با این همه ظلمی که سیاهی کرده است .... تردید ندارم که خدا هم سبز است !!!

آخرین اخبار

‏نمایش پست‌ها با برچسب راه كارهاي اجرايي. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب راه كارهاي اجرايي. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ بهمن ۱۲, دوشنبه

بهترین پل ارتباطی با توجه به اختلال در شبکه اطلاع رسانی : الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور را با شدت شروع کنیم .

بر بام خانه همدیگر را فریاد میزنیم . اسم رمز ما ، برای هر که میخواهد الله اکبر باشد و برای هر که میخواهد مرگ بر دیکتاتور . بگذار صدایت را بشنوم . بگذار صدایم را بشنوی . روز بزرگی در راه است و دعوت میخواهد . دعوتت میکنم با فریادهای رمزمان . دعوتم کن به اسم رمزمان . ساعت 22 ، سراسر کشور . االله اکبر . الله اکبر . مرگ بر دیکتاتور .

ابراهیم نبوی : اسب تروا در میدان آزادی


تاریخ انتشار: ۱۲ بهمن ۱۳۸
حکومت تلاش فراوانی را بخرج می دهد که روز 22 بهمن را بدون دردسرهای سبز و بدون حضور میلیونی مردم برگزار کند. با فرض این اصول که:

اول: ما بی شماریم و خودمان می دانیم که در صورت امکان حضوری عظیم در خیابان می توانیم فضا را به دست بگیریم، باید در راهپیمایی رسمی که مجوز دارد، با تعدادی فراوان حاضر شویم و در نتیجه بتوانیم حضوری درخشان را برای جنبش سبز تثبیت کنیم. این حضور در شرایط کنونی اهمیتی بسیار دارد، عزیزان ما در خطر اعدام، زندان و فشارهای سنگین هستند و اگر حضور ما عظیم باشد، حکومت چاره ای جز عقب نشینی نخواهد داشت.

دوم: ما می دانیم که بخش وسیعی از کسانی که روز 22 بهمن برای راهپیمایی می روند و حامی دولت یا حکومت هستند، بصورت سازماندهی شده و اتوبوسی در جمع حاضر شده و مطمئنا صفوف اول راهپیمایی را بخود اختصاص خواهند داد. اما آنها نیز صرفا بنا به وظیفه و تحت فشار می آیند و به همین دلیل صفوف آنان مشخص و روشن خواهد بود.

سوم: دولت مجبور است که موضع دعوت کننده داشته باشد تا تظاهرکنندگان بیشتری را به خیابان بکشاند. به همین دلیل حدس ما این است که دولت از یکی دو روز دیگر چهره مثبت می گیرد و در صدا و سیمای دروغ خود دائما تبلیغ خواهد کرد.

چهارم: دولت در هر حال، چه ما جمع بزرگی باشیم و چه خودشان در گروهی کم شمار بیایند، تلاش خواهد کرد نتیجه 9 دی را به مردم قالب کند و بگوید که میلیونها نفر به طرفداری از نظام به خیابان رفته اند، بنابراین کسی توانایی سوء استفاده از جمع ما را نخواهد داشت.

پنجم: دقت کنیم که مجموعه ای از تفکرات مخالف سبزها، از وزارت اطلاعات گرفته تا برخی جریانهای تندروی اپوزیسیون، دوست ندارند که سبزها به عنوان جریان غالب معترضین در کشور حضور یابند.

ششم: اگر جمع معترضان سبزپوش، در تمام شهرهای کشور، و ایرانیان در تمام شهرهای جهان، به خیابان بیایند، دولت نمی تواند براحتی جمعیت حاضرین را مال خود کند، به همین دلیل وسعت حضور در همه جا لازم و ضروری است.

با فرضیات فوق، پیشنهاد می کنم مدلی فرض کنیم مانند جنگ تروا. یعنی در ساعت مناسب به محلهای برگزاری مراسم برویم، و بدون اینکه ماهیت خود را آشکار کنیم، تا یک زمان مشخص، مثلا تا لحظه آغاز سخنرانی سخنران اصلی مراسم، از نشانه های سبز استفاده نکنیم و سپس به یکباره همه نشانه های سبز را بر پیشانی و سر و دست بنشانیم. در این حال سبزها می توانند بسرعت همدیگر را یافته و کنترل مراسم و شعارها را در دست بگیرند. موارد زیر را به عنوان نکات احتیاطی پیشنهاد می کنم:

1) نشانه های سبز، مانند سربند، مچ بند، روسری، پلاکارد، تصویر شهدا، تصویر رهبران جنبش، یا هر وسیله تبلیغاتی دیگری را در لباس خود، که زمستانی و احتمالا جادار است پنهان کنیم، در مورد خانمهای چادری این امکان بیشتر فراهم است. با توجه به اینکه توصیه می شود نشانه های خود را پس از پایان مراسم دور بیاندازید، سعی کنید از نشانه های دم دست، مثل تکه پارچه یا عکس های چاپ شده استفاده کنید.

2) اگر ته ریش دارید لازم نیست آن را اصلاح کنید و در این چند روز کوتاهش کنید، و اگر قرار است با مانتو و روسری بروید سعی کنید کمترین توجه را جلب کنید، مانتوروسری عادی و چادرمشکی و لباس معمول بهترین حالت است، قبل از راه افتادن در آینه نگاه کنید و سعی کنید به نظر یک حزب اللهی معمولی برسید که می خواهد برای راهپیمایی دهه فجر برود. یادتان باشد که مهم ترین موضوع تشکیل جمعیت عظیم است، بعد از تشکیل جمعیت عظیم همه چیز حل است، در آن حالت نیز علاوه بر استفاده از ماسک، از نشانه های سبز هم استفاده کنید.

3) دادن شعارهای تند در جمع عظیم مشکلی را حل نمی کند، آنچه مهم است تکرار نکردن شعارهای متمرکز دولتی، یا تغییر دادن شعارها( مرگ بر روسیه به جای مرگ بر آمریکا، مرگ بر دیکتاتور به جای مرگ بر منافق) یا دادن شعارهای واحد است، به همین دلیل آمادگی احتمالی و داشتن شعار جایگزین موثر و مفید است، مثل راهپیمایی روز قدس.

4) جز روابط خانوادگی و قرارهای خانوادگی هیچ قراری که نشانه تشکیلاتی بودن رفتار است از خودمان نباید بروز بدهیم. اصولا وقتی ما می دانیم باید چه کاری بکنیم، هیچ نیازی به سازماندهی نداریم. سازماندهی در شرایط پلیسی ممکن است فقط یک نقطه ضعف باشد تا یک نقطه قوت، مهم ترین نیاز ما هشیاری فردی است.

5) از پلاکاردهای دست ساز استفاده کنیم و در صورت امکان در هنگام راهپیمایی شعارنویسی کنیم. البته این کار باید در حالتی صورت بگیرد که همگان با ما همراهی کنند. یادتان باشد که نیروهای امنیتی در وسط جمعیت حضور دارند و در صورتی که بخواهید جمعیت را رهبری کنید، شما را شناسایی و دستگیر می کنند.

6) پس از پایان راهپیمایی، حتی در صورت مواجهه با یک راهپیمایی بسیار عظیم و هیجانزده شدن، ابتدا نشانه های سبز را از خود دور کنید و بعد از مسیر عادی و بدون جلب توجه دیگران بسرعت به خانه برگردید. اگر از جمعیت عکس گرفتید، در هنگام برگشت سعی کنید عکس نگیرید تا توجه بیشتر را جلب نکنید.

7) از هر گونه ماجراجویی پرهیز کنید، اگر عکاس و فیلمبردار خوبی هستید، لزومی ندارد نشانه سبز داشته باشید، اگر آدم سرشناسی هستید، سعی کنید کاملا معمولی باشید و اگر سابقه حضور در راهپیمایی قبلی دارید، مواظب باشید تا شناسایی نشوید. مهم ترین مساله رفتار غیر متعارف است. براساس یک قانون قدیمی کسی که مبارزه غیرعلنی می کند، مبارزه علنی نباید بکند، به همین دلیل نکات احتیاطی را رعایت کنید.

8) مهم ترین مساله این است که خودتان را بدون جلب هیچ توجهی به مرکز اصلی جمعیت برسانید، در آنجا هم سعی کنید که تشخیص بدهید چه کسانی از سبزها هستند و همراه با شما. یک آغاز غیرقابل شناسایی می تواند یک آغاز توفانی باشد، مثلا به محض اینکه سخنران اولین جمله را آغاز کرد، همه با هم و زیر لب " هیس" بگوئید، و بعد از وزن صدای همراهان تشخیص بدهید دور و برتان چه خبر است، سپس می توانید نشانه های سبز را هوا کنید. یادمان باشد که ما بی شماریم، ما در همه کشور اکثریت مردم هستیم و ما برای به دست آوردن حق مان دست به یک جنبش مسالمت آمیز زده ایم.

9) به فرضیه شورش فکر نکنید، شما فقط برای نشان دادن یک حضور گسترده و عظیم و سبز که باعث به هم ریختن نطق سخنران و پرت شدن حواس او بشود، به خیابان می روید. شما نه می خواهید تلویزیون را بگیرید، نه قصد دارید شهر را تسخیر کنید، شما فقط برای نشان دادن یک حضور گسترده به خیابان می روید. به همین دلیل حتی در صورتی که احساس کردید، همه چیز رو به یک انقلاب حرکت می کند، هیجان زده نشوید.

10) شما فقط از زمان آغاز سخنرانی تا پایان آن می توانید سبز باشید، قبل و بعد از آن شما یک شهروند معمولی هستید که برای بزرگداشت انقلاب به خیابان رفته اید. در جیب تان هیچ چیز مشکوکی نگذارید، و بدون دلیل ماجراجویی نکنید و سالم به خانه برگردید.

11) کار اصلی ما جنگ روانی است نه جنگ خیابانی، ما باید اثبات کنیم اکثریت با ماست و رای ما را دزدیده اند( در تظاهرات ظاهر و حاضر شویم) و بعد از تظاهرات عکس و خبر و نوشته های مان را برای دیگران و بخصوص رسانه های مستقل بفرستیم.

ما وارد جنگی بزرگ برای رسیدن به آزادی شده ایم، مردم در این جنگ پناه ما هستند، مردم ما هستیم، بهترین راه برای جدال با لباس شخصی هایی که خودشان را به هزار چهره درمی آورند این است که چهره از آنان نهان کنیم. مثل مه بیائیم، مثل نسیم بیائیم و ناگاه مثل توفان همه جا را در اختیار بگیریم، توفانی سبز.

۱۳۸۸ بهمن ۵, دوشنبه

تیزهوشی کروبی، موسوی و خاتمی را درک کنیم!

وبلاگ آزاد باشيم : اعتراض به کروبی و موسوی و خاتمی درست نیست. فرض که دولت را به رسمیت شناخته باشند، فرض که برای حفظ امنیت جانی و کم شدن فشارها و باز شدن دست‌شان در فعالیت‌های سیاسی حرفی بر خلاف میل ما زدند. مگر وقتی در تظاهرات خیابانی جنبش سبز گفت جمهوری ایرانی، آن‌ها به جنبش سبز خرده گرفتند که حالا چون آن‌ها می‌گویند جمهوری اسلامی ما به آن‌ها خرده بگیریم. از ابتدای جنبش سبز تا به حال هیچ‌یک از این عزیزان و یاوران ملت ایران بر حرکات مردم اعتراض نکردند و در همه حال در کنار مردم بودند. حالا ما هم نباید در این شرایط حساس که اتفاقن چنین تیزهوشی‌هایی را می‌طلب از آن‌ها د آن‌ها را حتا یک قدم فاصله بگیریم.
فرض که دولت کودتای دیکتاتور را به رسمیت شناخته باشند، بر حرف خود که تقلب عظیمی در انتخابات رخ داده که پایدارند. فرض که این کودتا را از این پس دولت بنامند، حرف خود که تجاوز شده و شکنجه شده را که پس نگرفتند، زندانی شدن را که محکوم می‌دانند، مردم را که مظلوم می‌دانند، دیکتاتوری را که محکوم می‌دانند و این دولت را هم که دیکتاتور می‌دانند.
رهبران‌ ما هرچه ما خواستیم گفتند، اما ما هرآنچه که آن‌ها خواستند نکردیم! این حقیقت محض است، از حالا هم، سبزهای واقعی و متمدن، مانند قبل و به پاس دلاوری‌ها و مردم‌داری‌های این عزیزان، آن‌ها را تنها نخواهند گذاشت و تا آخرین نفس در کنار این آزادمردان به مبارزه علیه ظلم و جور در حق همه‌ی ملت ایران ادامه خواهند داد.

قدم در راه نسل آرمانخواه 57 نگذاریم !

دست نوشته هاي ساده : سپیدمهای تاریخی ایران چون نیلوفر زمستان شکن و خون آلودو کم عمرند،ما چه خوشممان بیاید یا بدمان ،حافظه تاریخی خود را از دست  داده ایم با وجود اینکه کوله باری از تجارب استخوان سوز پدرانمان را به دوش می کشیم.
روزگاری نسل آرمانخواه ۵۷ تمام آرزوی خود را در کتابهای جلد سفید دکتر علی شریعتی و اعلامیه های ممنوع روح الله خمینی جستجو می کردند و همه احزاب و گروههای سیاسی با هر خط و مشی بدان پیوستند .پس از اندک زمانی پس از پیروزی ،زنان در زندانها رفتند و مردان بر سر دار. امروز ما هم برای همراهی همگان قدم در همین راه گذاشته ایم و تمام اقشار در این جنبش حضور دارند. به نظر می رسد که در همین مقطع زمانی لازم است که جنبش سبز یک اشتباه تاریخی را تکرار نکند. اعضای جنبش باید اهداف خود را مشخص کنند و اگر حتی این اهداف با اهداف بزرگان سبزی چون موسوی،خاتمی و کروبی در تناقض بود،از آنها عبور کنند. (فراموش نکنیم که کسانی که دربرابر ظلم و ثار سکوت می کنند و اهداف واقعی مردم را بیان نمی کنند،خائنی بیش نیستند.)نگران از دست دادن افراد جنبش نباشیم جون اعضای جنبش می توانند به صورت تدریجی برای اهداف خود برنامه ریزی و آگاهی بخشی کنند تا جنبش به اهداف عالیه خود برسد.
به طور نمونه هم اکنون در جنبش سبز کسانی هستند که دین را از سیاست به صورت جداگانه مطالبه می کنند و افراد دیگری در همین جنبش اصلاحات را از درون نظام می خواهند،برخی دیگر نگرششان به دین متفاوت شده و تعبیرهای دیگری دارند،عده ای دیگر از اصولگرایان منتقد نیز ابراز همراهی می کنندو برخی ولایت فقیه را قبول ندارند.با این اوضاع و احوال باید مواظب بود که به دام افکار افراط گرایانه و در صورت پیروزی جنبش به دام اعدام های دسته جمعی و سرکوب با خشونت نیفتیم تا  شاهد  اعدام های کسانی که دین را از سیاست جدا می خواهند همراه با سوت و کف نباشیم.
بیایید برای یک بار هم که شده ما به عنوان نسل نواندیش به قول "چاکوتین"بر شانه های پدرانمان بایستیم و از کوله بار تجارب تلخ و شیرنی که بر پشتمان سنگینی می کند، درس بگیریم و تا دیر نشده اهداف جنبش را مشخص کنیم.

تاکتیک های نیروهای بسیج برای مقابله با مردم در 22 بهمن - حتماً بخوانيد !!!

از زبان یک بسیجی
از ابتدای بهمن ماه طی دستور العمل ابلاغی از طرف مقامات عقیدتی و امنیتی سپاه پاسداران و بسیج تمام پایگاهای مقاومت بسیج در اقدامی کم سابقه طی مدت 7 ماهی که نیروهای بسیج در شرایط اماده باش به سر میبرن تمام پرسنل نیروهای بسیج اعم از:بسیجی های فعال،نیمه فعال و تدارکاتی طبق دستور العمل اجرایی برای حضور در یک دوره فشرده در دو بخش اصلی:آموزش های عملی(مقابله،سرکوب،دفاع شخصی،دسته بندی،کنترل بحران،پشتیبانی،آموزش استفاده سلاح های سرد و سبک،هماهنگی رسته های عملیاتی با دیگر نیروهای نظامی سپاه،انتظامی و امنیتی،و….) و عقیدتی(بازیابی و بالا بردن شرایط روحی از دست رفته نیروها،مقابله با جنگ روانی،ایجاد جنگ روانی،ایجاد فضای رعب و وحشت،اهمیت حفظ شرایط روانی در در شرایط فشار،بی توجهی به تحریک،تحقیر،تهدید،تشویق و یا فراخوان افراد و گروهای معترض برای پیوستن به گوهای مردمی معترض،استتار و پوشش ظاهری برای جلوگیری از شناسائی و تصویر برداری،بالا بردن اعتماد کاذب با با اتکا به تجهیزات و پشتوانه های نظامی،……)
======================
تقسیم بندی نیروها به 4 رسته اصلی
1-
واحد گروهی نیرو های سد یا مقاومت برای ایجاد گلوگاه ها و خنثی کردن مناطق ویژه
2-
واحد های نیروهای ضربت برای مقابله،سرکوب و متفرق کردن معترضین
3-
نیروهای حامی یا پشتیبان برای در صورت رخ دادن شرایط ویژه و خارج از کنترل و نیز پاک سازی و تثبیت موقعیت عادی برای رسیدن و مستقر شدن واحدهای نیروهای سد
4-
واحد گروهی ستادهای هماهنگی برای ایجاد هماهنگی،اطلاع رسانی،شناسائی
==========
تمامی آموزشها زیر نظر افراد انتخابی و چهره های انتخابی ایست که از طرف ستاد عقیدتی سیاسی شپاه و بسیج برای ضرورت این دوره اموزشی فشرده به تمامی مراکز،مساجد،ارگانها،سازمانها و پایگاه های مقاومت بسیج در سطح تهران فرستاده شده
اما نکاتی که در طی این جلسات و در بین نیروهای بسیج و مقامات و مخصوصا در بین افراد قابل مشاهده و اهمیت بود و این هم وطن بسیجی تاکید زیادی بر عنوان کردن و اطلاع رسانی آن داشت
ریزش وسیع در بین نیروهای بسیج برای امتناع از مقابله و برخورد با توده های عادی مردمی است،تمامی افراد در بسیج بشدت از قدرت توده های گروهی مردم معترض ورویاروئی با انها وحشت دارن،این فضا مخصوصا بعد از اتفاقات روز عاشورا که با دفاع مقابله و خلع نیروهای آموزش دیده و ویژه ضد شورش همراه بود بشدت در بین نیروهای بسیج ایجاد تردید و وحشت کرده،که به همین خاطر در جلسات آموزش های عقیدتی مسئول آموزش با نشان دادن تصاویر فرار،گریز،خلع سلاح و صدمات جسمی نیروهای نطامی و لباس شخصی در روز عاشورا سعی در توجیه این نوع تقابل مردم از دیده ضعف،نادیده گرفتن دستورات و آموزش های داده شده و دائن راه کار برای جلوگیری از وقوع دوباره این اتفاقات از طرف نیروهای نظامی است،نکته ای که قابل توجه بود با تمام تلاشی مقام اموزشی با اوردن دلایل ،استدلال ها برای از بین بردن این فضای ترسی که در بین نیروها به وجود امده تاثیری زیادی در تغییر این فضا به سمت بالابردن اعتماد به نفس و شجاعت در بین نیروها به وجود نیومد!2)تاکید بسیار،بسیار زیاد برای جلوگیری از قرار گرفتن در معرض تصاویر دوربین های موبایل و عکس برداری مخصوصا در شرایط مقابله،علت این عمر رو خدشه دار شدن و انعکاس بسیار بد این تصاویر در بین اذهان مردم و جامعه جهانی خواند!به همین علت پوشیدن لباس نظامی(پوشیدن لباس نطامی در 22 بهمن بین تمامی نیروهای واحد های عملیاتی لباس شخصی الزامیی است رو به چند دلیل دارای اهمیت شمردن
1-
تاثیر روانی و ایجاد حس ترس ذاتی مردم از لباس ها و فرم های نظامی
2-
سلب مسئولیت مستقیم در صورت وقوع برخوردهای مستقیم وحاد فیزیکی از نیروهای بسیج به نیروهای نظامی و امنیتی
زنده باد ایرانی،پاینده و آزاد باد ایران
=========
ایران گلوبال

۱۳۸۸ بهمن ۳, شنبه

شناسایی تمام فرماندهان سپاه در ایران،مساله ای که به آن توجه نشده است

وبلاگ افكار پراكنده : طی این چند ماهه از مساله ای که دقیقا صحبت نشده است اسم افراد در سپاه که جزو مجرمان اصلی حوادث اخیر هستند بوده است.
باید به هر صورتی اطلاعات این افراد چه در داخل و چه در خارج رو شود آن هم شفاف تر از دارایی های افراد حکومتی در دست باشد
باید دقیقا دانست دشمنان مردم ایران چه کسانی هستند و مجموعا مردم چه تعداد دشمن در پیش روی خود دارند.
آدرس از نمایندگان مجلس،خبرگان رهبری،فرماندهان سپاه، نهادهای وابسته به سپاه،استاندارن،فرمانداران و تمام کسانی که در رده های بالا در این حوادث شریک هستند ضروری است

۱۳۸۸ بهمن ۲, جمعه

اختصاصي از فرداي ايران : ما را ز مرگ نترسانيد ! / ما پاك بازان تاريخيم ! / ما سي سال است كه مرده ايم !


دوستان و همراهان گرامي
اين راه پر شيب و فرازي كه در اين هفت ماه در آن پا نهاديم ، راهي نبود كه به غلط و به دور از آگهي بر گزيده باشيم و همه با هم و دست در دست هم حماسه اي را آفريديم بي نظير كه جهانيان انگشت تعجب بر دهان گرفته اند . راهي كه هزينه هاي بي شماري را به ما تحميل كرد و با دادن شهداي بسيار و بازداشت شدگاني بيش از ده ها هزار نفر راهي را آغاز كرديم كه از ابتدايش مي شد فهميد كه صبر ايوب مي خواهد و دل شير كه بارها و بارها ثابت كرده ايم كه مي توانيم و توانستيم

دوستان و همراهان گرامي آنچه بيش تر از هر چيز و در اين برهه خطرناك از تاريخ اين سرزمين باعث پيروزي ما و دست آوردهاي بيشمارمان در تضعيف نظام زور و سركوب بوده ، شجاعت و همت شيرزنان و پايمردان اين آب و خاك بوده و هست . مبادا اجازه دهيم كه اين نيروي عظيم را از ما بگيرند . انواع و اقسام تهديد ها و ارعاب هاي بيشماري در اين مدت به كار بردند نتوانست مانعي در برابر سيل خروشانمان باشد . باز نيز نخواهد توانست !

دل قوي داريد كه راه بسياري مانده در پيش و دست در دست هم باز مي توانيم . و نترسيد از تهديدهاي احمقانه اي كه خيال مي كنند ما نيز چون آنان هالو صفتان باور مي كنيم . هيچ احدي و هيچ كسي در هيچ كجاي دنيا توانايي پيگيري و بررسي محتويات ايميلهاي ما را ندارد . اين را با اطمينان كامل به شما عرض مي كنم ! چنين كاري حتي از عهده دولت فدرال آمريكا با تمام تكنولوژي هاي به روز خود نيز بر نمي آيد چه برسد به اين حكومت جاهلان و سران سركوب كه هنوز تفاوت ايميل و گوش كوب را از هم تميز نمي دهند .

هيچ كس نمي تواند تك تك موبايل ها و حرفهاي ما را گوش كند . فراموش نكنيد كه ما بيشماريم كه اين جمعيت ميليوني ما توسط اين دولت و حكومت دروغ كه هيچ توسط هيچ حكومت و دستگاهي قابل سركوب و خاموش كردن نيست . تنها حربه اي كه اين شيادان تا كنون برگزيدند اين بوده كه با ترساندن و ارعاب مردم سعي كنند گروهي را از جمعيت بيشمار ما بكاهند كه تا حدودي ناچيز موفق به اين كار شده اند . از چه مي ترسيد همراهان ؟ آيا به فرض توانستن و راست گفتن ، آيا از عهده مشتي جيره خوار و بسيجي بي شرف بر مي آيد ميليونها انسان آزاده اي را كه در تظاهراتها حضور دارند شناسايي كنند و يا دستگيركنند ؟

ما بازوها و اهرمهاي بي شماري داريم كه تا كنون به هر دليلي از آنها بهره نبرده ايم :

- ما پولهاي زيادي در بانكها داريم كه با خروج آنها از بانكها و تبديل آنها به دلار و يورو مي توانيم سيستم بانكي را فلج كنيم
- ما مي توانيم با تحريم كالاهايي كه در صدا و سيماي كودتا تبليغ مي شود ، رسانه كودتا را فلج كنيم
- مي توانيم با كاهش و عدم استفاده از خدمات مخابرات كودتا كمر جلادان را شكست
- ما هنوز خبر رساني و دادن اطلاعات را محدود به طبقه اي از جامعه كرده ايم كه مانند من و شما تا حدودي از جريانهاي در حال اتفاق اطلاع دارند ، آيا تا كنون فكر نكرده ايم كه حتي در خيابانهاي پائين تر از آزادي خبر ندارند كه ما داريم جانمان را به خطر مي اندازيم براي ايران ؟ آيا مي دانيد تنها رسانه آنها همين صدا و سيماي دورغ است ؟ اين سي دي ها و بيانيه ها و شب نامه هايي كه جوانانمان در حال پخش آنها هستند را در نقاط جنوبي شهر توزيع كنند تاثيري به مراتب بيشتر خواهد داشت ؟
- ما هنوز ندانستيم كه مي توانيم با كمك كردن به مردمان محروم شهر و حمايت از آنها مي توانيم باعث شويم كه شعور آنها را با مثلاً سهام عدالت و عناويني اين چنيني نخرند ؟


دوستان دل قوي داريد كه خدا را شاهد مي گيرم سحر نزديك است !!!

به اميد ايران آزاد و آباد
والسلام
فرداي ايران
2 بهمن 88

داریوش آشوری در مصاحبه با روز: جنبش سبز، به کابوس 57 تبدیل نمی شود

پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸
با داریوش آشوری،جامعه شناس و اندیشمند سرشناس ایرانی،در مورد جنبش سبز،آینده آن ورهبریش مصاحبه کرده ایم. به گفته آقای آشوری "روشِ خشونت‌پرهیزیِ جنبشِ سبز خود بازتابی از فلسفه‌ی سیاسیِ تازه‌ای در دنیای ایرانی است." وی همچنین می گوید: "درچارچوبِ همین نظام و قوانینِ آن، آقای موسوی رئیسِ جمهورِ واقعیِ و قانونی ست که مقامِ او با خدعه و زور غصب شده است." این مصاحبه در پی می آید.

آقای آشوری، هفته‌ گذشته شما به همراه 50 نفر از روشنفکران دیگر ایرانی، بیانیه‌ای در حمایت از بیانیه هفدهم مهندس موسوی منتشر کردید. بسیاری این بیانیه را پاسخی به بیانیه 5 نفره روشنفکران دینی دانستند. آیا واقعا این طور بود؟
من دست اندرکارِ تهیه‌ این بیانیه نبودم، بلکه دوستانی از دانشگاهیان٬ در امریکا٬ تماس گرفتند که چنین بیانیه‌ای تهیه شده و به من هم پیشنهاد کردند که آن را امضا کنم. من هم قبول کردم٬ زیرا از نظر اصول با آن هم‌نظر بودم. من هم  بر آن ام که بحران سیاسی ایران٬ همچنان که در آن بیانیه آمده٬ باید گام به گام حل شود و کار٬ تا آن جا که ممکن است٬ به انفجارِ هولناک نکشد.

۱۳۸۸ بهمن ۱, پنجشنبه

تحريم كالاهاي چين را از همين حالا شروع مي كنيم !

تحريم چين را شروع کنيم، از همين امروز.
اين کار چند حسن دارد:
1.تجّاري که از چين کالا وارد مي‌کنند با توجه به سود کلاني که مي‌برند عموما  حامي دولت و حکومت هستند. اين گروه با تحريم کالاي چيني تحت فشار قرار خواهند گرفت
2. با توجه به حضور گسترده کالاي چيني در ايران، تحريم کالاي چيني تاثير وسيعي بر اقتصاد کشور خواهد گذاشت
3. تحريم کالاي چيني به نفع صنعتگران ايراني است
4. چين، حامي بين‌المللي حکومت ايران، تحت فشار قرار خواهد گرفت تا حمايتش از حکومت ايران را محدود کند و بر آن فشار وارد کند.
5. اين کار جرم نيست! و تمام طرفداران جنبش سبز ميتوانند همراهي کنند
6. با يک اس‌ام‌اس مي‌توان آن را کليد زد.

به نقل از وبلاگ نوشته‌های یک دموکراسی‌خواه سبز

بیانیه ی مشترک : درباره ی جنبش سبز مردم ایران

راه خروج از این ظلمت، تعیین تکلیف مردم با استبداد موجود در انتخاباتی آزاد و نظارت شده از سوی مراجع ذیصلاح بین المللی است ...


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۱ بهمن ۱٣٨٨ -  ۲۱ ژانويه ۲۰۱۰

هم میهنان عزیز!
چند ماه پیش، مردم ایران در اعتراض به تقلب انتخاباتی رژیم حاکم به خیابان ها ریختند. اما، اعتراض هایشان نه تنها نادیده گرفته شد، بلکه با سرکوب بی امان، ریختن خون بیگناهان، زندانی کردن معترضان، و شکنجه و تجاوز وحشیانه به آنان در زندان روبرو گردید. این واکنش ها به شکل گرفتن جنبشی مردمی در ایران انجامید که جنبش سبز نامیده می شود. این جنبش را خود مردم شکل و سازمان داده اند. ماه های متمادی است که این جنبش ادامه دارد و اکنون نه تنها در پایتخت، که به همه‍ی شهرهای مهم کشور تا دورترین نقطه های ایران کشیده شده است. در خارج از کشور، صدها هزار ایرانی پراکنده در چهار گوشه‍ی جهان، با قلم و بیان و برپا کردن تظاهرات متعدد، پشتیبانی خود را از این جنبش نشان داده اند. مردم دیگر کشورهای متمدن و دموکراتیک جهان نیز، بویژه نویسند گان، هنرمندان و سیاستمداران آزادیخواه، که ناظر فداکاری ها و جانبازی های مردم ایران هستند، به حمایت از خواست های برحق این مردم برخاسته اند، چندان که اخبار و تحلیل های مربوط به جنبش سبز مردم ایران اکنون سر فصل روزانه‍ی رسانه های جهان شده است.

در چنین شرایطی است که برخی از نامداران سیاسی در داخل و خارج کشور نظرها و پیشنهادهای خود را در چاره اندیشی برای خروج حاکمیت فعلی از بحرانی که در آن دست و پا می زند، نوشته و منتشر کرده اند.

ما امضا کنندگان این بیانیه، با عنایت به رویدادها و با توجه به ویژگی های جنبش سبز مردم ایران، ضمن تاکید برحمایت بی دریغمان ازاین جنبش، اعلام می داریم:

سبز، نماد حرکت زنان و مردانی است که به درایت شهروندی رسیده اند، مردمی که پس از تجربه ای سی ساله از زیستن در نظام استبداد دینی، اکنون به بهای خون جوانان خود اعلام می دارند که دیگر نمی خواهند در قالب هیچ گونه رهبری ذوب شوند. این مردم، با پذیرش حق دگر بودی و دگر اندیشی، در عمل نشان داده اند که کثرت گرا هستند و شکی باقی نگذاشته اند که دیگر مجذوب هیچ مرام یا آیین سیاسی تمامیت خواهی نخواهند شد. آیا انصاف و وجدان بشری حکم می کند که به نام مصلحت اندیشی، خواست شهروندی مردمی با چنین بلوغ سیاسی مشروط به شرایط نهادهای قدرت استبداد دینی موجود شود؟

تاریخ نشان داده است که در روزهای پایانی هر نظام تمامیت خواهی، رجالی به خیال خیر و برخی برای منافع خود، راه برونرفت از بحران را در لابلای تارهای تنیده‍ی نظام موجود می جویند. اما، آیا گواهی از تاریخ سراغ داریم که با جا به جا شدن صندلی ها روی کشتی نظامی خود کامه، آن هم از نوع استبداد دینی، از غرق شدن کشتی در دریای خروشانِ حرکتِ مردمی بیدار، جلو گیری شده باشد؟ آیا نمی شنویم که آهنگ درونی و قلبی جنبش سبز مردم ایران، صدای ناقوس پایان حکومت ولایی است؟

هم میهنان عزیز!
ما، به عنوان بخشی کثرت باور از حامیان جنبش سبز مردم ایران، ضمن پشتیبانی از مطالبات مطرح شده در بیانیه‍ی هفدهم مهندس میرحسین موسوی، با درک ضرورت زمان ولزوم همبستگی، بر این عقیده ایم که:

حکومت دینی، برای حفظ خود، میان مناسبات آزاد مردم با یکدیگر از یک سو، و با جهان خارج از سوی دیگر، پرده ای ظلمانی می کشد. راه خروج از این ظلمت، و از فقر و ستم برخاسته از آن، نخست تعیین تکلیف مردم با استبداد موجود در انتخاباتی آزاد و نظارت شده از سوی مراجع ذیصلاح بین المللی، و آن گاه، برپایی نظامی مبتنی بر جدایی نهادِ دولت از نهادِ دین، در قالب اعلامیه‍ی جهانی حقوق بشر، تفکیک قوای قانونگذاری، اجرایی و قضایی، وحفظ استقلال قوه ی قضایی، با آرای آزادانه‍ی مردم ایران است. دل بستن به اصلاح در چارچوب نظام خودکامه‍ی ولایت مطلقه‍ی فقیه، که در قانون اساسی کنونی رسمیت یافته است، دور از واقع بینی و نادیده گرفتن خواست های ریشه دار مردمی است که جنبش سبز را به راه انداخته اند.

بیم آن می رود که پافشاری بر این گونه مواضع و چشم بستن بر واقعیات موجود، به عواقبی بسیار ویرانگر و خطرناک برای میهن عزیزمان ایران بینجامد.


ماشاالله آجودانی، شهریار آهی، پگاه احمدی، رامین احمدی، فریدون احمدی، صدرالدّین الهی، نادره اویسی، حسین باقرزاده، نامدار بقایی یزدی، شهرنوش پارسی پور، باقر پرهام، رامین پرهام، محمد جلالی (م. سحر)، هرمز حکمت، آرامش دوستدار، حسن رجب نژاد، ناصر رحیمی نژاد، فتحیه زرکش یزدی، فرج سرکوهی، ماشاالله سلیمی، شاهین فاطمی، سعید قاسمی نژاد، شیما کلباسی، منصور کوشان، عبدالمجید مجیدی، عباس معروفی، منوچهر مقصودنیا، حسن منصور، شاهین نجفی، علی نگهبان، حسین نوش آذر

شنبه تولد ندا است . مادران عزادار شنبه در پارک لاله تنها نمانند .

ندای ملت ایران . ندا ، دخت ایران . سوم بهمن ، زادروز عزیزی است که بیست و هفتمین شمع زندگیش را ، در غیابش و به شادی روحش برخواهیم افروخت . مادران عزادار ، مادر ندا و دیگر شهدای عزیز جنبش سبز ، ماههاست که شنبه ها در پارک لاله گرد هم میایند . تهدیدشان کرده اند ، کتک خورده اند ، بازداشت شده اند و هنوز از پای ننشسته اند . این شنبه ، مصادف با زادروز ندا ، به آنها بپیوندیم .
باور کن ، باور کن که نوشتن این سطور ، برایم آنقدر سخت و درد آور بود که ادامه اش ناممکنم مینماید . شنبه ساعت5 عصر، مادران جنبش را ، زنان دلیر و داغ دار را همراهی کنیم .

هشدار گروهی از روشنفکران ایرانی در مورد سرنوشت 'جنبش سبز '

گروهی از روشنفکران ایرانی ساکن خارج از ایران ضمن حمایت از خواسته‌های مطرح شده در بیانیه اخیر میرحسین موسوی، در مورد عواقب پافشاری بر اصلاحات در چارچوب نظام ولایت فقیه هشدار داده اند.
این گروه در بیانیه ای که نسخه ای از آن روز پنجشنبه اول بهمن (۲۱ ژانویه) در اختیار بی بی سی فارسی قرار گرفت، حمایت خود را از جنبش اعتراضی ایران موسوم به "جنبش سبز" اعلام کرده اند و نوشته اند که هواداران این جنبش، افرادی "کثرت گرا" هستند و نشان داده اند که مجذوب هیچ مرام سیاسی "تمامیت خواهی" نخواهند شد.
در بیانیه مذکور آمده است: "تاریخ نشان می دهد که در روزهای پایانی هر نظام تمامیت خواهی، رجالی به خیال خیر و برخی برای منافع خود، راه برون رفت از بحران را در لابلای تارهای تنیده نظام موجود می جویند".
اما امضا کنندگان بیانیه در مورد ثمربخش بودن جابجایی های درونی چنین حکومتی برای خارج شدن از بحران ابراز تردید می کنند.
ماشاءالله آجودانی، یکی از امضاء کنندگان بیانیه مذکور، به بی بی سی فارسی گفت که مطالبات مطرح شده در بیانیه شماره ۱۷ آقای موسوی با "هوشمندی و خرد" مطرح شده است: "اما جنبش سبز ایران یک جنبش چند صدایی است و آقای موسوی بخشی از این جنبش را نمایندگی می کند. ما از مطالبات او در بیانیه حمایت می کنیم، اما انتظار نداریم که او در داخل ایران حرفی را بزند که ما در خارج از ایران می زنیم".
آقای آجودانی گفت که امضا کنندگان بیانیه، نگران سرنوشت "جنبش سبز" هستند.
آنها در بیانیه خود تأکید کرده اند که ضمن "درک ضرورت زمان و لزوم همبستگی" عقیده دارند: "دل بستن به اصلاح در چارچوب نظام خودکامه ولایت مطلقه فقیه، که در قانون اساسی کنونی رسمیت یافته است، دور از واقع بینی و نادیده گرفتن خواست های ریشه دار مردمی است که جنبش سبز را به راه انداخته اند".
آقای آجودانی این خواسته اصلی را "حق حاکمیت مردم" دانست که با حاکمیت "ولایت مطلقه فقیه" تناقض دارد.
او گفت: "اگر مردم ایران نتوانند به صورت مسالمت آمیز به خواست های اصلی خود برسند، ایران دچار عواقب خطرناکی خواهد شد".
امضاء کنندگان بیانیه گروهی از روشنفکران ایرانی، راه خروج از وضعیت فعلی را برگزاری انتخاباتی آزاد با نظارت مراجع ذیصلاح بین المللی دانسته اند.
میرحسین موسوی، یکی از رهبران مخالفان دولت در ایران، در بیانیه اخیر خود خواهان مسئولیت پذیری دولت و متوقف شدن حمایت های "غیر معمول" از آن، اصلاح قانون و شیوه برگزاری انتخابات، آزادی و اعاده حیثیت زندانیان سیاسی، تضمین آزادی رسانه ها و تضمین آزادی تجمعات مسالمت آمیز معترضان شده و بر اجرای کامل و بدون تنازل قانون اساسی ایران تأکید کرده بود.
بیانیه ای اخیر روشنفکران ایرانی را ماشاالله آجودانی، شهریار آهی، پگاه احمدی، رامین احمدی، فریدون احمدی، صدرالدّین الهی، نادره اویسی، حسین باقرزاده، نامدار بقایی یزدی، شهرنوش پارسی پور، باقر پرهام، رامین پرهام، محمد جلالی (م. سحر)، هرمز حکمت، آرامش دوستدار، حسن رجب نژاد، ناصر رحیمی نژاد، فتحیه زرکش یزدی، فرج سرکوهی، ماشاالله سلیمی، شاهین فاطمی، سعید قاسمی نژاد، شیما کلباسی، منصور کوشان، عباس معروفی، منوچهر مقصودنیا، حسن منصور، شاهین نجفی، علی نگهبان و حسین نوش آذر امضاء کرده اند.


اولتیماتوم ملت: فقط تا 22 بهمن فرصت دارید با «خواص» مذاکره کنید

وبلاگ فرزاد معترض : جناب آقای حکومت، این آخرین اخطار ملت سبز ایران است. دیگر آن ممه را لولو برد. الان ما هستیم که برای شما تکلیف تعیین می کنیم. شما فقط تا 22 بهمن همین امسال فرصت دارید تا با «خواص» گفتگو کنید و به نحو آبرومندانه ای تن به مرمسالاری و رای و خواست ملت بدهید و نام خود را از لیست سلسله های حکومتی سرنگون شده به دست ملت حذف کنید. از 22 بهمن به بعد دیگر کاری از دست «خواص» نیز بر نخواهد آمد. همان سیل بنیان کن، سر خواهد رسید و همه چیز را با خود خواهد برد. این مطلب را خواص ماه هاست درک کرده اند و به زبان آورده اند. ولی گوش شنوایی وجود نداشته است.  البته مردم روشنفکر ایران هم بیشتر مایل هستند کار با مذاکره حل شود. دلشان نمی خواهد خرابی بیشتری نصیب کشورشان شود. ولی اگر حکومت مایل به مذاکره با نمایندگان مردم نیست، اشکالی ندارد. این گوی و این میدان. بچرخ تا بچرخیم.همین !

گسترش جنبش سبز در حوزه های اقتصادی اجتماعی و فرهنگی

وبلاگ عشق من ايران : جنبش سبز را دربهمن ماه با پیوند اعتراضات حوزه ی سیاسی با حوزه های اقتصادی و اجتماعی گسترش دهیم . به دیگران اجازه دهیم اعتراضات خود را در قالب های سبز مطرح کنند گرسنگان و پا برهنگانی که تا کنون با جنبش همراه نبوده اند را با حمایت های خود به جنبش بپیوندانیم . شعارهای متناسب برای 22 بهمن در نظر بگیریم زیرا مرگ حکومت دیکتاتوری با گسترش اعتراضات سبز در حوزه اقتصاد را بطه ی مستقیم دارد.

۱۳۸۸ دی ۳۰, چهارشنبه

22 بهمن ، جنبش وارد نهمین ماه خود میشود . ماه زایش و تکثیر .

وبلاگ بالا : قدم به قدم پیش آمده ایم . در هر روز به قدر سالی پیش رفته ایم و در هر ماه ، وقایعی را تجربه کرده ایم که قرنها سکوت را به چالش کشیده است . از 22 خرداد ، از فریاد نخواستن در پای صندوقهای رای شروع کردیم و هر روز مرور کردیم خواسته هایمان را . ابداع کننده اولین خیزش مدنی سایبر شناخته شدیم و مبحثی را در جهان بنیان گذاردیم که به شهروند - رسانه شهرت یافت . خیزش 88 ، خیزش قشر روشنفکری شد در مقابل پوپولیسم و خرافه و جهل و اکنون در آستانه سالروز انقلاب 57 هستیم .
22 بهمن ، درست هشت ماه از 22 خرداد و کودتای ننگین انتخاباتی میگذرد و جنبش وارد نهمین ماه حیات خود میشود . ماه نهم را ماه زایش بدانیم و تکثیر . باید روح جنبش را در کل کشور نهادینه کنیم .
از دوستان فهیم و همراه درخواست میشود بر این پایه فعالیت کنیم . مقاله بنویسیم و طرح دهیم . محور کارمان را بر تکثیر و نهادینه کردن جنبش بگذاریم . امروز هدف قدرت نمایی نیست . هدف ساختار شکنی نیست . هدف درگیری فیزیکی نیست . امروز ، هدف ما تکثیر است و نفوذ در جای جای جامعه . باید در جذب همه اقشار و افزایش ریزش در نیروهای تحت امر حاکمیت بکوشیم . باید دعوت کننده باشیم و بر اتحاد سرمایه گذاری کنیم . هدف ، آزادی ایران است و این درد مشترک ، همراهی میطلبد و هرگز ، هرگز و هرگز ، جدا جدا درمان نمیشود .

محسن كديور : جنبش سبز در چهارراه جمهوری

تاریخ انتشار: ۳۰ دی ۱۳۸۸
مشورت با برخی دوستانی که در زندان بزرگ انتقال به زندان کوچک را انتظار می کشند، مشخص کرد که پاره ای مسائل مرتبط با جنبش سبز نیاز به تبیین و توضیح بیشتری دارد. به احترام آنان این سطور را قلمی می کنم، با تأکید بر اینکه این مقال تنها منعکس کننده دیدگاه شخصی من است و هیچ عزیزی را نه در داخل و نه در خارج نمایندگی نمی کند. این قلم از نقد صاحب نظران استقبال می کند.

اعتراضی که در پی اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد 1388 آغاز شد، به زودی به جنبش عمومی اکثر ملت ایران بر علیه سیاستهای غیرمدبرانه نظام جمهوری اسلامی تبدیل شد. با گذشت بیش از هفت ماه علیرغم سرکوب شدید و اعمال خشونت گسترده و موج فزاینده بازداشتها، کودتاگران هنوز موفق به مهار جنبش نشده اند. اعتراض عمومی در همان روزهای اول از تقلب نهادینه در آراء گذشت و دامان بالاترین مقام نظام را گرفت، تا آنجا که در تظاهرات یکی دو ماه اخیر دیگر کمترین اشاره های به مرد دروغگوی شهر شنیده نمی شود. شعارهای تظاهرکنندگان خیابانی بیش از همه شیوه دیکتاتوری و شخص دیکتاتور را نشانه رفته اند.

۱۳۸۸ دی ۲۹, سه‌شنبه

تحریم مخابرات در کشور : چهارشنبه؛ روز سکوت سبز

درادامه ابتکارات متنوع حامیان جنبش سبز، معترضان به دولت احمدی نژاد، روز 4 شنبه با "سکوت سبز" ارتباطات مخابراتی را تحریم می کنند.این تحریم شامل عدم استفاده از تلفن های ثابت، همراه وارسال اس ام اس می شود.
"سکوت سبز"عنوان پیامکی است که این روزها درصندوق دریافتی تلفن های همراه شهروندان ایرانی به وفوریافت می شود. پیامی که محتوای آن دعوت از معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری به تحریم شرکت مخابرات است: "از 7 صبح روز چهارشنبه 30 دی ماه تا 8 عصر همان روز از هیچ یک از خدمات مخابرات استفاده نمی کنیم(اس ام اس، تلفن، موبایل)".
این سکوت همچنین بیانگر اعتراض مردمی است که گفت وشنودهای آنها از طریق مراکز مخابراتی تحت نظر سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی دریافت و کنترل می شود.
با توجه به ممنوعیت حضور معترضان درخیابان ها وبازداشت های گسترده اخیر توسط نیروهای لباس شخصی وامنیتی، حامیان جنبش سبز راه های تازه و در عین حال مسالمت آمیزی را برای مقابله با دولت کودتا تجربه می کنند. آخرین این ابتکارات ارسال پیامک به برنامه ورزشی "نور" بود که به بیش از یک میلیون مورد رسید و آشکارا دستپاچگی گردانندگان سیمای جمهوری اسلامی و مقامات امنیتی را در پی داشت. طرح "سکوت سبز" در حالی در فهرست برنامه های معترضین قرار دارد که اخبار مختلف حکایت ازدر راه بودن اشکال دیگری از "اعتراضات سبز" دارد.
نکته قابل توجه این است که مسئولین امنیتی و نظامی هر روز تعدادی از فعالین سیاسی و مدنی را به خیال اینکه اعتراضات خاموش خواهد شد، دستگیر می کنند، اما این سرکوب ها نتوانسته است مانع بروز اشکال مختلف اعتراضات مردمی شود.

راه حل پنج ماده ای ما زنان برای برون رفت از “بحران”!

بیانیه زنان: آقایان موسوی و کروبی هر کدام در طی روزهای اخیر بیانیه های منتشر کردند که راه حلهای خود را در ۵ ماده برای برون رفت از “بحران” بیان کردند. این راه حل ها با استقبال پنج “روشنفکر دینی” در خارج از کشور روبه رو شد: آقایان گنجی، سروش، کدیور، مهاجرانی و بازرگان که به قول خودشان “اتاق فکر” و یا “دولت در تبعید” را پایه ریزی کرده اند. در این بین آنچه کمتر مطرح است، موضع گیری کسانی است که نه خواهان تغییر رییس جمهور و جا به جایی این فرد و آن فرد یا محدود شدن “اختیارات رهبری” هستند بلکه از تغییراتی زیربنایی و ساختاری سخن می گویند. یکی از این گروه های اجتماعی، ما زنان هستیم که خواسته هایمان و حضورمان همانگونه که انتظار می رفت در هیچیک از این بیانیه ها ملاحظه نشده است. انتظار دیگری هم نبود زیرا در هیچیک از بیانیه ها و اعلام مواضع آقایان، از فردای انتخابات به این سو، یعنی از زمانی که مساله جذب آرا منتفی شده بود، به خواسته های زنان توجهی نشده است. ما بر این باوریم که مسائل زنان، بخش عمده ای از “بحران” جاری است و بدون دیدن و ارائه راهکار برای حل آن، هیچ راه حلی پاسخگو نخواهد بود. پس لازم است که کوتاه و مختصر و برای حل مسائل زنان، ما نیز بیانیه خود را آن هم در ۵ ماده به اطلاع عموم برسانیم. ما ضمن تاکید بر خواسته های عمومی “آزادی اندیشه، بیان، تشکل و اجتماعات”، ” لغو مجازات اعدام و شکنجه” و ” آزادی بی قید و شرط و فوری کلیه زندانیان سیاسی “، مهمترین خواسته هایمان را به طور خلاصه و بدون ترتیب اولویت ها به شرح زیر اعلام می کنیم:
۱. لغو کلیه قوانین تبعیض آمیز و ضد زن موجود از جمله: قوانین مربوط به ازدواج، طلاق، چند همسری، حضانت، ارث، شهادت و…
۲. به رسمیت شناخته شدن حق زن بر بدن و ذهن خویش؛ شامل لغو حجاب اجباری و برقراری آزادی پوشش، آزادی انتخاب همسر و آزادی انتخاب گرایش جنسی
۳. رفع خشونت علیه زنان در کلیه عرصه های خصوصی و اجتماعی و جرم شناختن آزار جنسی دختران، قتل و خشونت “ناموسی”
۴. جدایی دین از دولت
۵. محاکمه کلیه دست اندرکاران، عاملان و آمران جنایات سه دهه گذشته

امضا کنندگان:

- سودابه اردوان (هنرمند، فعال سیاسی)
- آزاده ارفح (فعال سیاسی)
- پروین اشرفی (پژوهشگر، فعال جنبش زنان)
- الهه امانی (استاد دانشگاه، فعال جنبش فراملیتی زنان)
- شادی امین (ژورنالیست، فعال جنبش زنان)
- پریسا انصاری (دانشجو، فعال جنبش زنان)
- شیوا بدیهی (فعال جنبش زنان- اتریش)
- شیرین پردر (مربی بهداشت و سلامتی، فعال جنبش زنان)
- فریده پورعبدالله (فعال جنبش زنان)
- فردوس تاجدینی( مترجم، فعال جنبش زنان)
- گلرخ جهانگیری (جامعه شناس ،فعال جنبش زنان)
- نسترن چیت ساز (فعال سیاسی)
- فریبا داوودی مهاجر (روزنامه نگار، فعال جنبش زنان)
- پوران رضایتی( فعال جنبش زنان و پشتیبان مادران عزادار- اتریش)
- ماریا رشیدی (فعال زنان و فعال سیاسی)
- پروانه زرگر(نقاش وفمینیست)
- الهه صدر (فعال جنبش زنان)
- شادی صدر(حقوقدان، فعال جنبش زنان)
- آنا عاصی پاک (فعال جنبش زنان لائیک ایرانی)
- محبوبه عباسقلی زاده( پژوهشگر، فعال جنبش زنان)
- ستاره عباسی(فعال سیاسی و جنبش زنان)
- شهلا عبقری (استاد دانشگاه، فعال جنبش زنان)
- مریم عظیمی(فعال سیاسی و جنبش زنان)
- صدیقه فخرآبادی(کادر درمانی ، فعال جنبش زنان)
- زینب قره ویسکی (مشاور روانکاو)
- اعظم قریشی(معلم و فعال جنبش زنان)
- هانیه قورخمز (فیزیوتراپیست)
- فریده گوسمن (تکنیسین علوم آزمایشگاهی،فعال جنبش زنان)
- سهیلا لیندهورست(مددکار اجتماعی، و عضو جامعه بین المللی حقوق بشر)
- هما مرادی (مددکار اجتماعی ،فعال جنبش زنان )
- میلا مسافر(مددکار اجتماعی و عضو هیئت مدیره جامعه بین المللی حقوق بشر)
- ویدا مشایخی (فعال جنبش زنان، اتریش)
- ناهید نصرت (مهندس کامپیوتر، فعال جنبش زنان)
- مژده نورزاد (داروساز، فعال جنبش زنان)

بیانیه زنان: راه حل پنج ماده ای ما زنان برای برون رفت از “بحران”!
جمع آوری امضاء ادامه دارد…
در صورت تمایل امضای خود را با ذکر عنوان شغل خود به آدرس زیر ارسال کنید!
shadiAshadi@gmail.com‍

مرز خشونت‌پرهیزی یک جنبش مدنی کجاست؟



در میان فریاد و شعار، بوق‌های ممتد و نفس‌های بریده بریده و از میان دود و آتش... دود و آتشی که دیگر برای تهران آشناست، لنز کوچک موبایل تصویری بزرگ را ثبت می‌کند.

وانت سفید و سبز، با سرعت از روبرویت می‌گذرد و دورتر، به شدت به چیزی برخورد می‌کند. فریادها اوج می‌گیرد و وانت پلیس با سرعت عقب می‌آید
چیزی شبیه بدن انسان بر زمین افتاده است! وانت دیگری، سفید و سبز، از سمت چپ دور برمی‌دارد. دنده عوض می‌کند و از روی مرد می‌گذرد و فریادها رنگ فغان می‌گیرد...

چهارشنبه سي ام دي ماه حماسه اي ديگر در راه است ( سكوت سبز )

چهار شنبه (30 دی 1388) از ساعت 7 بامداد تا 8 شب ، از هيچيک از خدمات مخابرات استفاده نمی کنيم(پیامک ، تلفن ثابت و همراه).
اين کار ، گامی کوچک برای هر فرد، ولی گامی بزرگ برای آزادی است..
رسانه شمائيد !

پاينده باد ايران و آزادی !

آرشیو

برچسب‌ها