با این همه ظلمی که سیاهی کرده است .... تردید ندارم که خدا هم سبز است !!!

آخرین اخبار

۱۳۸۸ دی ۲۳, چهارشنبه

برنامه هايي براي جنبش سبز - لطفاً اطلاع رساني كنيد !!!

مهم
يادمان باشد اگر اتحاد نداشته باشيم كاري از پيش نميرود
پس همه اين متن را با دقت بخوانند و كسي پشت گوش نيندازد
اگر كساني معترضند و تا اكنون كاري نكرده اند ، درانجام اين طرح بدون خشونت كوتاهي نكنند


مهم
 
 
این متن به عنوان یک طرح دست به دست در حال گردش است. به من رسید و بر مبنای وظیفه خدمت شما ارسال شده است:

 
اي دوست،
 
هنگامي که ما، ايرانيان، در فکر روياهاي آزادي و آبادي و صلح هستيم،
هنگامي که ما، بي‌دفاعان بيزار از خشونت، مشغول سوگواري هم‌وطنانمان هستيم،
هنگامي که ما، فقط همه ما، دل شکسته و اميدوار هستيم،
 
هستند کساني که در فکر نابودي ما هستند،
هستند فکرهايي که مشغول برنامه‌ريزي سرکوبي ما هستند،
هستند زبان‌هايي که در حال تهديد ما هستند،
هستند دست‌هايي که مرگ ما را مشق مي‌کنند،
 
براي اينکه نشان دهيم ما بيشماريم،
براي اينکه نشان دهيم ما مي‌توانيم،
براي اينکه نشان دهيم ما رسانه‌ايم،
براي اينکه اراده و هدف والاي خود را نشان دهيم،
بايد فکر کرد،
بايد برنامه داشت،
بايد دانست و توانست،
 
هفته ي
اربعين تا اربعين
از اربعين پدر معنوي، آيت ا... منتظري، تا اربعين "هيهات من الذله" و هم‌وطنان شهيدمان                      
 
هر روز يک برنامه
بدون خشونت، بدون درگيري، با اميد
براي آنکه نشان دهيم
ما بيشماريم
ما رسانه‌ايم
ما هدفمند و با اراده‌ايم
هر شب ساعت 9 در بالاي بامها فرياد الله اكبر سر دهيم.
و روزها :
 
·        روز اول: (جمعه، 9 بهمن)
درست کردن سبزه با روبان  مشکي بهمراه انداختن يک هواپيماي کاغذي کوچک (يا حتي يک برگ کاغذ سفيد) در سطح شهر (بگذار جمعه کاغذهاي سفيد سخن بگويند)
·        روز دوم: (شنبه، 10 بهمن)
سلام کردن به حداقل 10 نفر که نمي‌شناسيم
·        روز سوم: (يک‌شنبه، 11 بهمن)
انداختن حداقل 3 شي سبز رنگ در سطح شهر (کاغذ، خودکار، مداد، پلاستيک، پارچه، شيشه، سنگ و ... )
·        روز چهارم: (دوشنبه، 12 بهمن)
خريد روزنامه‌هاي حکومتي از دکه‌ها و ريختن آن‌ها در سطح شهر (روزنامه‌هايي چون ايران، کيهان، وطن امروز، رسالت و ...)
·        روز پنجم: (سه‌شنبه، 13 بهمن)
همراه بردن يک و فقط يک سبزه به خيابان‌ها و گذاشتن آن در سطح شهر، بدون خشونت،
·        روز ششم: (چهارشنبه، 14 بهمن)
فرستادن يک و فقط يک sms فقط با محتواي "هيهات من الذله، يا حسين" براي هر کس که مي‌شناسيم (بگذار تا محافظه‌کاران نيز با ما همراه شوند، بگذار تا خودمان نيز بدانيم که بيشماريم، بگذار تا از ترس از ما sms قطع شود)
·        روز هفتم (پنج‌شنبه، 15 بهمن):
شرکت در مراسم اربعين سالار ظلم‌ستيزي عالم و هم‌وطنان شهيدمان بازم سبزه با روبان مشکي
 
 
ما با برنامه‌ريزي دلگرم مي‌شويم، آن‌ها با برنامه‌ريزي ما مي‌ترسند، با برنامه‌ريزي ما، جنبش سبز جان تازه‌اي مي‌گيرد، ما با برنامه‌‌ريزي تمرين مي‌کنيم، تمرين خواستن، تمرين با هم بودن، بگذار تا از برنامه‌ريزي ما به ستوه آيند، بگذار بدانند که مي‌توانيم، بگذار بدانيم و بدانند که بيشماريم، بگذار بدانيم و بدانند که رسانه‌ايم.
 
اي دوست،
رسانه منم، رسانه تويي، رسانه‌ماييم. به گوش همگان برسانيد، حتي آن‌هايي که محافظه‌کارترند.

تشکیل پرونده جنایت علیه بشریت در مورد حکومت ایران

تاریخ انتشار: ۲۳ دی ۱۳۸۸
حمید تکاپو

شبکه جنبش راه سبز(جرس): اکبر گنجی، محقق و فعالِ حامی جنبش سبز که در سفر اروپائی جهت آغاز پروژه " تعقیب مقامات دولت ایران بدلیل جنایت علیه بشریت" به سر می برد، روز سه شنبه ۲۲ دی ماه، طی سخنانی در پارلمان انگلیس ضمن تقبیح حمله نظامی به ایران، خواستار کمکهای جهانی پیرامون پیگیری، شکایت و پیگرد قانونی مقامات کودتاچی ایران شد 
 
شبکه جنبش راه سبز(جرس): اکبر گنجی، محقق و فعالِ حامی جنبش سبز که در سفر اروپائی جهت آغاز پروژه " تعقیب مقامات دولت ایران بدلیل جنایت علیه بشریت" به سر می برد، روز سه شنبه ۲۲ دی ماه، طی سخنانی در پارلمان انگلیس ضمن تقبیح حمله نظامی به ایران، خواستار کمکهای جهانی پیرامون پیگیری، شکایت و پیگرد قانونی مقامات کودتاچی ایران شد.
گنجی در آغاز سخنرانی خود در پارلمان انگلیس ضمن انتقاد از هرگونه حمله نظامی یا تشدید تحریم های اقتصادی ایران، دلیل مخالفت با حمله را "نگرانی مردم از تکرار تجربه افغانستان و عراق"، "ریزش نیرو از طرف جنبش به سمت انفعال یا حکومت"، "تسهیل سرکوب مردم به بهانه جنگ با دشمن خارجی" اعلام کرد و مشکل اصلی تحریم ها را نیز، "فشار مستقیم به مردم ایران" دانست.

تمامی مادران عزادار آزاد شدند

تاریخ انتشار: ۲۳ دی ۱۳۸۸
شبکه جنبش راه سبز (جرس): بیش از ۳۰ نفر از مادران عزادار و حامیان آنها که عصر شنبه در پارک لاله تهران بازداشت شده بودند، روز سه شنبه آزاد شدند.
به گزارش آینده، این مادران در مدت ۷۲ ساعت در زندان اوین و بازداشتگاه وزرا بودند.
گروه مادران عزادار پس از شهادت «ندا آقا سلطان» و «سهراب اعرابی» در خرداد ماه سال جاری توسط مادرانی که در جریان رویدادهای پس از انتخابات فرزندان خود را از دست داده‌اند، تشکیل شده است.
شماری از اعضای این گروه که روزهای شنبه در ساعت مشخصی با لباس سیاه در پارک لاله‌ تهران گرد هم می‌آیند، در هفته‌های گذشته بازداشت شده بودند.

سوال : آيا ولايت فقيه جز اصول دين اسلام است ؟ و پاسخ آيت اله بيات زنجاني به آن


به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت اله بيات زنجاني :

با سلام محضر مرجع عالی قدر چندی پیش از طرف برخی شعار:" اصل ولایت فقیه جزو اصول دین است "شنیده شده بود وبه کرار هم شبکه های تلوزیونی پخش شد. آیا اصول دین جزو احکام ثانویه است؟آیا میتوان چیزی از آن کم ویا زیاد کرد؟آیا این شعار یک ساختار شکنی نیست؟از نظر اسلام چه حکمی درباره اینان باید در نظر گرفت؟وظیفه ما چیست؟ج - 22/10/1388

جواب: با سلام و تحیت ؛ اصل ولایت فقیه امری سیاسی و فقهی و مورد اختلاف بین فقیهان است و اگرچه به نظر صحیح می آید لیکن نه خودش اصل دین و نه انکارش کفرآور و فسق است. کسانی که غیر از این را می گویند نیز اهل بدعت بوده و از باب نهی از منکر باید آنان را طرد کرد و اگر عالمی نیز اینگونه حرف بزند، موجب سلب عدالتش می شود و پشت سر او نمی شود نماز خواند.

دانشجویان دانشگاه اصلی کشور یعنی دانشگاه تهران هم به تحریم امتحانات میپیوندند

نداي ميهن سبز : در پی اعلام تحصن و تحریم امتحانات در برخی دانشگاه های کشور، دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران نیز با پخش خبرنامه هایی اولین قدم را در جهت اعلام اعتصاب و تحریم امتحانات را آغاز کردند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر دانشجویان دانشکده فنی با انتشار "خبرنامه اعتصاب سبز" اعلام کردند در اعتراض به بازداشت دانشجویان دست به تحصن خواهند زد.
این دانشجویان اعلام کرده اند که تنها با همراهی همکلاسی هایشان بر سر امتحانات حاضر خواهند شد.
در این نشریه همچنین اسامی ۱۱ دانشجوی دربند دانشگاه تهران عنوان شده است که عبارتند از: سجاد ساده، محمدحسین مشاعی، ادرشیر بانگیان، امین بنی هاشم، زهرا توسلی، علیرضا خالصیان، مهرداد بزرگ، حمید سوزنده، سینا ولایی، خسرو مقصودی و آرش احسان زاده

حباب دروغ در صدا و سیما تَرَک برداشت

چهارشنبه, ۲۳م دی, ۱۳۸۸
کلمه:شب گذشته سیمای جمهوری اسلامی ایران، بعد از ماه‌ها جوسازی و انعکاس حرف‌های یکطرفه و به‌دور از حقیقت، صدای یکی از اصلاح‌طلبان را به گوش ملت رساند تا مردمی که دسترسی به روزنامه و اینترنت ندارند بیش از پیش متوجه حقیقت ماجراهای چندماهه اخیر شوند و مبنای پرونده‌سازی‌های جعلی «دروغ‌گزاری‌»ها و «دروغ»‌نامه‌ها بر ملت عیان شود و حباب دروغین ایجاد شده علیه چهره‌های دلسوز نظام و انقلاب تَرَک بردارد.
به گزارش «پارلمان‌نیوز»، در ابتدای مناظره تلویزیونی شب گذشته مصطفی کوابیان، دبیرکل حزب و مدیرمسئول روزنامه مردمسالاری و عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس با حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان در برنامه «رو به فردا»، این نماینده اصلاح‌طلب مجلس با بیان اینکه مقام معظم رهبری حماسه ۹ دی را روز اتمام حجت خواندند اظهار داشت:«همه باید فرمایشات ایشان را فصل الخطاب قرار دهیم و از افراط گری‌ها پرهیز کنیم، ضمن آنکه به نظر بنده این روز را نباید منتسب به طرفداران یک جناح کرد چرا که از هر دو جناح در راهپمایی ۹دی ماه حضور داشتند.»

اكبر گنجي : فروپاشی رژیم یا فروپاشی جنبش؟! (تأملاتى پيرامون استراتژى و تاكتیک‌ها)

اشاره: رژیم شاه در عرض چند ماه فروریخت. فروپاشی رژیم شاهنشاهی دلائل و علل بسیار داشت. اما چه کسی شش ماه پیش از آن فکر می‌کرد رژیم به این سرعت شگرف فروپاشد؟

آیت‌الله خمینی ۱۴ مهر ماه ۵۷ وارد پاریس شد. دوران اقامت وی در پاریس، موجب شتاب نهضت شد. هیچکس قادر به پیش بینی وقوع انقلاب و فروپاشی یک رژیم استبدادی نیست. همیشه پس از آن که رژیمی  سرنگون شد، جامعه‌شناسان به تبیین آن پرداخته و  بدین ترتیب دلائل و علل وقوع انقلاب یاد شده را بر می‌شمارند (تحلیل پسینی).

این واقعیت که رژیم‌های استبدادی و توتالیتر پس از سال‌ها حکومت، در یک دوره خاص، در عرض چند ماه فرو می‌پاشند، رهبران و بازیگران سیاسی را به کنش‌های اعتراضی خود امیدوار می‌سازد. با اینکه به هیچ وجه نمی‌توان انقلابی را از قبل پیش‌بینی کرد، اما بازیگران سیاسی باید به متغیرهای زیر به دقت توجه داشته باشند[۱]:

۱. وجود مرکز تصمیم‌گیری در بالا: اگر مرکز تصمیم‌گیری رژیم (رهبری) متزلزل شود و نتواند به موقع تصمیم‌گیری کند، یکی از مهم‌ترین علل فروپاشی متولد شده است. تردید رهبری در «مقابله» یا «عقب نشینی»، به سود مخالفان و به زیان رژیم است. اما اگر مرکز تصمیم‌گیری هنوز برقرار باشد و بتواند به موقع نسبت به وقایع واکنش نشان دهد، فروپاشی نامحتمل و رژیم در کوتاه‌مدت تداوم خواهد یافت.

۲. اراده سرکوب گسترده: اگر علل فروپاشی موجود باشد، اما رژیم مخالفان را به وحشیانه‌ترین شکل ممکن سرکوب کند، باز هم فروپاشی نامحتمل خواهد شد. جنبش‌های اجتماعی باید کوشش کنند تا رژیم حاکم را به موقعیتی برسانند که در عین داشتن دستگاه وسیع سرکوب نتواند از آن استفاده کند.

به تعبیر دیگر، نیروهای نظامی و امنیتی و انتظامی حاضر به شلیک گلوله به سوی مردم نشوند. مبارزه با رژیم استبدادی، نباید به مبارزه با  نیروهای نظامی- انتظامی- امنیتی تبدیل شود. هر کشوری به نیروهای نظامی- انتظامی- امنیتی نیازمند است. خواست مخالفان، محدود کردن قلمرو فعالیت آنان به وظایف حرفه‌ای است، نه انحلال سازمان‌های نظامی- انتظامی- امنیتی.

۳. بازی رژیم، بازی جنبش: اگر رژیم بتواند سناریویی طراحی کرده و مخالفان را وارد آن بازی از قبل طراحی شده از سوی خود کند، امکان سرکوب مخالفان مهیا می‌شود. به عنوان مثال، به احتمال زیاد اتفاقات روز عاشورا از سوی  سازمان‌های امنیتی رژیم طراحی شده بود.

بخش امنیتی رژیم پس از ماجرای پاره کردن عکس آیت‌الله خمینی به دنبال طراحی سناریوهای دیگری بود تا به بهانه رویدادهایی که خود طراحی و اجرا کرده، جنبش سبز را سرکوب کند. موضع‌گیری‌های واحد و یک پارچه رهبران و مسئولان رژیم در روزهای  پس از عاشورا حاکی از آمادگی پیشین و خشنودی تمام عیار از حوادث روز عاشورا بود.

شیرین عبادی : بحران در حکومت ایران و سیاست غرب

جفری گدمین، رئیس رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی*، در مجله «فارین پالیسی» و پس از گفت‌وگویی که به تازگی با شیرین عبادی -وکیل و برنده جایزه صلح نوبل- انجام داده، یادداشتی نوشته است که آن را در زیر می‌خوانید:

با شنیدن سخنان شیرین عبادی می توان دریافت که وضعیت سیاسی ایران از زمان انتخابات ریاست جمهوری تا به امروز چقدر متحول شده است. به اعتقاد این برنده جایزه صلح نوبل رژیم جمهوری اسلامی ایران آخرین روزهای عمر خود را سپری می کند.

در ماه نوامبر ماموران حکومت ایران مدال صلح نوبل شیرین عبادی را از صندوق امانت در بانک وی مصادره کردند. اواخر ماه دسامبر خواهر وی بازداشت شد و چند روز بعد ماموران دولت پاسپورت همسر وی را که هنوز در ایران است ضبط کردند. خانم عبادی که سرشناس ترین چهره مخالف دولت ایران است تردیدی ندارد که در صورت بازگشت به ایران دستگیر خواهد شد.

بحران سیاسی در ایران از اعتراض به نتایج انتخابات و با شعار «رای من کجاست» آغاز شد ولی اکنون جمعیت معترض شعار مرگ بر دیکتاتور سر می دهد. روحانیون اصلاح طلب که در آغاز معتقد به حفظ کامل نظام بودند اکنون خواستار آزادی زندانیان سیاسی، آزادی رسانه ها و آزادی اجتماعات هستند.

اختصاصی جرس / آیت الله صادقی تهرانی: ابقاء رحیم مشایی در هر سمتی ، حرام است‬

تاریخ انتشار: ۲۳ دی ۱۳۸۸
شبکه جنبش راه سبز (جرس): در پی سخنان رحیم مشایی درباره پیامبران الهی در پانزدهمین جشنوارۀ تحقیقاتی علوم پزشکی رازی که طی آن گفته بود: "اگر هر پیامبر مدیریت درستی می کرد عدالت برقرار می شد" آیت الله صادقی تهرانی مفسّر قرآن کریم در حوزه علمیه قم نامه ای به این شرح منتشر کرد:
 بسم الله الرحمن الرحیم
دوشنبه 21/10/88 اطلاع یافتم که رحیم مشایی حرفهایی گفته که به ترتیب ذیل پاسخ می دهیم:
1- او می گوید : حضرت نوح با 950 سال عمر نتوانست مدیریت جامع کند چرا که عدالت را ایجاد نکرده است!؟
پاسخ :قرآن مجید می فرماید:(سلام علی نوح فی العالمین). (انا کذلک نجزی المحسنین)( صافات/ 80-79) سلامی [ربانی] بر نوح در [میان تمام] جهانیان . براستی ما اینگونه [ با عظمت] نیکو کاران را پاداش [ شایسته] می دهیم.
آری ،این تحسین و تعریف و تأیید وتمجيد خدای متعال نسبت به حضرت نوح علیه السلام است .

ابراهيم نبوي : ریزش و رویش - حتما بخوانيد !!!

اگر قصد گرفتن بلیط برای تهران دارید، زیاد عجله نکنید. و اگر در ایران زندگی می کنید و فکر می کنید در یکی از همین روزها، جنبش به پیروزی می رسد و حکومت تغییر می کند، باز هم خواهش می کنم شتاب نکنید. منظورم این نیست که تغییر دولت یا حتی حکومت ممکن نیست، یا به این زودی اتفاق نمی افتد. مطلقا چنین منظوری ندارم. حکومت می تواند جنبش را رادیکالیزه کند و ریتم شعارهای مردم را تند کند و از این طریق عمر خود را کوتاه تر کند، این یک قانون قدیمی است. همیشه ما نیستیم که تصمیم می گیریم معتدل و منطقی عمل کنیم. در طرف مقابل نیز حکومتی است که می تواند مردم را عصبی کند، با تصمیمات غیرمنطقی خود آنان را به خشم بیاورد و توفانی را بپاکند که هرگز در خیال ما هم نمی گنجد. متاسفانه اراده ما در کنترل مردمی که در خیابان با خشونت مواجه می شوند، اثر محدودی دارد.

به همین دلیل پیشنهاد می کنم کمی بالاتر بروید، فاصله های زمانی را طولانی تر کنید و به موجودی به نام جنبش سبز فکر کنید. اگر این کار را بکنید، احتمالا با دقت بیشتری آینده را خواهید دید. فرض را بر این بگذارید که جنبش سبز در دراز مدت یک جنبش احقاق حقوق از دست رفته یک ملت است؛ حقوقی که در قانون اساسی بصراحت قید شده، یا حقوق بشر که ایران اعلامیه آن را امضا کرده یا بسیاری از حقوقی که طبیعی است، اما در قوانین ما منظور نشده است. اگر از فاصله نزدیک نگاه کنیم، حتما خواهیم گفت " رای من کو؟" و اگر کمی دور برویم خواهیم گفت " استقلال آزادی جمهوری ایرانی". فرق زیادی نمی کند، فقط مهم فاصله ها و درک فاصله هاست.

طبیعتا جنبش سبز نمی تواند هدف نهایی خود را همین امروز بگوید و همین امروز برآورد، اما آنچه مهم است این است که بدانیم که آنچه ما می خواهیم در فاصله ای کوتاه برآورده نخواهد شد. این موضوع نه فقط بخاطر کج رفتاری چرخ و بد کرداری دولت و بدگفتاری رهبران جنبش، بلکه بخاطر فاصله عظیم جامعه ایران با خواسته هایی است که به این سادگی به آن نخواهیم رسید. برخی از این خواسته ها با مانعی به عنوان دولت مواجه است، برخی از آنها با منافع گروهی از کسانی که خود را صاحب ایران می دانند معارض است، و برخی از این خواسته ها بطور جدی با مخالفت جامعه ایران مواجه است. شاید تغییراتی بزرگ در مردم لازم است تا جنبش سبز به خواسته های نهایی خود نزدیک شود.

اما آنچه مهم است تبدیل یک خواسته ملی به یک جنبش مدنی است، که در جریان انتخابات 88 رخ داد. این یک شانس بزرگ برای ملت ماست. جنبش سبز برخلاف گفته ها و انتظارات و تصورات بسیاری از آنها که عجله می کنند، یک جنبش مذهبی نیست. اگرچه بسیاری از رهبران و بسیاری از حامیان آن افرادی مذهبی هستند. و شاید به همین دلیل است که کسانی که دین ستیز یا اسلامگرا هستند، دائما در تفسیر این جنبش با تناقض مواجه می شوند. اینکه کسی از رهبران جنبش سبز آن را جنبشی مذهبی بداند، یا کسی دیگر از رهبران جنبش آن را سکولار فرض کند، بعید و عجیب نیست. کودکی که با سرعت در حال رویش است، چنان تغییر قیافه می دهد که هر لحظه شبیه یکی از والدین اش می شود، آنها نشانش می دهند و می گویند: " ببین، شبیه من است!"

در هفته گذشته میرحسین موسوی بیانیه ای منتشر کرد که در آن برخی خواسته های جنبش سبز در حال حاضر مطرح شد. این خواسته ها بی تردید جهت بازی را تغییر داد و توپی را که در جریان افتضاح کارناوال 9 دی توسط دولت به سوی سبزها نشانه رفته بود، به زمین بازی آنها انداخت و باعث شد که قاعده بازی بکلی تغییر کند. برخی این بیانیه را گامی برای تثبیت رهبری در داخل و برخی آن را اعلام آمادگی برای مذاکره دانستند. گروهی آن را عقب نشینی قلمداد کردند و گلایه های خود را از موسوی نوشتند و برخی مانند محسن رضایی آنرا پذیرش نتیجه انتخابات دانستند. اما هر چه بود، این بیانیه نشان داد که میرحسین موسوی توانایی بازی سیاسی را به عنوان رهبر جنبش سیاسی دارد.

با فاصله دو روز پس از انتشار بیانیه موسوی، نامه ای از کروبی، یک سخنرانی از خاتمی و یک مصاحبه از هاشمی رفسنجانی منتشر شد. انتشار این نظرات که اگرچه همه آنها موضعی هماهنگ داشتند، اما هر کدام به سویی جهت گرفته بود، برخی سوء تفاهم ها را باعث شد. گروهی بیانیه کروبی را شجاعانه و سخنان خاتمی را محافظه کارانه دانستند. من معتقد نیستم که تفاوتی چندان و مهم میان این بیانیه ها موجود است. بلکه بیش از هر چیز، تفاوت این بیانیه ها در سوگیری آنها به سوی مخاطب است؛ بیانیه موسوی طرحی است پیشنهادی به حکومت برای خروج از بحران کنونی، نامه کروبی بیانیه ای است برای نیروهای جنبش و در حقیقت او را به عنوان فرمانده گروه فشار جنبش سبز مطرح می کند، سخنان خاتمی در حقیقت بیان مواضع بخشی از جنبش است که موضع میانه روانه تر و منطقی تری دارند. و هاشمی از نظر من موضع خود را به عنوان صاحب یک موقعیت در داخل حکومت نشان می دهد. آنچه بارز و آشکار است، این که جنبش سبز، از داخل حکومت تا عمق اپوزیسیون کشیده شده است.

جنبش سبز، یک ائتلاف انتخاباتی نیست که اردیبهشت به دنیا بیاید و تیر ماه از بین برود، این جنبش یک حرکت عمیق و پایدار برای احقاق حقوق یک ملت است. تغییر حکومت می تواند جنبش سبز را تبدیل به یک حزب سیاسی بزرگ و ماندگار بکند. ما سبزها باید خودمان را برای نیم قرن تغییر آماده کنیم. ما باید با این فرض رفتار کنیم که ایران کشوری شیعه است و شیعه هم خواهد ماند، با این فرض باید تعریف مان را برای دموکراسی و حقوق بشر بکنیم.
برای مردمانی که جنبش سبز برای آنان یک شیوه احقاق حق است، آنچه اهمیت دارد، پیشرفت جنبش برای امروز است. جنبش رهبران خود را از میان مردان خود انتخاب می کند، درایت و شجاعت و درک زمان و فضا و استفاده از موقعیت در ساخته شدن رهبران نقش دارد. در حال حاضر آنچه مهم است، یافتن راههاست. آن کسی که می تواند راهی تازه پیش پای مردم بگذارد، به عنوان رهبری قابل شناخته خواهد شد، اما شاید بهتر است فکر کنیم که ما نه با یک رهبر مشخص، بلکه با گروهی از رهبران سروکار داریم. این رهبران نه با قدرت و انتصاب و عوامگرایی و تندروی، بلکه با تیزهوشی و خوب رفتار کردن و فهم مصلحت های جنبش و مردم انتخاب می شوند.

کسانی که جنبش سبز را به عنوان یک جنبش انقلابی که باید بسرعت به نتیجه برسد، می بینند، مطمئنا تا مدتی دیگر از جنبش ناامید شده و از آن کناره می گیرند، زیاد نگران نباشید، تندروها جز زیان و ضرر چیزی به ما نمی دهند، کسانی که می دانند جامعه ایران همچون کالبدی بیمار، سالها به درمان نیاز دارد، تا بتواند توانایی یک جسم سالم و فعال و قدرتمند را به دست بیاورد، آنان همراهان خوب جنبش سبز هستند. تغییر حکومت ممکن است مشکل ما را کم کند، اما آن را حل نمی کند. ما نیاز به سالها تلاش و کوشش داریم، سالها باید رنج بکشیم و سالها باید بدویم تا به نتیجه برسیم. و خواهیم رسید

آرشیو

برچسب‌ها