کردند و با ماشین از روی مردم رد شدند.
جنبش سبز، در تاریخ این سرزمین، روسفید و با افتخار خواهد درخشید که در برابر همه بی رحمی ها و سرکوبها و خونریزی ها، همچنان بر پرهیز از خشونت و مبارزه مسالمت آمیز پافشاری نمود، و در مقابل، حکومت فعلی، سیاهترین جایگاه را در تاریخ بخود اختصاص خواهد داد که در مقابل اینهمه انسانیت، فقط به جنایت و سرکوب و شکنجه و چوبه دار متوسل شده است.
هر چه خشونت و وحشیگری را شدت ببخشید، به همان میزان خشم مردم در 22 بهمن افزونتر و شدیدتر خواهد بود اما چنانچه عقلانیتی باقی مانده باشد، می توانید برای اثبات ادعایتان که می فرمائید معترضین عده قلیلی هستند، به مردم اجازه راهپیمائی مسالمت آمیز داده و همه خبرنگاران دنیا را هم دعوت کنید تا از این عده قلیل خبر تهیه کنند، شما هم سرافراز خواهید شد که عده مخالفین ناچیز و کم مقدار است. اگر دادن مجوز برای راهپیمائی را مساوی با حضور حداقل 5 میلیون نفر در خیابانها، آنهم فقط در تهران می دانید، کمی به مغزتان فشار بیاورید، چگونه می خواهید این میلیونها معترض را سرکوب و مرعوب نمائید؟
محاسبه واقع بینانه نشان می دهد که در یک راهپیمائی مجاز که امنیت آن توسط حکومت تضمین شده باشد، حداقل 40 میلیون نفر در سراسر کشور در اعتراض به رفتارهای حکومت به خیابانها خواهند آمد. شما با 40 میلیون ناراضی باز هم امید به ادامه حکومتتان دارید؟ و از جنبش سبز می خواهید تا با چنین دریایی از پشتوانه مردمی، در مقابل دیکتاتوری و استبداد سر تسلیم فرود آورد؟

بیانیه پنج روشنفکر دینی در تشریح خواست های جنبش سبز : مسئولیت ولی فقیه در بحران بزرگ و تبعات سنگینش


دوشنبه ۱۴ دى ۱۳۸۸
ببخشيد كه تكراري است اما به دليل اهميت به تكرار آن مي پردازيم :
روزآنلاين : عبدالعلی بازرگان، عبدالکریم سروش، محسن کدیور، عطالله مهاجرانی و اکبر گنجی پنج روشنفکر دینی در اعلامیه مشترکی با عنوان حداقل خواست های جنبش سبز ده خواست اساسی مردم ایران را در مرحله کنونی فورمول بندی کردند.
در بخشی از این بیانیه با اشاره به استبداد دینی آمده است که حکومت مشروعیت خود را در خشونت و کشتار مردم در عاشورا از دست داده است.
امضا کنندگان بیانیه اظهار عقیده کرده اند که کینه و نفرتی که در سی سال گذشته در سطوح مختلف جامعه انباشته شده، بسیار عمیق و ریشه دار است و نتیجه گرفته اند که  این  کینه توان  تخریبی عظیمی دارد که در صورت فوران،  موج گسترده ای از خشونت  را در سطوح مختلف جامعه ایران به بار خواهد آورد.
متن بیانیه
شش ماه پیش میلیون ها نفراز مردم ایران به خیابان ها آمدند تا حق پایمال شده خود در انتخابات خیانت آلود را مطالبه کنند و به تحقیر و توهین مستمر ملت توسط حکومت اعتراض نمایند. دستگاه های امنیتی و نظامی به این مطالبات آرام و مسالمت آمیز، با خشونت و قساوت پاسخ دادند و کوشیدند از حضورمردم در فضای عمومی جلوگیری کنند و جنبش سبز را مرتبط با کشورهای بیگانه و سیاست دولت های غربی معرفی کنند.
تمامیت طلبان تصور می کردند با سرکوب خونین این قیام قانونی، می توان حرکت اعتراضی مردم را همچون گذشته متوقف کرد، اما به رغم همه محاسبات، آتش آگاهی افروخته تر و آهنگ اصلاحات رساتر شد وجنبش را روز به روز بالنده تر و بارورتر ساخت.
 درگذشت فقیه عالیقدر آیت الله منتظری که در پنج دهه گذشته، به خصوص شش ماهه اخیراز حقوق اساسی ملت دفاعی جانانه کرده بود و اینک در حساس ترین شرایط آنان را ترک می کرد، چون "رهبر معنوی جنبش" درخشید و جان تازه ای به جنبش بخشید و  ظلم هائی که بر او رفته بود زبانه های خشم ملت را در آستانه ماه محرم، ماه حق طلبی و قیام علیه استبداد و ستم، بلندتر کرد. اعتراضات مردم، طبق سنت طولانی تاریخ در فرهنگ تشیع، در روز عاشورا به اوج خود رسید و ملت آگاه با درس گرفتن از پیام حسینی  ظلم زمانه را نشانه گرفت.
استبداد دینی که مشروعیت خود را با خشونت و کشتار مردم در روز عاشورا پاک از دست داده بود، از ترفندی نخ نما شده برای تحریک احساسات دینی مردم استفاده کرد و به کمک صدا و سیمای دولتی و بسیج همه نیروهای  تحت فرمان  کوشید صحنه قیام را وارونه کرده جنبش سبز را متهم به توهین به مقدسات و انکار اعتقادات دینی نماید و با  آماج حمله قرار دادن رهبران و چهره های شاخص جنبش سبز و دستگیری احتمالی آنان، این حرکت را به گمان خود به کلی خاموش سازد.
پوشیده نیست که بخشهای افراطی حاکمیت ایران به این دلیل به خونریزی و  خشونت  متوسل می شوند که خود را فاقد پایگاه وسیع اجتماعی و آینده امن می دانند. آنها می خواهند رویارویی نهایی و"روز واقعه "را تسریع کنند تا هم نیروهای مردد درون حاکمیت را  در مقابل عمل انجام شده قرار دهند، هم نیروی عظیم مردمی و خواستاران دموکراسی و حقوق مدنی و سیاسی را به شورشیانی خشونت ورز  تقلیل دهند .
 عملکرد این رژیم، اقشار بسیار متنوعی از جوانان، زنان، گروه های قومی و مذهبی، روشنفکران، روحانیون، دانشگاهیان، کارگران و فعالان سیاسی را به شدت آزرده کرده است. گفتمان "توطئه دشمن" که ولیّ جائر در طول 20 سال گذشته ترویج و از طریق آن دشمن سازی و ایجاد تفرقه  میان ملت می کند (مثل: مطبوعات پایگاه دشمن اند، روشنفکران مزدوران دشمن اند، جنبش سبز توطئه رنگی دشمنان برای براندازی است)، بخش عظیمی از ملت را به جبهه ی دشمن تبدیل کرده که سازمان های سرکوب باید تکلیف آنان را یکسره کنند.
 کینه و نفرتی که در سی سال گذشته در سطوح مختلف جامعه انباشته شده، بسیار عمیق و ریشه دار است. این نارضایتی ژرف توان  تخریبی عظیمی دارد که در صورت فوران،  موج گسترده ای از خشونت  را در سطوح مختلف جامعه ایران دامن خواهد زد.
افراطیون حاکم بر دستگاه های سرکوب،  تعلق خاطری به ایران ندارند و نگران ریخته شدن خون هزاران ایرانی هم نیستند. آن ها به اقلیت بسیار محدودی ازجامعه ی ایران اتکا دارند و تنها ضامن بقای شان اسلحه، شکنجه و ارعاب مردم است. تخصص آن ها خشونت است و خشونت را به مهمترین ابزار نزاع های سیاسی تبدیل کرده اند.
 خشم وخشونتی که امروز شاهد آنیم، اگر به زبان اصلی سیاست در ایران تبدیل شود، عقلانیت و دموکراسی و تحقق آزادی های مدنی و سیاسی را به حاشیه خواهد راند.  زمامداران خودکامه البته کوشش میکنند خشونت را به تظاهرات مسالمت آمیز و پرشکوه میلیون ها ایرانی آزادیخواه تزریق کنند تا چهره دموکراتیک جنبش مخدوش شود، ولی ملت نباید فریب خورده و وارد بازی سازمان های نظامی امنیتی شود.
جنبش سبز ایران در لحظه ی حساس کنونی  به طرح مطالبات مشخص و مقدور، طولانی کردن فرآیند اعتراض و جلب مشارکت گسترده اقشار متنوع جامعه در تعیین سرنوشت خود نیاز دارد.  
این جنبش  به عنوان جریانی که نگران آینده ی کشور و سرنوشت آن است ، باید برتری اخلاقی خود را بر زورگویان و شکنجه گران، همان طور که تاکنون نشان داده، ادامه دهد. در این شرایط وظیفه ی مردم آگاه، جوانان فداکار و نیروهای سیاسی، ترسیم مسیر آینده ی جنبش و تدوین خواست های مشخص سیاسی است تا مدارا و مسالمت را جایگزین خشونت تحمیل شده از سوی سرکوبگران کند.
مخالف حمله و دخالت
جنبش سبز ایران مدافع تمامیت ارضی ایران، مخالف حمله ی نظامی به کشور، مخالف دخالت بیگانگان در تعیین سرنوشت مردم ایران و نگران تحریمهای اقتصادی زیانمند به حال ملت ایران است. این جنبش، مسالمت آمیز و ضد خشونت است. نزاع جنبش با اقتدارگرایان، نزاع بر سر رعایت حقوق بشر و گردن نهادن به خواست های دموکراتیک مردم، تحقق جامعه مدنی، مدارا دینی، به رسمیت شناختن تکثر و تنوع در فضای سیاسی کشور و بالاخره نفی ولایت جائر است.
ما به عنوان بخش کوچکی از جنبش سبز سراسری مردم ایران بر این باوریم که در مرحله ی کنونی مهمترین مطالبات جنبش را می توان به قرار زیر اعلام و بر مبنای آن تحرک آینده ی جنبش و مناسبات آن با حاکمیت را تنظیم کرد. بخشی از این خواسته ها را آقای میر حسین موسوی در بیانیه هفدهم خود آورده است که با توجه به تنگناهای سیاسی داخل کشور جنبه حد اقلی دارد. ما ضمن حمایت کامل از مواضع رهبران جنبش در داخل کشور (موسوی، کروبی و خاتمی) روایت خود را از خواسته های بهینه جنبش سبز مردم ایران در این مرحله به شرح ذیل اعلام می کنیم:
1- استعفای آقای محمود احمدی نژاد و برگزاری مجدد انتخابات ریاست جمهوری تحت نظارت نهادهای بی طرف، لغو نظارت استصوابی، تشکیل کمیسیون مستقل انتخابات با شرکت نمایندگان مخالفان و معترضان به منظور تدوین ضوابط برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه.
2-  آزادی کلیه ی زندانیان سیاسی و عقیدتی و بررسی شکایات موارد مربوط به آزار، شکنجه و کشتار معترضان در ماه های اخیر در دادگاه های علنی با حضور هیأت منصفه و برخورداری از وکیل غیر تحمیلی؛ و جبران خسارات وارده به قربانیان سرکوب های اخیر و خانواده ی آنان.
3-  آزادی کلیه رسانه ها اعم از مطبوعات و رسانه های صوتی تصویری و مجازی، رفع سانسور و توقیف از کلیه ی نشریات توقیف شده، گسترش کانالهای تلویزیونی غیردولتی و ماهواره ای، رفع فیلترینگ از اینترنت، امکان دسترسی آسان به رسانه های فوق الذکر، تصفیه رادیو وتلویزیون از دروغ پردازان و تشنج آفرینان.
4-  به رسمیت شناختن حق فعالیت قانونی احزاب سیاسی، جنبش دانشجوئی و زنان،NGO ها و نهادهای مدنی، اتحادیه های مستقل کارگران و کارمندان، و حق تجمعات اعتراضی مسالمت آمیز مطابق اصل 27 قانون اساسی.
5-  استقلال دانشگاهها، سپردن امور دانشگاهها به شیوه دموکراتیک به دست دانشگاهیان، خروج نیروهای نظامی و شبه نظامی از دانشگاه ها و انحلال شورای غیرقانونی عالی انقلاب فرهنگی.
6.محاکمه عاجل شکنجه گران، قاتلان، آمران و عاملان جنایات گذشته بویژه چند ماه اخیر.
7.استقلال قوه قضائیه از طریق انتخابی کردن ریاست آن، انحلال دادگاههای ویژه غیرقانونی، تصفیه قوه قضائیه از قضات ناعادل و گوش بفرمان، برحذرداشتن مقامات قضائی از ایراد خطابه های سیاسی و اجرای منویات مقامات مافوق (دادگاههای فرمایشی) بجای اجرای بیطرفانه و عادلانه قانون. 
8. خروج نیروهای نظامی انتظامی امنیتی از قلمرو سیاست و اقتصاد و فرهنگ، و اکتفا به وظایف حرفه ای.
9. رعایت استقلال اقتصادی و سیاسی حوزه های علمیه و دولتی نشدن روحانیت. استخدام نکردن تریبون نمازهای جمعه برای صدور احکام خلاف شرع و قانون (از قبیل محارب، مفسد فی الارض، مرتد و باغی).
10. انتخابی کردن، نقدپذیر و پاسخگو کردن همه متصدیان رده اول کشور ومحدود کردن دوره تصدی آنان.
نپذیرفتن این خواستهای بهینه جنبش سبز، و افزودن سرکوب و ارعاب نه تنها ما را از بحران عبور نخواهد داد، بلکه ایران را در بحران عمیق تری فرو خواهد برد، و تبعات سهمگینی از پی خواهد آورد، که مسئولیتش با "صاحب ولایت مطلقه" است.
 

عبدالله شهبازی در مصاحبه با روز: اوضاع به سمت بدتر شدن می رود

با عبدالله شهبازی، پژوهشگر تاریخ، در مورد آخرین بیانیه مهندس میرحسین موسوی، واکنش ها به آن و صحنه عمومی سیاسی ایران سخن گفته ایم. او برغم  تکرار اینکه "اوضاع به سمت بدترشدن می رود" از این امید سخن می گوید که واکنش "عقلا و تعیین کنندگان اصلی جمهوری اسلامی" به پیشنهادات موسوی، مثبت باشد.

با بیانیه مهندس میرحسین موسوی شروع کنیم. نظر شما در مورد این بیانیه چیست؟
به نظر من بیانیه مهندس موسوی، بیش از هر چیز، بیانیه ای بسیار انسانی ست. این بیانیه تجلی ایست از شخصیت خودآقای موسوی، انسانی که هیچگاه قدرت طلب نبوده و از زمانی هم که وارد عرصه این انتخابات شدـ که برای خیلی ها غیرمنتظره بود ـ من با توجه به شناخت شخصی که از ایشان دارم می دانستم هیچگونه جاه طلبی شخصی ندارد و فقط بر اساس احساس تکلیف وارد میدان شده است. این بیانیه هم براساس همین احساس وظیفه نوشته شده که جلوی خونریزی و خشونت بیشتر را بگیرد وهمان طور که عرض کردم، بیش از هر چیز می شود آن را یک بیانیه انسانی خواند. این تحلیل هایی هم که می بینیم، مبنی بر اینکه با زیرکی سیاستمداران نوشته شده و خواسته است توپ را به زمین مقابل بیندازد، شایسته مهندس موسوی نیست.

آرشیو

برچسب‌ها