با این همه ظلمی که سیاهی کرده است .... تردید ندارم که خدا هم سبز است !!!

آخرین اخبار

‏نمایش پست‌ها با برچسب هاشمي رفسنجاني. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب هاشمي رفسنجاني. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ بهمن ۸, پنجشنبه

درخواست احمدخاتمی ازهاشمی: منتشرنکنید

کلمه:سیداحمد خاتمی تلاش برای منصزف کردن هاشمی رفسنجانی از انتشار اطلاعات ناگفته در مورد آیت الله محمد یزدی را آغاز کرد.
به گزارش وب سایت سفیر وابسته به اصولگرایان ،بعد از ادامه یافتن و اوج گرفتن سخنان تند آیت‌الله محمد یزدی علیه هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که تا پیش از این جوابی جز سلام و آرزو برای بازیابی سلامت یزدی نداده بود، گفت که به صورت مکتوب در مورد برخی مسائل رئیس جامعه مدرسین در زمان امام، انتخاب رهبری و قوه قضائیه توضیحاتی خواهد داد.
بعد از انتشار این سخنان رئیس مجلس خبرگان رهبری، سید احمد خاتمی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که رابطه نزدیکی با محمد یزدی دارد با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی برای عدم انتشار این نامه رایزنی کرده است.
خاتمی در این تماس به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفته است که مطالبی که آقای یزدی مطرح کرده است، مطالب صحیح و درستی نبوده و این کار اشتباه بوده است.
او افزوده است که با توجه به این‌که آقای یزدی هم اشتباه خود را پذیرفته است و تاکید کرده است که دیگر این موارد را تکرار نمی‌کند و همچنین با توجه به فرمایشات اخیر مقام معظم رهبری و اینکه در آستانه دهه فجر هستیم از شما می‌خواهیم که این نامه را منتشر نکنید.
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نیز در پاسخ به احمد خاتمی گفته است که او این نامه را نوشته و آماده انتشار است و این نامه نه برای مسائل شخصی که برای مصحلت نظام نوشته شده است.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به احمد خاتمی نگفت که این نامه را قطعا منتشر می‌کند یا نمی‌کند.

۱۳۸۸ بهمن ۷, چهارشنبه

مروری بر مواضع هفت ماهه؛ آیا هاشمی رفسنجانی به حمایت از سبزها ادامه خواهد داد؟

تاریخ انتشار: ۰۷ بهمن ۱۳۸۸
حمید تکاپو

شبکه جنبش راه سبز(جرس): طی هفته ای که گذشت، رهبر جمهوری اسلامی در کلامی دو پهلو، از "دو پهلو بودن مواضعِ خواصّ کشور در برابر سخنان و اقدامات دشمن" ابراز ناخرسندی کرد و به همۀ جریان‌ها و گرایش‌های سیاسیِ داخل نظام هشدار داد "خط و مرز خود با دشمن را به صورت شفاف مشخص کنند."



هشدارهای سه شنبه گذشته (۳۰ دی) رهبر جمهوری اسلامی به چیزی که وی آنرا "موضع‌گیری های دوپهلوی خواص" می نامد بار اول نبوده؛ چرا که وی در اواخر تیرماه امسال و در جریان سرکوب خونین اعتراضات مردم به کودتای انتخاباتی نیز، به "نخبگان و بزرگان کشور" هشدار داده بود که "باید مراقب گفتار، رفتار، مواضع و حتی نگفتن‌های خود باشند."

با اینکه آقای خامنه ای مصداق سخنان خود از "خواص" را بوضوح اعلام نمی کند، اما صاحبنظران معتقدند روی سخن وی محمد خاتمی، میرحسین موسوی، مهدی کروبی و بویژه اکبر هاشمی رفسنجانی است که دولتِ کودتا و رسانه‌های حامیِ آن، طی ماههای گذشته آنها را "سران فتنه" نامیده اند. آقای خامنه‌ای در میان هواداران خود، بارها خواصِ مورد اشاره را نواخته و اظهار داشته "باید مشخص شود افرادی که داخل نظامند، چه موضعی دارند و حاضرند از دشمن تبری بجویند." رهبری با حمله به منتقدان و معترضان به نتایج انتخابات و ضمن حمایت از نتیجۀ انتخابات پُر تقلب ریاست جمهوری، خاطرنشان کرده است "هنگامی که عده‌ای در فضای فتنه و غبارآلودگی، با زبان اسلام را نفی و در عمل جمهوریت نظام را نفی می‌کنند و انتخابات را زیر سوال می‌برند، انتظار از خواص این است که مرز و موضع خود را شفاف مشخص کنند."

۱۳۸۸ بهمن ۶, سه‌شنبه

هاشمی رفسنجانی: از سخنان محمد یزدی بوی توطئه می آید

تاریخ انتشار: ۰۶ بهمن ۱۳۸۸
جنبش راه سبز (جرس): رئیس مجلس خبرگان رهبری اعلام کرد: درمورد سخنان اخیر آقای یزدی همانگونه که قبلا هم گفتم جوابم تا کنون به سخنان توام با عصبانیت وغرض‌آلود ایشان سلام بوده است، ولی با صحبت‌های دیروز ایشان و اطلاعات رسیده، این بار بوی توطئه به مشام می‌رسد و درباره مسائل ایشان در زمان امام راحل و درجلسه انتخاب رهبری بعد از ارتحال امام و درقوه قضاییه به صورت کتبی مطالبی را گوشزد خواهم کرد.

هاشمی رفسنجانی، در دیدار جمعی ازاستادان علوم سیاسی دانشگاههای قم تصریح کرد: مهمترین دلیل این حملات، مواضع اینجانب درباره لزوم رعایت حقوق مردم و همچنین دفاع از شخص رهبری و پرهیز از افراط بر اساس عقیده و اعتقاد قلبی‌ام است.
به گزارش پارلمان نیوز، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با بیان اینکه ساختار نظام اسلامی متکی بر اسلام و سرمایه اعتماد مردم است و هر گونه انحراف از آن می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری به همراه داشته باشد، تصریح کرد: اسلامیت و جمهوریت در قانون اساسی جداشدنی نیستند.
وی در ادامه در ادامه اصل ولایت فقیه را محور جمهوری اسلامی خواند و گفت: اگر ولایت و جایگاه رهبری آسیب ببیند نمی‌توان آینده خوبی برای کشور متصور بود.

هاشمي: درباره مسائل یزدی در زمان امام ، در جلسه انتخاب رهبري و در قوه قضاييه مطالبي را گوشزد خواهم كرد

تاريخ انتشار: ۰۶ بهمن ۱۳۸۸
عصرایران- جمعي از استادان علوم سياسي دانشگاه‌هاي قم صبح سه‌شنبه با رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام ديدار كردند.
به گزارش ايسنا، آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در اين ديدار در پاسخ به پرسش‌ها و نظرات جمع حاضر تاكيد كرد: اسلام كامل‌ترين مكتب براي اداره همه ابعاد جامعه است و مكتب اهل بيت (ع) محكم‌ترين منبع شناخت اسلام و قرآن است.
وي افزود: انقلاب اسلامي ايران اين راه را انتخاب كرده و در بررسي عملكرد سي ساله جمهوري اسلامي، نقاط قوت ناشي از حركت در مسير اسلام و نقاظ ضعف مربوط به اشخاص و انحراف آن‌ها از دستورهاي اسلامي است.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه با بيان اين كه ساختار نظام اسلامي متكي بر اسلام و سرمايه اعتماد مردم است و هر گونه انحراف از آن مي‌تواند آسيب‌هاي جبران‌ناپذيري به همراه داشته باشد، تصريح كرد: اسلاميت و جمهوريت در قانون اساسي جداشدني نيستند.
هاشمي رفسنجاني در ادامه اصل ولايت فقيه را محور جمهوري اسلامي خواند و گفت: اگر ولايت و جايگاه رهبري آسيب ببيند نمي‌توان آينده خوبي براي كشور متصور بود.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام هم‌چنين در پاسخ به پرسش يكي از حاضران درباره آنچه علت حملات و تخريب عليه وي توسط برخي اشخاص از جمله آقاي يزدي خوانده شد، گفت: مهم‌ترين دليل اين حملات، مواضع اينجانب درباره لزوم رعايت حقوق مردم و همچنين دفاع از شخص رهبري و پرهيز از افراط بر اساس عقيده و اعتقاد قلبي‌ام است.
وي افزود: در مورد سخنان اخير آقاي يزدي همان گونه كه قبلا هم گفتم جوابم تا كنون به سخنان توام با عصبانيت و غرض‌آلود ايشان سلام بوده است، ولي با صحبت‌هاي ديروز ايشان و اطلاعات رسيده، اين بار بوي توطئه به مشام مي‌رسد و درباره مسائل ايشان در زمان امام راحل و در جلسه انتخاب رهبري بعد از ارتحال امام و در قوه قضاييه به صورت كتبي مطالبي را گوشزد خواهم كرد.
هاشمي رفسنجاني همگان به ويژه فعالان در عرصه سياست را به رعايت اخلاق و تقوا دعوت كرد و گفت: رعايت نكات اخلاقي، توصيه‌هاي اسلام و نحوه عملكرد ائمه در برخورد با مسائل جامعه و مردم مي‌تواند نظام اسلامي را به عنوان الگوي جهاني مطرح سازد.
بر اساس اين گزارش در اين ديدار برخي استادان با بيان نكاتي درباره جامعه اسلامي از ديدگاه نظري و عملي و همچنين تجربه حكومت اسلامي در سي ساله اخير در ايران، نظراتشان را مطرح كردند.

۱۳۸۸ بهمن ۴, یکشنبه

جواد لاریجانی: هاشمی شخصیتی بزرگ با اشتباهات بزرگ است !


تاریخ انتشار: ۰۴ بهمن ۱۳۸۸
ما نمی خواهیم هاشمی را از دست بدهیم
جنبش راه سبز (جرس): جواد اردشیر لاریجانی شنبه‌شب در نشست ماهانه جامعه اسلامی مهندسین گفت: آیت الله هاشمی رفسنجانی چهره ای بزرگ با اشتباهات بزرگ است. البته باید از اشتباهات بزرگان نیز با اغماض عبور کنیم . ما نمی خواهیم هاشمی را از دست بدهیم.

به گزارش خبرآنلاین لاریجانی با بیان اینکه من هاشمی را خوب می شناسم، انسان بسیار پیچیده ای است و از شخصیت های بزرگ انقلاب است و خدماتش برای انقلاب رکورد بالایی دارد اما انسانهای بزرگ خطاهایشان نیز بزرگ است، سه خطای بزرگ هاشمی رفسنجانی را اینگونه برشمرد: هاشمی رفسنجانی حزب کارگزاران را راه اندازی کرد و دوم خرداد را به راه انداخت . دوم خرداد بدون هاشمی امکانپذیر نبود. به گفته وی ، خطای دیگر هاشمی رفسنجانی شرکت در انتخابات ریاست جمهوری بود.

وی افزود: ابتدا هاشمی رفسنجانی اعلام کرد که در انتخابات هرکسی غیر از احمدی نژاد پیروز شود اما بعد تن به این منطق داد که احمدی نژاد به هر قیمتی نباید رئیس جمهور شود که بزرگترین اشتباه استراتژیک  همین بود.

جواد لاریجانی نوع تبلیغات هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری را اشتباه دانست. وی افزود: اقدامات هاشمی را در انتخابات ریاست جمهوری باطل و حمایت او را از فتنه سبز اشتباه می دانم و ای کاش این شخصیت بزرگ این اشتباهات بزرگ را نمی کرد.

برادر روسای قوای مقننه و قضائیه در بخش دیگری از سخنانش گفت: وقایع کهریزک و کوی دانشگاه بسیار زشت بود به همین دلیل به محض اینکه گزارش بازداشتگاه کهریزک به رهبری رسید ایشان فرمودند همین الان این بازداشتگاه تعطیل شود و اگر جا ندارید همه را آزاد کنید.. مجلس در ماجرای کهریزک گول خورد چرا که برخی سعی کردند با بزرگ کردن مسئله کهریزک، مسئله اصلی یعنی اقداماتی که بعد از انتخابات صورت گرفت پوشانده شود.

۱۳۸۸ بهمن ۱, پنجشنبه

پروژه جدید برای اختلاف افکنی بین بزرگان

پنجشنبه, ۱م بهمن, ۱۳۸۸
کلمه: پروژه جدید برای اختلاف افکنی بین بزرگان از هفته پیش در سایت های حامی افراطیون‬ شکل گرفت و هم اکنون کیهان آن را به تحریر در آورده است. روزنامه کیهان در شماره امروز خود در اقدامی برای اختلاف افکنی مطلبی را با عنوان «خاتمی: موسوی و کروبی همه راهها را مسدود کرده اند»!! منتشر کرده است.
این روزنامه در ادعایی نقل قولی! را از سید محمد خاتمی رئیس دولت اصلاحات مطرح کرده است که خود نقل قولی ! از یک نماینده حامی دولت در مجلس شورای اسلامی است. این روزنامه ادعا کرده خاتمی در دیدار با این نماینده اصولگرای مجلس! به او گفته است:«به موسوی و کروبی تلفنی گفتم قبل از آن که آقا به نمازجمعه تشریف ببرند شما مطالب تان را بنویسید و به آقا بدهید و اگر به انتخابات اعتراض دارید، بگویید تخلف شده اما شما تعیین تکلیف کنید و ما نظر شما را می پذیریم. من به آنها گفتم این کار به نفعتان است ولی متاسفانه این کار را نکردند.»
کیهان در ادامه برای سند بخشیدن به حرف ابراهیمی به نقل او آورده است که چند ماه پیش این دیدار برگزار شده و چند نفر  از کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در این ملاقات حضور داشتند. اما گفته نشده است کدام یک از اعضای کمیسیون حضور داشته اند.
کیهان با اصرار بر پروژه اختلاف افکنی خود ادعا کرده است: اظهارات ابراهیمی در حالی است که منابع!! غیررسمی اخیراً اعلام کرده اند خاتمی در نامه ای به محضر رهبر معظم انقلاب، از مواضع ساختارشکنانه!! و لجاجت!! و تندروی!! موسوی و کروبی ابراز برائت!! کرده است.
کیهان که گویا تمام مطالب خود را از منابع غیررسمی و به نوشته خودش اخبار تائید نشده دریافت می کند در یکی از ادعاهای دیگر در این مطلب  ادامه داده است :اخبار تائید نشده دیگری هم از طرح انتقادات مشابه توسط خاتمی در جلسات اخیر مجمع روحانیون حکایت می کند!!!.
ادامه پروژه جدید افراطیون کیهانی اینگونه ادامه پیدا می کند که انتشار اخباری حاکی از مصلحت اندیشی و فاصله گذاری خاتمی با رویکرد به بن بست رسیده !!!موسوی و کروبی طی چند روز اخیر باعث شد سایت های افراطی، دیروز خبر ملاقات یک هفته پیش برخی از عناصر زندانی آزاد شده با خاتمی را بدون اشاره به زمان این ملاقات منتشر کنند! البته در این خبر نیز خاتمی با وجود طرح برخی انتقادها بر لزوم پایبندی به قانون اساسی تاکید کرده و از همراهی با افراطیون و ساختارشکنان ابراز ناخشنودی می کند.
کیهان ادامه می دهد: برخی رسانه های ضد انقلاب در تحلیل های اخیر خود تاکید می کنند خاتمی با وجود همراهی های اولیه، حاضر نیست تا آخر با ساختارشکنان همراهی کند و هزینه بدهد.خاتمی در برخی ملاقات ها تصریح کرده که موسوی سرمایه به زحمت اندوخته اصلاح طلبان را ظرف چند ماه سوزاند !!!!و راه بازگشت به حاکمیت را به کلی مسدود کرد.!!!!

۱۳۸۸ دی ۳۰, چهارشنبه

مرعشی: چرا از ظرفیت هاشمی برای حل بحران استفاده نمی شود؟

تاریخ انتشار: ۳۰ دی ۱۳۸۸
شبکه جنبش راه سبز( جرس ) : حسین مرعشی در یادداشتی که سایت نواندیش آن را منتشر کرده دیدگاه خود را برای حل مشکلات کشور بیان کرده است . وی معتقد است که هاشمی رفسنجانی قادر به حل بحران است.
در بخشی از یادداشت وی آمده است:. "آیت الله هاشمی رفسنجانی را همه به خوبی می شناسند، چرا که ایشان از یاران امام(ره) بوده اند که با انقلاب پیوند ناگسستنی و عمیقی دارند. از این رو می توان گفت اگر در شرایط فعلی ایشان صحبتی می کنند، به طور قطع صحبتی بی حکمت نبوده است. از سوی دیگر کسانی که ایشان را از نزدیک و به خوبی می شناسند، بر این مساله واقفند که ایشان همیشه در راستای نظام و اهداف و اندیشه های امام خمینی(ره) صحبت و حرکت کرده اند و در جهت تلطیف فضای عمومی کشور و از بین رفتن کدورت ها کوشا بوده اند. ایشان در صحبت های اخیر خود با رعایت چارچوب های خاص و ظرافت بسیار به نکاتی اشاره داشتند که بهتر است، بیش از گذشته به آنها توجه شود."
در ادامه آمده است : مثلاً این نکته که آقای هاشمی به آن اشاره داشتند که باید فضای نقد به وجود آید و با نقدها برخوردی مناسب صورت گیرد از نکات ظریف و قابل توجه است. چون آقای هاشمی همیشه فردی متعهد به نظام جمهوری اسلامی بوده است صحبت های ایشان همیشه در جهت بهبود اوضاع و در جهت پیشبرد امور در چارچوب نظام جمهوری اسلامی است بنابراین با توجه به این مساله باید توجه داشت که مورد توجه قرار دادن توصیه ها و صحبت های بزرگان و دلسوزانی همچون آقای هاشمی می تواند مسائل و اختلافات موجود در کشور را از بین ببرد.
وی همچنین آورده است که نباید فراموش کرد که جهل، دشمن اصلی کشور ماست. مساله دیگری هم که در رابطه با آقای هاشمی و صحبت های ایشان باید در نظر گرفت این است که ایشان در گذشته راهکارهایی را ارائه کردند که بارها و بارها چه در مطبوعات و چه در سایر رسانه ها به آن پرداخته شد اما متاسفانه آن طور که انتظار می رفت، رعایت نشد. یکی از صحبت های اخیر هم که امام جمعه مشهد در رابطه با آقای هاشمی بیان داشته اند در این راستا بوده است که ایشان سنگ زیرین انقلاب اند و از انقلاب جدایی ناپذیر هستند. به عقیده من این مساله کاملاً درست است اما اگر دیگران به این مساله به این اندازه واقفند چرا از ظرفیت، توانایی و دانش های سیاسی ایشان استفاده نمی شود که اگر استفاده می شد هرگز شاهد برخی موارد نبودیم. اگر معتقدیم ایشان سنگ زیرین انقلاب است، چرا اجازه هتاکی به ایشان را به برخی می دهیم؟

۱۳۸۸ دی ۲۹, سه‌شنبه

همزمان از سوی رفسنجانی و خاتمی صورت گرفت : حملات شدید به «افراطیون دو طرف»


در همان روزی که علی خامنه ای خواستار صراحت بیشتری در موضع گیری «خواص» در مقابله با «دشمن» شد، اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی «افراطیون دو طرف» را به شدت مورد حمله قرار دادند و خواهان بازگشت به «اعتدال» شدند. خاتمی و رفسنجانی هر دو از «نشانه های عقلانیت» استقبال کردند و در عین حال محمد خاتمی مخالفان حکومت در خارج از کشور را مورد انتقاد شدید قرار داد ...


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۹ دی ۱٣٨٨ -  ۱۹ ژانويه ۲۰۱۰

اخبار روز: در همان روزی که علی خامنه ای خواستار صراحت بیشتری در موضع گیری «خواص» در مقابله با «دشمن» شد، اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی «افراطیون دو طرف» را به شدت مورد حمله قرار دادند و خواهان بازگشت به «اعتدال» شدند. خاتمی و رفسنجانی هر دو از «نشانه های عقلانیت» استقبال کردند و در عین حال محمد خاتمی مخالفان حکومت در خارج از کشور را مورد انتقاد شدید قرار داد.

به گزارش ایلنا، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام اعتدال و سعه‌صدر در همه امور را اصلی‌ترین نیاز کشور در شرایط فعلی عنوان و تاکید کرد: افراط و تفریط مهم‌ترین مشکل کشور است و دلسوزان اسلام، انقلاب و نظام باید برای آن چاره‌اندیشی کنند.
رفسنجانی صبح روز سه‌شنبه در دیدار جمعی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها اقتصاد، سیاست در بعد داخلی و خارجی و فرهنگ را نیازمند تفکر اعتدالی عنوان کرد و گفت: رجوع به اندیشه‌های اسلامی و سخن قرآن و همچنین سیره پیامبر(ص) می‌تواند اهمیت اندیشه و عمل اعتدالی را مشخص کند.

۱۳۸۸ دی ۲۱, دوشنبه

هاشمی رفسنجانی: سکوت نکرده ام

تاریخ انتشار: ۲۱ دی ۱۳۸۸
برخی افراد آلوده به اغراض سیاسی و جناحی دنبال جوسازی و ایجاد جنگ روانی در كشور هستند
جنبش راه سبز (جرس): رئیس مجلس خبرگان رهبری با اشاره به اختلافات موجود میان نیروهای سیاسی تاكید كرد:اقدامات برای حل مسائل موجود و رفع اختلافات باید با درك اهمیت زمان صورت پذیرد و اتلاف وقت می‌تواند فرصت‌ها را نابود كند.

علی اكبر هاشمی رفسنجانی در دیدار اعضای شورای مركزی مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی افزایش اختلافات میان نیروهای سیاسی را مهم‌ترین مشكل كشور دانست و گفت: ریشه این اختلافات باید با عقلانیت شناسائی و خشكانده شود.

به گزارش وب سایت پارلمان نیوز، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به اوضاع جهانی، منطقه و حضور نظامی كشورهای غربی در مرزهای زمینی و آبی جمهوری اسلامی ایران؛ تاكید كرد:یكدلی و وحدت در میان نیروهای سیاسی و مردم بیش از هر زمان دیگری نیاز است و همه باید با گذشت و فداكاری زمینه‌های آن‌را فراهم كنند.

هاشمی رفسنجانی تاكید كرد:دشمنان خارجی به وضعیت فعلی كشور و افزایش اختلافات دل‌ بسته‌اند و این در سخنانشان قابل مشاهده است.

وی ادامه داد:«اقدامات برای حل مسائل موجود و رفع اختلافات باید با درك اهمیت زمان صورت پذیرد و اتلاف وقت می‌تواند فرصت‌ها را نابود كند.»

رئیس مجلس خبرگان رهبری در پاسخ به سئوال یكی از حاضرین تصریح كرد:سكوت نكرده‌ام و همواره برای كمك به حل مشكلات بدون جنجال خبری تلاش خود را كرده‌ام.

وی ادامه داد: راه‌حل‌هایی را به تشخیص خود برای حل مشكلات پیش‌ آمده قبلا بیان كرده‌ام و تكرار مداوم آن‌را ضروری نمی‌بینم، مضافا اینكه متاسفانه برخی افراد آلوده به اغراض سیاسی و جناحی دنبال جوسازی و ایجاد جنگ روانی در كشور هستند كه ادامه این روند را به صلاح كشور نمی‌دانم.

۱۳۸۸ دی ۱۵, سه‌شنبه

جمعیت ایثارگران در بیانیه ای اعلام کرد:هاشمی،موسوی ورضایی به امام زهر دادند

سه شنبه, ۱۵م دی, ۱۳۸۸
کلمه:جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی با انتشار بیانیه‌ای در محکومیت هتک حرمت عاشورا تصریح کرد: سال ۶۷ هم اینان بودند که در قالب رئیس مجلس، فرمانده‌سپاه و نخست‌وزیر جام زهر به امام(ره) دادند و خون به دل آن پیر سفر کرده کردند.
به گزارش ایرنا در این بیانیه تصریح شده است: ملت در نهم دی، حماسه‌ پرشکوهی را رقم زدند که خواب را از چشم گستاخان فتنه‌گر گرفت.
جمعیت ایثارگران با اشاره به گذشت ۲۰۰ روز از انتخابات آورده است: برخی نامه‌پراکنی‌ها و دورویی‌های زشت و ناپسند شایعه‌پراکنان، نشان‌داد که برخی همچنان حیات خود را در بحرانی‌ نشان دادن فضا و رفتارهای روشنفکر‌مآبانه تعریف کرده‌اند. امیدواریم نخبگان مردود و افراد سست‌عنصر بیش از این خود را سر راه پیشرفت، تعالی و آرامش کشور و ملت قرار ندهند.
جمعیت چند هزار نفری روز قدس که در مناسبت های بعدی روز ۱۳ آبان و همچنین ۱۶ آذر ریزش گسترده تری داشت، نشان داد، حداکثر تلاش تبلیغی و عملیاتی آنان برای گردآوردن هواداران از دست رفته است.
فتنه گران با درایت رهبر معظم انقلاب اسلامی و بصیرت و خودآگاهی مردم خود در این بحران تصنعی و باتلاق فرو رفته و در حال دست و پا زدن هستند.
این متن با تاکید بر اینکه طراحان و مجریان فتنه هنوز دست از کار نکشیده اند تصریح کرده است: زمین بازی‌ای شکل داده‌اند که یکی طراحی می‌کند و آن یکی “پاس” می‌دهد و دیگری تلاش دارد تا “گلی” به دروازه “ایران اسلامی” و “حامیان نظام اسلامی” بزند و جام زهری تعارف نماید و حاشا که امت اسلامی و نخبگان فهیم و بابصیرت بگذارند این‌بار موفق شوند.
جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی ادامه می دهد:‌ سال ۶۷ هم اینان بودند که در قالب رییس مجلس، فرمانده‌سپاه و نخست‌وزیر جام زهر به امام(ره) دادند و خون به دل آن پیر سفر کرده کردند. اینان باید بگویند که چرا هر کدام در هفت ماه گذشته با مردم و قانون همراهی نکردند. آیا اینان در این مدت جز ایجاد ابهام، تردید، سکوت و آشوب کار دیگری بود که نکردند؟
در بند پایانی این بیانیه آمده است: از این پس هیچ توجیهی برای سکوت، اهمال‌کاری، مسامحه و فرصت‌‌سوزی قوه‌قضائیه در برخورد با هتاکان، اغتشاشگران و فتنه‌گران پذیرفتنی نیست.

۱۳۸۸ آذر ۲۹, یکشنبه

پيام تسليت خاتمي و رفسنجانی به مناسبت درگذشت آيت الله منتظري



سیدمحمد خاتمی، رييس جمهور پیشین كشورمان با صدور پيامي در گذشت آيت الله العظمي منتظري را تسليت گفت.

متن كامل اين پيام بدين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم
هو الباقي

رحلت عالم زاهد ومجتهد والاقدر، مجاهد نستوه، فقيه، كلامي، جامع معقول و منقول حضرت آيت الله العظمي منتظري رضوان اله عليه را به ساحت مبارك حضرت ولي الله الاعظم، به حوزه هاي علميه، به همه ارادتمندان، دوستداران آن فقيد سعيد و بيت شريف و بستگان و فرزندان محترمشان از صميم قلب تسليت عرض مي كنم.

عالم و متفكر و فقيه بزرگواري رخ در نقاب خاك كشيد كه در عرصه علم و عمل همه عمر پربركت خود را در مسيري كه رضايت خداوند را در آن مي دانست مصروف كرد و براي خدا و خدمت به بندگان او و دفاع از ميهن و مردم،رنجها،در به دري ها و زندانها و شكنجه ها را با سينه اي گشاده تحمل كرد و عزيز ترين سرمايه اش يعني فرزند عزيز و مجاهدش حجه الاسلام والمسلمين محمد منتظري را نيز تقديم انقلاب و راه خدا كرد.

آن بزرگ از ارادتمندان حضرت امام و از سردمداران و پايه هاي انقلاب بزرگي بود كه به رهبري ممتاز حضرت امام بالمال به پيروزي رسيد.

بدون ترديد فقدان اين عالم رباني براي اسلام و تشيع و بخصوص حوزه هاي علميه خسارتي بزرگ است و از خدا مي خواهم كه آنرا به لطف بيكران خود جبران نمايد و روان پاك اين عزيز را در بحبوحه رضوان و بهشت خود متنعم گرداند.

سيد محمد خاتمي
پیام تسلیت هاشمی
آيت‌الله اكبر هاشمي رفسنجاني رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام و رييس مجلس خبرگان رهبري با صدور پيامي درگذشت آيت‌الله حسينعلي منتظري را تسليت گفت.
متن این پیام به شرح زیر می باشد:
انالله و انا الیه راجعون
درگذشت حضرت آیت الله منتظری باعث تاسف و تالم خاطر گردید.
فقدان این فقیه برجسته، مجاهد نستوه و مبارز ،عالم و بزرگوار ثلمه ای برای حوزه های علمیه و جامعه اسلامی است كه انشاء الله مجموعه آثار گرانقدر، خلاء وجودی ایشان را برای دوستداران، علما، فضلا، روحانیون و طلاب جبران می نماید.
با تسلیت این مصیبت به آیات عظام و شاگردان ایشان و حوزه های علمیه، مقلدان و مردم شریف استان اصفهان و شهرستان نجف آباد، و مخصوصا به بیت مكرمشان علو درجات آن فقیه سعید را از درگاه احدیت خواستارم.
اكبر هاشمی رفسنجانی
 رئیس مجلس خبرگان رهبری
 رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام
،حجج اسلام نوری شاهرودی و علمی حسینی رئیس دفتر ریاست خبرگان ومشاور امور روحانیون مجمع تشخیص مصلحت نظام فردا به نمایندگی از آیت الله هاشمی در تشییع پیكر آیت الله منتظری شركت خواهند كرد.

۱۳۸۸ آذر ۲۸, شنبه

آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني: روح بي‌تفاوتي در جامعه اسلامي همه‌چيز را تباه مي‌كند

88/08/28
ايلنا:رئيس مجمع تشخيص مصحلت نظام گفت:روح بي‌تفاوتي در جامعه اسلامي همه‌چيز را تباه مي‌كند.
به گزارش ايلنا،آيت‌الله اكبر هاشمي رفسنجاني در ديدار مسوولان ستاد مركزي احياء فريضه امر به معروف و نهي از منكر؛ با تاكيد بر اهميت اين وظيفه در اسلام تاكيد كرد: در صورت حاكم شدن روح بي‌تفاوتي در جامعه اسلامي، همه‌چيز تباه مي‌شود.
وي در اين ديدار كه به مناسبت هفته امر به معروف و نهي از منكر صورت پذيرفت با تسليت فرا رسيدن ايام محرم؛ تاكيد كرد: اصلاح امت اسلامي و امر به معروف و نهي از منكر مهمترين دلايل امام حسين(ع) براي قيام بود و در تاريخ اسلام واقعه‌اي با اين تاثيرگذاري نمي‌توان يافت و اين از اهميت جايگاه اين فريضه در دين اسلام است.
رئيس مجلس خبرگان رهبري با بيان اينكه اگر فرهنگ نظارت عامه در مردم زنده شود آن جامعه مي‌تواند الگو و نمونه باشد، افزود: امر به معروف و نهي از منكر مطابق با فطرت پاك بشري است و با بيدار كردن وجدان بشريت و نهادينه كردن امر به معروف و نهي از منكر مي‌توان جامعه را به سمت خير و صلاح هدايت كرد.
وي با تقسيم امر به معروف و نهي از منكر در دو شاخه دولتي و مردمي تاكيد كرد: هرچه برجنبه‌هاي مردمي اين فريضه تاكيد شود فوايد بيشتري به همراه خواهد داشت و بايد تلاش شود در مردم فرهنگي ايجاد شود تا در مقابل بدي‌ها و رفتارهاي ناپسند و خلاف بي‌تفاوت نباشند.
هاشمي رفسنجاني از مسوولان ستاد احياي فريضه امر به معروف و نهي از منكر خواست تا با كمك گرفتن از تحقيق نسبت به تدوين و تنظيم دائره‌المعارف امر به معروف و نهي از منكر در اسلام اقدام كنند.
گفتني است در ابتداي اين ديدار حجت‌الاسلام والمسلمين زرگر دبير ستاد احياء فريضه امر به معروف و نهي از منكر با ارائه گزارشي از فعاليت‌هاي اين ستاد؛ ذهنيت‌زدايي منفي از فريضه امر به معروف و نهي از منكر در جامعه، اقدامات فرهنگي و تاكيد بر قانونگرايي در اجراي اين فريضه را از مهمترين اهداف اين ستاد براي احياء فريضه امر به معروف و نهي از منكر در جامعه عنوان كرد.

حسین کروبی: هاشمی به مردم ملحق شود

تاریخ انتشار: ۲۷ آذر ۱۳۸۸

مریم محمدی
راديو زمانه : موضوع اهانت به عکس آیت‏الله خمینی، هم‏چنان مورد بحث محافل سیاسی دو جناح رقیب در ایران است. در حالی که محافل هوادار حکومت، مشغول برگزاری مجالس و آیین‏ها در محکوم کردن این عمل هستند، مخالفان و منتقدان دولت و هواداران جنبش سبز اعلام کرده‏اند که این عمل را توطئه‏ای از جانب دستگاه حکومتی برای برخورد با جنبش سبز می‏دانند.

Download it Here!
در همین ارتباط، نهادها و شخصیت‏های شناخته شده‏ی اصلاح‏طلبان از وزارت کشور تقاضای برگزاری راه‏پیمایی کرده‏اند تا به نوبه‏ی خود این عمل را محکوم کرده و اعلام برائت کنند. اما وزارت کشور تا کنون به هیچ‏یک از آنان اجازه‏ی راه‏پیمایی نداده است.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برپایی یک راه‏پیمایی سراسری را برای روز جمعه، ۲۷ آذر در ارتباط با همین مساله اعلام کرد و این در حالی است که تا کنون به تقاضای راه‏پیمایی آقایان کروبی و موسوی و مجمع روحانیون مبارز، پاسخی داده نشده است.
در این ارتباط با آقای حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی گفت‏وگو کرده‏ام.
آقای کروبی، گویا آقایان موسوی و کروبی تقاضایی برای برگزاری راه‏پیمایی در محکوم کردن اهانت به عکس آیت‏الله خمینی داده‏اند؛ در این صورت چه پاسخی گرفته‏اند؟
آقای کروبی و آقای موسوی نامه‏ای به وزرات کشور نوشته‏اند و درخواست راه‏پیمایی کرده‏اند. ولی زمان آن را مشخص نکرده‏اند.
چرا زمانی را مشخص نکرده‏اند؟
چون اگر زمان مشخص شود و وزرات کشور موافقت نکند، موجب برخورد با مردم می‏شود و ممکن است عواقب بدی برای مردم پیش بیاید. آن‏ها منتظرند وزارت کشور پاسخ آن‏ها را بدهد، بعد زمان راه‏پیمایی را مشخص کنند.
«مجمع روحانیون مبارز» نیز تقاضای راه‏پیمایی کرده است. آن‏ها برای چه روزی تقاضا کرده‏‏اند و تا کنون چه پاسخی گرفته‏اند؟
مجمع روحانیون مبارز نیز زمانی را تعیین نکرده‏اند. آن‏ها هم درخواست کرده‏اند که وزارت کشور زمانی را به آن‏ها بدهد که تا کنون پاسخ نگرفته‏اند. آقای کروبی و آقای موسوی تقاضای راه‏پیمایی را به طور رسمی به وزارت کشور فرستاده‏اند و الان نیز منتظر پاسخ این وزارت‏خانه هستند.
با توجه به توضیح وزارت کشور مبنی بر این که اجازه‏ی راه‏پیمایی به احزاب داده می‏شود و نه اشخاص، چرا «حزب اعتماد ملی» تقاضای راه‏پیمایی نمی‏کند؟
تا آن‏جایی که در جریان هستم، «حزب اعتماد ملی» نیز درخواست راه‏پیمایی کرده بود. اما پس از آن که آقای کروبی و آقای موسوی درخواست نوشتند، حزب درخواست خود را به وزارت کشور نفرستاد.
هرچند برگزاری راه‏پیمایی طبق اصل ۲۷ قانون اساسی نیازی به درخواست ندارد. اما به خاطر جو حاکم، موقعیتی که آقای کروبی و آقای میرحسین دارند و مهم‏تر از هرچیز به خاطر این که مردم آسیب نبینند، این آقایان درخواستی به وزارت کشور نوشته‏اند. وگرنه هیچ درخواستی لازم نیست.
ولی اطلاع دارید که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ارتباط با همین موضوع، برای روز جمعه اعلام راه‏پیمایی کرده است. به نظر شما، در حالی که به رهبران جنبش سبز اجازه‏ی برگزاری راه‏پیمایی داده نمی‏شود، در همین شرایط، اعلام یک راه‏پیمایی وسیع از جانب سپاه پاسداران چه معنایی دارد؟
متاسفانه چون همه‏چیز را حکومتی کرده‏اند، فکر می‏کنند طرف‏‏داری از امام نیز باید حکومتی و تصنعی باشد. همان‏گونه که می‏خواهند اسلام، انقلاب و امام را برای خودشان مصادره کنند و بگویند همه چیز متعلق به ما است و طرف مقابل هیچ‏گونه سنخیتی با اسلام، انقلاب و امام ندارد، مجوز نمی‏دهند و این‏طور رفتار می‏کنند.


آن‏چه برای روز جمعه به راه‏ انداخته‏اند کاملا تصنعی و حکومتی است و هیچ‏گونه ارزش مردمی ندارد. زمانی این راه‏پیمایی‏ها ارزش مردمی دارد که به سران اصلاحات نیز مجوز بدهند و با درخواست آنان نیز موافقت کنند تا مشخص شود هرکدام از طرفین چه میزان جمعیت می‏توانند برای پشتیبانی از امام به خیابان بیاورند.
مردم خودشان کاملا روشن هستند که راه‏پیمایی جمعه کاملا حکومتی است. ولی اگر به سران اصلاحات مجوز بدهند، آن‏وقت مشخص می‏شود که مردم تا چه حد پشتیبان امام هستند.
فکر می‏کنید، پس از برگزاری راه‏پیمایی فردا سرانجام به طرف‏داران جنبش سبز هم اجازه‏ی راه‏پیمایی خواهند داد؟
خیر، فکر نمی‏کنم مجوز بدهند. چون می‏دانند که اگر مجوز بدهند چند میلیون نفر به خیابان‏های تهران خواهند ریخت و به دفاع از امام شعار خواهند داد. به همین دلیل هیچ‏وقت اجازه نمی‏دهند.
در شرایط فعلی با توجه به حملاتی که به آقای هاشمی رفسنجانی می‏‏شود و نقشی که ایشان می‏تواند داشته باشد، به نظر شما آقای رفسنجانی چه سیاستی را اتخاذ خواهد کرد یا باید اتخاد کند؟
آقای هاشمی باید خیلی زودتر از این‏ها وارد میدان می‏شد و حساب خود را از این‏ها جدا می‏کرد. الان دارند بدترین تهمت‏ها و بدترین حرف‏ها را نسبت به شخص ایشان و خانواده‏اش بیان می‏کنند.
به نفع خود ایشان است که هرچه زودتر راهش را از آن‏ها جدا کند و به مردم ملحق شود. به نظر من راهش همین است که آقای هاشمی خود را به مردم ملحق کند. انتظار مردم هم از ایشان همین است.

صادق زيبا كلام : قدرت هاشمي اسطوره يا واقعيت


نو انديش : شايد سخني به گزاف نرفته باشد اگر ادعا شود اکبر هاشمي رفسنجاني يکي از پيچيده ترين و در عين حال يکي از دشوارترين چهره هاي نظام اسلامي ايران براي تحليل است. خود اين پرسش که قدرت او به راستي چقدر است به تنهايي براي توصيف پيچيدگي وي کفايت مي کند. برخي او را چنان تصوير مي کنند که از نفوذي مرموز اما به غايت نيرومند و عميق برخوردار است. به نحوي که بسياري تصور مي کنند دست پنهاني او در بسياري از امور مهم و سرنوشت ساز کشور ظرف سه دهه گذشته دخالت داشته و اگرچه ظاهرش نشان نمي دهد اما سرنخ خيلي از مسائل مهم کشور در گذشته و حال به وي بازمي گردد. شايد به واسطه اين تصور است که يکي از پرسش هاي بعد از انتخابات از جانب بسياري از مردم اين بوده که «چرا هاشمي ساکت است» يا اينکه «چرا هاشمي کاري نمي کند». آنان که معتقدند او از قدرت پنهاني زيادي در نظام برخوردار است، به اين پرسش پاسخ مي دهند که «هنوز زمانش نرسيده و هاشمي به موقع اش برگ آسش را رو خواهد کرد». خود اين پرسش که «چرا هاشمي کاري نمي کند و ساکت است»، مبين اين باور است که او از يک قدرت زياد و پنهاني برخوردار است. چنين نگاهي پيرامون هاشمي همواره وجود داشته است. اگرچه امروز شايد اين باور پيرامون «اسطوره قدرت هاشمي» قدري کم رنگ شده باشد، اما هر قدر که به گذشته مي رويم اين اعتقاد پررنگ تر و جدي تر مي شود.
به راستي اين باور عمومي پيرامون اسطوره قدرت هاشمي چقدر به حقيقت نزديک است؟ آيا به راستي و در عالم واقعيت هاشمي از يک قدرت و توانمندي ويژه يي برخوردار است؟ يا اينکه اين باور به قدرتمندي وي بيش از آنکه واقعيت باشد، به خيال، اسطوره و افسانه نزديک تر است؟ پرسش از قدرت هاشمي را به گونه يي ديگر هم مي توان مطرح کرد. آيا به راستي آن گونه که مخالفان اصولگراي تندرواش مي گويند هاشمي رفسنجاني در راس يک قدرت مافيايي است؟ آيا آن گونه که مخالفان وي ادعا مي کنند هاشمي رفسنجاني، خانواده و نزديکانش هدايت يک باند مافيايي اقتصادي را افزون بر مافياي قدرت سياسي در دست شان دارند؟ آيا آن گونه که برخي از منتقدان اصلاح طلب وي مدعي اند، هاشمي در خفا با اصولگرايان است يا برعکس آن گونه که برخي از اصولگرايان تندرو مدعي اند، سرنخ ناآرامي ها، حوادث و به تعبير آنان «فتنه بعد از انتخابات» در دست هاشمي رفسنجاني است و اوست که در خفا و به گونه يي نامرئي جنبش سبز را رهبري مي کند؟ پرسش هايي از اين دست است که هاشمي رفسنجاني را اينچنين ويژه و تک در ميان شخصيت هاي سياسي ايران مي سازد.کدام يک از ديگر رهبران نظام را مي توان سراغ گرفت که مرز بين حقيقت و افسانه، اسطوره و واقعيت پيرامون شان اينچنين مخدوش و پرابهام و رمزآلود باشد؟ چرا در مورد هاشمي چنين وضعيتي وجود دارد؟ و پرسش مهم تر اينکه به راستي هاشمي چقدر قدرت دارد؟
پاسخ به اين پرسش ها نه ساده است و نه راقم اين سطور هرگز ادعاي دانستن آنها را دارم. به رغم آنکه بيش از پنج سال به همراه همکارم خانم فرشته اتفاق فر ساعت ها با آقاي هاشمي گفت وگوهاي صريح و بي پرده داشتيم (حاصل آن گفت وگوها کتاب «هاشمي بدون رتوش» است که سال گذشته چاپ شد). بگذاريد از اينجا شروع کنيم که نخستين اشکال آقاي هاشمي رفسنجاني هوش فوق العاده، ذکاوت و IQ بالاي وي است. شايد بسياري از خوانندگان متعجب شوند که چرا IQ بالا و هوش و استعداد فوق العاده را من «اشکال» آقاي هاشمي مي دانم. هوش و استعداد بالا اگر براي پيشبرد امور صرفاً فردي به کار گرفته شود، البته که نه تنها اشکالي براي شخص ايجاد نمي کند، بلکه باعث موفقيت فردي وي هم مي شود. اما اگر قرار شود سياستمداري از هوش و استعداد بالايش براي بهبود امور مملکتي و پيشرفت جامعه اش بهره برداري کند با هزار و يک اشکال روبه رو خواهد شد، همچنان که آقاي هاشمي رفسنجاني روبه رو شده است.
البته هوش و استعداد هاشمي هميشه برايش دردسرآفرين و اسباب گرفتاري نبوده است. في الواقع يکي از عوامل مهمي که باعث شائبه «اسطوره قدرت» هاشمي شده همين هوش و استعداد و IQ بالاي وي است. من ظرف يک دهه گذشته با بسياري از مديران ارشد، وزرا و مسوولان رده بالاي هاشمي گفت وگو داشته ام. در ميان آنان همه نوع تيپ اجتماعي يافت مي شوند. از حزب اللهي ها و مومنان دوآتشه گرفته، تا کساني که خيلي هم داغ نبودند؛ از متخصصان يا تحصيلات دکترا و مهندسي از معتبرترين دانشگاه هاي اروپا و امريکا تا کساني که حضورشان در کنار هاشمي به واسطه مبارزات سياسي شان بود تا برخورداري از تحصيلات عاليه؛ از صنعتگران و کارآفرينان برجسته گرفته تا بوروکرات هاي محض؛ از مديراني که انصافاً مدير بودند و از يک استعداد و توانايي اجرايي کم نظيري برخوردار بودند تا مديران و مسوولاني که بيشتر نان رابطه و آشنايي شان با هاشمي را مي خوردند تا داشتن هنر ديگري؛ از نظامياني که در رژيم پيشين در امريکا دوره هاي ارشد فرماندهي را ديده بودند تا بچه هاي سپاه که همه دوره ها را در جنگيدن با عراقي ها کسب کرده بودند و خيلي طيف هاي ديگر. نکته عجيبي که تقريباً در جملگي آنان يافتم عبارت بود از يک احساس احترام و علاقه عجيب به آقاي هاشمي به عنوان يک «مدير» و يک «رئيس». يا به شکل ديگري بگويم. من هيچ يک از مديران و مسوولان هاشمي را نديدم که او را «قبول نداشت». برعکس همه آنان نه تنها او را به عنوان يک مدير و يک رئيس قبول داشتند، بلکه جملگي آنان از وي به عنوان يک مدير و رئيس باهوش، پرکار، لايق، مدبر، بااستعداد «چيزفهم»، واقع بين، معتدل، توانمند، به شدت علاقه مند و معتقد به پيشرفت کشور، عالم دوست، مودب و متواضع ياد مي کردند. بسياري از آنان تعريف مي کردند که چگونه ايشان با اشتياق و حوصله به گزارش مسوولان و متخصصان پيرامون پروژه هاي بزرگ فني، صنعتي، ساختماني و... ساعت ها گوش فرا مي داد و با پرسش هايي که مطرح مي کرد، نشان مي داد که اتفاقاً بسياري از نکات فني و تخصصي آن طرح يا پروژه را درک کرده است. بسياري از آنان تعريف مي کردند که چگونه ساعت ها پيرامون مسائل مختلف در هيات دولت صبورانه و با علاقه مي نشست و با اعضاي هيات دولت به بحث و گفت وگو و مجادله مي پرداخت. بسياري از آنان اذعان مي داشتند که وي مطلقاً خودراي و خودمحور نبوده و هيچ چيز را به وزرا تحميل نمي کرد و همه چيز از طريق بحث و بررسي هاي طولاني به تصويب مي رسيد. بسياري از آنان تعريف مي کردند که به هيچ روي نمي شد سرش را کلاه بگذاريم و گزارش هاي غيرواقعي را بتوانيم با به کارگيري اصطلاحات فني و تخصصي به او قالب کنيم. غالباً وارد ريز جزييات و نکات فني و تخصصي در مورد پروژه هايي که گاهي بسيار بزرگ بودند مي شد و درخصوص چگونگي انجام و پيشرفت آنان سوال مي کرد. در بسياري از موارد آنچنان دقيق و موشکافانه از جزييات يک طرح و پروژه بزرگ از مسوولان آن سوال مي کرد کانه دارند براي وي يک خانه شخصي مي سازند.
چه در دوراني که هاشمي رئيس مجلس بود و چه در هشت سالي که رئيس جمهور بود، نگاهش و رويکردش درخصوص مسائل مملکتي اين گونه بود. حاصل آنکه جملگي کساني که با وي کار کرده اند، چه استاندارش بودند، چه سفير، چه وزير، چه نظامي، چه سپاهي، چه مديرعامل و... هنوز که هنوز است و به رغم آنکه هاشمي بيش از 12 سال است که از امور اجرايي کنار است، معذلک آنان براي وي احترام زيادي قائلند. به عبارت ديگر، يکي از منابع «اسطوره قدرت» هاشمي طيف گسترده يي از مديران ارشد نظام هستند که با وي کار مي کرده اند.
بعد از «اشکال» هوش و ذکاوت، برخورداري از توان مديريتي قوي و IQ بالا، «اشکال» بعدي هاشمي در نداشتن تنگ نظري است. اگر به برخي از مسوولان ما گفته شود صادق زيباکلام پنج دستگاه آپارتمان دارد پاسخ مي دهند که برويد بررسي کنيد ببينيد از کجا آورده و اساساً کسي که پنج آپارتمان و يک ويلا در ميگون دارد، خيلي آدم عليه السلامي نمي تواند باشد.
از ديد بسياري از مسوولان ما، آدم هاي عليه السلام گدا و بي چيز هستند. بنابراين اگر کسي مال و اموالي داشته باشد، مرفه بي درد، بي درد مرفه، مستکبر، طاغوتي، مفسد اقتصادي، ستون پنجم اقتصادي دشمن و خلاصه براي لاي جرز ديوار مناسب است تا منصوب شدن به پست و مقامي. «اشکال» آقاي هاشمي از اينجا شروع مي شود که اگر ايشان بخواهد فردي را منصوب کند و به وي گزارش دهند که آن فرد پنج دستگاه آپارتمان و يک ويلا در ميگون دارد به منتقدان پاسخ مي دهد که به شما چه مربوط است؟ اما اين همه اشکال نيست. اشکال جدي تر آن است که از ديد آقاي هاشمي اين فرد اگر از راه خلاف آن ثروت را به دست نياورده باشد، قطعاً آدم باهوش و بااستعدادي است و مدير توانمندي خواهد شد. بنابراين از انتصاب وي پشتيباني مي کند. مي توان حدس زد در جامعه يي که يک موي گنديده کوخ نشينان آن مي ارزد به صد تا کاخ نشين، نوع نگاه و تلقي آقاي هاشمي سرانجام چه مصيبتي را بر سرش خواهد آورد.
به بيان ديگر هاشمي رفسنجاني نه تنها ثروت، ثروتمند بودن و ثروتمند شدن را عار و ننگ و موجب غضب الهي نمي داند بلکه از اقتصاد آزاد، از سرمايه داري و سرمايه دار شدن هم تازه جانبداري مي کند. در عين حال و همانند نظام هاي حاکم در کشورهاي اروپايي و امريکا، هاشمي به يک نظام فراگير تامين اجتماعي نيز باور دارد که بر اساس آن هر فرد ايراني از يک حداقل امکانات بهداشتي، درماني، تحصيلات و بيمه بيکاري برخوردار باشد. او پس از جنگ و در نخستين دوره رياست جمهوري اش با تمام توان کلنگ برداشته بود و سوداي خراب کردن اقتصاد فاسد و درمانده دولتي ايران را داشت و پا جاي پاي آدام اسميت، تورگوت اوزال (معمار جهش اقتصادي ترکيه در دهه 1360)، ماهاتير محمد (معمار جهش اقتصادي مالزي) و ميجي (امپراتور اصلاح طلب ژاپن که معمار نوسازي و به وجودآورنده ژاپن امروزي است) گذاشته بود که البته به خير گذشت و جناح راست نگذاشتند هاشمي کار را به آخر برساند و در نيمه راه کلنگ را از دستش گرفتند. بخش ديگر معماي «اسطور قدرت» هاشمي در همين سياست آزادسازي اقتصادي اش در دو دوره رياست جمهوري اش نهفته است. طرفدار آن مستضعفان و کوخ نشينان به واسطه آنکه او مي خواست ايران را تبديل به ترکيه و مالزي کند به خونش تشنه شده و هاشمي را متهم به «اشرافي گري» و ترويج «اشرافي گري» کردند و با اينکه 16سال از دور نخست رياست جمهوري وي مي گذرد هنوز که هنوز است او را متهم به «رواج فساد اقتصادي»، «اشرافي گري»، «به راه انداختن مافياي قدرت و ثروت» و" مي کنند و در مقابل به مستضعفان دلداري مي دهند که به خير گذشت و ما جلوي آن کابوس شوم را گرفتيم. همين درآمد نفت را به صورت بخور و نمير ميان شما خواهران و برادران تقسيم مي کنيم. به هرحال يک تعريف عدالت عبارت است از توزيع عادلانه ثروت. اما اين تعريف آدام اسميت و سرمايه داري است. تعريف ديگري وجود دارد که آن تعريف با فرهنگ کهن ايراني- اسلامي و با روحيات بومي ايراني ما بيشتر سازگار است و ما به دنبال آن تعريف از عدالت هستيم که عبارت است از توزيع عادلانه فقر، اعتقاد به اقتصاد آزاد اگرچه دشمنان زيادي را براي هاشمي رفسنجاني رقم زد، اما بسياري از صنعتگران، توليدکنندگان و آنان که کارآفرين و مدير اجرايي بودند چه در بخش خصوصي يا دولتي و" مي دانستند که در کشورهاي ديگر جهش اقتصادي چگونه صورت گرفته، طرفدار هاشمي رفسنجاني شدند. بنابراين بخش ديگر پايگاه قدرت هاشمي رفسنجاني در ميان کارآفرينان، صاحبان سرمايه و در يک کلام مولدين ثروت در جامعه است. حتي امروز که هاشمي قدرتي ندارد طيف وسيعي از مديران بخش خصوصي و دولتي و آنان که با اقتصاد، توليد، توزيع، صادرات، واردات، تجارت و سرمايه گذاري سر و کار دارند از او طرفداري مي کنند و به اين اميد هستند که او يک بار ديگر بتواند بر عرصه کلان مديريت اقتصادي کشور نفوذ پيدا کند تا شايد اقتصاد مملکت از اين وضعيت بحراني، رکود و ورشکسته تکاني خورده و خارج شود. احترام، علاقه و اميد آنان به هاشمي بعد از خداوند متعال عامل ديگري است در دامن زدن به «اسطوره قدرت» هاشمي.
سبک و سياق مديريتي، مملکت داري و سياسي هاشمي عنصر مهم ديگري در ايجاد محبوبيت و احترام و در نتيجه دامن زدن به تصور قدرت داشتن وي است. هاشمي اساساً اهل مدارا، گفت وگو و احترام به ديگران است. چه در دهه 1360 که صاحب قدرت بود، چه در مقطعي که رئيس جمهور بود و قدرت و نفوذش شروع به افول کرده بود و چه در دهه 1380 که ديگر قدرتي نداشت، او اهل حذف مديران و مسوولان، انتقام گيري و کنار گذاشتن مسوولان به دليل مخالفت با وي نبود. در تمام هشت سالي که رئيس جمهور بود حتي يک مورد پيش نيامد که يکي از وزرا يا استانداران يا مسوولان ارشدش را به واسطه مخالفت با «رئيس» کنار بگذارد. طبيعي است که هاشمي هم مثل هر سياستمدار ديگر داراي افکار و عقايد و نظرات مشخص و خاص خودش است. اما نکته مهم آن است که هيچ وقت وزير، مدير يا مسوولي را به واسطه مخالفت با نظراتش معزول نکرد. برعکس، جملگي وزرا و مسوولان ارشدش اذعان دارند که چه در جلسات هيات دولت و چه در جلسات و کميته هاي تخصصي و کوچک تر، ما با فراغ بال، خيال راحت و امنيت کامل نظرات مان را ابراز کرده و از آنها دفاع مي کرديم در حالي که در مواردي آن نظرات کاملاً مغاير و در تعارض با نظرات آقاي هاشمي بود. هاشمي براي مسوولان، وزرا و مديرانش «رئيس» نبود بلکه «همکار» بود. در بسياري از موارد او وقتي در مقابل منطق و صحت نظرات مخالف قرار گرفته و متوجه عيب و ايراد نظر يا تصور خودش مي شد، بدون تعصب و مغلطه بازي، فکر خودش را رها کرده و نظر مخالف را مي پذيرفت. در اوج قدرتش، در دهه 1360 و زماني که رئيس مجلس يا مسوول جنگ هم بود سبک و سياقش همين بود. هرگز به دنبال آن نبود که نمايندگان مجلس يا مسوولان کشوري حکماً با وي همراهي کنند و مطيع وي باشند. در ساختار سياسي ما برخورداري از چنين روحيه يي بالطبع سبب مي شود که بسياري از چهره ها و شخصيت هاي سياسي و اجرايي، بالاخص آنان که از سابقه بيشتر و عمر طولاني تري برخوردارند، براي هاشمي احترام خاصي قائل شوند.
البته هاشمي هم مثل هر رجل سياسي ديگر بالطبع ترجيح مي داد که با افراد و چهره هايي کار کند که از نزديکي فکري بيشتري با وي برخوردار بودند. اما اين به معناي آن نبود که هاشمي يک باند يا گروه خاص و ويژه خويش به وجود آورد و همه کارهاي اصلي و مهم کشور محصور در دست آن چند نفر شده و مابقي وزرا، مسوولان و مديران حضوري تشريفاتي پيدا کنند و نقش شان تقليل پيدا کند به مشتي فرمانبردار. در دولت هاشمي از يک سو عبدالله نوري، محمد خاتمي، مصطفي معين و عطاءالله مهاجراني حضور داشتند و در سويي ديگر برادران لاريجاني، مصطفي ميرسليم، عليمحمد بشارتي و علي اکبر ولايتي. استانداران وي از يک سو شامل محمود احمدي نژاد و محمدرضا رحيمي (معاون اول احمدي نژاد) مي شدند و از سويي ديگر شامل عبدالله رمضان زاده، محسن ميردامادي و مسعود سلطاني فر (مشاور سياسي آقاي کروبي و عضو شوراي مرکزي حزب اعتماد ملي). آنچه بيش از خط و خطوط سياسي، جناحي و باندي و يا ميزان فرمانبرداري و سرسپردگي مطرح بود، توان اجرايي، لياقت فردي، تحصيلات و سوابق تجربي آن مسوول بود. سبک و سياق مملکت داري هاشمي عامل ديگري است براي محبوبيت و احترام وي در ميان بسياري از مسوولان جاافتاده تر و قديمي تر نظام. البته در ميان کساني که سمت اجرايي در زمان وي داشتند، استثنائاتي هم وجود دارد، هستند کساني که نان را به نرخ روز مي خورند و چون جهت باد تغيير يافته، بيرق شان در جهت ديگري به وزش درآمده است. اما از اين استثنائات که بگذريم، کسر قابل توجهي از مديران و مسوولان اجرايي نظام هاشمي را قبول دارند. تعقل، بصيرت، سعه صدر و هوشمندي وي را عاملي در جهت برون رفت از بحران فعلي مي دانند. حاصل اين پديده مي شود افزايش «اسطوره قدرت» و «تصور نفوذ سياسي» هاشمي رفسنجاني.
مشي سياسي هاشمي عامل ديگري در جهت افزايش «اسطوره قدرت» اوست. اصطلاح «پراگماتيست» را در مورد هاشمي نخستين بار غربي ها در اواخر دهه 1360 و اوايل دهه 1370 به کار گرفتند. در ساختار هرم سياسي ايران، غربي ها هاشمي را يک واقع گراي ميانه رو توصيف کردند در برابر راديکال ها. تحليلگران غربي يک گام هم جلوتر آمده و تلويحاً سخن از بروز اختلاف در حاکميت سياسي ايران راندند. اختلاف ميان هاشمي رفسنجاني ميانه رو، يا به زعم آنان پراگماتيست در برابر جريانات راديکال تر و تندروتر. با اينکه اين تحليل خيلي هم بيراه نبود اما از قضاي روزگار هاشمي اصرار زيادي بر انکار آن و نادرست بودنش داشت. او بارها و بارها در خطبه هاي نماز جمعه و سخنراني هايش در اوايل دهه 1370، غربي ها را متهم کرد که به ويژگي ها و ظرافت هاي ساختار قدرت در ايران واقف نيستند و مهمل مي گويند. او در پاسخ به غربي ها مي گفت در ايران هيچ اختلاف نظري در سطح بالاي نظام و مديريت کشور وجود ندارد و همه ما همدل و يکصدا هستيم. جالب است که هاشمي زماني وجود اختلاف نظر در مديريت کشور را انکار مي کرد که جناح راست با همه توان در برابر اصلاحات اقتصادي اش قرار گرفته بود و استراتژي تغيير ساختار کلان اقتصادي ايران را از اقتصاد دولتي به اقتصاد آزاد، با بن بست مواجه ساخته بود. از قضاي روزگار غربي ها درست تشخيص داده بودند و سير تحولات بعدي ايران از زمان فوت مرحوم امام خميني تا به امروز صحت تحليل آنان را به نحو بارزي به نمايش گذاشت.
اين فقط راديکال ها و تندروهاي جناح راست نيستند که امروز هاشمي با آنان درگير شده است. مزاج او اساساً با هيچ نوع تندروي و راديکاليسم سازگاري ندارد. گذري به بيش از نيم قرن زندگي سياسي هاشمي و حضور فعال وي در عرصه مبارزات سياسي قبل و بعد از انقلاب مهم ترين نکته يي را که پيرامون وي آشکار مي سازد عبارت است از اعتدال و ميانه روي سياسي و پرهيز از تندروي، راديکاليسم و خشونت سياسي. اين ويژگي محوري هاشمي سبب شده که در طول زندگي سياسي اش او همواره با جريانات راديکال و تندرو سياسي مشکل پيدا کند.
نخستين بار او در سال 1341 با برخي از طلاب و روحانيون مشکل پيدا کرد که خواهان برخورد تندتري با مرحوم آيت الله شريعتمداري و ساير علما و مراجع حوزه بودند که چرا از مرحوم امام حمايت جدي تر و علني تر نمي کنند. ضمن آنکه در همان مقطع اوايل دهه 1340 او قطعاً در زمره يکي از نزديک ترين ياران و شاگردان مرحوم امام بود. يک دهه بعد او با مجاهدين و بالاخص آن بخش از رهبري مجاهدين که مارکسيست شده بودند دچار همان مشکل مشابه شد. او با بسياري از شيوه ها، عقايد و تاکتيک هاي رهبري سازمان مجاهدين مخالف بود. اختلافات با مجاهدين که از درون زندان در سال هاي قبل از انقلاب بروز کرده بود بعد از انقلاب همچنان ادامه يافت و عميق تر هم شد. در سال هاي نخست انقلاب، هاشمي عملاً هدف اصلي ترور شخصيتي و فيزيکي سازمان قرار گرفت. نشريات سازمان مجاهدين هاشمي را از يک سو متهم به تباني با امريکايي ها مي کردند و از سوي ديگر «اسناد» ي را به نام خلاف ها و سوءاستفاده هاي مالي وي در نشريات شان منتشر مي کردند. در عين حال او را مغز متفکر سرکوب نيروها و جريانات ترقي خواه و دموکراتيک هم معرفي مي کردند.
مشکلات هاشمي در سال هاي نخست انقلاب فقط محدود به تندروي هاي سازمان مجاهدين، چريک هاي فدايي خلق، کومله، پيکار و امثالهم نمي شد. او از سويي ديگر با نوع ديگري از تندروي در ميان برخي از مسوولان و اعضاي شوراي انقلاب روبه رو بود؛ کساني که ملهم و متاثر از ادبيات اقتصادي چپ مارکسيستي اوايل انقلاب، خواهان مصادره و ملي کردن (دولتي کردن) هر چه بيشتر منابع اقتصادي کشور از جمله کارخانجات و صنايع بخش خصوصي، زمين ها و املاک مالکان بزرگ، شرکت هاي بزرگ بخش خصوصي و... بودند. جالب است که برخي از اين شخصيت ها بعدها در زمره اصلاح طلبان درآمدند. بعد از ارتحال امام(ره) و شروع نخستين دور رياست جمهوري اش، اين بار هاشمي با چپ اسلامي مشکل پيدا کرد. سياست هاي اقتصادي وي نه تنها با مخالفت جدي محافظه کاران مواجه شده بود بلکه چپ نيز به شدت با استراتژي آزادسازي اقتصادي وي مخالفت مي ورزيد. محمد موسوي خوئيني ها، علي اکبر محتشمي پور، هادي غفاري، عباس عبدي، اکبر گنجي، عليرضا علوي تبار، دفتر تحکيم وحدت، مهندس عزت الله سحابي، بهزاد نبوي و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي به همان ميزان با سياست هاي اقتصادي هاشمي مخالفت مي ورزيدند که محافظه کاران در جناح راست. نشريات ايران فردا به سردبيري مهندس سحابي، ماهنامه بيان به سردبيري علي اکبر محتشمي پور و روزنامه سلام به سردبيري موسوي خوئيني ها همانقدر با سياست هاي اقتصادي هاشمي مخالفت مي کردند که روزنامه هاي کيهان و رسالت به همراه طيفي از نشريات و هفته نامه هاي راست افراطي.
مخالفت جريانات تندرو با هاشمي رفسنجاني بعد از آن هم که وي ديگر رئيس جمهور نبود، ادامه يافت. همه ما تعارضات و حملات برخي از عناصر و چهره هاي تندروتر دوم خردادي و اصلاح طلب به هاشمي را به خاطر مي آوريم.
تعارض فعلي اصولگرايان تندرو به هاشمي براي وي نه پديده جديدي است و نه تجربه يي ناآشنا. او همان طور که ديديم همواره با افراطيون چه راست و چه چپ مشکل داشته است. جالب است که امروز اصولگرايان تندرو در حمله به هاشمي کم و بيش از همان ادبياتي استفاده مي کنند که دوم خردادي هاي تندرو در سال هاي اوج اصلاحات که چپ اسلامي در اوايل دهه 1370، که مجاهدين در سال هاي نخست انقلاب به کار مي بردند.
به همان ميزان که هاشمي مورد انکار تندروها بوده، به همان ميزان نيز مورد احترام و پذيرش جريانات و چهره هاي معتدل و ميانه رو بوده. از جمله بايد از جايگاه ويژه هاشمي نزد امام خميني(ره) نام برد. اعتبار هاشمي نزد امام را مي توان در نخستين سند تاريخي که ايشان قبل از انقلاب به عنوان رهبر انقلاب و رهبر آينده نظام در مورد سامان دادن و تنظيم اعتصابات در دوران انقلاب مرقوم داشتند ملاحظه کرد. امام در حکمي از پاريس خطاب به مرحوم مهندس بازرگان، دکتر يدالله سحابي و هاشم صباغيان آنان را مامور به تنظيم و رسيدگي به اعتصابات کردند. جالب است که در آن حکم تاريخي هاشمي رفسنجاني را نيز اضافه کردند. در سال هاي نخست و پرالتهاب انقلاب که انقلاب و کشور با هزار و يک مشکل و مساله مواجه بود، امام در اکثر موارد رسيدگي و حل و فصل موضوعات مورد منازعه و اختلاف را به آقاي هاشمي احاله مي کردند. اين نبود مگر به واسطه درک امام از همان هوش و ذکاوت بالاي هاشمي و شناختي که امام از هاشمي در بيش از دو دهه آشنايي و تجربه شان با وي پيدا کرده بودند. هاشمي تنها چهره يي بود که امام به واسطه علاقه مفرط شان به وي، پس از رفع خطر سوءقصد به وي توسط گروه فرقان يا مجاهدين، گوسفندي را قرباني کردند. امام با سپردن جنگ با عراق که بزرگ ترين و عمده ترين و اصلي ترين مساله نظام پس از انقلاب بود به آقاي هاشمي، عمق باور خود به توانايي هاي مشاراليه را نشان دادند. تا زماني که مرحوم امام زنده بودند جايگاه هاشمي استوار بود و اتفاقاً افول قدرت هاشمي، يا به تعبير يادداشت ما، افول «اسطوره قدرت» هاشمي از پشت فوت امام شروع شد.
مي رسيم به منفي ها، خبط و خطاها و ضعف هاي هاشمي و «اسطوره» قدرتش. هيچ تحليلي از هاشمي رفسنجاني يقيناً بدون اشاره به خبط و خطاها و نکات منفي عملکرد وي، نمي تواند تحليلي واقع بينانه باشد.
خبط و خطاها و ضعف هاي هاشمي ظرف 50 سال فعاليت سياسي اش بدون ترديد نه مختصر است و نه بي اهميت. بدون ترديد هاشمي هم مثل هر سياستمدار و هر انساني، ضعف هايش را حاضر نيست بپذيرد. در بهترين حالت و باز مثل هر انسان ديگري، سعي در دفاع و رفع و رجوع کردن آنها بر خواهد آمد.
شخصاً معتقدم که بزرگ ترين ايراد به هاشمي ظرف سه دهه گذشته بازمي گردد به نحوه تاملش به مساله دموکراسي، آزادي و دفاع از حقوق شهروندي. من دموکراسي و آزادي را بزرگ ترين هدف انقلاب اسلامي مي دانم. حتي يک مرحله هم جلوتر رفته و اساساً شأن نزول انقلاب و مبارزه با رژيم شاه را بر سر موضوع دموکراسي مي دانم. بنابراين دموکراسي را اصلي ترين و عمده ترين دليل مخالفت با رژيم شاه و در نتيجه تحقق آن در ايران اسلامي را عمده ترين موضوع انقلاب اسلامي مي دانم. اگر اين پيش فرض را بپذيريم، در آن صورت بزرگ ترين انتقاد به هاشمي است که او خيلي به فکر آبياري، رشد و نمو و تقويت نهال نوپاي آزادي که بزرگ ترين هدف انقلاب اسلامي بود بر نيامد. او نه تنها تلاشي براي حفظ و حراست از آزادي و تقويت دموکراسي بعد از انقلاب نکرد، بلکه در موارد عديده يي وقتي ساحت آزادي و حقوق شهروندي مورد تعرض و بي مهري قرار گرفت وي نه تنها اعتراضي نکرد، بلکه صورتش را چرخانده و به سوي ديگر نگريست، کانه آن رويدادها در کشور و سرزمين ديگري اتفاق افتاده بودند. حتي اگر از روي تساهل و به واسطه ذات معتدل و ميانه رو هاشمي فرض بگيريم که او در آن تعديات به آزادي و دموکراسي نقشي نمي داشته، با هيچ تساهل و تسامح و با هيچ غمض عيني نمي توان سکوت وي را در قبال آن تعديات، ناديده گرفته يا توجيه کرد. اگر گذشته را مولفه يي براي آينده بگيريم، در آن صورت مي توان پرسيد آيا آنان که در قبال تجاوز به هاشمي امروز سکوت کرده و به ديگر سو نگاه مي کنند، همچون هاشمي روزي خود گرفتار همان نيروها نخواهند شد؟

۱۳۸۸ آذر ۲۶, پنجشنبه

سخنان نیش‌دار هاشمی رفسنجانی: محرم و واقعه عاشورا بهترين پايگاه براي شناخت ظالم و حمايت از مظلوم است!


آفتاب يزد : 
رئـيـس مـجمع تشخيص مصلحت نظام گفت:" انقلاب اسلامي با اتكا به نيروي مردم و حمايت آنها از رهبري ‌امام، روحانيت و كـمـك نـيـروهاي دانشگاهي و بازاريان توانست به پيروزي برسد و تداوم آن در گرو حمايت ‌مردم و حفظ رابطه مناسب آنها با حكومت اسلامي است."‌به گزارش ايسنا، هـاشـمـي رفسنجاني در ‌ديدار جمعي از روحانيون و وعاظ - كه در آستانه ماه محرم صورت گرفت - افزود:" وضعيت امروز دنيا با ‌گذشته تفاوت كرده است؛ نسل امروز با اتكا به از بين رفتن انحصارهاي رسانه‌اي، آگاه و مطلع است و در آينده ‌نيز مطلع‌تر خواهد بود و ما نيز بايد تلاش كنيم متناسب با زمان، مسائل را براي آنها تبيين كنيم."‌وي تصريح كرد:" بايد به گونه‌اي با مردم رفتار شود تا آنها احساس كنند نظام به دنبال احقاق حق آن‌ها و ‌حفظ كرامت‌شان است."‌وي ادامه داد:" قانون اساسي در فصول مربوط به تبيين حقوق مردم بسيار خوب تدوين شده است و مسئولان ‌بايد تلاش كنند تا با اجراي كامل آن اعتماد جامعه را تقويت نمايند."‌رئيس مجمع تشخيص مصلحت نـظـام گـفت: "منافقين از ابتداي انقلاب تلاش مي‌كردند هر شخصيت روحاني كه ‌در انحرافات عقيدتي آن‌ها، همراهي‌شان نـمـي‌كـنـد را حذف فيزيكي و شخصيتي نمايند و امروز نيز در ‌پوشش‌هاي ديگر در حــال فـعـالـيـت هستند."‌وي تاكيد كرد:" حفظ اصل ولايت فقيه و جايگاه رهبري از ضروريات است و همگان بايد در اين مسير ‌حركت كنند و با شناختي كه از رهبري دارم با تـدبـيـر ايـشان به شرط همكاري ديگران مـشـكـلات سياسي ‌واقتصادي قابل حل است و بايد فعالان عرصه سياسي كشور به دور از هرگونه تندروي، ايشان را در اين ‌مسير ياري دهند."‌وي با انتقاد از برخي افراد و احـــزاب و گــروه‌هــاي سـيــاســي كــه بــا انحصارگرايي و برخورد حذفي مانعي مهم در ‌رسيدن جامعه به حد تعادل هستند تصريح كرد: "اگر برخي فكر كنند با ارعاب و فضاسازي مي‌توانند مسائل ‌را حل نمايند در اشتباهند و اگر هم به صورت ظاهري آن را حل كنند پس از گذشت زمان كوتاهي آن موضوع ‌وسيع‌تر از گذشته مطرح خواهد شـد."‌هـاشـمـي رفـسـنـجـانـي بـا خـطـاب قراردادن فعالان عرصه سياست در كشور به ويژه قشر روحانيت گفت: "مردم را ‌زير پرچم اسلام، متحد نگه داريم و نگذاريم اهداف اصلـي انقلاب اسلامـي در پس منازعات ســـيـــــاســـــي گــم شـــــود."‌وي افــــزود:" بـراسـاس آمـوزه‌هـاي امـام(ره)، حـركت در كنار مردم مهمترين عامل پايداري نظام است وهمگان ‌بايد قدر انقلاب اسلامي را بـدانـنـد و بـا تـنگ‌نظري و كوته‌بيني اين فرصت عظيم و تاريخي را زايل نكنند."‌وي محرم و واقعه عاشورا را بهترين پايگاه براي شناخت ظالم و حمايت از مظلوم عنوان كرد و گفت:" ‌امروز پس از گذشت 1400 سال عـمـق و اهميت اين واقعه براي همگان روشن شده است."‌رئيس مجلس خبرگان رهبري در جواب جمعي از حضار كه اجازه جواب به اظهارات آقايان يزدي و حسينيان ‌و زيـارتـي (حـمـيـد روحـانـي) را خواستند، گفت:" سال‌هاست كه جواب من به آقاي يزدي درخواست شفا براي ‌ايشان است و ارسال سلام."‌وي افزود:" متاسفانه ايشان بــراثــر مـشـكلات جسمـي گـاهـي دچـار عـصبانيت مي‌شود و عجولانه اعلام نظر ‌مـي‌كـنـد."‌وي تـصريح كرد: " افرادي هم هستند كه شهرت خويش را از راه اهانت به ديگران مي‌خواهند كه جواب ‌اين‌گونه افراد هــم ســـكـــــوت اســـــت و دعـــــا بــــراي هـــدايــت‌شــان."‌در ابـتــداي ايــن ديــدار حــجــت‌الاسـلام والـمـسلـمين رستگاري به نـمـايـندگي از جمعيت حاضر با انتقاد از وضعيت ‌فعلي رواج شايعه و تهمت بر ضد شخصيت‌هاي موثر در انقلاب اسلامي و ياران اصلي امام، گفت: ثمره ‌صبر، صلابت و اتكا به خداوند تحقق وعده الهي در مورد پـيـروزي حـق بـرباطل است.‌وي با اشاره به واقــعــه عــظـيـم عــاشــورا تــأكـيــد كــرد: حرمت‌شكني نسبت به امام حسين(ع) و خانواده‌اش مصيبت ‌عظيم واقعه‌عاشورا بود و تدبير در اين واقعه درس‌هاي بزرگي به هـمـراه دارد.گـفـتـني است چندي پيش مـحـمـد يـزدي رئيس جامعه مدرسين، در ديـدار بـا مـديران گروه تبليغ اعزام مبلغ سازمان اوقاف كشور با بيان اينكه در هيچ دوره‌اي بـه انـدازه انتخابات دهم شوراي نـگـهـبـان ‌براي استحكام آرا اقدام نكرده است، خطاب به هاشمي رفسنجاني گفته بـود »آقـاي هاشمي شما چه كاره بوديد ‌كه كـميته نظارت بر آرا تشكيل داديد، شما عــضــو مـجـمـع هـستيد.«‌وي همچنين‌با انتقاد شديد از برخي اظهار نظرهاي رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در سفر بـه ‌مـشـهـد مـقدس گفته بود: ايشان در آخرين سخنان خود كه در مشهد ايراد شده بود، گفته‌اند »حكومت سپاه و بسيج دارد ‌ولي ايـن طـرفـي هـا هم اسـاتـيـد، نـخبگان و دانشجويان را دارند« سوال من اينجاست آقاي هاشمي واقعا اين چه ‌حرفي است كه شما داريد مي‌زنيد؟ شما داريد تقابل ايجاد مي كنيد بين سپاه و مردم و ... شما داريد مسئله ‌خشونت و حكومت نظامي را ترويج مي‌كنيد در حالي كه در سپاه هم دانشگاه وجود دارد، در بسيج هم مقامات ‌عاليه دانشگاهي هستند. اين چه تعبير و حرفي است كه شما داريد، آقاي هاشمي شــمـا بعد از مدتي سكوت را ‌شكستيد چـه‌كار كرده و چه گفتيد؟ ‌وي در ادامه عنوان كرده بود: در خصوص پرونده دختر ايـشـان، آقـاي هـاشـمـي بـه مـن گفت: »اين پرونده را ببنديد« بنده گفتم ما ‌هر چه از دختر شما دعوت كرديم تا بيايد بررسي كنيم، نيامد.
نماينده قزوين:حسادت برخي به رفسنجاني طبيعي است ‌
نماينده قزوين با اشاره به ديداري كه با رفسنجاني داشته ‌است، اظهار داشـت: آنـچـه بـه ايـشـان بـه دليل سخنراني شان در مشهد نسبت داده بودند، با توضيحات دفتر ‌ايشان اصلاح و مشخص شد كه اصلا چنين مسائلي در سوالات و پاسخ هاي ايشان مطرح نشده بود. به گزارش ايلنا،‌‌وي با بيان اينكه »شخصا اين مسئله را به برخي كساني كه نسبت به هاشمي مسائلي را مـطـرح مـي‌كـنـنـد تـذكـر ‌داده ام« ادامه داد: البته آقاي هاشمي چون شخصيت بزرگي هستند براساس روش و منش بزرگان، همواره در ‌مقابل چنين نسبت هاي سوئي، سكوت كرده‌اند.‌‌بــه گفتــه عليخاني، ايـن كـه بـرخـي افــراد همـواره بـه چهـره‌هاي بزرگي همچون هـاشمي ، حسادت ورزند و ‌حساسيت نشان دهند يك مسئله عادي است. ‌عضو فراكسيون خط امام (ره) بـا اشـاره بـه سخنان اخير مقام معظم رهبري كه بر پايان دادن به برخي مسائل تاكيد ‌كرده بودند، افزود: دامن زدن بـه ايـن مسائل پس از سخنان ايشان، نشان دهنده اغراض شخصي برخي افراد و عدم ‌كمك آنها به ايجاد آرامش در كشور است.‌

۱۳۸۸ آذر ۲۵, چهارشنبه

حسين شريعتمداري : رفسنجانی که حذف شود خامنه‌ای تنها می‌ماند

فرنگیس محبی
راديو زمانه : اخیرا علی مطهری، نماینده‏ی مجلس شورای اسلامی طی سخنانی گفت که «تلاش و اراده‏ای در جریان است تا هاشمی رفسنجانی از صحنه‏ی انقلاب حذف شود». آقای مطهری این سخنان را در پی صحبت‏های اخیر وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی بیان کرد. وزیر اطلاعات در واکنش به سخنان آقای رفسنجانی، در جمعی از دانشجویان در مشهد، رفسنجانی را «هم‏سو با سران فتنه» خوانده بود.

در گفت‏وگویی با آقای حسن شریعتمداری، تحلیلگر و فعال سیاسی مقیم آلمان، از ایشان پرسیدم که هرچند قصد کنارنهادن آقای هاشمی رفسنجانی از صحنه‏ی سیاسی ایران، مساله‏ی تازه‏ای نیست، اما قوت‌گرفتن آن چه دلایلی می‏تواند داشته باشد؟
از دوره‏ی دوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، ابتدا حزب مؤتلفه‏ی اسلامی، پس از آن اصلاح‏طلب‏ها و سپس آقای خامنه‏ای، همواره در صدد بودند که آقای رفسنجانیِ ضعیفی در صحنه داشته باشند. برای این‌که برداشت همه از آقای رفسنجانی، شخصی به‌غایت زیرک است که کارهای پنهانی نیز انجام می‏دهد و از او ایمن نیستند.
ولی هیچ‏کدام از این گروه‏ها، خواستار حذف آقای هاشمی از صحنه‏ی انقلاب نبودند. فقط می‏خواستند تا جایی که ممکن است، قدرت‏اش را کنترل کنند. اخیرا حلقه‏ی مدرسه‏ی حقانی و افراد برآمده از نیروهای انتظامی و سپاه، درصدد حذف آقای رفسنجانی از صحنه‏ی سیاسی هستند.
این مساله صحنه‏ی جدیدی را به وجود آورده است که به نظر من، حتی آقای خامنه‏ای نیز در این حد با آن موافق نیست. چراکه می‏داند در صورتی که آقای هاشمی از صحنه‏ی سیاسی حذف شود، او در صحنه‏ی سیاسی کشور با سپاه و نیروهای امنیتی تنها خواهد ماند.

حسن شریعتمداری: «خامنه‏ای می‏داند در صورتی که آقای هاشمی از صحنه‏ی سیاسی حذف شود، او در صحنه‏ی سیاسی کشور با سپاه و نیروهای امنیتی تنها خواهد ماند.»
این تنهایی از سویی خامنه‌ای را در اجرای مانورهایی برای ایجاد تعادل میان نیروهای برآمده از سپاه و دیگران محدود می‏کند و از سوی دیگر او را در معرض تنش‏های جدی با سپاه قرار خواهد داد و بعید نیست که نفر بعدی‏ای که از طرف سپاه نامزد حذف می‏شود، خود آقای خامنه‏ای باشد.
این‌که وزیر اطلاعات به‌عنوان یک مقام رسمی دولتی، ضمن انتقاد شدید از سخنان اخیر آقای هاشمی رفسنجانی، او را هم‏سو با سران فتنه خواند‏ه است را باید اعلان رسمی جنگ دولت با هاشمی رفسنجانی تلقی کرد؟ یا این‌که فقط جنگی لفظی است؟
قصد نیروهای برآمده از سپاه و آقای احمدی‏نژاد برای حذف آقای هاشمی رفسنجانی جدی است. آقای مصلحی هم به‌نوعی سخن‏گوی آن‏ها است.
آقای خامنه‏ای در صحبت‏های چند هفته‏ی پیش خود، از عدم‌تعرض به رییس مجمع تشخیص مصلحت و مجلس خبرگان سخن گفت. ولی این توصیه‏ی ایشان تنها تا سطح امام‏ جمعه‏ی موقت تهران، آقای احمد خاتمی، اثر کرد که ایشان هم این توصیه را تکرار کرد.
بقیه‏ی سازمان دولتی و نیروهای برآمده از آن، هم‏چنان تعرض را ادامه دادند. و این از سوی دیگر نشان‌دهنده‏ی آن است که دامنه‏ی نفوذ آقای خامنه‏ای در دولت تا چه حد کم شده است. سخن آقای خامنه‏ای دیگر نه‌تنها سخنی جمع‌کننده و پایان‌دهنده به اختلافات نیست، بل‌که به آن وقعی هم نمی‏گذارند و قصدی را که دارند، هم‏چنان پیش می‏برند.
بنابراین به نظر من، این صحبت جدی است و آقای هاشمی هم این را به‌خوبی می‏‏‏داند. سخنان او در مشهد نشان می‏داد که به عمق این خطرات کاملا واقف است.
آقای شریعتمداری! جدی‏ترشدن این حملات به آقای هاشمی رفسنجانی و ادامه‏ی آن، چه پی‌آمدهایی می‏تواند داشته باشد؟
هنوز تعادل واقعی در میان سران نظام جمهوری اسلامی معلوم نیست. هنوز مشخص نیست که سپاه و نیروهای مربوط به آقای احمدی‏نژاد می‏توانند قصد خود را از قوه به فعل دربیاورند، یا این‌که دامنه‏ی ارتباطات آقای رفسنجانی و باقی‌مانده‏ی نیروی ولی فقیه می‌تواند آن‏ها را در همین حد متوقف کند و مساله را در حد یک نزاع لفظی نگاه دارد.
به‌خصوص که اکثریت اصول‏گرایان مجلس هم مخالف چنین خط‏‏مشی‏ای هستند که از سوی سپاه تعقیب شود.
در حقیقت سپاه، به‌تدریج، در درون دستگاه حاکمه‏ی جمهوری اسلامی به حداکثر رشد خود رسیده است و به خاطر تنش‏هایی که با جامعه وجود دارد، به یک حالت اشباع قدرت رسیده است. شاید بیش از این نتواند پیش برود و شاید آقای احمدی‏نژاد هم نتواند بیش از این به منویات‏اش عمل کند.
حتی ممکن است این پروژه‏های مخرب، تبدیل به عکس خود بشود و باعث نوعی اتحاد میان اصول‏گرایان، اصلاح‏طلبان و بقیه‏ی بدنه‏ی نظام بر علیه سپاه و آقای احمدی‏نژاد بشود که در آن صورت، آقای احمدی‏نژاد در معرض خطر بیش‌تری قرار خواهد گرفت.
در میان گفته‏های آقای رفسنجانی، آن‏چه اصول‏گرایان را بیش از همه ناراحت کرده است، حرف‏های ایشان در مورد نقش مردم در تعیین رهبری بود. آقای رفسنجانی حتی خطابِ پیغمبر اسلام به حضرت علی در غدیر خم را مثال زد؛ «تو منصوب خدایی، ولی اگر مردم تو را نخواهند، باید کنار بکشی». در ارتباط با نقش رأی مردم، آیت‏الله خمینی هم قبلا تاکید کرده بود که: «میزان رأی ملت است». به نظر شما، ایراد مخالفین آقای رفسنجانی به این بخش از سخنان ایشان، ناشی از چیست؟
آقای رفسنجانی بر مبنای تفسیر درستی از قانون اساسی، اشاره‏‏ی به‌جایی کرده است. اگر این تفسیر غیرشرعی و غیرحقوقی آقای مصباح و هم‏نظران‌اش را کنار بگذاریم که می‌گویند رهبر عطیه‏ی خداوند است که خبرگان فقط باید او را کشف کنند و به قول آقای رفسنجانی «رأی مردم را یک رأی زینتی می‌دانند»، بر اساس تفاسیر معمولی قانون اساسی، مردم پایه‏ی قدرت ولی فقیه هستند.
آقای رفسنجانی به‌درستی اشاره کرده که وقتی مردم ولی فقیه را نخواهند، نه‌تنها آن ولی فقیه باید برود، بل‌که اگر مردم حکومت را نخواهند، این نظام هم باید عوض بشود.
این مساله‏ای است که به مذاق هیچ‏کدام از اصول‏گرایان خوش نمی‏آید و حتی برخی از اصلاح‏طلبان هم ممکن است چنین تفسیر واضحی از قانون اساسی را که بسیار حقوقی و صحیح است، نپذیرند.
علت بیان این اظهارات از سوی آقای هاشمی هم این است که ایشان آقای خامنه‏ای را دعوت کرد که تمام‌عیار به میدان بیاید و اختلافات را حل کند که منظور از حل اختلاف هم تعرض به او و خانواده‏اش بود. اما چون آقای خامنه‏ای این کار را نمی‏کند، ایشان گفته است که به آن‏چه در نماز جمعه گفته، هم‏چنان پای‏بند است و تلویحا اشاره کرده است که اگر مردم آقای خامنه‏ای را نخواهند، باید برود.
اما آقای رفسنجانی به هر نیتی و با هر محرکی که حرف را زده باشد، نظری کاملا صحیح و منطقی است.
آقای رفسنجانی در سخنان خود هم‏چنین گفته است که در ایران تحمل انتقاد سازنده وجود ندارد. البته حتما منظور ایشان انتقاد جناح‏های حکومت از یک‏دیگر است. چون مردم از روز اول و حتی در زمان ریاست جمهوری ایشان، حق انتقاد از حکومت را نداشتند. ارزیابی شما چیست؟
بله، شاید نظرشان همین‏طور باشد. چرا که در دوره‏ی ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی، سران نهضت آزادی نامه‏ی سرگشاده‏ای به ایشان نوشتند و آقای عزت‏الله سحابی، آقای توسلی و دیگران شاید به خاطر همین نامه چندین سال در زندان ماندند. آن هم به خاطر نامه‏ی سرگشاده‏ای که انتقادات مندرج در آن، بسیار اصولی و سازنده بود.
شاید منظور ایشان از انتقادات سازنده، همان انتقادات خودی‏ها است و انتقاداتی که از زبان معماران انقلاب مطرح می‌شود.
به‌طور قطع، آقای رفسنجانی دست روی دست نمی‏گذارد تا عده‏ای علیه ایشان و فرزندان‌اش توطئه کنند. به نظر شما، در صورتی که این توطئه‏ها و اقدامات شدید و جدی شود، واکنش ایشان چه خواهد بود؟
اگر به سابقه‏‏ی آقای رفسنجانی برگردیم، ایشان سعی خواهد کرد تا جایی که امکان دارد، این نوع تهاجم‏ها را هم‏چنان به‌طور نسبی با مبهم‏گویی‏ها دفع کند. ولی اگر ناچار شود، به فاش‏گویی خواهد پرداخت.
از آن‏جایی که پرونده‏های زیادی در سینه‏ی ایشان هست، فاش‏گویی‏ این پرونده‌ها جبهه‏ی مخالف را، که مردم باشند، قوی خواهد کرد. از سوی دیگر، پیوستن ایشان به جبهه‏ی اصلاح‏طلبان نیز باعث ریزش تعداد زیادی از اصول‏گرایان سنتی خواهد شد و در کل به نفع این جنبش است.
بنابراین من نقش فعلی آقای رفسنجانی را مثبت می‏دانم؛ این‌که بدون در-نظر-گرفتن گذشته‏ی ایشان،به مردم بپیوندد. و امیدوارم ایشان زودتر به این خطر پی ببرد و این‏قدر مجمل‏گویی را ادامه ندهد. بل‌که بسیار فاش بگوید که در این نظام چه رفته است و چگونه این نظام منافع مردم را به هیچ گرفته است.
امیدوارم بسیاری از اسرار-مگوهایی که در سینه‏ی ایشان است، فاش شود و به نهضت مردم کمک کند.

هاشمي رفسنجاني : سالها است جواب من به آقای یزدی درخواست شفا برای ایشان است

چهارشنبه, ۲۵م آذر, ۱۳۸۸
هاشمی رفسنجانی در جواب جمعی از حضار که اجازه جواب به اظهارات اهانت آمیز آقایان یزدی و حسینیان و زیارتی (حمید روحانی) را خواستند، گفتند: سالها است که جواب من به آقای یزدی درخواست شفا برای ایشان است و ارسال سلام.متاسفانه ایشان براثر مشکلات جسمی گاهی دچار عصبانیت می‌شود و عجولانه اعلام نظر می‌کند.افرادی هم هستند که شهرت خویش را از راه اهانت به دیگران می‌خواهند که جواب اینگونه افراد هم سکوت است و دعا برای هدایتشان.

۱۳۸۸ آذر ۲۴, سه‌شنبه

پس از تحریفها و تهدیدها: متن كامل و بدون تحریف سخنان هاشمی بادانشجویان مشهد


آينده نيوز : خبرنگار آینده گزارش داد: در پی انتشار سخنان تحریف شده رییس مجلس خبرگان در جمع برخی دانشجویان مشهد و پیامد آن حملات  برخی مقامات مسوول و چهر های سیاسی، دفتر هاشمی رفسنجانی متن كامل سخنان مذكور را منتشر و اعلام كرد:
پس از سخنرانی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با سه گروه از دانشجویان كه در تاریخ 14/9/1388 و به صورت پرسش و پاسخ در تالار آیینه آستان قدس رضوی انجام شد، بعضی از خبرگزاری‌ها، سایت‌های اینترنتی و روزنامه‌های وابسته به یك جریان خاص در كشور و به تبع آن تقریباً همه رسانه‌های معاند نظام اسلامی، با جعل و تحریف، اقدام به انتشار گزینشی آن كردند.
در این میان اقدام یك خبرگزاری و بالاتر از آن سخنرانی عالی‌ترین مسؤول امنیتی كشور تأمل‌برانگیزتر است. خبرگزاری فارس به نقل از یكی از شركت‌كنندگان در آن جلسه كه گویا ترتیبات مصاحبه با او را نیز فراهم كرده است، با همه تلاشی كه  در این روزها در جهت انتشار صادقانه اخبار دارد!! در هر دو بخش، یعنی هم سؤالات و هم پاسخ‌ها علاوه بر حذف برخی جملات و از آن رندانه‌تر، برخی كلمات، مصداق بارز سانسور شده و از طرف دیگر به جای جملاتی كه به مذاقش خوش نمی‌آمد، جملاتی را اضافه كرد كه اگر نپذیرند دروغ گفته‌اند، باید بپذیرند كه راست نگفته‌اند!!
مثلاً آیت‌الله هاشمی رفسنجانی درخصوص نقش مردم در جبهه‌ها می‌گوید: «اگر داوطلب‌های مردمی به میدان نمی‌آمدند، شك نكنید كه ارتش و سپاه نمی‌توانستند با آن همه دشمن بجنگند.» اما نحوه اطلاع‌رسانی خبرگزاری فارس را ببینید كه می‌نویسد: اگر مردم نبودند، ارتش شكست می‌خورد.» در این جمله كلمه «سپاه» عامدانه حذف شده تا نوعی كم‌توجهی به نقش سپاه از طرف فرماندهی جنگ القا شود كه می‌تواند كینه‌برانگیز باشد و از طرف دیگر كلمه «شكست» را آوردند تا نوعی ناكارآمدی ارتش نیز القا شود.
یا درخصوص آقای توكلیان جمله‌ای را به نقل از ایشان به متن اضافه می‌كنند و می‌گویند «در دانشگاه فردوسی مشهد 55 درصد به آقای احمدی نژاد رأی دادند» در حالی كه با چندین بار باز شنوایی نوار حتّی یكی از كلمات این جمله در سخنان ایشان نیست كه حمل بر اشتباه شود!
البته اختصار، شیوه‌ای مرسوم در خبر رسانی است، امّا اضافه كردن جملات به متنی كه قرار است، موجز باشد، از نوادر اطلاع‌رسانی و در زمره خبرسازی است كه طبیعتاً عواقب بدی در جامعه دارد و فوری‌ترین و مخرّب ترین دستاورد این نوع خبررسانی، متأسفانه موضع‌گیری‌های وزیر اطلاعات در سخنرانی اخیرشان در جمع طلاب حوزه علمیه قم بود كه خواسته یا نخواسته مروّج اخبار دروغ شده‌اند و طرفه اینكه ایشان نیز با شرح و تفسیر اضافاتی به آن افزودند.
به عنوان مثال در سراسر این سخنرانی حتّی یك بار هم سخن از ولایت فقیه به میان نیامده است، معلوم نیست وزیر محترم این عبارت را چگونه «كشف!!» و در متن سخنرانی «نصب» كرده‌اند!! از نكات حایز اهمیت موضع‌گیری ایشان، انتساب این سخنان به نوع اندیشه معاندان نظام است كه خوب است مشخص نمایند. وگرنه بیان حدیث نبوی از قول سیدابن طاووس، بیان نقش مردم در مبارزه، پیروزی، تثبیت و تداوم انقلاب اسلامی، تبیین نقش مردم در دفاع مقدس، بیان جنایات انقلاب‌های سرخ یا كمونیستی، بیان لزوم پذیرش منطق و استدلال توسط همه جناحها و بالاتر از آن بیان روحیات مردمداری رهبری معظم انقلاب چه سنخیتی با تلاش‌های دشمنان انقلاب اسلامی از یك طرف و چه ضدیتی با تلاش‌های دوستان و دوستداران انقلاب اسلامی دارد كه عالی‌ترین مقام اجرایی امنیت كشور در مراسمی كه «امنیت» محور برگزاری آن است، شرح و تفسیر سخنان رئیس مجلس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را محور بحث‌های خویش به عنوان موانع ثبات امنیت در كشور!! قرار می‌دهد.
با همه این تفاسیر و تفاصیل متن كامل آن دیدار در ذیل می‌آید تا كسانی كه امروز و آینده می‌خواهند به سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی به عنوان گوشه‌ای از تاریخ معاصر ایران اسلامی استناد نمایند، متنی مستند و متقن داشته باشند و از تحریف آن در نزد افراد خردمند و آزاداندیش وغیرمغرض خودداری شود.
 آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در سفر به مشهد مقدس، در تالار آیینه آستان قدس رضوی، با سه گروه از دانشجویان دانشگاه‌های دولتی و غیردولتی مركز استان خراسان رضوی دیدار و گفت‌وگو كرد و به پرسش‌های آنان پاسخ داد.
حجت‌الاسلام والمسلمین تیمور عسگری، نماینده دور هفتم مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی: عید با سعادت غدیرخم را به عنوان عیدولایت و امامت خدمت حضار محترم و میهمان گرانقدر، حضرت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت تبریك عرض می‌كنیم.
امروز چاپخانه بزرگ قرآن مشهد و امام رضا(ع) به دست مبارك حضرت‌عالی افتتاح شد و برای چاپ قرآن مورد نیاز جمعیت یك میلیارد و پانصدمیلیون مسلمان دنیا می‌باشد كه قدم مبارك و بزرگی بود. آیت‌الله جوادی آملی، قرآن را قرآن نازل و حضرت‌علی(ع) را قرآن عینی می‌فرمودند. پیوند قرآن علمی و چاپ و نشر آن با غدیر ولایت به عنوان قرآن عینی می‌فرمودند. پیوند قرآن علمی و چاپ و نشر آن با غدیر ولایت به عنوان قرآن عینی، مناسبت با میمنتی است كه به این اعتبار، دیدار ما با حضرت‌عالی برگزار شد.
علی(ع) در تعبیری می‌فرمایند: «اللهم انكّ تعلموانه لم یكن الذی كان منا منافستاً فی سلطان و التماس شیئاً من فضول الحطام ولكن لنردّ معالم من دینك و نظهر اصلاح فی بلادك و یأمن مظلومون من عبادك؛ برای رسیدن به قدرت و برای رسیدن به دنیا و مظاهر مادیت تلاش نكردیم، بلكه تلاش شبانه‌روزی علی(ع) و یارانش – به فرموده خود آن بزرگوار – برای تعیین نظام ارزشی، اصلاح در بلاد و شهرهاست كه در سایه نظام ارزشی و اصلاح، بندگان مظلوم خدا از قید ظالمین رهانیده شوند.»
سؤالم از حضرت‌عالی در ارتباط با امنیت ملی، امنیت عمومی و امنیت اجتماعی است. اگر ارزیابی حضرت ‌عالی در این رابطه بازگو شود، استفاده خواهیم كرد.
پس از آن آقای جمشید خاتمی، از جامعه اسلامی دانشجویان و دانش‌آموختگان دانشگاه آزاد اسلامی در سخنانی گفت: «باعرض خیرمقدم و تبریك عید غدیر، دو سؤال را خدمت حضرت‌عالی خواهیم داشت. باتوجه به مسایلی كه اتفاق افتاد و در جامعه گریبانگیر آن هستیم، از حضرت‌عالی خواهش می‌كنیم با اشراف به اطلاعاتی كه دارید و اشراف به كلیت نظام و انقلاب. ما به عنوان تشكیلات سیاسی، حضرت‌عالی را به عنوان یكی از استوانه‌های اصلی نظام می‌شناسیم، دلیل اصلی این مسایل چیست؟
حضرت‌عالی لطف فرمودید كه پس از مدت‌ها سكوت در مشهد مقدس صحبت كردید. آیا ما كه نسل دوّم این انقلاب هستیم، پاسخی برای نسل بعدی خواهیم داشت؟ اگر به همین شكل حركت كند، آیا دچار خودكامگی نخواهیم شد كه در تاریخ ما به كرات اتفاق افتاد؟ دلیل اصلی این مسایل چیست و چه راهبردی برای خروج از این مسئله پیشنهاد می‌كنید تا ان‌شاءالله ما هم به عنوان بخشی از جامعه سرلوحه قرار دهیم تا ان‌شاءالله به اهداف انقلاب برسیم؟
سؤال بعدی من این است كه آیا واقعاً در اجتماع ما، در جامعه اسلامی براساس قوانین ما، هیچ راه‌كار و بحثی برای تمكین به قانون نیست؟ تا چه اندازه باید قانون‌گریزی وجود داشته باشد؟ متأسفانه كسانی كه سینه چاك انقلاب هستند، در چند ماه اخیر قانون‌گریزی داشتند. واقعاً چرا چنین شده است؟ آیا در قوانین جامعه ما به عنوان جامعه اسلامی، پیش‌بینی نشده است كه چگونه عمل كنیم تا كسی قانون‌گریزی نكند؟ آیا حضرت‌عالی راه‌كار و پیشنهادی دارید كه مطرح كنید؟ چون وظیفه بزرگان است كه خط‌مشی بدهند و وظیفه ما پیگیری آن خط‌مشی‌هاست. نمونه‌های این قانون‌گریزی‌ها را ذكر نمی‌كنم. از توهین به استوانه‌ها و بزرگان نظام گرفته كه عمر خود را در راه نظام و انقلاب گذاشتند و به كرات مورد تقدیر امام و مقام معظم رهبری قرار گرفته‌اند تا برخورد با دانشجو و جوانی كه می‌خواهد اعتراض خود را به راحت‌ترین وجه ممكن بیان كند. آیا قوانین ما برای حل این مسئله نقص دارد یا قوانین درست است و باید فعالیت‌ها و راه‌كارها را عوض كنیم.
آخرین مطلبم این است كه به رئیس جمهور ما می‌گویند چرا در فلان جا حضور پیدا نمی‌كند، پاسخی داده نمی‌شود. قطعاً حضور رئیس جمهور در مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس شورای اسلامی و حضور سایر بزرگان در جاهایی كه می‌توانند محل وحدت قرار بگیرند، انجام نمی‌شود و به همین خاطر مسایلی اتفاق می‌افتد كه قابل جمع‌كردن نیست. از شما خواهش می‌كنم با رعایت همه جوانبی كه مدنظر دارید، حتی‌المقدور صریح پاسخ دهید.»
در ادامه این دیدار آقای مهدی بادپا، دبیر جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در سخنانی با خیرمقدم و تبریك غدیر، گفت: «باتوجه به چندسال سابقه كارهای مبارزاتی و سیاسی حتماً از دانشجویان انتظار دارید كه بدون مصلحت‌سنجی و بدون وابستگی به احزاب، تشكلّ‌ها و جریانات سیاسی داخل كشور صحبت كنند. صحبت‌های امروز ما برخاسته از همین مسئله است. پس از نشست‌های متوالی با دوستان سه سؤال را درنظر گرفتیم كه امیدواریم جواب دهید.
اول اینكه خوشحال شدیم كه چند روز پیش طی مصاحبه‌ای درخصوص وحدت گفتید كه وحدت باید حول مقام معظم رهبری باشد و فرمودید شما هم در این زمینه كمك می‌كنید. سؤال این است كه شما در این زمینه چه نقشی می‌توانید داشته باشید؟چون در ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری و پس از آن، شبهات زیادی از سوی معاندین، موافقین و مخالفین در رسانه‌های كشور شنیده می‌شد كه مربوط به بعد از نامه شما به مقام معظم رهبری است. انتظار جنبش دانشجویی این است كه شما به عنوان رئیس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به عنوان دو بال رهبری وظیفه خطیر و سنگینی دارید. اگر بتوانید در این زمینه توضیح دهید، خوشحال می‌شویم.
دوّم اینكه اطرافیان بر ذهنیت مردم نسبت به افراد و انسان‌ها خیلی تأثیر دارند. متأسفانه در این انتخابات اطرافیانی به شما نزدیك شدند كه ما خاطره تلخی از آنها داریم. حتماً كتاب عالیجناب سرخ‌پوش را خواندید كه چه توهین‌هایی به شما كردند. دو سه صفحه از آن كتاب را انتخاب كرده بودم كه بخوانم، ولی شرمم آمد كه در این جلسه آن مطالب را بخوانم. چگونه این افراد حول شما جمع شدند؟ فكر می‌كنم بایدها و نبایدهای مواضع اطرافیان مشخص شود. ما از جریانی كه در كشور علیه شما به راه افتاده بود، ناراحت بودیم، امّا دیدیم در مقابل كسانی زیرعلم حمایت از شما سینه‌زنی كردند كه سابقه آنها به عنوان منافق و اپوزیسیون معلوم است. توضیحات شما برای همه ما مفید خواهد بود.
سوّمین موضوع بحث طرح تحول اقتصادی است. با همه اختلافاتی كه شما به شیوه اقتصادی و مدیریتی كشور دارید، فعلاً شاهدیم كه از مسایل اقتصادی كناره‌گیری كرده‌اید یا به كنار كشیده شدید. امّا وزن آقای هاشمی خیلی بزرگتر از مسایل حزبی و گروهی است كه پرچمدار یك جریان یا جنبش سیاسی در كشور باشد. هر كاری كنند، نمی‌توانند این كار را بكنند. چون آقای هاشمی متعلق به یك حزب یا جریان خاص نیست.
یكی از واقعیت‌های طرح تحول اقتصادی مشخص شدن نقش آقای هاشمی در آن است. توصیه‌های شما چیست؟ می‌دانیم كه ارتباطات فراوانی با كشورهای تركمنستان، پاكستان، عربستان و كشورهای مختلف بین‌المللی دارید و این دیكته می‌كند كه باید نقش شما در این زمینه پررنگ‌تر باشد. اگر در این طرح به شما میدان نمی‌دهند، آیا امكان ندارد راه‌كاری اندیشیده شود كه از آسیب‌های این طرح كاسته شود؟
بحث دیگری كه دوستان اصرار داشتند، مطرح شود، بحث تخلّف اطرافیان و منتسبان به شماست. الان وضعیتی در كشور به وجود آمده كه منتظر عكس‌العمل جناب‌عالی هستند. تا الان بحث سكوت مطرح بود كه شاید در یك محور جواب دهد، ولی وقتی ببینند سفر لندن آقازاده شما طولانی شده و هنوز برنگشته، هر روز، هر هفته به شایعات بیشتری دامن زده می‌شود. برگشت ایشان كی خواهد بود؟ دفتر ایشان نامه‌ای نوشت كه به خاطر افتتاح یكی از واحدهای دانشگاه آزاد به لندن سفر كردند؟ ولی وقتی ببینند پس از دو سه ماه برنگشتند، شایعات و شبهات دیگر نمود بیشتری پیدا می‌كند. اگر در این زمینه هم توضیح بدهید، خوشحال می‌شویم.»
در ادامه آقای موسوی، از مجمع اسلامی دانش‌آموختگان ایران، یكی از تشكّل‌های سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی در سخنانی گفت: «دو مطلب را در نظر گرفتم كه بگویم. یكی در مورد سكوت سیاستمداران و دوّم درباره عقیده مخالفان است. درباره سكوت هم می‌گویند گاهی اوقات در مقام رضایت، گاهی در مقام مخالفت و گاهی در مقام بی‌طرفی است، البته اگر احیاناً بحث حق و باطل باشد، سكوت نشان مخالفت است، امّا سخنی در موافقت هم گفته نمی‌شود. مثل كسی كه درباره قاتل صحبتی نمی‌كند و از طرف دیگر از حق هم دفاع نمی‌كند. در واقع می‌توان گفت این مصداق همان موضع سكوتی است كه حضرت‌ امیرالمومنین(ع) در برابر آن می‌گوید: «الساكت اخ الراضی و من لم یكن معنا كان عدوّنا»
این سكوت‌هاست كه باعث می‌شوند تا به فتنه‌ها بیشتر دامن زده شود. می‌توان گفت كه الان در دوران فتنه هستیم كه یكی از خصوصیات این دوره امتزاج حق و باطل است و مهمتر اینكه این امتزاج باعث گمراهی می‌شود و در این گمراهی علما و روحانیون دینی، روشنفكران و كسانی كه رسالت تاریخی دارند، باید پرده‌برداری كنند. اگر قرار باشد علمای دینی هم در زمان فتنه سكوت كنند، اگر قرار باشد اندیشمندان هم در دوران فتنه سكوت كنند، پس كی می‌خواهند صحبت كنند؟ الان زمانی است كه احتیاج به موضع‌گیری علمای قوم داریم تا راه را به مردم بشناسانند. ما به عنوان جوانانی كه اوضاع سیاسی كشور را رصد می‌كنیم و حرف‌های متناقض و بعضاًَ متنافری می‌شنویم، باید بدانیم راه كجاست. در فضایی كه به شایعات دامن زده می‌شود، نقش علما و صحبت و مواضع آنهاست كه نقشه راه را نشان می‌دهد.
بحث دوّم من درباره عقیده مخالفان است. خوب است از دوران جنگ جهانی اوّل مثال بزنیم كه بعد از جنگ، قرارداد چهارگانه ورسای به آلمان تحمیل شد كه باعث تحقیر آلمانی‌ها شد. آن زمان یكی از جامعه‌شناسان سیاسی در یك سخنرانی گفت: «مردم آلمان شكست را می‌پذیرند، امّا تحقیر را نمی‌پذیرند.» من هم می‌خواستم در زمینه تحقیر مخالفان صحبت كنم كه هر نظام سیاسی یك عده مخالف، یك عده منتقد و یك عده موافق دارد. هنر یك نظام سیاسی این است كه منتقدین را به موافقین و مخالفین و كسانی را كه ضدش هستند، به منتقدین تبدیل كند. متأسفانه بعد از انتخابات در فضای غلبه احساسات بر جامعه شاهد بودیم كه عده‌ای نتایج انتخابات را نپذیرفتند. بحث‌ها و ادعاهایی داشتند كه بحث دیگری است و نمی‌خواهم مطرح كنم. ولی به عنوان كسانی كه منتقد نظام بودند و انتقادی داشتند، موردتحقیر قرار گرفتند و تبدیل به مخالفین نظام شدند.
در صحبت‌هایی كه رجال مختلف سیاسی ارایه كردند، این گروه تحقیر شدند و این برای نظامی كه می‌خواهد برای 200 سال برنامه‌ریزی كند، خوب نیست. باید همه سعی نظام این باشد كه منتقدین را تبدیل به موافقین كند. بعد از انتخابات شاهد تحقیرهایی بودیم و افرادی را كه به عنوان منتقد در بعضی از مراسم شركت كردند، با منافقین و كسانی كه مثلاً مهره‌های خارجی بودند، قیاس می‌شد. در حالی كه آنها در انقلاب حضور داشتند و اهل عبادتند.
به هر حال می‌خواستم در مورد این دغدغه‌ها با شما درد دل داشته باشم و ان‌شاءالله نظرات شما را هم در این زمینه بشنویم.»
پایان بخش این دیدار سخنان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بود:
بسم‌الله الرحمن الرحیم.
الحمدالله و السّلام علی رسول‌الله و آله
  خدمت دانشجویان و دانش‌آموختگان گرانقدر از خانم‌ها و آقایان خوش‌آمد عرض می‌كنم و از اینكه مسایل مورد نظرشان را مطرح كردند، تشكر می‌كنم.
  اوّلین حرفی كه جناب آقای عسگری مطرح كردند، این بود كه تعریف ما از امنیت و شاخه‌های آن چیست؟ باید ظرف 20 دقیقه به گونه‌ای حرف بزنم كه مطالبی در مورد همه مسایلی كه مطرح شد، بگویم. در صورتی كه 20 دقیقه برای این مباحث كافی نیست، ولی چاره‌ای نداریم، چون به اذان مغرب می‌رسیم.
  با تبریك عید غدیر بسیار با عظمت، به صورت مختصر به دو سه محور اشاره می‌كنم كه نظرم و راه‌حل آنها چیست و به بعضی از سؤالات جزئی جواب می‌دهم.
  البته از جریاناتی كه در كشور می‌گذرد، راضی نیستم و هیچ مناسب نبود جامعه ما در شرایطی كه از طرف دشمنان كاملاً تحت فشار است، شاهد این مسایل باشد. به خصوص كه فاصله گرفتن بخشی از قشر آگاه، دانشجو، استاد، مدیر و جریان‌های فكرساز و انسان‌ساز جامعه مصیبتی برای نظام اسلامی نوپاست كه بخواهند جدا باشند یا دو تفسیر باشد كه با هم نخواند.
  یك جمله در مورد امنیت عرض كنم. «الذین آمنوا ولم یلبسوا ایمانهم بظلم اولئك لهم الامن» این تعریف قرآن است كه: جامعه مومن آلوده به ظلم نشده باشد.» اگر این دو صفت را داشته باشند، می‌توانند امنیت جامع داشته باشند.
  این دو از خواسته‌های اصلی انقلاب بود كه واقعاً مومن باشیم. با ایمان در مقابل ظلم مبارزه كردیم، كشور را تحویل گرفتیم و ساختار كشور را تنظیم كردیم. هدف این بود كه ظلم در كشور نباشد. البته ظلم می‌تواند صور مختلفی داشته باشد. ولی به هر حال هرگونه ظلمی با راهی كه انتخاب كرده‌ایم و راه خدا، قرآن و اسلام است، سازگار نیست.
  امّا اینكه سؤال می‌كنید، چرا ساكتم و موضع من چیست؟ باید بگویم كه موضع من از اوّل انقلاب و حتّی پیش از انقلاب و در مبارزه روشن بود. همیشه با افراط و تفریط مخالف بودم راه عقلانی، معتدل و عرفی مقبول را راه درست تشخیص می‌دادم كه مستند به آیات قرآن وادلّه بود. در تمام این دوران هم در هر شرایطی نوعی افراط در مقابل من بود. البته انسان نمی‌تواند توقع داشته باشد كه همه سلیقه‌ها در همه جا او را می‌پذیرند.
  فكر می‌كنم اگر اعتدال در جامعه و كشور ما حاكم باشد، بسیاری از مسایل قابل حل است. همیشه یك جریان افراطی گاهی در جناح راست، گاهی در جناح چپ بوده و هنوز هم این‌گونه است. الان تندروی‌هایی را از دو طرف می‌بینیم كه متكی به تندروهاست كه یا افراطی یا تفریطی و یا هر دو است.
  این هم مسئله روشنی است و می‌تواند جواب آن دانشجویی باشد كه گفت آن تندرو كه آن موقع آن كتاب را نوشت، الان چه می‌گوید. شاید مصلحت آنان این است كه اشاره‌ای به من بكنند. آنها هم مثل اینها هستند. من فرقی نمی‌بینم. تندروهای این طرف كه به اصطلاح اصولگرا و محافظه‌كار امروز هستند هم هیچ وقت با فكر اعتدال موافق نبودند و هرگونه كه دلشان می‌خواست، عمل می‌كردند. ولی اكثریت جامعه، به خصوص تحصیل‌كرده‌های اصیل، اعتدال را می‌خواهند.
  امّا درباره اینكه گفتید چرا ساكتم؟ باید بگویم به آن معنا ساكت نیستم. شرایط كشور به گونه‌ای نیست كه من در سخنرانی‌های عمومی مسایل را به صورت صریح مطرح كنم. می‌دانید كه همیشه با صراحت حرف می‌زدم، امّا الان شرایطی است كه هر حرفی را كه در جهت خودشان نباشد، تحمل نمی‌كنند.
  عكس‌العمل‌ها هم به گونه‌ای است كه مفسده دارد. گاهی خود انسان دچار زحمت می‌شود كه اهمیتی ندارد. ولی گاهی از حرفها مفسده‌ای برای جامعه بیرون می‌آید.
  در مورد اینكه موضع من چیست هم، موضع خود را به صورت صریح در نمازجمعه‌ای كه بعد از این حوادث داشتم، گفتم. مبنای خودم را در جامعه و اسلام گفتم. البته صراحت قرآن است و من هم فقط براساس آیات قرآن حرف زدم. راهكارها را هم گفتم و الان هم كه حدود سه ماه از آن خطبه می‌گذرد، هنوز غیر از همان راهكاری كه آن روز رسیده بودم، نمی‌بینم.
  گفتم انقلاب ما براساس اسلام و قرآن است. قرآن جامعه مومن را معرفی كرده است. اصل قرآنی برای اداره جامعه براساس مقبولیت است. اگر كسانی عقیده و ایمان نداشته باشند، حتی با پیامبر(ص) هم كار نمی‌كنند و حتی اگر كاری‌ هم كردند، پیامبر (ص) به كارشان اهمیت نمی‌داد.
  وقتی مردم قبول داشته باشند، با آن جامعه كار می‌كنند. وقتی این حرف را می‌زنم، بعضی از تندروهای جناح به اصطلاح اصولگرا نمی‌پسندند و می‌گویند: «این چه حرفی است كه می‌زنید؟ خداوند كسی را تعیین كرده كه بر مردم حاكم باشد و رأی مردم هم زینتی است و باید بپذیرند.» خلاصه مطلب این است و تفاوت از اینجا معلوم می‌شود. توجه داشته باشید كه صحبت از مقبولیت و كارایی حاكم است و نه مشروعیت.
  غیر از روایات و آیات فراوانی كه در آن خطبه خواندم، روایتی را خواندم و گفتم: ولایتی روشن‌تر، حقیقی‌تر، مشروع‌تر و الهی‌تر از ولایت حضرت علی(ع) نداشتیم. حضرت علی(ع) منصوب بود. یعنی خداوند به پیامبر(ص) دستور داد كه اعلان كند. پیامبر (ص) می‌دانست كه سخت است.
  پیامبر(ص) در غدیرخم كه مناسبت امروز ماست، با آن شرایط و آن زمینه‌ها در مقابل همه جمعیت علی(ع) را معرفی كردند، اما چندماه نگذشت كه دیدیم مردم چكار كردند!! پیامبر(ص) خصوصی به حضرت علی(ع) مطالبی را فرمودند و صدور روایتی را كه آن روز در خطبه خواندم، خیلی اهمیت دارد كه می‌گویم چگونه صادر شد پیامبر(ص) به حضرت علی(ع) گفتند: از طرف خداوند حق ولایت‌داری، ولی اگر مردم قبول كردند، اداره كن و اگر قبول نكردند، خود را تحمیل نكن و بگذار هرگونه كه می‌خواهند، جامعه خود را اداره كنند.
  شأن نزول این جمله از پیامبر(ص) و اینكه حضرت امیر(ع) كی این مطلب را گفتند، مهم است. بعد از جنگ جمل، صفین و نهروان كه عمدتاً مسلمانان در آن جنگ‌ها، آن هم در زمان حضرت علی(ع) كشته می‌شدند، انتقاد خیلی زیاد شد. از در و دیوار به حضرت علی(ع) انتقاد می‌كردند كه امروز چه وضعی است كه مرتباً جنگ می‌كنیم و آدم می‌كشیم یا كشته می‌دهیم. دیروز چه وضعی بود كه سكوت كردید و دیگران حكومت كردند و حتی شما به آنها كمك و همكاری كردید و مشورت دادید؟
  این مطالب را مخلصین می‌گفتند كه چرا حق خود را ندیده می‌گرفتید كه شرایط به گونه‌ای شد كه مردم برای نجات به شما روی آوردند؟ حالا كه پذیرفتید، اوضاع ما این است كه الان 5 سال است كه داریم همدیگر را می‌كشیم. در تمام این 5 سال جنگ و آدم كشی بود. واقعاً از در و دیوار انتقاد می‌بارید.
  حضرت علی(ع) در یك جلسه 10 نفر از خصیصین اصلی و حواریون مورد اعتمادشان را جمع كردند و برایشان داستان طولانی از زمان پیامبر(ص) تا آن روز را توضیح دادند كه پیامبر چه گفتند؟ دعوتشان چگونه شكل گرفت؟ سقیفه چگونه انجام شد؟ در زمان خلفای اول، دوم و سوم چه مواضعی گرفتم. در آخر وقتی  مردم از همه جا مأیوس شدند، اطراف من آمدند و وقتی بدیلی برای من نبود، پذیرفتم.
  آمدم، ولی با شرایطی كه درست شده بود، زمینه جنگ فراهم بود و اتفاق افتاد. در این مسئله، داستانی كه خیلی مهم است این است كه حضرت علی(ع) گفتند: «شما 10 نفر در نماز جمعه‌های منطقه‌های كشور شركت كنید.» یكی از این ده نفر كه شما دعای كمیلش را می‌خوانید، كمیل ابن زیاد و دیگری اصبغ بن نباته بود. حضرت امیر(ع) گفتند: «اصبغ كه سخنران زبردستی بود، حرف‌های مرا به گونه‌ای كه گفتم، برای مردم در نمازجمعه توضیح بدهد و شما ده نفر هم شهادت بدهید.» مثل الان نبود كه مطلبی را بگویند و ظرف مدت كوتاهی همه بفهمند.
  حضرت در آن جلسه به مجموع سئوالاتی كه مطرح بود، جواب دادند و یكی از آن جوابها، همین جمله‌ای بود كه خواندم. سید بن طاووس همه این داستان را از اول تا آخر آورد كه واقعاً خواندنی است: «روى السید ابن طاووس عن رسائل الكلینی، عن علی بن إبراهیم، بإسناده قال: كتب أمیرالمؤمنین(ع) كتابا بعد منصرفه من النهروان وأمر أن یقرأ على الناس، وذكر الكتاب وهوطویل، وفیه: ان رسول‌الله(ص) عهد إلیَّ عهداً فقال: یا ابن أبی‌طالب لك ولاء أمتی فإن ولوك فی عافیة وأجمعوا علیك بالرضا فقم بأمرهم ، وإن اختلفوا علیك فدعهم وما هم فیه ، فإن الله سیجعل لك مخرجاً. فنظرت فإذا لیس لی رافد ولا معی مساعد إلا أهل بیتی فضننت بهم عن الهلاك ...»
  بحث ما همین بود كه حكومت و انقلاب ما با مردم شروع شد. در روزهای اول جمعی از طلبه‌ها جمع شدیم و از امام خواهش كردیم كه رساله بنویسند. واقعاً رساله نمی‌نوشتند. وقتی وارد میدان مبارزه شدند، طلبه‌هایی اطراف ایشان بودند كه ما هم از آنها بودیم. ایشان همیشه روی مردم تكیه می‌كردند تا آخر هم روی این نكته تأكید داشتند. می‌گفتند: اگر مردم جمع شوند، می‌توانیم كاری كنیم و اگر جمع نشوند، خودتان را اذیت نكنید، چون نمی‌توانیم كاری بكنیم.
  بعد از 15 خرداد كه آن كشتار شد، خیلی‌ها به فكر مبارزه مسلحانه بودند. چون سرخورده شده بودند و رژیم پهلوی هم خیلی خشونت كرد و مردم را آن گونه قتل عام كرد. معلوم شد كه رژیم حرفهای مردم را نمی‌پذیرد. تا آن روز مردم حرفهای خود را در تظاهرات می‌گفتند. هم در جریان تصویب‌نامه‌ دولت و هم در جریان به اصطلاح اصول انقلاب سفید شاه، با تظاهرات مردم علیه رژیم مواجه بودیم و فقط بیانیه می‌دادیم و مردم جمع می‌شدند. در مساجد و حسینیه‌ها اعتراض بود.
  پس از برخوردی كه در 15 خرداد با مردم شد، كسانی كه در مبارزه جدی بودند، گفتند: این درست نیست كه ما به عنوان اعتراض جمع شویم و آنها ما را بكشند، ما هم باید بكشیم. ولی امام(ره) نمی‌پذیرفتند و می‌گفتند: باید مردم را داشته باشیم كه اگر داشته باشیم، بقیه مسایل در جای خود حل می‌شود.
  امام(ره) تبعید شدند و مبارزات مسلحانه شروع شد. البته چند سالی در كمون و خفی بود و از سال 48 و 49 خیلی علنی شد. البته قبل از آن مؤتلفه با ترور منصور اقدام كرد كه همان اقدام باعث سركوب شدید موتلفه شد و بعد از آن حزب ملل اسلامی با مشی مبارزه مسلحانه شكل گرفت و آقایان كاظم بجنوردی و حجتی كرمانی جزو آن گروه بودند كه لو رفتند. گروه‌هایی هم بودند كه لو نرفتند. از سال 49 مبارزه مسلحانه علنی شد. امام(ره) در آن موقع كارشان را نه تأیید و نه محكوم می‌كردند. می‌پرسیدیم، می‌گفتند: اینها كار خودشان را می‌كنند، ولی راه ما مردمی است. باید با مردم سر و كار داشته باشیم.
  سرانجام هم این گونه شد. ده، پانزده سال افشاگری به جایی رسید كه مردم به خیابانها آمدند و انقلاب پیروز شد. واقعاً مردم بودند كه انقلاب را پیروز كردند. ما در زندان بودیم، اصلاً مأیوس بودیم كه روزی ما را آزاد كنند. دوره زندانی افراد تمام می‌شد، ولی می‌گفتند: باید آن قدر بمانید كه زیر پاهایتان علف سبز شود یا موهای سرتان مثل دندانهایتان سفید شود. این تعبیرات را ساواكی‌ها خیلی بكار می‌بردند و دوران محكومیت خیلی‌ها تمام شده بود، ولی سال‌ها در زندان مانده بودند.
  به هر حال مردم آمدند و ما را از زندان‌ها بیرون آوردند. البته مبارزه ادامه داشت. كار با مردم به سرانجام رسید.
  در دوران جنگ كه بدترین مرحله پس از پیروزی انقلاب بود، حقیقتاً اگر داوطلب‌های مردمی به میدان نمی‌آمدند، شك نكنید كه ارتش و سپاه نمی‌توانستند با آن همه دشمن بجنگند. مردم در قالب بسیج به سوی جبهه‌ها هجوم آوردند. مردم در جبهه و موقع عملیات‌ داوطلبانه و عاشقانه سد دفاعی دشمن را می‌شكستند. ما به عنوان مسئولان جنگ، ظرفیت پذیرش بیشتر مردم را نداشتیم و امكانات پذیرش و آموزش و لجستیك محدود بود. اگر می‌توانستیم بپذیریم، همیشه سراسر جبهه‌ها پُر از رزمندگان داوطلب از جوانان پانزده، شانزده ساله به بالا بود.
  لذا من در آن خطبه گفتم كه براساس آن روایت معتبر كه سیدبن طاووس آورده و با تبعیت از مشی امام علی(ع) و امام حسن(ع)، باید با مردم سرو كار داشته باشیم. اگر مردم ما را قبول دارند، بمانیم و اگر قبول ندارند، هركسی را كه قبول دارند، برای حكومت به سركار می‌آورند. مردم ما مسلمان و معتقدند و نمی‌خواهند به طرف كفر بروند و كار خودشان را می‌كنند و اصولاً مقتضای انتخابات همین است كه در قانون اساسی و قوانین عادی ما آمده.
  خطبه اول كاملاً به این موضوع اختصاص داشت و در خطبه دوم این اصل را به راه خودمان تطبیق كردم و گفتم از همان ماه‌های اول پیروزی، همة كارهای خود را مردمی و انتخاباتی كردیم. در تاریخ انقلاب‌های دنیا هیچ انقلابی را مثل انقلاب اسلامی نمی‌شناسیم كه مبارزه، پیروزی، تثبیت و تداوم آن با تكیه بر مردم باشد. زمانی كه مبارزه می‌كردیم، هر سال چند انقلاب سرخ در دنیا اتفاق می‌افتاد كه مردم را هرگونه كه می‌خواستند، تهجیر می‌كردند و به این طرف و آن طرف می‌فرستادند تا انقلابشان را تثبیت كنند و خیلی‌ها را می‌كشتند و یا در اردوگاههای كارهای اجباری نگه می‌داشتند.
  بعضی از شما جوان هستید و شاید تاكنون فرصت مطالعات تاریخی پیدا نكرده‌اید كه انقلاب‌های سرخ با مردمی كه بودند، چه می‌كردند! حكومت‌ها را ساقط می‌كردند، ولی پس از سقوط حكومت‌هایی كه نوعاً استبدادی بودند، با مردم ناسازگار می‌شدند.
  انقلاب اسلامی به هیچ وجه چنین كارهایی نكرد. از همان روزهای اول با برگزاری انتخابات، كشور را دمكراسی كردیم. اصل ماهیت نظام را با رأی مردم برگزیدم و سپس قانون اساسی را به رفراندوم مردم گذاشتیم. الجزایری‌ها 20 سال پس از انقلابشان قانون اساسی نوشتند و ما ظرف دو سال اول نوشتیم. البته همین عجله كردنها و خامی، نواقصی را متوجه كار ما می‌كردند، اما امام(ره) می‌خواستند كه در همه امور نظر مردم را داشته باشیم.
  فقط یك دولت موقت تشكیل دادند و در حكم دولت چند مسئولیت را یادآوری كردند كه قانون اساسی را بنویسد، انتخابات مجلس را برگزار كند و تا شروع كار مجلس، كشور را اداره كند. باز هم همه چیز با مردم بود. همین الان براساس قانون اساسی، رهبری به صورت دو مرحله‌ای از سوی مردم انتخاب می‌شود. رئیس‌جمهور و نمایندگان مجلس انتخاباتی هستند. شوراها را تا سطح كارخانه‌ها و روستاها بردیم تا همه تحركات جامعه براساس رأی‌گیری مردم باشد. البته آن موقع در حاكمیت شورایی افراط كردیم و تند شدیم. منتها تفكر آن روز این گونه بود كه انجام می‌دادیم.
  به هر دلیل در آن خطبه هیچ نظری دربارة انتخابات ریاست جمهوری ندادم و همین الان در بین شما هم قضاوت نمی‌كنم، چون تحمّل نمی‌كنند. در آن خطبه نگفتم كه انتخابات درست بود یا باطل بود، گفتم: به هر دلیل برای بخش مهمی از جامعه تردید پیدا شد. این حالت كه منكر ندارد. بعضی‌ها گفتند: چرا در خطبه سخن از بذر تردید كردید؟! مطمئناً چند میلیون جمعیت كه به خیابانها می‌آمدند و تظاهرات می‌كردند، یقین داشتند و من سخن از تردید كرده بودم. گفتم: گروهی از مردم با تردیدی كه پیدا كردند، معترض شدند.
  راه درست این بود كه تردید مردم را برطرف كنیم و جواب قانع‌كننده بدهیم. راه آن هم روشن است كه چگونه می‌توان عمل كرد. لذا راه‌حل دادم. از آن تاریخ كه درگیری‌ها شدید و خونین و بازداشت‌‌ها زیاد شده بود، باتجربه 50 ساله‌ام در مبارزه و اداره كشور گفتم: اولاً زندانی‌ها را آزاد كنید. ثانیاً از كسانی كه آسیب دیدند، دلجویی كنیم. ثالثاً همه تعهد كنند كه تابع قانون باشند.
  اینكه الان یكی از آقایان گفت كه آیا قانون داریم یانه؟ بله، الان برای همه چیز قانون داریم. نمی‌‌گویم همه قوانین ما درست و به روز است. هنوز بعضی از قوانین مربوط به زمان قدیم و قبل از انقلاب است. خیلی از قوانینی هم كه نوشته بودیم، آزمایشی بودند. عمدتاً دستگاه قضایی با قوانین آزمایشی كار می‌كند. تعزیرات قانونی است كه در اوضاع فوق‌العاده مشكلات تورم و جنگ به وجود آمد و الان بسیاری از قوانین نیاز به اصلاح دارند. ولی به هر حال قانون هستند و باهمین قانون بپذیرند كه در چارچوب قوانین عمل شود.
  در همین مسایل اخیر، دو طرف كه باهم مبارزه می‌كردند، قوانین كشور را قبول دارند. اگر حركت‌ها در چارچوب قوانین باشد، نه معترضین كارهای خلاف قانون می‌كنند و نه كسانی كه جلوی اعتراض‌ها را می‌گیرند، كارهای خلاف قانون می‌كنند. پس در این بین چكار باید كرد؟
  راهكاری كه قبلاً دادم و هنوز هم محكم روی آن عقیده‌ام هستم، این است كه باید درگیری‌های میدانی در خیابان‌ها و دانشگاه‌ها را تمام كنیم. این روزها می‌بینیم كه هر وقت مسؤولی وارد دانشگاهی می‌شود، دانشجویان این طرف و آن طرف نمی‌گذارند، آن مسؤول صحبت كند و حرفش را بزند، باهم دعوا می‌كنند و علیه هم شعار می‌دهند. این حالت كه مسئله را حل نمی‌كند. چند شعار علیه همدیگر می‌دهند كه كینه‌ها را بیشتر و دلها را از هم دور می‌كند. در این شرایط مسئله به هیچ وجه حل نمی‌شود.
  یا در خیابان‌ها جمع شوند و این طرفی‌ها شعار بدهند و آن طرفی‌ها بزنند و به همدیگر اهانت كنند. واقعاً چگونه و كی حل می‌شود؟ در این شرایط باید یك طرف از پا در بیاید كه معلوم است هیچ طرف از پا در نمی‌آید. حكومت همه چیز را در دست دارد، پول، نیرو و رسانه دارد و بالاخره كسانی را دارد كه در مواقع لزوم در خیابان‌ها جمع شوند. بسیج و سپاه را هم دارد كه خودشان از متن مردم برخواسته‌اند. در آن طرف هم عده زیادی از مردم هستند. دانشجو، دانش‌آموز، استاد، معلم، مدیر، كارگر، كاسب، زن و مرد و ... كه بعضی‌ها ساكت و بعضی‌ها فعال هستند. این گونه كه به جایی نمی‌رسیم.
  تنها راهكاری كه به منطق برسیم، این است كه درگیری‌های خیابانی و زد و خوردهای داخل دانشگاهها را كم كنیم. می‌ترسم به تدریج این مسایل به نوجوانان ما در مدارس یا به كارگران در كارخانه و واحدهای تولیدی برسد.
  باید رسانه‌ها و احزاب را طبق قانون آزاد كنیم. رسانه ملی را كه از اسمش پیداست، متعلق به همه است آزاد بگذاریم و اجازه بدهیم صاحب‌نظران بحث كنند. البته قبول دارم كه همه مسایل ظرف یك روز، دو روز یا یك هفته، دو هفته حل نمی‌‌شود؛ ولی اگر این مناظره‌ها، مباحثه‌هاو مسایل مورد اختلاف در بحث‌های كارشناسی و قانونی را برای مردم پخش كنیم، گوش می‌دهند. در آن صورت كسانی كه منتظرند تا سروصداها و حرف‌ها را از خیابان‌ها بشنوند،از صدا و سیما می‌شنوند و یا در روزنامه‌ها می‌خوانند.
  نباید دعوا باشد و باید براساس منطق باشد. الحمدلله الان به اندازه كافی انسان‌های فرهیخته در دوطرف داریم كه می‌توانند بحث كنند. در آن صورت به مردم آگاهی می‌دهیم و اگر عده‌ای از هردوطرف فریب خوردند، متوجه می‌شوند. می‌توانیم حرف‌ها را با استدلال بزنیم و چند بار تكرار كنیم و ظرف چند ماه جامعه را روشن كنیم. واقعاً الان نمی‌توان جامعه را با سركوب اداره كرد. جامعه‌ای كه سه تا چهار میلیون دانشجو و میلیون‌ها فارغ‌التحصیل دارد.
  خانم‌ها كه تا به حال در منازل بودند و میدان مبارزه نداشتند، امروز دارند اكثریت دانشگاه‌ها را می‌گیرند. اینها كه به دانشگاه آمدند، خیلی راحتر و آزادتر مبارزه می‌كنند. چون مسؤولیت‌هایی را كه آقایان دارند، در زندگی خود كمتر دارند. مراعات آنها هم از طرف نیروهای امنیتی بیشتر است. چون هیچ كس جز عده‌ای خیلی افراطی – در جامعه ما حاضر نیست با خانمها با خشونت رفتار كند.
  اگر مبارزه میدانی، خیابانی و شعاری شود و خانم‌ها هم حضور داشته باشند، می‌دانیم كه وضع چگونه می‌شود. ولی اگر نظام بپذیرد و باز بگذارد كه همه بحث كنند، خیلی از مسایل حل می‌شود.
  حضرت علی (ع) در زمانی كه حاكم بودند و انتقاد زیاد شده بود، در مسجد موعظه می‌كردند كه یك نفر عصبانی برخاست تا سؤال و انتقاد كند كه بدگویی كرد. دوستان حضرت علی (ع) نتوانستند تحمل كنند و دست او را گرفتند، كشیدند و اهانت كردند و می‌خواستند كتكش بزنند كه حضرت فرمودند: «رهایش كنید چرا كتكش می‌زنید؟» «انّما هو سبُّ بسببٍ او عفو عن ذنب؛ اگر بدگویی كرد، جوابش بدگویی – و نه كتك – است و یا ببخشیم.» حضرت علی(ع) با مخالفین و منتقدین خود، آن هم نهروانی‌ها كه همه چیز را به هم می‌ریختند، این گونه رفتار می‌كرد. لذا ما نباید با  نوجوان و جوان با دانشجویان و استادان خود رفتاری كنیم كه خودمان هم نمی‌توانیم قبول كنیم. وقتی انسانی ببیند كه یك استاد، یك دانشجو و یا خانم در ابراز عقیده خود احساس بی‌پناهی كند، دلش خون می‌شود. این قابل تحمل نیست و به جایی هم نمی‌رسد. یا رسانه‌ها را ببندیم كه كسی خبری نداند. مثلاً صدا و سیما یك طرفه حرف بزند. حرفهای یك طرف را كاملاً خوب نمایش بدهد و حرفهای یك طرف را اصلاً نگوید یا تغییر بدهد. روزنامه‌های منتقد آزاد نباشند و خیال روزنامه‌های طرفدار حكومت كاملاً راحت باشد. این وضع قابل دوام نیست. شرایط امروز هم مثل 30 - 40 سال پیش نیست، در گذشته وقتی اعلامیه‌ای پخش می‌كردیم، تنها خودمان می‌دانستیم و چند نفری كه اعلامیه به دست آنها می‌رسید. به تعداد اعلامیه‌ای كه بین مردم پخش می‌كردیم، زندانی می‌دادیم، مردم خبر نداشتند كه چه می‌گذرد. ما به روستاها و شهر می‌رفتیم و دو سه روز سخنرانی می‌كردیم و ما را می‌گرفتند و به قم یا زندان می‌فرستادند.
  الان این گونه نیست. اگر كسی حرف كوچكی بزند یا در خیابان حركت كوچكی بكند، كسی آن طرفتر فیلمبرداری می‌كند و همه سایت‌ها و تلویزیونهای دنیا می‌گذارند. اگر ما رسانه‌های خود را ببندیم و مردم خبرهایشان را از رادیو بی بی سی یا آمریكا بگیرند، خوب است؟
  آنها كه این گونه خبررسانی نمی‌كنند. یك تصویر خیابانی از زد و خوردها را نشان می‌دهند و می‌‌گویند انقلاب اسلامی همیشه این گونه بود!! امام (ره) هم این گونه بود!! اصلاً اسلام این گونه است!! پیامبر (ص) هم این گونه بود!! همیشه این كار را می‌كردند !! همیشه مردم را می‌كشتند.
  متأسفانه اسنادی می‌سازند كه نشان بدهند و یك موضوع مسلّم و روشن را دلیلی برای آلوده كردن انقلاب می‌كنند. شاید الان خبرها از طریق رسانه‌های خارجی، اجنبی و دشمن زودتر از رسانه‌های خودمان می‌رسد. هركس وقت داشته باشد، می‌تواند در تمام 24 ساعت رادیو یا تلویزیونی پیدا كند و حرفهای دشمن‌پسند بشنود.
  هیچ كس نمی‌تواند در این شرایط فكر كند كه سانسور و محدود كردن جواب می‌دهد. ولی اگر فضا برای بحث آزاد باشد، خیلی خوب است. شاید بخشی از جامعه قانع نشوند، ولی اكثریت جامعه كه منصف هستند، قانع می‌شوند. در آن صورت یك جوان به هیچ وجه كلاس درسش را تعطیل نمی‌كند كه در خیابان دعوا كند. چون احساس می‌كند كه می‌تواند حرفش را بزند. شاید در راهپیمایی خیابانی جلوی 100 نفر حرف بزند، ولی اگر فضا باز باشد، می‌تواند در صدا و سیما جلوی میلیونها نفر بگوید.
  راه‌های پیشنهادی من كه پنج شش مورد، روشن هستند و در نماز جمعه هم گفتم. اولاً همه در چارچوب  قانون حركت كنند. ثانیاً، آتش بس دادن با آزادی زندانیان و دلجویی از آسیب‌دیدگان كه رهبری بعداً بیش از آن مقداری كه من گفتم، فرمودند. ثالثاً آزاد كردن رسانه‌ها در چارچوب قانون.
  اگر كسی بخواهد خلاف قانون عمل كند، خیلی صریح به مردم می‌گوییم، این رسانه كه آزاد بود و می‌توانست حرف بزند، این گونه عمل كند. یا اگر كسی در تلویزیون حرفهایی برخلاف قانون بزند، می‌توانیم بگوییم با اینكه یك ساعت وقت داشت، نتوانست در چارچوب قانون استفاده كند. باید كسی بیاید كه حرفهای قانونی بزند.
  این طرف هم این گونه باشد. اگر زور گفت و برخورد شد، می‌توان استدلال كرد. امروز اكثریت جامعه ما استدلال را می‌فهمد. كم‌كم بچه‌های هفت هشت ساله دختر و پسر سیاسی می‌شوند.
  مشكل دیگری كه من غصه می‌خورم این است كه آنچه كه امروز دولت و بعضی از نیروهای امنیتی می‌كنند و بعضی از مبلّغین خام حرفهای نابجایی می‌زنند، همه را به حساب رهبری می‌گذارند. الان كار به جایی رسیده كه رئیس دولت آن هم در خارج از كشور و به خبرنگاران خارجی می‌گوید: «هیچ كس در ایران به خاطر من زندانی نیست!» سپاه می‌گوید: «ما كه از خود ایده‌ای نداریم، فقط فرمان می‌بریم!»
  پس این وسط چه كسی است؟ زندانی برای چه كسی در زندان است؟ دولت كه می‌گوید من نیستم. حتّی می‌گوید: من نامه می‌نویسم كه زندانیان را آزاد كنید. سپاه كه می‌گوید: ما فقط فرمان می‌بریم. راست هم می‌گوید. چون نظامی‌های ما فرمانبرند. منتها فرمان را به گونه‌ای كه خودشان می‌خواهند، می‌‌برند و نه آن گونه كه رهبری و فرمانده می‌خواهند.
  فكر می‌كنم یكی از ضررهای عمده‌ای كه در شرایط فعلی می‌كنیم، این است كه بسیاری از مسائلی كه رهبری از آنها بیزار است، به اسم ایشان نوشته می‌شود. من كه ایشان را بهتر و بیشتر از دیگران می‌شناسم. هروقت كه باهم نشسته بودیم و خبر می‌رسید كه فلانی را زندانی كردند، می‌گفتند: اگر مأمورین ما یك روز در زندان بودند، این گونه افراد را زندانی نمی‌كردند. منتها ایشان كه نمی‌توانند در هر موضوعی دخالت كنند. مأمورین كارها و وظایف ذاتی خودشان را می‌كنند.
  من با دو طرف حرف دارم و نمی‌خواهم بگویم فقط یك طرف این گونه است. در مجموع بحث این است كه باید فضای گفت و گو را جدّی بگیریم تا مردم باور كنند كه می‌توانند استدلال كنند.
  روزنامه‌ها می‌نویسند و صدا و سیما نقل می‌كند. احزاب هم بتوانند افكار خود را به مردم بگویند. اگر سه چهار ماه این گونه كار كنیم، به انتخابات می‌رسیم. انتخابات هم باید آزاد باشد تا هر كس كه با شرایط قانونی صلاحیت دارد، وارد میدان شود. شورای نگهبان بی‌طرفانه عمل كند. وزارت كشور به عنوان مجری انتخابات نمی‌تواند طرفدار یك جناح باشد. مجری و ناظر باید كاملاً بی‌طرف باشند و بی‌طرف عمل كنند. در آن صورت مردم به رأی خود اهمیت می‌دهند.
  اگر یك انتخاب درست برگزار شود، هرگروه و جریانی كه پیروز شد، كار می‌كند و رهبری هم به عنوان پدر جامعه، بالای سر همه هستند. حقیقتاً روحیه رهبری این گونه است. من پیش شما شهادت می‌دهم. 60 سال است كه همدیگر را می‌شناسیم. دلیلی ندارد كه به شما خلاف بگویم. ایشان این گونه است. منتها شرایط به گونه ای می‌شود كه ایشان خطر را می‌بیند و احساس ناامنی می‌كند، سخنی می‌گوید و همان حرف مستمسك انسان‌های تندرو می‌شود كه به گونه‌ای دیگر عمل می‌كنند.
  پس اینكه از من می‌پرسید، راهكار چیست؛ من این چهار پنج مورد را راهكار می‌دانم و مورد بیشتری به ذهنم نرسید، مگر اینكه كسی اثبات كند كه این راهكار‌ها جواب نمی‌دهد كه یا قانع می‌شوم و یا جواب می‌دهم.
  یكی از آقایان درباره سفر خارج مهدی پرسید كه چرا نمی‌آید؟ خیال مهدی از پرونده‌هایش راحت راحت است. بارها در این مسایل به مراكز مسؤول جواب داد. در جریان استات اویل مجلس وارد شد و پس از تحقیق و تفحص اعلام كرد كه ایشان مبرّاست. وزارت اطلاعات دو سال‌ كاركرد و گزارش داد كه مبرّاست. وزارت نفت یك تیم را مشخص كرد و من از رهبری خواهش كردم برادر ایشان هم عضو آن تیم باشد تا همه شرایط را به ایشان بگوید كه آن تیم گزارش داد ما دلیلی برای این اتهام ندیدیم.
  در داخل شركت نروژی استات اویل خلافی اتفاق افتاد و پولی بین چند نفر ردّ و بدل شد و آنها با سیاسی كاری مسایل خودشان را حل كردند و مسئله را داخل ایران انداختند كه اسرائیل پشت قضیه بود. حتّی بسیج دانشجویی - به اعتراف روزنامه جوان كه با ضدیت هم عمل می‌كند - در این مورد به دادستان كل كشور شكایت كرد و دادستان به محكمه كاركنان دولت ارجاع داد كه پس از بررسی اسناد گفتند: «هیچ دلیلی نمی‌بینیم و حكم تبرئه دادند.» ولی گروهی رها نمی‌كنند و همیشه این مسئله را مطرح می‌كنند.
  من مطمئنم مهدی در این انتخابات در هیچ بخشی دخالت نداشت، جز در مسئله كمیته صیانت از آرا آن‌ها نگران بودند و او در مجلس خبرگان در این زمینه كار كرده بود، تجربه خود را در اختیار آنان گذاشت. نه پولی دارد و نه به كسی پول داد. گفتند: او پول داده تا افرادی در اغتشاشات شركت كنند، در حالی كه از این كارها بیزار است.
  درباره سفر خارجی‌اش پرسیدید. ما در دانشگاه آزاد اسلامی شش واحد در خارج از كشور داریم كه همه آنها مشكل دارند. می‌بایست كسی می‌رفت و رسیدگی می‌كرد. از لندن شروع كردیم و به لبنان رفتیم كه باید توسعه پیدا كند. واحد دوبی مشكلات خاصی دارد. در زنگبار زمین دادند كه هنوز نتوانستیم شروع كنیم. در ارمنستان و تاجیكستان هم واحد داریم.
  باید رسیدگی می‌كرد كه رفت. دلش می‌خواهد بیاید و من می‌گویم اول كارهایت را تمام كن و انجام بده و بعد بیا. از این طرف هم مرتب تهمت می‌زنند كه او هم همیشه جواب می‌دهد.
  جالب این است كه هیچ كسی از هیچ دادگاهی او را احضار نكرده است.او به دادستان نوشت كه نه احضاریه دادید و نه از من خواستید كه به دادگاه بیایم. تا به حال هیچ مقام امنیتی یا قضایی احضار نكرده است.
  از روزی كه رفت، این حرف‌ها را می‌زنند و هر وقت لازم باشد، كارش را ناتمام می‌گذارد و می‌آید. البته در شرایطی كه در آنجا بود، گفتم: الان كه كار اجرایی آنچنانی نداری و وقت تو ضایع می‌شود، چون در حال تحصیل در مقطع دكتراست، بناست رساله‌اش را در یكی از دانشگاه‌های خارج بگذارند. البته لازم نیست دائم بماند و می‌تواند رفت و آمد كند.
  در این قسمت از جلسه آقای ایوب توكلیان، دبیر سابق جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشكی مشهد و عضو شورای مركزی این تشكّل دست خود را برای پرسیدن سوال بلند كرد و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با كلمه «بفرمایید» به ایشان اجازه صحبت داد و ایشان در حالی كه بین جمعیت نشسته بود، گفت: «در مورد بحث آخر، مسایل زیادی مطرح شد و هیچ وقت دلیل مستدلی برای ما مطرح نشد، ولی بالاخره امر را به یوم تبلی السرایر واگذار می‌كنیم و ان‌شاءالله از خطراتی كه از ما به عنوان نسلی كه دسترسی به اسناد متقن نداریم، ایجاد شد، به آن روز خواهیم رسید.
  چند مسئله است، یكی اینكه در لابلای سخنان شما احساس كردم كه شاید برداشت شما از فضای دانشگاه این است كه دانشجویان كاملاً مخالف هستند. چون در سخنان خود دانشجویان و استادان را جزو صف اوّل مخالفین و منتقدین مطرح می‌كردید، من كه در فضای دانشگاه هستم، زیاد با این تحلیل موافق نیستم كه فضای دانشگاه را به كلی یك فضای معترض یا مخالف بدانیم.
  بحث دیگر شما درباره آزادی رسانه‌ها بود. سؤال شخصی من این است كه آیا در زمان ریاست جمهوری حضرت‌عالی هم رسانه‌ها مثل زمان آقای احمدی‌نژاد و سال‌های اخیر و حتی قبل از ایشان اجازه انتقاد داشتند، واقعاً چقدر آزادی بود؟
  در مورد صدا و سیما اگر بحث توضیح به صدا و سیما را داشته باشید و در جایگاهی باشید كه به آقای ضرغامی بگویید كه باید این عملكرد اجرا شود، آیا اجازه می‌دهید در حالی كه آقایان و منتسبین به آنها با رسانه‌های بیگانه علیه نظام صحبت كردند، از رسانه ملی مطلبی را بگویند؟ واقعاً خیلی از بحث‌های آنها شایسته بود. آیا به نظر شما این شایسته است؟ چون ما دیدیم و همه مردم شاهد بودند. مصاحبه‌هایی كه با رسانه‌های بیگانه كردند، به هیچ وجه شایسته نبود كه از رسانه ملی پخش شود.
  مطلب دیگر اینكه امام(ره) فرمودند: حفظ نظام از اوجب واجبات است. در جایی تعبیری از امام شنیدم كه نتوانستم سند آن را پیدا كنم كه فرمودند: «ولو اینكه به ترك نماز بینجامد» در مسیر مسایل اخیر اسناد و شواهدی هست كه حتّی مقام معظم رهبری واضحانه گفتند كه بحث انقلاب مخملی بود. تا چه حد می‌توانیم روی وحدت تأكید كنیم؟ البته وحدت از مسایل حتمی ماست، ولی آیا می‌توان با كسی كه به هیچ وجه مبانی نظام را قبول ندارد، به وحدت رسید؟
  آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در پاسخ به ایشان گفت: اگرچه اذان را گفتند و باید نماز بخوانیم، ولی بگذارید به این مسایل بپردازم. در مورد دانشگاهیان من نگفتم همه آنها مخالفند. شما خودتان دیدید كه نماینده رهبری در دانشگاه‌ها اخیراً گفته‌اند؛ هفتاد درصد دانشگاهیان به كسانی كه امروز زمام امور را در دست دارند رأی نداده‌اند.
  در مورد اینكه معترضین در رسانه ملی حرف بزنند، من نمی‌گویم هر مطلبی را در رادیو و تلویزیون بگویند. گفتم باید در چارچوب قانون باشد. اگر قانون اجازه می‌دهد، حرفی زده شود، بگویند. بالاخره وقتی می‌خواهد بحث شود، یك گروه ناظر می‌گذارند. اگر از قانون خارج شوند، اجازه ندارند و مسئولین هم نباید وقت بدهند.
  حرف‌هایی كه شما درباره مطالب این افراد گفتید، مربوط به زمانی است كه دعوا شد. یعنی پس از آن حوادث آن حرف‌ها را زدند. من می‌گویم به هر دلیلی دعوا شد، بیاییم بنا را بر این بگذاریم كه از این پس دو طرف قانونی حرفی بزنند. در مورد بستن رسانه‌ها، اینكه الان را با آن موقع مقایسه كردید، باید بگویم كه من الان بحث دولت آقای احمدی‌نژاد و یا دولت دیگری را ندارم. بحث من مربوط به شرایط فعلی است. در زمان ما این قدر لازم نبود با رسانه‌ها برخورد شود. مگر چند روزنامه در طول 8 سال ریاست جمهوری من بسته شد؟ اگر یادتان باشد در زمان دولت من روزنامه سلام تقریباً هر روز همه چیز را زیر سؤال می‌برد. امّا من حتی یك ذره هم به آنها تعرض نكردم. كاری به آنها نداشتم. آن زمان همین جناح به اصلاح چپ در مجلس چقدر حرف می‌زدند؟ مطالب زیادی می‌گفتند كه به آنها تعرض نمی‌كردیم. اگر گاهی به جاهایی تعرض می‌كردند كه نمی‌بایست می‌كردند، جواب آنها را می‌دادند. من اصلاً عقیده ندارم كه بتوان از راه سركوب به جایی رسید.
  این مسایلی را كه مطرح كردید، اگر در حد قانون باشد، این اشكالات نخواهد بود. من دارم از وضع فعلی می‌گویم. یعنی الان كه این گونه صف‌بندی شد، این صف‌بندی به مصلحت نیست و روز به روز مشكل درست می‌كند. آقایان راه‌حل پرسیدند و من هم با نظر خودم راه‌حل‌ها را گفتم.
  اینكه می‌گویید در داخل دانشگاه این‌گونه است یا نیست، چون خودم نیستم، قضاوت آنچنانی ندارم. ولی آنچه كه از دانشگاه‌ها خبر می‌رسد، می‌گویند اكثریت دانشجویان معترض هستند. ممكن است این‌گونه نباشد.
  در مورد اهمیت حفظ نظام هم با شما موافقم، اما راه حفظ، این كارهایی كه این روز انجام می‌شود نیست، بنظرم راهكار همان است كه گفتم. البته مدعی نیستم حرف و راه كار من بی‌اشكال است، بلكه معتقدم با مشورت باید تكمیل شود.
  در مورد طرح هدفمند كردن یارانه‌ها اگر آنگونه كه مجمع تشخیص مصلحت و مجلس تنظیم كرده‌اند و به تأیید رهیری هم رسیده و توسط ایشان برای اجرا ابلاغ شد، عمل شود، بسیار خوب است. امّا اگر ناقص و غلط اجرا شود، مشكل‌زا خواهد بود.
  در مورد اطرافیان هم بارها بطور مبسوط توضیح داده‌ام، ولی مشاهده می‌شود كه مغرضان دست‌بردار نیستند و تكرار آن را  مفید نمی‌دانم. می‌توانید به مصاحبه‌ها و خطبه‌های من مراجعه كنید.
  در این لحظه دانشجویان به شكل موافق و مخالف سخن می‌گویند و در ادامه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی می‌گویند: البته من نظرسنجی نكردم. از دانشگاه آزاد كه كمی به ما گزارش می‌دهند، از دانشگاه‌های دولتی آرام‌تر است. بالاخره ما این مقدار می‌بینیم كه یك وزیر نمی‌تواند در دانشگاه صحبت كند.
  من این را می‌گویم كه چرا فضای دانشگاه كه فضای منطق است، این گونه باشد كه وزیر نتواند برای دانشجویان صحبت كند. هر وقت این‌گونه بود، بد بود. می‌گویم فضای دانشگاه باید به گونه‌ای باشد كه دو طرف حرف‌های خود را بزنند.
  به هر حال دلم می‌خواست بیشتر با شما حرف بزنیم، امّا هم وقت نماز است و هم بعد از نماز جلسه دیگری با گروهی دیگر داریم كه ظاهراً آمده‌اند و منتظرند.
والسلام علیكم و رحمه‌الله و بركاته

آرشیو

برچسب‌ها