با این همه ظلمی که سیاهی کرده است .... تردید ندارم که خدا هم سبز است !!!

آخرین اخبار

۱۳۸۸ آذر ۴, چهارشنبه

آیت الله خامنه ای خواستار پایان «بدبینی» به مسئولان جمهوری اسلامی شد


۱۳۸۸/۰۹/۰۴
آيت الله على خامنه اى، رهبر جمهورى اسلامى ایران، روز چهارشنبه از رسانه ها و دستگاه هاى حكومتى خواست تا به آنچه كه «ايجاد اختلاف، بدبينى و شايعه سازى» عليه مسئولان نظام اسلامى خواند پايان دهند و از عملكرد آنها به شدت انتقاد كرد.

رهبر ايران كه در جمع تعدادى از بسيجيان سخنرانى مى كرد «برخى مطبوعات، رسانه ها و دستگاه ها» را متهم كرد كه «دائما به دنبال ايجاد اختلاف، بدبينى و شايعه سازى هستند» و گفت: «اين گونه كارها در جهت خواست دشمن است.»

وى وضعيت سياسى ايران را «فضاى تهمت زنى و شايعه سازى بر ضد مسئولان كشور» دانست و گفت: «مسئولان كشور اعم از رييس جمهور، رييس مجلس، رييس قوه قضاييه و رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، همه كسانى هستند كه زمام كشور را به دست دارند و مردم بايد به آنها اعتماد و حسن ظن داشته باشند.»

اظهارات رهبر ايران در حالى بيان مى شود كه بسيارى از چهره هاى تندرو، سايت ها و روزنامه هاى نزديك به دولت در ماه هاى اخير حملات زيادى به اكبر هاشمى رفسنجانى، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، و خانواده وى انجام داده اند و نقش وى را در نا آرامى هاى پس از انتخابات پر رنگ كرده اند.

اين رسانه ها خواستار احضار و محاكمه فرزندان اين مقام بلندپايه جمهورى اسلامى ایران به اتهام «دست داشتن در حوادث پس از انتخابات» كرده اند.

آيت الله خامنه اى پيشتر نيز در نماز جمعه ۲۹ خرداد خود از آقاى رفسنجانى با صراحت حمايت كرده بود ولى به رغم اظهارات مثبت او در باره رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، از موج حملات اصولگرايان به وى كاسته نشده است.
اصولگرايان و بويژه محمود احمدى نژاد در جريان مناظره تلويزيونى خود با مير حسين موسوى، آقاى رفسنجانى و خانواده وى را به فساد مالى و كارشكنى در حركت دولت متهم كرده اند.

اولویت اصلی جمهوری اسلامی

رهبر جمهورى اسلامى ايران در سخنان روز چهارشنبه خود اولويت اصلى جمهورى اسلامى را «مقابله با جنگ نرم دشمن» دانست كه به گفته وى، «تلاش دارد با استفاده از ابزارهاى فرهنگى و ارتباطى پيشرفته و با شايعه و دروغ پراكنى و استفاده از برخى بهانه ها، ميان آحاد مردم ترديد، بدبينى و اختلاف ايجاد كند.»

آيت الله خامنه اى در عين حال انتقاد مخالفان دولت از عملكرد وزارت كشور و شوراى نگهبان در جريان انتخابات رياست جمهورى را «ترديد افكنى» خواند و گفت: «اين ترديد افكنى ها بسيار مضر است و دشمن هم، همين را مى خواهد.»

معترضان به نتيجه انتخابات كه در ماه هاى گذشته بارها در خيابان هاى تهران دست به اعتراض زده اند مى گويند كه در انتخابات روز ۲۲ خرداد «تقلب هاى وسيعى» صورت گرفته است و مشروعيت دولت محمود احمدى نژاد را به رسميت نمى شناسند.

در جريان اين اعتراض ها بيش از چهار هزار نفر بازداشت شدند و به گفته مخالفان، ۷۲ تن نيز در جريان تيراندازى نيروهاى امنيتى و بسيجى به سوى تظاهرات مسالمت آميز معترضان كشته شدند.

رهبر جمهورى اسلامى در بخش ديگرى از اظهارات خود با اشاره به رهبران مخالفان كه گفته اند از مبارزه خود عليه دولت دست بر نمى دارند، خواستار وحدت شد و گفت: «من اصرار دارم كه آحاد مردم و جريانات مختلف سياسى، همه با يكديگر متحد، در مقابل آن افراد معدودى باشند كه مخالف اصل انقلاب و استقلال كشور باشند و هدف آنها تقديم كشور به آمريكا و استكبار است.»

وى در عين حال خطاب به بسيجيانى كه شعار «مرگ بر منافق» سر مى دادند گفت: نمى شود هر فردى را به دليل يك خطا، منافق ناميد و همچنين نمى توان، هر فردى را به دليل اختلاف نظر و ديدگاه، ضد ولايت فقيه خواند.»

مير حسين موسوي : افسوس بر بسیج اگر تا حد یک حزب سیاسی تنزل کند!



چهارشنبه ، 4 آذر 1388 
میر حسین موسوی به مناسبت فرا رسیدن سی امین سالگرد تاسیس بسیج مستضعفان بیانیه‌ای صادر کرده است. وی در این بیانیه با اشاره به اهداف تاسیس نهاد بسیج مستضعفان، بین عملکرد این نهاد در سال‌های اولیه انقلاب و ماه‌های اخیر مقایسه کرده ودر بخشی از آن آورده است: "بسیجی که امام می‌‌خواست در مقابل ملت قرار نمی‌گرفت، بلکه در کنار مردم و پشت‌سر آنان بود؛ بسیجی که فراتر از جناح‌ها عمل کند و بازوان بلندش همه اقشار را در بر بگیرد؛ بسیجی که از دوستی مردم لذت ببرد؛ بسیجی که به دنبال رفاقت و محبت و یگانگی مردم باشد؛ بسیجی که بدون توجه به اختلافات سلیقه‌ای خود با دیگران حافظ عرض و ناموس‌شان باشد، که آنان یا برادر او در دینند و یا نظیر او در آفرینش؛ بسیجی که حرمت حریم‌های خصوصی مردم راحفظ کند."

متن این بیانیه به شرح زیر است:‌
بسم الله الرحمن الرحیم
پنجم آذرماه سالروز تاسیس بسیج مستضعفان از سوی امام خمینی و فرصتی است تا این نهاد موثر در تاریخ انقلاب اسلامی در معرض نگاهی دوباره قرار گیرد. بسیج چه بود و چه هست و چه باید باشد؟ بسیج را چه چیز ساخت و چه چیز نامدار کرد و قهرمان تمامی سلیقه‌ها و گرایش‌ها در دوره‌ای از تاریخ معاصر این سرزمین قرار داد؟ آن سابقه درخشان و دستاورد بزرگ که بسیج نامیده شد با بودجه‌های کلان و سلاح‌های گران به دست نیآمد. سازماندهی برتر نبود که از بسیج اسطوره ساخت و قدرت نظامی نبود که توانایی‌های بسیج را شکل داد، بلکه نیت‌هایی پاک و عمیق این بنای بلند را برافراشت و اسوه‌هایی را پرورش داد که هنوز هرگاه از آنان نام برده می‌شود گویندگان و شنوندگان، یاران پیامبر (ص) را به یاد می‌آورند.
علاوه بر این، بسیج در تاریخ انقلاب نماد و نهاد شجاعت و ایستادگی ملت ماست. سی سال پیش از این امام بسیج مستضعفان را در مقابله با احتمال حمله نظامی ابرقدرت ها به وجود آورد و این موثرترین اقدام ممکن برای پیشگیری از آن خطر بود. در این سه دهه هیچ سلاحی وجود نداشت که قدرت‌های بزرگ و کوچک مخرب‌تر از آن را در اختیار نداشته باشند و تنها چیزی که آنان را از گزند رساندن به این خاک منصرف و یا پشیمان می‌کرد ملاحظه شجاعت مردمی بود که از قدرت قدرتمندان نمی‌ترسیدند و در دفاع از آرمان‌ها و حقوق خود کوتاهی نمی‌ورزیدند. بسیج قابی بود که این چهره از ملت ما را به نمایش می‌گذاشت.
و بسیج جلوه‌گاهی بود برای ظهور یکپارچگی اقشار و سلیقه‌های گوناگون مردم ما. زمانی که پدر دلسوز ما این نهال را غرس می‌کرد گفت: «کشوری که بیست میلیون جوان دارد، باید بیست میلیون بسیجی داشته باشد». چنین هدفی چگونه می‌توانست تحقق بیابد اگر بسیج به یک سلیقه یا نحله یا فرقه یا قشر تعلق پیدا می‌کرد؟ بلکه مقصود او از ارتش بیست میلیونی ایجاد ‌آن ظرفی و رنگی بود که بتواند تمام، یا لااقل اکثریت عظیمی از رنگ‌های جامعه را در خود جمع کند؛ شبیه‌ترین چیز به پرچم‌های سالار شهیدان (ع) که هر ساله در کشور ما بلند می‌شود و همه اقشار مردم ما، حتی برخی از اقلیت های دینی را گرد خویش می‌آورد.
اگر بسیج به یکی از بزرگترین دستاوردهای تاریخی ملت ما تبدیل شد به خاطر توجه به چنین رمزهایی بود، والا از صرف یک نام چنین هنرهایی ساخته نیست؛ هنر تبدیل انسان‌هایی عادی به لشکر مخلص خدا، هنر پایدار ماندن و پیروز شدن با دستانی خالی و هنر محور و مایه وحدت و سربلندی یک ملت تاریخی و بزرگ قرار گرفتن.
اینک نیز داستان همین است. نوعی از نام‌ها و نشانه‌ها، نوعی از کلمات و ظواهر، نوعی از لحن‌ها و لهجه‌ها، نوعی از جملات و طلسم‌ها.... نیستند که مدرسه‌های عشق و انسان‌های بزرگ می‌سازند. تمامی بسیجیان نامدار و گمنامی که ایمان و ایران به آنان افتخار می‌کند به صرف ادای چند حرف در میادین سابقین قهرمان نشدند. آنان در بوته قرار گرفتند. و در این جهان کیست که در بوته‌های فتنه آزموده نشود؟
احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون / آیا مردم گمان کردند همین که بگویند ایمان آوردیم به حال خود رها می‌شوند و در فتنه‌ها آزموده نخواهند شد؟
و لقد فتنا الذین من قبلهم و لیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین / به تحقیق کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم و خداوند خواهد دانست کسانی را که راست گفتند و خواهد دانست آنانی را که دروغ‌گویانند.
اینک نوبت به وارثان باقری‌ها و باکری‌ها رسیده است. نسل جدیدی که بسیجی نامیده می‌شود امروز در بوته تاریک‌ترین شبهه‌ها و فتنه‌ها قرار دارد. آیا این نسل جدید نیز شبیه به کسانی هستند که جنگ جمل را در رکاب امیرمومنان (ع) مبارزه کردند؟ یا این قیاس‌ها واهی است و کسانی که این‌گونه قیاس می‌کنند بسیج را ماشینی سرکوبگر می‌‌خواهند برای زدن و گرفتن و آزار و حتی قتل انسان‌هایی که تنها جرمشان دعوت به دادگری است؟ چه کسانی جواب این سوال را می‌دانند؟
هویت آن سازمانی که اینک بسیج مستضعفان نامیده می‌شود به راستی چیست؟ دستگاهی بی‌نیت که بفرموده چشمانش را می‌بندد و دست ‌و پای خواهران و برادرانش را می‌شکند، یا نهادی مجهز به عمیق‌ترین بصیرت‌ها که می‌تواند در ظلمانی‌‌ترین شب‌های فتنه راه‌ را از بیراهه‌ تشخیص دهد؟ شب فتنه روز کسانی است که در پاسخ به این پرسش‌ها مردد مانده‌اند.
اذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن. پاسخ پیامبر (ص) را به تمامی این تردیدها بشنوید که وقتی فتنه همچون پاره‌های شب تاریک شما را فرا گرفت باید به قرآن رو کنید. قرآن شفیعی است که اگر به سود کسی شفاعت ‌کند از او پذیرفته خواهد شد و چون به رغم کسی شهادت ‌دهد تصدیق می‌شود؛ کتابی که هرکس آن را پیشوا و پیشارو بگذارد به بهشت می‌رود و کسانی را که به آن پشت کنند به سوی دوزخ می‌راند؛ کتابی که به سوی بهترین راه‌ هدایت می‌کند؛ کتابی که به روشنی و صراحت ما را فرمان می‌دهد تا با راستگویان باشیم.
یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین / ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا پروا کنید و با راستگویان باشید.
ولی اگر معلوم بود کدام گروه راستگو هستند که شب فتنه به پایان می‌رسید. در عین حال این قدر معلوم است که راستگویان دروغ نمی‌گویند. کسانی که در مبارزه سیاسی اصلی‌ترین شیوه‌شان دروغ گفتن است حتما راستگو نیستند؛ تقوا در همدستی‌ با آنان و ایمان سازگار با پیروی‌شان نیست. آیا در این چند ماهه هیچ دروغی نشنیده‌اید؟ ای جماعت مومنان! تقوا کنید و با راستگویان باشید. بسیج چه بود و چه خواهد بود و چه باید باشد؟
بسیجی که امام می‌‌خواست در مقابل ملت قرار نمی‌گرفت، بلکه در کنار مردم و پشت‌سر آنان بود؛ بسیجی که فراتر از جناح‌ها عمل کند و بازوان بلندش همه اقشار را در بر بگیرد؛ بسیجی که از دوستی مردم لذت ببرد؛ بسیجی که به دنبال رفاقت و محبت و یگانگی مردم باشد؛ بسیجی که بدون توجه به اختلافات سلیقه‌ای خود با دیگران حافظ عرض و ناموس‌شان باشد، که آنان یا برادر او در دینند و یا نظیر او در آفرینش؛ بسیجی که حرمت حریم‌های خصوصی مردم راحفظ کند.
امام بسیج را به عنوان ابزاری برای قدرت حاکمان نمی‌خواست، بلکه نهادی برای قدرت مردم می‌دید تا حاکمیت آنان بر سرنوشتشان تضمین نماید. قرار بود رفتار و اندیشه بسیجی در مردم اثر کند، نه آن که قدرت بسیج بر سر مردم فرود آید. قرار نبود بسیج جیره‌خوار دولت شود و به ازای دستگیر کردن مردم در اجتماعات پاداش سرانه بگیرد. افسوس بر بسیج اگر تا حد یک حزب سیاسی تنزل کند؛ این آن چیزی نیست که امام ما برای بسیجیان می‌خواست. قرار نبود بسیج به دستگاهی تبدیل شود که اختیار انتخاب و آزادی رای را از مردم بستاند.
برادران بسیجی من! کدام عیب و کاستی در آرزوهای امام برای بسیج وجود داشت که از آنها کناره گرفته ‌شود؟ و چرا باید چهره‌ای که با زحمات گذشتگان شما پدید آمد به کدورت‌ها آلوده گردد؟ شما خود با مردمید و از مردمید. مفاهیمی که فطرت مردم آنها را می‌پسندد چرا باید در نزد برخی از دوستان بسیجی ما نفرت ایجاد کند؟ کدام زشتی در نام‌هایی چون آزادی وجود دارد که وقتی بر زبان می‌آید قلب بعضی از آنان را مشمئز می‌کند، گویی که نام بزرگترین گناهان باشد؟ حال آن که هنوز بزرگترین میعادگاه‌ها در اکثر شهرهای ما به نام آزادی خوانده می‌شوند.
مگر نمی‌گوییم عنوان‌هایی چون حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق اقلیت‌ها، و امثالشان محمل‌هایی است تا قدرت‌ها ریاکارانه خویشتن را به آنها الصاق کنند و سیمایشان را زیبا جلوه دهند؟ چرا آنهایی که قاعدتا باید صاحبان اصلی و اصیل چنین آرمان‌هایی باشند از آنها فاصله می‌گیرند؟ مگر می‌خواهند مکتب‌شان کریه جلوه کند؟ چرا این مفاهیم را لعن می‌کنیم و ملاک بی‌دینی قرار می‌دهیم؟ دینی که چونان یک بوته گل دلخواه برای بشر ارمغان آورده شد، از بس که آموزه‌هایش ملایم و موافق با فطرت بود. مبادا آن را تبدیل به یک بوته خار کنیم تا هرکس با هر گوشه از آن تماس می‌گیرد زخمی شود؛ زخم‌هایی از نوع آنچه جوانان ما در خیابان‌ها می‌بینند.
بسیج نیز سی سال پیش از این همچون یک بوته گل و یک پارچه نور متولد شد. آیا اگر کسی رجعت به آن عهد نورانی و نخستین را بخواهد به انقلاب پشت کرده است و دست به براندازی نظام زده است؟ آیا اگر کسی بازگشت به نسخه اصیل انقلاب اسلامی را طلب کند، آیا اگر کسی خواستار آن اسلام ناب محمدی که امام منادی و معرف آن بود باشد و از خرافه‌پرستی‌ها و قشری‌گری‌هایی که با نام دین به مردم فروخته می‌شود بیزاری بجوید، آیا اگر کسی اجرای بدون‌تنازل قانون اساسی را دنبال کند، آیا اگر کسی از وفاداری به عهدهای ایمانی و انسانی بپرسد جز به دادگری فراخوانده است؟ آیا چنین کسانی باید در خیابان‌ها کتک بخورند، در زندان‌ها شکنجه ببینند و به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شوند؟ آیا اسلام و قرآن اجازه می‌دهد مردمی که با مسالمت حاکمانشان را به عدالت امر می‌کنند کشته شوند؟
و یقتلون الذین یامرون بالقسط من الناس فبشرهم بعذاب الیم / و مردمی را که به دادگری امر می‌کنند به قتل می‌رسانند، پس آنان را به عذابی دردناک بشارت ده.
بسیج چه بود و چه خواهد بود اگر به مسیری که پیش‌رویش گذاشته شده است ادامه دهد؟ آن نیرویی که یک زمان نماینده شجاعت ملت ما بود آیا اینک به کار گرفته شود تا ایرانیان را بترساند؟ کاملا پیداست که آخرین و تازه‌ترین راهبرد اقلیت اقتدارطلب ایجاد هراس در مردم است. آیا لباس‌های مخوف می‌پوشند و ‌در خیابان‌های شهر آرایش‌های نظامی به خود می‌گیرند تا هم‌وطنانشان را مرعوب کنند؟ یا مردم را می‌ترسانند چون خود می‌ترسند؟ یا فرزندان انقلاب را به هفت سال و ده سال و پانزده سال زندان محکوم می‌کنند تا به خود تسلی داده باشند؟ و فکر نمی‌کنند که با این رفتارهای کوته‌بینانه چگونه امنیت ملی کشور را در معرض خطر قرار می‌دهند.
کافی است مردم بترسند تا پای قدرت‌ها به مرزهای این بوم باز شود. کافی است سمعه شجاعت این ملت خدشه‌دار گردد و بیگانه در دلاوری و استواری آنان تردید کند تا خواب های سی ساله تعبیر شود. به دو کشور همسایه ما که اینک در اشغال خارجی قرار دارد نگاه کنید. در هر دو آنها نخست مردم ترسانده شدند و ترسیدند. ظاهرا قدرت‌ها با شعار آزادی‌بخشی به این دو کشور قدم گذاشتند، در عین‌حال که وقتی ابوغریب‌ها را به راه می‌انداختند طمع خویش را در چهره‌های وحشت‌زده مردم پنهان نکردند.
آنها با صراحتی که بیشتر از آن ممکن نبود به مردم این دو کشور می‌گفتند شما همان‌هایی هستید که از صدام و طالبان وحشت داشتید، پس اینک حق آن است که از سلاح‌های رعب انگیزتر ما بیشتر بترسید. حتی تروریست‌های افراطی هنوز به آن امید که بتوانند همچون خونخواران پیش از خود بر هراس مردم این کشورها حکومت کنند آنان را بیرحمانه می‌کشند. قربانیان ددمنشی‌های صدام و طالبان هنوز دارند تاوان ترس خود را می‌پردازند، کما این که ملت ما هنوز امنیت و آرامش خویش را مرهون شجاعت و استحکامی است که در طول سی سال گذشته به نمایش گذاشت.
حال کسانی در داخل کشور می‌خواهند این سرمایه را از ما بگیرند. در مقابل نمایش‌های آنان مردم یا نمی‌ترسند، که نمی‌ترسند، و این آخرین حربه هم از آنان سلب می‌شود، و یا خدای ناکرده می‌ترسند. در آن صورت آیا اسباب‌بازی‌های جنگی از تمامیت این کشور حفاظت خواهدکرد؟
بسیج در تاریخ معاصر ما نه فقط یک نام، بلکه یک عملکرد بود که هرگز از آن بی‌نیاز نمی‌شویم؛ تا جایی که اگر معدودی از متصدیان این عملکرد ماموریت‌های خود را فراموش کنند لازم است ما مردم خود آنها را بر عهده بگیریم. ضرورتی، حتی به مراتب مهم‌تر از آرمان‌های جنبش سبز ما را مجبور می‌کند که اجازه ندهیم کسی در ترسیدن ما طمع کند.
و بدانیم که بالاتر از سیاهی رنگی نیست. ترساندن آخرین تیر ترکش است. مخالفانتان اشتباه کردند و در مقابل مسالمت و مقاومت شما آن را به کار بردند تا اگر کارگر نشود چاره‌ دیگری نداشته باشند. چاره راستین آنها هم خود شمایید، روزی که از مخالفان خود بپرسید آیا پرچم‌های رنگارنگ شما نیز به معنای اصرار بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی است، و اگر آری گفتند آنها را بپذیرید. آن روز وقتی است که همه با هم سبز می‌شویم.
میر حسین موسوی
۱۳۸۸/۰۹/۰۴

نامه عباس امیرانتظام به حنا مخملباف

نامه عباس امیرانتظام اسطوره مقاومت ایران به حنا مخملباف کارگردان جوان سینما برای اهدای جایزه اش به او .



سرکار خانم حنا مخملباف،

بسیار خوشوقتم که یکی از هموطنانم، با استعداد فطری خود در فن کارگردانی و تهیه فیلم برنده جایزه بین المللی شده است. این نشانه از استعداد و توانائی این ملت بزرگ و تاریخی است ، آن را به شما تبریک می گویم.

تعدادی از کارهای شما و پدر هنرمند و وطن پرست شما را دیده و تحسین کرده ام.

من به وجود شما و افرادی که با خلاقیت های خود نام پرافتخار ایران را در جهان طنین انداز می‌کنند افتخار می کنم و به امید روزی هستم که وطن عزیزمان آزاد و مردم آزاده ایران بتوانند در کنار هم به ساخت ایران نوین بپردازنند.

دخترم ، از اینکه با حق شناسی خود جایزه پرافتخار خودتان را به من هدیه کرده اید بسیار سپاسگزارم. اکنون که این نامه را می نویسم سی سال است که در زندانم آن هم به دلیل خدمتگذاری و تهیه " طرح انحلال مجلس خبرگان" که دولت موقت با اکثریت مطلق آرا آن را تصویب کرد ولی آقای خمینی آن را وتو و مانع انجام آن شد.

هدف من از تهیه آن طرح قانونی این بود که حکومت دینی بر سر کار نیاید و خاطره تلخ تاریخ حکومت تفتیش عقاید را که در سال های (1000 تا 1300 میلادی) به مدت سه قرن و فجایعی که در آن زمان انجام گرفت تکرار نشود.

پس از اینکه زعمای حکومت دینی فهمیدند که تهیه کننده طرح من هستم ، مرا متهم به جاسوسی برای امریکا کردند. ولی من ، این سال ها را باافتخار در زندان گذراندم و هرگز تسلیم به قبول اتهام نشدم و به شدت آن را رد کردم.

دخترم در حال حاضر هنوز زندانی هستم و با استفاده از مرخصی استعلاجی در منزل به مداوای خودم مشغولم و دائماً به فکر ایران و هموطنانم هستم که اسیر این نظام دینی شده اند.

من آرزوی موفقیت های بیشتری را برای شما و پدرتان دارم و امیدوارم روزی در ایران شما عزیزان را در آغوش گیرم.

سایت من به قرار زیر است : http://www.iran-amirentezam.com/

به امید آزادی ایران

پاينده باد ايران ، پر رهرو باد راه پويندگان راه آزادی و عدالت

با احترام

عباس اميرانتظام

تهران- چهارم آذر ماه سال ۱۳۸8

تاكتيكِ جديدِ كودتاگران برایِ حذفِ جنبشِ سبز : تغيير روحِ حاكم بر جنبشِ سبز

وحشتی كه روز به روز، در روح و روانِ كودتاگران، بيشتر رخنه ميكند، مانند سرطانی به جانشان افتاده و هيچ چاره اي براي درمانش ندارند.
قبل از روز قدس، اعتباری به جوش و خروش جنبش سبز براي حضور در اين روز نميدادند.يكي دو روز مانده به روز قدس، سپاه بيانيه داد و به خيالِ خود مردم را براي حضور ترساند.نتيجه حضور ميليوني مردم بود.
برايِ 13 آبان، كودتاچيان، كه طعم تلخِ شكست در روز قدس را چشيده بودند، از دو سه هفته قبل مصاحبه ها را شروع كردند و تا جايي كه ميتوانستند، جنبش را تحقير و تخريب كردند.اما 13 آبان باز هم، مردم ميليوني آمدند و نكته جالب اينكه اينبار به صورت پراكنده حضور يافتند و عملاً نيروهاي بسيجي نتوانستند مانع از برگزاري مراسم شوند.علاوه بر آن، 2 شهر تبريز و مشهد هم به تهران و اصفهان و شيراز و اهواز پيوسته بودند.
براي 16 آذر هم از حالا بيانيه ميدهند و تا ميتوانند دستگير ميكنند، اما باز هم در صدر خبرها، “خيز جنبش سبز در دانشگاهها براي 16 آذر” قرار دارد.
اما ساده لوحي است كه تصور كنيم كودتاگران اين روزها دست روي دست گذاشته اند تا هر روز بر عمرِ جنبش و تجربه یِ آن اضافه شود.اگر آنها تا به حال موفق به سركوبِ جنبش سبز نشده اند، هشياري تك تكِ سربازانِ سبز بوده، از ميرحسين و كروبي و خاتمي بگيريد تا پيرزني كه در تجمعات شركت ميكند.وگرنه انواع و اقسام روش ها را براي مقابله بكار برده اند.ايجاد تفرقه بين مردم و رهبران، تلاش براي راديكال كردن شعارها، تلاش براي سوق دادن جنبش به سمت خشونت، دستگيريهاي گسترده، طرح مسائلِ انحرافي، محاكمه و اعدام، ايجاد جو رعب و وحشت، ارسال اس ام اس هاي رندوم براي ترساندن مردم، تحقير جنبش در سخنرانيها، ايجاد ياس و نا اميدي در بين مردم مبني بر اينكه اين جنبش نتيجه اي ندارد؛ و هزار و يك ترفند ديگر كه تا بحال هيچ كدام نتيجه نداده.
اما تاكتيكِ جديدي كه بنظر ميرسد كودتاگران اين روزها درصدد انجام آن هستند، استحاله یِ جنبش از طريق ايجاد شك و ترديد و دروغ در اصلِ كودتایِ 22 خرداد، است.
يكي مصاحبه ميكند كه آخرين گزارش ها در روزهاي منتهي به 22 خرداد، نشان ميداد كه انتخابات به مرحله دوم ميكشد،از آن طرف برادر طائبِ معروف، سخنراني ميكند كه اصلاً در قم، كروبي 4 راي بيشتر نداشت و در تهران هم فقط قشر بالایِ جامعه به ميرحسين راي دادند و پايين شهر چنين نبوده.محسني اژه اي هم كه انگار مسئله یِ تجاوز ها تازه مطرح شده، باز مصاحبه ميكند كه صحبت هایِ كروبي 1% هم راست نيست و همگي دروغ هستند.باز از آن طرف، تخريب ها بر ضد پسر هاشمي تشديد ميشود.
اما با چه هدفي اين گفته ها بيان ميشود ؟ خيلي ساده، آنقدر مسئله اي را تكرار ميكنند تا در اذهان جا بيندازند و از طرف ديگر آنقدر دروغ ها را بزرگ ميكنند تا قبولش راحت تر باشد.
مثلاً وقتي زاكاني ميگويد كه گزارشها مبني بر اين است كه انتخابات به دور دوم كشيده ميشده، سمت و سوي بحث ها و خبرها به اين سمت ميرود كه خب شايد واقعاً احمدي نژاد آنقدر راي داشته كه به دور دوم برود.در حالي كه اكثريت مردم بخوبي ميدانند به چه كسي راي داده اند و ميرحسين در همان دور نخست با اختلاف حداقل 10 ميليون، پيروز انتخابات هست.
بايد هشيار بود، جنبشِ سبز بروي حداقل ها اتحاد دارد و نبايد پا را فراتر گذاشت. بعضي از دوستان خرده ميگيرند كه چرا ميرحسين در بيانيه هايش از امام ميگويد. دوستان فراموش نكنيم، روزي كه تصميم گرفتيم به كروبي يا موسوي راي بدهيم، هيچ كدام از اين دو عزيز كانديداي ايده آل نبودند، اما به حكم عقل مردم به يكي از اين دو عزيز راي دادند و همين عقلانيت باعث شد كه در 1 شب، امپراطوري ظلم و دروغ بشكند.
در حالِ حاضر هم نبايد از ميرحسين يا كروبي انتظار داشت كه باورهايشان زير پا بگذارند و به خميني فحش دهند.كه اگر هم فحش بدهند، دردي از اين مردم دوا نميشود.
پس احساسات را كنار بگذاريم، بايد با اتحاد، حولِ خواستِ حداقلي “اجرايِ بي كم و كاست قانون اساسي و رفراندوم” تمامِ سناريوهاي كودتاگران را رسوا كرد.
به نظرم مشخصه هايي كه تا آخر بايد بروي آن پافشاري كرد اينها هستن :
1| پرهيز از خشونت
2| پرهيز از تندروي و كندروي و شعارهاي انحرافي
3| اجماع بروي حداقل ها
4| تا زماني كه جواب نگرفتيم به دنبال “راي دزديده شده یِ” خود باشيم.در واقع شعار “راي من كجاست” . چون مشخص شدن جواب همين سوال، بتنهايي، ريشه یِ سرچشمه هایِ قدرت را ميخشكاند.
5| پيگيري قتل ها و تجاوزات
6| استقامت بدون عقب نشيني از اصولمان تا پيروزي و پرهيز از هرگونه سازشكاري

۱۳۸۸ آذر ۳, سه‌شنبه

برقراري حكومت نظامي اعلام نشده در تهران

آژانس ايران خبر - ۱۳۸۸/۹/۳
خيابان ها و ميادين شهر تهران براي دومين روز متوالي در تسخير مامورين حكومتي است.
براي دومين روز متوالي اكثر خيابان ها و ميادين اصلي تهران شاهد حضورگسترده نيروهاي انتظامي است.
از ديروز دوشنبه دوم آذرماه تعداد بسيار زيادي از نيروهاي امنيتي در سطح شهر تهران مستقر شده اند.
امروز سه شنبه نيز مامورين در سطح شهر حضور بسيار محسوس و پررنگي دارند اين نيروها كه مجهز به باتوم و سلاح گرم مي باشند؛ در خيابان هاي اصلي و ميادين بزرگ با فاصله بيست؛ سي متري استقرار يافته اند و همه چيز را كنترل مي كنند.
از محدوده هايي كه به شدت توسط نيروي انتظامي كنترل مي شوند مي توان به مسير هايي مانند از ميدان انقلاب تا انرژي اتمي؛ از ميدان توحيد تا وزارت كشور و از ابتداي بلوار كشاورز تا ميدان وليعصر نام برد.
با توجه به گستردگي محدوده كنترلي توسط نيروهاي امنيتي و تعداد بسيار بالاي مامورين به كار گرفته شده در اين برنامه احتمال برقراري يك نوع حكومت نظامي اعلام نشده در شهر وجود دارد. 


در آستانه روز دانشجو صورت گرفت:احضار 100 دانشجو در اهواز به کمیته انضباطی


شبکه جنبش راه سبز(جرس):در آستانه 16 آذر روز دانشجو نزدیک به 100 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اهواز به کمیته انظباطی این دانشگاه احضار شدند.
این احضار ها به دنبال اعتراضات دانشجویی دانشگاه آزاد اهواز و خصوصا تجمع دانشجویان این دانشگاه در روز 13 آبان که منجر به تعطیلی دانشگاه شد و همزمان با تشدید فشار و تهدید دانشجویان صورت گرفته است.
از  نزدیک به 100 دانشجوی این دانشگاه که به کمیته انظباطی احضار شدند اغلب به اخراج و تعلیق های بلند مدت تعدید شدند و برای برخی از دانشجویان  نیز احکام سنگین انظباطی صادر شده است.
سایت رویداد خبر داده که در همین حال بیش از ۵۰ نفراز دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد نیز به دلیل آنچه که از سوی مسوولین حضور در تجمع ۱۳ آبان خوانده شده، به کمیته انظباطی فراخوانده شدند.
در آستانه 16 آذر، روز دانشجو، بسیاری از فعالان دانشجویی در شهرهای مختلف نیز احضار یا بازداشت شده اند.

روز 16 آذر در دانشگاهها محصور نشویم

ویژگی یا تفاوت حرکت اعتراضی در روز ١۶ آذر با سایر حرکتها در این است که از دانشگاه سرچشمه می گیرد و با مناسبتی که در دست رژیم باشد همزمانی ندارد. حرکتی کاملا مستقل. همین استقلال از چند جهت آن را شکننده می کند و همچنین نیازمند محاسباتی دقیق برای بالا بردن سطح تاثیرگذاری است.
به دلیل اینکه مناسبتی که رژیم و طرفداران آن نیز در آن شرکت داشته باشند در کنار آن وجود ندارد، حفاظ ایمنی حرکتهای قبلی برداشته شده است. برای همین رژیم نیز امیدوار است که در این روز با به خشونت کشیدن راهپیمایی، انتقام خود را از حرکتهای قبلی بگیرد. باور کودتاچیان این است که چون در روز ١۶ آذر طرفداران آنها در خیابان نیستند (به جز بسیجیان و نیروهای سرکوبگر) هرگونه اقدامی صورت گیرد، خبر آن بین مردم چندان انتشار نخواهد یافت.
مساله دیگر، گستردگی دانشگاههاست. شاید برای نخستین بار تمامی شهرستانها در این روز به جنبش درآیند. این مساله نیز باعث نگرانی رژیم می شود. بنابراین سعی می کند حرکت را در محدوده دانشگاه محدود و محصور کند تا از تاثیرات آن بکاهد. همچنین از این طریق بتواند کنترل بیشتری بر حرکتها داشته باشد.
بهترین روش در این میان برای جنبش سبز در این روز این است که از یک سو از هرگونه خشونت بپرهیزد. خشونت در این روز بهانه به دست سرکولبگران خواهد داد تا راحت تر و توجیه پذیرتر به سرکوب بپردازد. بنابراین از هرگونه دعوت به خشونت یا همراه شدن با کسانی که شعار خشونت می دهند بپرهیزید.نمی خواهیم بهانه سرکوب بیشتر پدید آید و آتش جنبش به خاموشی گراید.
از سوی دیگر نباید در دانشگاهها محصور شد. دانشجویان اگر هم حرکت خود را در این روز در دانشگاهها آغاز می کنند، باید بسرعت به خیابانها منتقل کنند. در خیابان از یک طرف جنبه های تبلیغی بهتری پیدا می کند و از سوی دیگر در صورت برخورد رژیم- که سابقه نشان داده حتما اتفاق می افتد- امکان مانور بیشتری برای معترضان وجود خواهد داشت و می توانند به کوچه ها و خیابانهای اطراف سرازیر شوند.
نکته دیگری که همگی باید بدان توجه داشته باشیم این است که این حرکت اگرچه در روزی برگزار می شود که نام دانشجو بر خود دارد، تنها متعلق به داشنجویان نیست. بنابراین باید تمامی مردم را برای این حرکت اعتراضی فراخواند.
امیدوار باشید. پبروزی نزدیک است .
به نقل از وبلاگ كمي تا قسمتي ابري

حسین طائب در گرگان دختران فعال در ستاد موسوی را فاحشه خواند !

سه شنبه هفته قبل ( 26 آبان ) ساعت 3 بعدازظهر ، حسین طائب فرمانده سابق نیروی مقاومت بسیج در همایش سیاسی بسیج اقشاری سپاه نینوا استان گلستان که در محل دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان برگزار شد سخنان جنجالی و عجیبی مطرح کرد . نکته اول اینکه این همایش در خفا و بدون هیچ پلاکارد و پوستر در سالن رشد دانشگاه منابع طبیعی گرگان برگزار شد و دعوتنامه جلسه برای بسیج ادارات در ساعت 12 ظهر فاکس شد . اما یکی از دوستان سبز من در دانشگاه منابع طبیعی گرگان که شخصا در این جلسه حضور داشت و زحمت عکسها را هم کشیده ، تعدادی از جملات عجیب آقای طائب را برای من بازگو کرد :
1 : در سال 73 یا 74 یک باند جاسوسی پیدا کردیم که در برجی مجلل در اتوبان مدرس تهران فاحشه تربیت می کرد برای منحرف کردن مسئولین نظام . یکی از گردانندگان این باند مهدی هاشمی ، پسر آقای هاشمی رفسنجانی بود که بلافاصله دستگیر شد . اما با اعمال نفوذ پدرش تعدادی از مدیران وزارت اطلاعات منتقل و مهدی و سایر اعضای باند آزاد شدند . دختران و زنان فاحشه شاغل در آن باند نیز در انتخابات 22 خرداد در ستاد دختران فیروزه ای مهندس موسوی مشغول فعالیت شدند !! ( در اینجا آقای طائب صفتی را که شایسته خواهر و مادر و زن خودش است به دختران پاکدامن و روشن فکر فعال در ستاد مهندس موسوی نسبت داد )
2 : در قم ( یا شاید یکی از محلات قم ) 6 رای به نام جومونگ و 4 رای به نام کروبی بود . یعنی رای آقای کروبی از رای جومونگ کمتر بود .
3 :اگر همین الان موسوی و هاشمی و خاتمی دستگیر شوند هیچ اتفاقی نمی افتد . حتی دو تا گاو به هم شاخ نمی زنند !
4 : برنامه اصلاح طلبان این بود که موسوی رییس جمهور و خاتمی رهبر شود ! و فاتحه نظام را بخوانند
5: 4 – 5 روز مانده به انتخابات مسئولین ستاد مهندس موسوی با رفسنجانی جلسه داشتند . مسئول ستاد قم گفت : من امیدی ندارم . علتش هم اینکه اکثر طرفداران آقای موسوی به کنترل موالید معتقدند . اگر دقت کنید در این ماشینهایی که برای موسوی تبلیغ میکنند یک مرد و یک زن و حداکثر یک سگ !! داخل ماشین است .شما منتظر باشید روز انتخابات طرفداران احمدی نژاد مثل مور و ملخ از محلات پایین شهر رای میدهند . در نتیجه قرار شد نظر سنجی انجام شود و یکی دو روز مانده به انتخابات مطمئن شدد که رای نمی آورند ( این را باور کنیم یا گفته های آقای زاکانی ، نماینده مجلس مبنی بر نظر سنجی وزارت اطلاعات و شورایعالی که نتیجه اش کشیده شدن انتخابات به مرحله دوم بود )
6 :پیاده نظام دشمن که در دانشگاهها تربیت شده توانست با شعار الله اکبر عده ای از مردم را همراه کند . طوری که روز دوشنبه پس از انتخابات 700 هزار نفر بین میدان انقلاب و میدان آزادی تجمع کردند ( دقت کنید ، فقط 700 هزار نفر ، آدم شمردن این آقاین هم مثل رای شمردنشان است ) وقتی غروب دیدند خونریزی ای که انتظارش را داشتند از طرف نظام صورت نگرفت لذا حمله کردند به یک پایگاه بسیج و 7 نفر از جمله یک مادر و دختر کشته شدند . اما تیر آنها به سنگ خورد و آن مادر و دختر از خانواده حزب اللهی بودند که درخواست دیدار آقای موسوی را رد کردند . فردای آن روز سه هیات به دیدار خانواده آن مادر و دختر رفتند و گفتند تا شنبه یا یکشنبه هفته بعد صبر کنید ، کار نظام تمام است و ما یک تشییع جنازه آبرومند برای شما برگزار می کنیم . اما جواب رد شنیدند .
7 : تا روز جمعه با اغتشاشگران مماشات شد . سخنرانی آقا آبی بود بر تهران ( به قول دوستم بنزینی بود بر تهران) . روز شنبه مردم صف خودشان را جدا کردند و فقط پیاده نظام دشمن در خیابانها ماند .آن هم چه کسانی ؟ بچه های که از پونک و نیاوران بودند . اینها چنگال رو با دستمال کاغذی بلند می کنند . باتوم خور نبودند . همین که باتوم رو دیدند فرار کردند .
8 : الان شما در اینترنت نروید . یک قرون خبری از بحران در کشور نیست . کدوم بحران . مردم مشغول زندگی خودشان هستند
دو تصویر از این جلسه :
http://www.image-upload.net/viewer.php?file=kepopctg31om55wngmh.jpg
http://www.image-upload.net/viewer.php?file=kepopctg31om55wngmh.jpg

جوانان اصلاح‏طلب طی بیانیه‏ای تاکید کردند:"از راهی که در پیش گرفته‏ایم باز نمی‏ایستیم"

سه‌شنبه، 3 آذر 1388

شاخه جوانان جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب و ستاد جوانان 88 به مناسبت فرا رسیدن روز "عرفه" بیانیه مشترکی به شرح زیر صادر کرده‏اند:

بسم رب قاسم‏الجبارین
خداوندا؛ بیش از 150 روز است که یاران و عزیزان ما را در بند کرده اند. یارانی که خود آگاهی، از پاکترین و شریفترین مردمان این روزگارند. یارانی که جز احقاق حق و حقیقت چیزی نخواستند و در این راه خستگی ناپذیر گام برداشتند. یارانی که حرف و عملشان یکی بود؛ نه چون ریاکاران؛ «چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند» و اینها خود از دیدگاه خودکامگان و شیفتگان قدرت، گناهی نا بخشودنی است. پس آن ها را به بیدادگاه های خود کشاندند و برایشان حکم صادر کردند که نه توجیهی شرعی دارد و نه قانونی. فارغ از فقدان توجیهات شرعی، قانونی و عرفی ، از توجیه آن نزد افکار عمومی نیز عاجز مانده اند .
در این وانفسا و این شرایط دشوار، دست به اعتراض زدیم؛ تحمل نکردند؛ سعی داشتند فریادهایمان را در گلو خفه کنند. نتوانستند. قلم ها شکسته شد و خانواده های چشم انتظار عزیزان خود، تحت شدیدترین فشارها قرار گرفتند. به سوی تو روی آوردیم و تنها تو. جز تو فریاد رسی نداریم و نداشتیم که به گفته مولایمان حسین (ع) «للدعوات سامع و للکربات دافع و للجبابره قامع» هستی. ( دعای بندگان را مستجاب می گردانی، بلاها را از میان می بری و ظالمان را سرکوب می کنی). اما این را هم تاب نیاوردند. گویا نام بردن از اسم تو هم جرم شده است و تاوانی بس سنگین دارد. خودت شاهد بودی که چگونه چون سپاهیان کفر به یاران ما که تنها نام تو را از زبان مولای متقیان، علی(ع)، کمیل گونه فریاد می کردند حمله بردند و به همین جرم آن ها را در بند کشیدند.
آیا جز این است که بار دیگر تاریخ است تکرار می شود؟ آیا این رفتار با رفتار جباران و زورگویان تاریخ تفاوتی دارد؟ همانها که در کتابت فرمودی " قل سیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبة المجرمین" (سوره نمل آیه 69). مگر نمرود نبود که ابراهیم خلیل الله را به جرم توحید تو به آتش انداخت؟ مگر فرعون نبود که پیروان موسی کلیم الله را را به جرم یگانه پرستی به صلابه کشاند؟ مگر کافران نبودند که می خواستند تا عیسی روح الله را به گناه دعوت به سوی تو به صلیب بکشانند؟ مگر قریشیان نبودند که یاران محمد حبیب الله را به جرم روی گردانی از بت های روزگار به سوی تو به بند می کشیدند و شکنجه می کردند و فریاد های "احد، احد" آن ها را تاب نیاوردند؟
مگر زورمداران و قدرت پرستان نبودند که علی (ع) را تنها به گناه حق گویی و عدالت خواهی و تنها برای آن قدرتی که به گفته مولای متقیان از "آب بینی بز" هم بی ارزش تر است، 25 سال به نام دین در غربت و انزوا قرار دادند و مگر داعیه داران مستبد دین نبودند که حسین (ع) را خروج بر ولی امر زمان خود و مرتد خواندند و او را به همراه بهترین مردمان آن روزگار، مظلومانه در صحرای کربلا به شهادت رساندند و خاندانش را به اسارت بردند؟ نمی خواهیم بگویم که آنچه امروز بر ما می رود، همان است که بر ابراهیم و عیسی و محمد و علی و حسین رفت. نه خود داعیه دار آن معصومان شایسته خداییم و نه مخالفانمان را در جایگاه دشمنان آنها می دانیم؛ اما چه کنیم که آنچه می بینیم همان است که در تمام طول تاریخ از آدم تا خاتم بارها و بارها تکرار شده و می شود.
سردمداران زر و زور و تزویر در توهمی سخت به سر می برند. به خیال واهی خود گمان می کنند ما با این برخوردها از راهی که در پیش گرفته ایم باز می ایستیم. اما چه خیال باطلی؛ نه این برخوردها و نه زندان کردن ها، هیچ کدام نمی توانند حرکت ما را باز ایستانند و از کسی جز خداوند برای ادامه راهمان و آزادی اسرای در بندمان و پس گرفتن حق و حقوقمان یاری نمی جوییم و دست به سوی آستان او بلند می کنیم که اوست " مقیض الرکب لیوسف فی البلد القفر و مخرجه من الجب و جاعله بعد العبودیه ملکا یا راده علی یعقوب بعد ان ابیضت عیناه من الحزن فهو کظیم" آنکه قافله مصر را برای نجات یوسف در بیابان بی آب و علف نگاه داشت و از قعر چاه به بیرون آورد و پس از بندگی به اوج پادشاهی رسانید و او را به یعقوب پس از آن که دو چشمش را از حزن و اندوه از دست داد باز گردادند."
خداوندا ما دست از خواندن تو و یاری طلبیدن از تو نمی کشیم. ما می دانیم که تو "دوستدارانت را به عزت خود عزیز می گردانی" ما می دانیم که تو "پادشاهان را افسار مذلت به گردنشان نهادی که سخت از قهر و سطوت تو هراسان و ترسانند" پس با اتکا به تو و امیدوار به کرم و عزتت ایستاده ایم و راه سبز اولیایت را ادامه می دهیم. روز عرفه نزدیک است؛ روزی که امام شهیدان، یکی از دو سرور جوانان اهل بهشت هم در اوج ظلم داعیه داران دین زمان، در گلایه از دشمنان جد خود که در آن دوره پرچم دروغین حمایت از آیین او را برافراشته بودند، به بیابان عرفات پناه برد و رنج های خود را تنها با خدای خود بازگو کرد.
ما جوانان سبز در سراسر ایران نیز به اقتدا از امام شهیدان در هرکجای ایران که باشیم، دست به سوی درگاه خداوند بلند می کنیم و از او و تنها از او می خواهیم سایه های تاریک بی عدالتی را از روی سر مردمانی که یک روز به عشق عدالت و آزادی برای اسلام قیام کردند کنار بزند، درهای زندان ها را گشوده و دوستان دربندمان را سرافراز به آغوش خانواده ها و جامعه باز گرداند. "یا عدتی فی شدتی یا صاحبی فی وحدتی یا غیاثی فی کربتی." "الهم صلی علی محمد و آل محمد و اعنی علی بوائق الدهور و صروف اللیالی و الایام و نجنی من اهوال الدنیا و کربات الاخره و اکفنی شر ما یعمل الظالمون فی الارض" ( ای ذخیره روز سختی من ای همدم وقت تنهایی من و ای فریاد رس من هنگام رنج و بلا) (بر محمد و ال محمد درود فرست و در سختی های روزگاران و حوادث شبان و روزان مرا یاری کن و از هول و خطرهای دنیا و غم و اندوه آخرتم نجات بخش و از شر اعمال ستمکاران روی زمین محفوظم دار.)
ستاد ملی جوانان حامی خاتمی و موسوی (ستاد 88)
شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی
شاخه دانشجویی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
برگرفته از: نوروز

وقتي بسيجي شعر مي سرايد !!!



آرشیو

برچسب‌ها