با این همه ظلمی که سیاهی کرده است .... تردید ندارم که خدا هم سبز است !!!

آخرین اخبار

۱۳۸۸ آذر ۲۹, یکشنبه

جوابیه مجمع روحانیون مبارز به وزارت کشور در پی عدم صدور مجوز راهپیمایی

یکشنبه, ۲۹م آذر, ۱۳۸۸
کلمه: مجمع روحانیون مبارزدر اطلاعیه‌ای به جوابیه مدیرکل سیاسی وزارت کشور مبنی بر درخواست مجوز این تشکل پاسخ داد.
به گزارش کلمه متن این جوابیه که به امضای مجید انصاری دبیر مجمع روحانیون مبارز رسیده است و خطاب به وزیر کشور می‌باشد، در ادامه می‌آید:
احتراما، پیرو نامه شماره ۱۷۲۱ مورخ ۸۸/۹/۲۴ و شماره ۱۷۲۳ مورخ ۸۸/۹/۲۵ و عطف به پاسخ اخیر مدیر کل سیاسی و دبیر کمیسیون ماده ۱۰ قانون فعالیت احزاب به شماره ۱۶۲۴۶۸/۴۳ مورخ ۸۸/۹/۲۶ ، با تاسف شدید اعلام می‌داریم که با این پاسخ گمان قبلی ما مبنی بر بهانه جویی و کارشکنی مسؤولین ذی ربط در صدور مجوز راهپیمایی علیه هتک حرمت به ساحت مقدس امام خمینی(س) تبدیل به یقین گردید؛ لذا بدین وسیله نکات زیر به استحضار می رسد:
الف) انتظار می‌رفت در فضای ملتهب کنونی کشور که بیگانگان سعی بر القای اختلاف و شکاف اساسی در درون نظام و جریانات و نیروهای اصیل انقلاب دارند، وزارت کشور بیش از سایر دستگاه‌ها از پیشنهاد تجمع و راهپیمایی جهت محکومیت اهانت به حضرت امام توسط افراد و گروه های مختلف استقبال نموده و به سرعت تمهیدات لازم برای انجام آن تدارک می‌دید. نه این که با گذشت بیش از دو روز تقاضای مجمع روحانیون مبارز که تشکلی روحانی، انقلابی و ریشه دار در نظام و از یادگاران مدیریت الهی امام خمینی(س) است به بهانه این که در پرونده این تشکل سابقه ای از واگذاری حق امضاء رییس شورای مرکزی مجمع به دبیر اجرایی موجود نمی باشد بی‌پاسخ گذاشته شود!! در حالی که اولا چنین الزام قانونی مبنی بر اعلام واگذاری حق امضاء مکاتبات به دبیر مجمع به کمیسیون ماده ۱۰ احزاب وجود ندارد و ثانیا اگر مسؤولان امر در اظهارات خود صداقت داشتند بلافاصله اشکال مذکور را به نماینده مجمع که به وزارت کشور مراجعه کرده بود تذکر می‌دادند و ثالثا در گذشته نیز نامه ای با همین امضاء ارسال و پاسخ دریافت شده است. در هر حال اینک برای گرفتن هر گونه بهانه جدید تصویر نامه ریاست محترم شورای مرکزی مجمع در خصوص واگذاری حق امضاء مکاتبات رسمی به دبیر اجرایی به پیوست تقدیم می‌شود.
ب) تاکید نگارنده پاسخ وزارت کشور بر رعایت مفاد قانون در خصوص برپایی تجمعات و راهپیمایی‌ها مطلب درستی است و به همین جهت مجمع نماینده خود را جهت انجام هماهنگی‌ها و تامین تمام موارد مطروحه در آیین نامه اجرایی معرفی نموده و ایشان شخصا به وزارت کشور مراجعه و درخواست را تقدیم نمودند. کمیسیون ماده ۱۰ احزاب درصورتی که واقعا دنبال بهانه جویی نبود، می‌بایست قرار ملاقات و مذاکره و هماهنگی با ایشان را می‌گذاشت و نواقص احتمالی را گوشزد می کرد.
ج) با توجه به تجمعات و راهپیمایی‌های فراوان یک هفته گذشته و وظیفه وزارت کشور در اجرای قانون و آیین‌نامه اجرایی مذکور سوالات زیر مطرح است:
۱- آیا برای تجمعات گوناگون یک هفته گذشته از وزارت کشور کسب مجوز شده است یا خیر؟ اگر نشده آیا وزارت کشور برای این گونه امور کسب مجوز را لازم نمی داند؟ آیا سایر گروه‌ها و احزاب و اقشار مختلف مردم می توانند بدون اطلاع و کسب مجوز از وزارت کشور راهپیمایی و تجمع دفاع از امام برگزار کنند؟
۲- آیا تجمع لباس شخصی‌های مسلح در مرقد حضرت امام با مجوز وزارت کشور بوده است؟! اگر پاسخ مثبت است چرا مفاد ماده ۳۱ از آیین نامه اجرایی قانون احزاب که مقرر می‌دارد که گروه برگزارکننده تجمع و یا راهپیمایی باید تعهدی مبنی بر عدم حمل سلاح و… به وزارت کشور بسپارد رعایت نشده است؟
۳- با توجه به این که مطابق بند «و» آیین نامه مذکور که تعیین سخنران و موضوع سخنرانی را قبل از انجام آن ضروری می داند، آیا وزارت کشور مسؤولیت سخنرانی تند و خارج از همه اصول اخلاقی، قانونی و شرعی آقایان رسائی، حسینیان، ذوالنور و حسین شریعتمداری در تهران و نیز برخی دیگر از سخنرانان سایر شهر‌ها را می پذیرد و آیا موضوع سخنرانی آنان قبلا به اطلاع آن وزارتخانه رسیده است یا خیر؟ اگر رسیده، چگونه فحاشی و تهمت به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رییس مجلس خبرگان رهبری را تایید کرده است؟ در حالی که ایشان در راس مجلسی است که مشروعیت رهبری نظام به انتخاب و تایید آن است! آیا وزارت کشور اهانت به بیت رفیع حضرت امام(س) و خورشید درخشان این بیت رفیع حضرت حجة الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی، و دیگر یاران ونزدیکان حضرت امام و چهره های پر فروغ انقلاب اسلامی از جمله فرزند فاضل و متدین امام، حجة الاسلام و المسلمین آقای خاتمی و نخست وزیر توانا و متقی و انقلابی دوران امام جناب آقای میر حسین موسوی و انقلابی نستوه حجة الاسلام و المسلمین کروبی و… را تایید کرده اید؟! اگر نکرده اید چه اقدامی برای جلوگیری از تکرار این هتاکی‌ها و اقدامات شرم آور و خلاف عقل، دین و قانون به عمل آورده‌اید؟
۴- آیا وزارت‌کشور قبلا شعارهای تجمعات و راهپیمایی‌های یک هفته گذشته را مطابق بند «ز» آیین نامه مذکور مورد تایید قرار داده است؟ شعارهای تند و زشت و خارج از نزاکت علیه جریان وسیع و فراگیر و ده ها میلیونی اصلاح طلب و بزرگان آن که افتخار همراهی با امام بزرگوار و انقلاب اسلامی از آغاز نهضت تاکنون را داشته و هم اکنون هم به دلیل دفاع اصولی از مبانی اندیشه سیاسی و سیره عملی امام خمینی(س) مورد انواع اتهامات و تهاجمات قرار گرفته‌اند؟!
د) رییس کمیسیون ماده ۱۰ احزاب در نامه خود نصیحت فرموده‌اند که مدعیان پیروی از خط امام صادقانه تر عمل کنند و شخصا از این جانب خواسته‌اند به جای تکاپو و نامه‌نگاری برای دفاع از امام ، به دعوت راهپیمایی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی لبیک بگوییم و…، در این زمینه سخن فراوان است اما به چند نکته اکتفا می کنم:
۱- پی گیری و نامه نگاری این جانب اقدامی شخصی نیست،بلکه در اجرای مصوبه مجمع روحانیون مبارز می‌باشد.
۲- شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی نهادی دولتی و حکومتی است، هر چند زحمات ارزشمند این شورا در طول سالیان گذشته را ارج می‌نهیم و بر ضرورت پرهیز آن نهاد از جهت دادن مراسم فراگیر ملی و دینی به سمت اهداف و شعارهای افراطی برخی از عناصر تندرو و مشکوک تاکید می‌کنیم. اما هرگز وزرات کشور نمی‌تواند و نباید با این بهانه که شورای مذکور راهپیمایی برگزار نموده است، احزاب و گروه‌های قانونی کشور را از انجام وظایف قانونی، شرعی، ملی و انقلابی خود باز دارد و اصولا وزارت کشور وظیفه تامین آزادی و فعالیت احزاب و گروه‌ها را عهده دار است و باید بیش از سایر نهادها و دستگاه‌ها پاسدار حقوق اساسی مردم و گروه‌ها و احزاب باشد.
۳- آیا وزارت کشور حداقل مسؤولیت سخنرانی، سخنران تجمع روز جمعه تهران که شورای مذکور به پا کرده بود را به عهده می‌گیرد؟ درحالی که سخنران بدون توجه به الزامات عنوان نمایندگی ولی فقیه در بنیاد شهید و با نادیده گرفتن حرمت لباس روحانیت و سابقه خدمت در دفتر حضرت امام(س) زبان به هتاکی و تهدید می‌گشاید و حکم اعدام با اشد وجه!! صادر می کند. آیا این است نمایش اتحاد و همبستگی ملی؟ و آیا جریان گسترده اصلاح طلب و اقشار وسیع مردم می توانند در چنین مراسمی شرکت کنند؟
۴- اگر مسؤولان امر از جمله وزارت کشور صادقانه به دنبال محکوم کردن اهانت به ساحت مقدس امام(س) و استفاده از این بستر برای نمایش همبستگی ملی در دفاع از آن حقیقت همیشه تابان انقلاب بودند، می‌بایست تدبیری اتخاذ می کردند تا به جای عقده گشایی عناصر افراطی و تندرو و اردوکشی خیابانی آنان، با دعوت از مسؤولان احزاب و گروه های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و شخصیت‌های محبوب مردم تدارک راهپیمایی و تجمعی بزرگ و میلیونی در خور شان حضرت امام می‌دیدند.
در پایان یک بار دیگر درخواست مجوز برای راهپیمایی جهت تجدید بیعت با راه نورانی حضرت امام و محکوم کردن اهانت به ساحت مقدس آن حضرت (پیش از آن که موضوع منتفی شود) تقدیم و نماینده مجمع آقای طهماسبی را جهت انجام مراحل قانونی و توافق با وزارت کشور در خصوص زمان،مکان و سایر مسایل مربوطه معرفی می‌کنیم.

پدر معنوی جنبش سبز، آخرین سفارش‌ها را گفت و رفت

خود نويس : فرزندان دیرین و نوین او اکنون عهد و امانتی با او دارند. او گفت پای حق‌تان بایستید و این یعنی که بر حقی پا نگذارید و این انگار عصاره‌ی همه عمر او در راه دین بود.
رفت! رفت پیش خدا. پیش او که همه عمر دل در گروی او داشت. رفت و در این وانفسا فرزندانش را تنها گذاشت.

رفت تا صدای‌اش زین پس در جان‌ها شنیده شود. رفت تا شاید دشمنان‌اش دمی بیاسایند. چه باک اگر صدا و سیما و رسانه‌های رژیم اشغالگر نفس بریده‌اند وعقده و حناق در گلو دارند و دم بر نمی‌آورند؟ چه باک اگر از بدرقه‌ی پر شکوه پیکرش می‌ترسند؟ راستی چه باک؟ مگر نه این‌است که او در همین چند ماه فرزندان سبز بیشماری یافته؟ مگر نه اینکه هم‌اینان امروز داغ‌دار اویند؟ مگر نه اینکه در همین دوران چه بسیار شنیدیم که او را بسی دیر دریافتیم؟ مگر نه اینکه او آنقدر ماند تا بگوید آنچه را باید که با این نسل نو می‌گفت؟

آری . . . او به عشق این فرزندان سبزاش ماند تا بگوید ناگفته‌هایش، تا بنویسد از رنج و فراقش، تا بایستد همچون همیشه پای این سرو جوانش.

منتظری مرد خدا بود، نشانه‌ای از آیینی خدایی، آیینی که به راستی و درستی بیش از هر چه ارج مینهد، و ما چه مسلمان باشیم و چه نباشیم، او آبروی مسلمانی بود. او اعتبار دینش بود.

فرزندان دیرین و نوین او اکنون عهد و امانتی با او دارند. او گفت پای حق‌تان بایستید و این یعنی که بر حقی پا نگذارید و این انگار عصاره‌ی همه عمر او در راه دین بود. آری، این پدر معنوی این نسل سبز، پدر معنوی جنبش سبز، آخرین سفارش‌ها را گفت و رفت. گرچه همیشه می‌ماند در یاد ما، در جان این دنیای ما.

او که همه عمر سرخم نکرد،

چشمی به غفلت یا طمع هرگز نبست

او که همه عمرایستاد پای حق،

رُخ در رُخ زر، رُخ در رُخ زور

اکنون سربلند و سرفراز است، در درگاه نور
یادش گرامی، تنش آسوده، روحش بر بلندای آسمان.

اختصاصی جرس / استقرار تیمی از وزارت اطلاعات در چاپخانه روزنامه ها

تاریخ انتشار: ۲۹ آذر ۱۳۸۸
مطالب مربوط به آیت الله العظمی منتظری سانسور شد
جنبش راه سبز (جرس): تیمی از سوی وزارت اطلاعات در چاپخانه روزنامه ها مستقر شده است.
به گزارش خبرنگار جرس، این تیم امروز با حضور در چاپخانه ها اقدام به سانسور مطالب مربوط به درگذشت آیت الله العظمی منتظری کرده است.

مرجع آزاده! آزادی‌ات مبارک !

 فاطمه شمس
نوروز : حالا دیگر هر چقدر تلاش کنند در کوچه‌های منتهی به خانه‌ات پرنده هم پر نزند، هر چقدر تلاش کنند آن حسینیه کوچک، مثل همه این سال‌ها آرام بماند، هر چندتا باجه سیاه و نیروی امنیتی سر کوچه‌های منتهی به حسینیه کوچکت بگذارند، هر چقدر تلاش کنند مردم نامت را بلند در خیابان‌های شهری که تو را سال‌ها از زندگی اجتماعی در آن محروم ساخته بودند فریاد نزنند، فایده‌ای نخواهد شد. حالا دیگر همه شهر یکپارچه نام تو را فریاد می‌زند. حصرت شکسته‌ شده است آیت‌الله وارسته!
عمری نام تو را از کوچه‌های شهربرچیدند. امشب اما نام تو آزادترین نام برای تلفظ کبوترهاست. همه با مرگ می‌میرند. اما نام تو تازه با رفتنت در کوچه‌های شهر زنده شده است. شهری که سال‌ها تو را در آن حصر کرده بودند. آن‌ها می‌خواستند تو را در حصر و سکوت، روانه قبر کنند. آن‌ها سال‌ها آرزوی مرگ بی‌سروصدای تو را داشتند. اما مانده‌ام در کار خدا که چه روزهایی را برای رفتنت برگزید.
هم‌‌نام مولایت حسین بودی، هم‌سفر روزهای شهادتش هم شدی. سالیان عمرت نیز در تاسی به شیوه و راه حسین‌بن‌علی (ع) گذشت. اصلاح‌گری و حق‌طلبی. و خداوند هم تو را اینچنین خواست و فرا خواند. تو را چنان نزد خود خواند که هفتمین روز رفتنت با غوغای عاشورا هم‌زمان شود. تویی که زنده بودنت باری بود بر دوش حق‌کشان و متجاوزان و مرگت هراسی در دل آنان. حالا از پیکر بی‌جان تو هم می‌ترسند. و چنین است شیوه زیستن مردان خدا که پیوسته موجی در دل ناآرام جائران زمان خویشند. متبرک باد نام تو که اینچنین وارسته و آزاد سر بر شانه‌های خدا گذاشتی و رفتی.
آزادی‌ات مبارک مرجع آزاده!

آیت‌الله طاهری اصفهانی: آیت‌الله منتظری همواره بر استیفای حقوق مردم پافشاری کرد

تاریخ انتشار: ٢٩ آذر ١٣٨٨
پارلمان‌نیوز: امام جمعه مستعفی و محبوب اصفهان و از یاران فقیه مجاهد حضرت آیت‌الله منتظری ارتحال این مرجع تقلید  را تسلیت گفت.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، آیت الله طاهری اصفهانی چندی پیش و به مناسبت فرارسیدن عید فطر در نامه‌ای سرگشاده به آیت‌الله العظمی منتظری، از مواضع شجاعانه و روشنگرانه ایشان درخصوص وقایع پس از انتخابات تقدیر کرده بودند.
در پیام تسلیت امام جمعه سابق اصفهان كه خطاب به احمد منتظری نوشته شده است،آمده:
روح بلند مجاهد نستوه و فقیه عالی قدر مرجع مظلوم و آزادیخواه جهان تشیع حضرت آیت‌الله العظمی منتظری رضوان‌الله تعالی علیه در ایام شهادت اسوه مظلومان و آزادگان جهان سالار شهیدان حضرت اباعبدالله(ع) به ملكوت علی پیوست و عالم اسلام را غرق در عزا و ماتم نمود.
آن بزرگ مرد كه استوانه فقاهت، تقوی، زهد، مجاهدت و عرفان بود سراسر عمر خویش را در ترویج معارف حقه قرآن و اهل بیت و نمایاندن چهره ناب اسلام محمدی(ص) سپری نموده و همواره بر استیفای حقوق حقه مردم پافشاری نمود.
نوای دلنشین تفسیر نهج‌البلاغه‌اش همواره فریاد امام علی(ع) را در گوش انسان‌ها نوا در می‌دهد.
اینجانب این ضایعه عظمی را به ساحت مقدس امید مستضعفان جهان حضرت بقیه‌الله امام زمان(عج) امت اسلام به ویژه حوزه‌های علمیه تشیع و مراجع عظام تقلید، فضلا و شاگردان آن مرحوم و جنابعالی و فرزندان و بیت مكرم و عموم علاقه‌مندان تسلیت عرض نموده از حضرت احدیت علو درجات و غفران الهی و صبر و اجر جمیل برای بازماندگان و دوستداران مسئلت می‌نمایم.

زندگی‌نامه آیت‌الله منتظری - پدر معنوی جنبش‌های مردمی ایران

حسینعلی منتظری در سال 1301 شمسی در نجف‌آباد اصفهان در خانواده‌ای کشاورز متولد شد و در سن 12 سالگی وارد حوزه علمیه اصفهان شد.
حسینعلی منتظری که در سن 19 سالگی وارد قم شد فقه و فلسفه را نزد آیت‌الله محمد‌حسین بروجردی، آیت‌الله روح‌الله خمینی و علامه محمدحسین طباطبایی فرا گرفت و به درجه اجتهاد رسید.
اهمیت این روحانی در پیروزی انقلاب اسلامی و ترویج مرجعیت روح‌الله خمینی به اندازه‌ای است که آیت‌الله خمینی در زمان تبعید، او را به عنوان نماینده خود در ایران تعیین کرد و در سال‌های نخستین پیروزی انقلاب اسلامی بسیاری از مسایل فقهی و سیاسی را به او ارجاع می‌داد.
آیت‌الله منتظری که پس از انقلاب اسلامی ریاست مجلس خبرگان رهبری را بر عهده گرفت نقش مهمی در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی و گنجاندن اصل ولایت فقیه در آن ایفا کرد.
مجلس خبرگان رهبری در سال 1364 آیت‌الله منتظری را به عنوان جانشین روح‌الله خمینی برای ادامه رهبری انقلاب اسلامی پس از مرگ او برگزید.

بازداشت و اعدام مهدی هاشمی، برادر داماد آیت‌الله منتظری که در افشای ماجرای «ایران – کنترا» نقش داشت و اعدام هزاران زندانی سیاسی دیگر در سال 67 اختلافاتی میان آیت‌الله خمینی و آیت‌الله منتظری را رقم زد چنان‌چه در سال 68 آیت‌الله خمینی با انتشار نامه‌ای برکناری آیت‌الله منتظری از قائم مقامی خود را با عنوان استعفای او اعلام کرد.
ماجرای «ایران – کنترا» که به ماجرای «مک – فارلین» نیز معروف است، به معامله تسلیحاتی ایران با آمریکا و اسراییل در اواسط دهه 60 شمسی باز می‌گردد که به رسوایی بزرگی در هر سه کشور منجر شد.
سال‌های مبارزه با رژیم پهلوی
آیت‌الله منتظری در فاصله سال‌های 1345 تا 1357 به دلیل مبارزات سیاسی خود با حکومت پهلوی و ترویج اندیشه‌های اسلامی بارها دستگیر و تبعید شد و سال‌ها در زندان به سر برد.
وی که در تبعید و زندان نیز از مبارزات خود دست نکشید و با اقامه نمازهای جمعه در شهرهای مختلف و در زندان به یک مبارز سیاسی خطرناک برای حکومت پهلوی تبدیل شده بود در سال 54 به تحمل 10 سال زندان محکوم شد.
بسیاری از روحانیون و فعالان سیاسی مخالف حکومت پهلوی در آخرین دوره محکومیت منتظری با او در زندان بودند و در مجالس بحث او و نماز جمعه‌هایی که به امامت وی در زندان برگزار می‌شد حاضر می‌شدند.
در پی شدت گرفتن مبارزات مردمی و عقب‌نشینی حکومت پهلوی، آیت‌الله منتظری در هشتم آبان 1357 از زندان آزاد شد و به دیدار آیت‌الله خمینی که در نوفل‌ لوشاتو در حومه پاریس به سر می‌برد رفت و نظرات او را درباره شکل‌گیری حکومت اسلامی دریافت کرد.
سال‌های حذف آیت‌الله منتظری از صحنه سیاسی
در پی برکناری آيت‌الله منتظری از جانشینی آیت‌الله خمینی، نام منتظری از کتاب‌های درسی،خیابان‌ها و مکان‌های عمومی حذف شد، رساله‌ها و تالیفات وی جمع‌آوری شد و مطالب زیادی در اهانت به شخصیت این روحانی منتشر شد.
در سال 76 پس از اعلام خطر آیت‌الله منتظری درباره مساله مرجعیت شیعه و حکومتی شدن آن و دخالت ارگان‌های دولتی در مرجعیت، نیروهای دولتی به خانه و حسینیه اش حمله کردند و چند سال او را در حبس خانگی نگه داشتند.
حبس خانگی آیت‌الله منتظری با پایان دوران ریاست‌جمهوری محمد خاتمی شکسته شد، اما نظارت‌ نیروهای امنیتی بر زندگی وی تا آخرین لحظه‌های عمرش ادامه داشت.
در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست‌جمهوری دوره دهم و اعتراض‌های گسترده مردمی به نتایج آن، آیت‌الله منتظری یکی از روحانیان حامی حقوق مردم بود و ضرب و شتم و کشتار مردم را نشانه آشکار مخالفت با قانون اساسی مبنی بر حاکمیت ملت بر سرنوشت خود دانسته و آن را حرام اعلام کرده بود.
بر اساس فتوای آیت‌الله منتظری که از او به عنوان پدر معنوی جنبش مردمی ایران یاد می‌شود، عاملان و مباشران اعترافات ساختگی که با شکنجه و تهدید گرفته شده‌، گناهکارند و مستحق مجازات خواهند بود.
او در آستانه سی‌امین سالگرد اشغال سفارت آمریکا در تهران توسط دانشجویان پیرو خط امام، گفت که اشغال سفارت آمریکا کار درستی نبوده است.
کانون مدافعان حقوق بشر روز 19 آذر ماه برابر با روز جهانی حقوق بشر آیت‌الله منتظری را به عنوان برنده «تلاشگر حقوق بشر» در سال 88 برگزید.
آیت‌الله منتظری در پی جنجال‌سازی رسانه‌های وابسته به دولت درباره پاره شدن عکس آیت‌الله خمینی در بوق و کرنا کردن این مساله را کار صحیحی ندانسته و گفته بود: آیت‌الله خمینی مرد بزرگی بودند اما معصوم نبودند و خود ایشان هم هیچ‌گاه ادعای عصمت نکردند.
حسینعلی منتظری 28 آذر ماه 1388 به دلیل کهولت سن در منزل خود در شهر قم درگذشت.

بازداشت گسترده خانواده های زندانیان سیاسی

هم ميهن : ماموران امنیتی با حمله به اتوبوس حامل خانواده های زندانیان سیاسی که برای شرکت در مراسم خاکسپاری آیت الله منتظری عازم قم بود، گروهی از همسران زندانیان سیاسی را بازداشت کردند.
اتوبوس حامل خانواده های زندانیان سیاسی ساعت 21:30  عازم قم برای شرکت در مراسم درگذشت آیت الله منتظری بود که در میدان انقلاب تهران توسط نیروهای لباس شخصی که خود را ماموران پلیس امنیت می نامیدند متوقف شد.
ماموران امنیتی پس از 45 دقیقه معطلی با بیسیم از مقامات مافوق خود کسب تکلیف کردند و در نهایت با گرفتن کارت شناسایی و تلفن های همراه مسافران اتوبوس، برخی از آنان را از اتوبوس خارج کردند.
گفتنی است در این اتوبوس همسران عبدالله مومنی، پیمان عارف، فیض الله عرب سرخی (به همراه دو دختر او)، مصطفی تاج زاده، بهمن احمدی عمویی، مسعود باستانی، علی تاجرنیا و نیز زهره آغاجری و شیوا نظرآهاری و .. حضور داشتند.

شیرین عبادی خطاب به آیت الله العظمی منتظری: تو پدر “حقوق بشر” در ایران هستی‌

تاریخ انتشار: ۲۹ آذر ۱۳۸۸
همه ما در حق تو کوتاهی کردیم و مقصریم
جنبش راه سبز (جرس): شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل با انتشار پیامی خطاب به آیت الله العظمی منتظری اعلام کرد: تو پدر "حقوق بشر" در ایران هستی‌ و میلیون‌ها چون من فرزند و مرید داری. نیازی هم به قدر دانی‌ و سپاس ما نداری. اما همه ما در حق تو کوتاهی کردیم و مقصریم.

به گزارش خبرنگار جرس، شیرین عبادی در این پیام ضمن تسلیت به مناسبت در گذشت این مرجع عالیقدر خطاب به ایشان نوشته است: ترا پدر می‌‌خوانم، زیرا حمایت از زندانیان سیاسی را از تو فرا گرفتم که بخاطر آنان از کلیه مناصب دولتی و حتی رهبری حکومت جمهوری اسلامی ایران چشم پوشیدی- ترا پدر می‌‌خوانم زیرا از تو آموختم چگونه از مظلوم دفاع کنم بدون آن‌ که علیه ظالم دست به خشونت زنم- از تو یاد گرفتم که سکوت مظلوم یاری رساندن به ظالم است و نباید که ساکت بنشینیم- پدر فراوان از تو آموختم، هر چند که رسم شاگردی و فرزندی را به جا نیاوردم.

متن کامل پیام شیرین عبادی بدین شرح است:

پدر مرا به بخش
پدر مرا به بخش که قدرت را ندانستم.
پدر مرا به بخش که در سال‌های سختی که علیه رژیم ستم شاهی‌ مبارزه می‌‌کردی ترا یاری نکردم زیرا ابلهانه می‌‌پنداشتم، حکومتی که مجهزترین ارتش خاور میانه را دارد با فریاد چند روحانی ساقط نخواهد شد - حتما به یاد می‌‌آوری که حتی تا چند ماه مانده به پیروزی انقلاب، تعداد روحانیونی که مخالف شاه بودند، تا چه حد اندک بود- شاید هم از ترس چنین می‌‌اندیشیدم و می‌‌خواستم بی‌ تفاوتی خود را توجیه کنم.

پدر مرا به بخش، زمانی‌ که پس از تحمل سال‌ها زندان و شکنجه، آزاد شدی برای تبریک به دست بوست نیامدم زیرا که جاهل بودم. نمی‌‌دانستم در زندان تو تنها پناهگاه زندانیان بودی. نمی‌‌دانستم چه نقش مهمی‌ در نزدیک ساختن گروه‌های مسلمان مبارز و چپ انقلابی‌ داشتی.

پدر مرا ببخش، زمانی‌ که همراه آیت الله خمینی به تهران آمدی و مهم‌ترین مشاور سیاسی رهبر انقلاب بودی، درایت و تیزهوشی ترا نادیده گرفتم و معنای سخنانت را نمی‌‌فهمیدم.

پدر مرا به بخش، هنگامی که در آذر ماه ۱۳۶۴ طبق تصمیم مجلس خبرگان رهبری، به عنوان جانشین امام خمینی و رهبر آینده ایران انتخاب شدی، برای تبریک نزدت نیامدم زیرا می‌‌پنداشتم که دین را به دنیا فروخته ای. بیشتر دوست داشتم ترا مجاهد و مبارز ببینم تا حاکم.

پدر مرا به ببخش، در سال‌های ۶۶ و ۶۷ که به کشتار زندانیان سیاسی اعتراض کردی و انتقادات خود را به عملکرد غلط حکومت علنا بیان کردی، هر چند سخنانت را شنیدم، اما واکنشی در خور نشان ندادم.

پدر مرا به بخش، سال‌ها در حبس خانگی بودی ولی‌ به علت سکوت مرگباری که ایران را فرا گرفته بود و خفقانی که گلوی ما را می‌‌فشرد، مظلومیت ات را فریاد نزدم و ستمگران را رسوا نکردم.

پدر حلالم کن، که هر گاه از پاسخ در می‌‌ماندم، از خرمن دانش تو توشه بر می‌‌گرفتم، حتی در آخرین روز عمر پر عزتت نیز از تو استفتأ کردم.

ترا پدر می‌‌خوانم، زیرا حمایت از زندانیان سیاسی را از تو فرا گرفتم که بخاطر آنان از کلیه مناصب دولتی و حتی رهبری حکومت جمهوری اسلامی ایران چشم پوشیدی- ترا پدر می‌‌خوانم زیرا از تو آموختم چگونه از مظلوم دفاع کنم بدون آن‌ که علیه ظالم دست به خشونت زنم- از تو یاد گرفتم که سکوت مظلوم یاری رساندن به ظالم است و نباید که ساکت بنشینیم- پدر فراوان از تو آموختم، هر چند که رسم شاگردی و فرزندی را به جا نیاوردم.

تو پدر "حقوق بشر" در ایران هستی‌ و میلیون‌ها چون من فرزند و مرید داری. نیازی هم به قدر دانی‌ و سپاس ما نداری. اما همه ما در حق تو کوتاهی کردیم و مقصریم.

پدر ما را به بخش که تو بزرگواری. پدر کوتاهی فرزندانت را تاریخ جبران خواهد کرد. تاریخ در مورد ستمی که بر تو رفت و آزاده گی تو کتاب‌ها خواهد نوشت. تو در یادها زنده هستی‌ تا عدالت و انسانیت زنده است.
یکی‌ از میلیون‌ها مرید و شاگردت
شیرین عبادی

سید عطاالله مهاجرانی : تو در نماز عشق چه خواندی؟

تاریخ انتشار: ۲۹ آذر ۱۳۸۸
آیه الله العظمی منتظری درگذشت.  چراغ عمری سرشار از افتخار و مهر و مردم دوستی و آزادیخواهی به ظاهر خاموش شد. صدای گرم و صمیمانه ای که از جنس صداقت و وفا بود، دیگر به گوش نخواهد رسید.  مرجعی که پناهگاه مردم بود و ملجا آنانی که بر تن و روح خود زخمی از استبداد داشتند، دم فرو بست.

با اطمینان می توان گفت که کارنامه عمر آیه الله العظمی منتظری، کارنامه ای بی نظیر است. او عدالت و حقیقت خواهی و حق گویی را به عنوان محور و مدار زندگی خویش انتخاب کرد و همه عمر او هزینه های سنگینی بود که با روی باز و تبسم تحمل کرد. هیچگاه تسلیم ستم نشد، اما تحمل کرد. حکیم بود و استطاعت صبر داشت.

 در دوران حکومت فاسد پهلوی از این زندان به آن زندان کشانده شد. شش ماه حبس انفرادی را تحمل کرد، بسیار شکنجه شد تا به تعبیر ازغندی، بازجوی جنایتکار ساواک، خمینی دیگری تحقق نیابد. یک بار او را از تبعید در شهر سقز کردستان به زندان اوین بردند. در هر شهری که تبعید بود، حضور او اسلام و مسلمانی را که سرشار از مهر و محبت و تواضع بود، نشان می داد. در دوران زندان به تدریس فقه و فلسفه پرداخت و تمام علمای دین که همبند او بودند، از حضور ذهن و تسلط او بر اسفار و متون فقهی به شگفتی می آمدند. او اگر از نهج البلاغه سخن می گفت، سخنش تشریفات نبود، دستش در تمام عمر به خون کسی آلوده نشد. غباری از کلمات او بر خاطر پیراسته ای ننشست...

او تبدیل به حجت مسلمانی ما و معیار سنجش دیگران شد. انسانی که تمام عمر حق جو و حق خواه است، خود تبدیل به معیار می شود. انسان هایی هستند که در زندگی به اعتبار آنچه از قدرت و ثروت می اندوزند، قدر و قیمت می یابند، آیه الله منتظری با آنچه از دست داد، ارزشی تاریخی آفرید. او با رفتارش و اندیشه و سخنش نشان داد، در برابر عدالت هر امر دیگری از جمله قدرت و حکومت بی ارزش و بی اعتبارست.

تفحص او در متون فقهی و اصولی و حدیث و تفسیر و فلسفه و منطق مثال زدنی است. چه کسی می تواند دشوارترین مباحث را مثل او آن قدر روان و آسان بیان کند؟ همان دروس منظومه را که در دوران حبس خانگی برای فرزندان و نوه هایش گفته است، بشنوید. فرزندان و نوه هایی که سهمشان در ماه های گذشته حبس و هتک بود.

بصیرت همان بود که آیه الله منتظری داشت. درست است که رسانه های دولتی و حکومتی هنوز  حتی پس از رحلتش از بغض و هتک خالی نیستند، حتما هیچگاه از رسانه حکومتی رحلت او به عنوان عزای عمومی اعلام نخواهد شد، اما در ژرفای جامعه نام و یاد آیه الله منتظری با  وجدان ملت ایران و تمام آزادیخواهان و انسان دوستان آمیخته شده است. شعار دانشجویان دانشگاه علم و صنعت:

 منتظری زنده است
مرجع پاینده است

گوشه ای از بروز و ظهور وجدان عمومی ملت ایران است. مردم خود، دانشجو و دانش آموز و کارمند و کارگر، زن و مرد و پیر و جوان بایست یاد و نام او را گرامی دارند، نام و یاد او پاسداشت آزادی و مردم دوستی و محبت است.

بیش از همه از مراجع عظام تقلید و عالمان وارسته دینی و دانشگاهیان انتظار می رود، در این سوگ عظیم سخن بگویند. حکومت بی تردید پریشان و سرگردان خواهد بود که با تشییع جنازه ایشان چه کند. سال ها پیش وقتی آیه الله منتظری از زندان شاه آزاد شده بود، امام خمینی در پیامی برای ایشان نوشتند:
"جنایتکاران به شما و ملت، از سایه شما رجال عدالتخواه می ترسند."

آن واهمه ها همچنان باقی ست. تا استبداد زنده است،  نام و یاد آیه الله منتظری مثل چراغی می سوزد. مثل آیه نور شعله می کشد و راه را نشان می دهد. در روزگاری که تحریف دین و ارزش ها مهمترین فتنه است و آدمکشان- گزارش جوان کشی شان را در زندان کهریزک اعلام کردند- با امامان معصوم سنجیده می شوند و منتقدان و مخالفان هتک می شوند و تهدید به زندان و طرد...نام آیه الله منتظری یک حجت است که اسلام و مسلمانی روایت دیگری دارد بری از قتل و آزار و حبس و شکنجه و دروغ و خرافه.

تو در نماز عشق چه خواندی
که سال هاست
این شحنه های پیر
 از مرده ات هنوز پرهیز می کنند؟

مسيح علي نژاد : نسلی که برای منتظری، منتظر اعلام عزای عمومی آقایان نماند برای مرگ خود آقایان چه خواهد کرد؟

88/09/29
به گزارش رسانه های آزاد، مستقل و غیر مجیز گوی دولت ایران ، آیت الله منتظری منتظر دستور شکستن حصر خانگی اش از سوی حاکمان نماند و دیشب حصر شکست و از بند رهید و آزاد شد. آنگاه که حماسه سبز یک ملت برای آزادی را دید، آرام پلک برهم گذاشت و آزاد شد. درست در روزهایی که شایعه مرگ کسی خانه به خانه می رود و مردم در به در دنبال یک سرنخ ساده می گردند تا شایعه مرگ سلطان را تایید کنند، خبر واقعی مرگ منتقد سلطان را کسی اما باور نمی کند و همه دنبال بهانه و سرنخی بودند تا خبر را تکذیب کنند.
در رسا و حسن حسینعلی منتظری همه خواهند نوشت من اما می خواهم از عزاداری یک نسل «بی باور»، برای یک آیت الله بنویسم. از گریه های دیجیتالی یک نسل «لاقید» برای یک مرجع عالیقدر. نسلی که گردن زیر گیوتین می گذارد اما با فرمان و دستور، مقلد نمی شود و فتوای مراجع عظمی نمی خرد و قبای تقلید آقا به تن نمی کند و ولایت ولی ناخوانده نمی پذیرد و صفت معظم به منبر نشینان عطا نمی کند. باورش دشوار است اما مرجع پیری در قم ، در یک شهر سنتی و مذهبی در گذشت و نسلی در دنیای مدرن و مجازی عزای عمومی اعلام کرد.
نسلی که می گویند از روحانیت متنفر و منزجر شده است، نسلی که مظنون است به بی ادبی و اوباشی گری و خس و خاشاکی و بی اعتقادی و براندازی . نسلی که تبعید به گناباد را به جان می خرد اما گناه تن دادن به ولایت آنانی که فرمان شلیک به یک ملت بی پناه را صادر می کنند ، نه. نسلی که زیر شکنجه، دنده هایش می شکند اما به دوربین هایی که برای اعتراف به ابراز مهرش به آقا چیده شده اند لبخند نمی زند.
فیس بوک، توییتر، گودر، وبلاگستان و شبکه های اجتماعی و اینترنتی، شده اند مسجد و معبد عزاداران دنیای مجازی. کاربران اینترنتی، تن شریف یک مرجع بی جان را که مرجع آدمیت نامش گذاردند، بر شانه های مجازی خود تشیع می کنند. انگار دنیا قم شده است و دلها غم. پیرمردی در قم پس از سالها حبس و حصر خانگی، باورش نبود که آزادی اش را ملتی چنین غمگنانه اما پرشکوه در یک کشور بی رسانه به سوگ نشیند.
درست است که فارس و ایرانا و باقی خبرگزاران رسمی و دولتی پا روی جنازه بی جان مخالفان و منتقدان هم می گذارند و لگد پراکنی می کنند اما برای ارشد مخالفان ، کسی منتظر بیانیه رسمی از خبرگزاراری های رسمی حاکیمت نماند و هنوز هوا روشن نشده ، آدرس خانه شیخ بر شبکه های اینترنتی ثبت شد و دست به دست گشت و کسانی که در ایران بودند راهی شدند آنان که دور از خانه ماندند، همپای عزاداران، انگار فرسنگ ها پیاده روی کرده اند در دنیای مجازی.
این روزها از خیابان های تهران در رسانه های رسمی و ملی جمهوری اسلامی ایران، به دو شیوه گزارش می شود. به عکس ها خوب نگاه کنید، به دیوارها، خوب نگاه کنید. شهر پر از شعار مرگ بر دیکتاتور است و زیر پای یک نسل خشمگین، پر از عکس های یک مرجع خود خوانده. و در سوی دیگر برشانه های همین نسل، عکس های یک مرجع طرد شده تشیع می شود. اما آنچه رسانه های رسمی گزارش می دهند این نیست.
عکس آیت الله خمینی را هم پاره کردند و در کنارش کمرنگ، نمایی هم از پایین کشیدن عکس حاکم زنده را بلاخره در تلوزیون رسمی تحت نظارت رهبری نشان داده اند تا شاید در فراخوانی که برای تقبیح عکس پاره شده امام اعلام شده بود، بعیت با ولایت هم به نمایش عمومی گذاشته شود. اما آنان که آمده بودند، آنقدر اندک بودند که هیچ کس نتوانست فخر بیعت ملت ایران با ولایت را به جهان بفروشد.
و حالا یک مرجع مظلوم بی رسانه، به تعبیر خبر اولیه اما حدف شده خبرگزاری فارس « مرد» آنگاه به یکباره همان نسل، سوگوار شد. نه سوگوار یک حاکم، نه سوگوار یک روحانی یا سوگوار یک مرجع تقلید. سوگوار یک انسان که وقتی هنوز جان داشت، جسارت هم داشت که بگوید روحانیت خدا نیست و پاره شدن یک عکس را هم کفر اعلام نکرد و حتی مثل باقی رهبران جنبش سبز هم نبود و سبز تر بود و سبز تر می نمود، آنگاه که گفت امام هم بی اشکال نبود.
حال صادقانه قضاوت کنید برای یک مرجع پیر از حصر رهیده در شهر چه می کنند و برای یک مرجع خود خوانده اگر برود از این دنیا چه خواهند کرد؟ برای مرگ یکی عزای عمومی اعلام نکرده ملتی رخت عزا می پوشند و به خیابان می آیند، برای دیگری اما باید همان نهادهای امنیتی را آماده باش گذاشت تا مبادا ملت به پایکوبی در خیابان بیایند

آرشیو

برچسب‌ها