با این همه ظلمی که سیاهی کرده است .... تردید ندارم که خدا هم سبز است !!!

آخرین اخبار

۱۳۸۸ آذر ۲۹, یکشنبه

ابراهیم یزدی: جنبش سبز از کنترل موسوی و کروبی خارج شده است/پیشنهاد آیت الله مکارم مناسب است

پارسینه - دکتر ابراهیم یزدی، فعال سیاسی در مصاحبه ای با رادیو زمانه اظهار داشت: جنبش سبز از کنترل موسوی و کروبی خارج شده است.

وی افزود: هیچ کس نمی‌تواند با این امر ستیز کند. در مقطعی می‌شد. یعنی چنان‌چه بعد از انتخابات مسئولان ایران با درایت گونه‌ی دیگری عمل می‌کردند، شاید می‌شد مهارش کرد؛ولی الان دیگر نمی‌توانند.

وزیر خارجه دولت موقت همچنین گفته است: مگر آن که حاکمیت بیاید، همان‌طور که آقای مکارم شیرازی یا دیگران به‌درستی پیشنهاد کرده‌اند، مثل همه جای دنیا با رهبران این جنبش به مذاکره بنشینند و در مواردی باهم توافق کنند.

یزدی درمورد احتمال دستگیری موسوی و کروبی نیز گفته است: این احتمال وجود دارد، ولی ضعیف است و فقط تهدید است.
منبع خبر : عصر ایران
به نقل از سحام نيوز

جایگاه زنان در جنبش سبز چیست ؟

دمكراسي : چرا زنان در ایران از جایگاه مناسب برخوردار نیستند .حکومت سی سال با هر نوع ازادی زنان جنگید وتا جائی که در توان داشت زنان را تحقیر کرد .در نهایت همه داریم می بینیم که حکومت اساسا برای انسان ارزشی قائل نیست وتنها یک نفر را دارای ارزش میداند واو همان دیکتاتور حاکم است .اولین درس .این است که تمام کسانی که با ازادی زن مخالفند با ازادی همه مخالفند ومبارزه با زنان در واقع نوعی تفرقه افکنی برای سرکوب کل مردم است .ابتدا از بخش متحجر نهفته در ته ذهن مردان برای سرکوب زنان استفاده کردند ومردان نیز که ذهنیت تاریخی شان تحریک شده بود از این مبارزه استقبال کردند وشاید هم به نوعی به ان پیوستند .اما بعد دیدند که حکومت زن ستیز حکومت مرد ستیز نیز هست .وبا ازادی همه مخالف است .اما سئوال اینجاست ایا جنبش سبز زن ستیز است ؟ در جنبش سبز زنان با شکوهی وجود دارند مانند زهرا رهنورد .وشیرین عبادی و...بسیارند چنین زنانی .اما با وجود اینکه زهرا رهنورد بعنوان سومین متفکر سال جهان شناخته شد (مقامی که تا کنون هیچ مرد ایرانی بدست نیاورده است )هنوز ودر داخل جنبش سبز در پشت شوهرش میر حسین موسوی پنهان است .چرا ؟ ایا میر حسین چنان انسان بزرگی است که زهرا رهنورد در پشت او محو شده .البته با تمام احترامی که برای میر حسین قائل هستم باید بگویم که قطعا نه .وشاید برعکس این زهرا رهنورد است که هم میر حسین را میرحسین کرده وهم امروز به او راه نشان میدهد .وبهمین دلیل هم سومین متفکر سال جهان شد .پس چرا او را نمی بینیم .چرا از طرف او اطلاعیه ویا مصاحبه ویا ...را نمی بینیم .سومین متفکر جهان باید بسیار بیش از این خود را نشان بدهد .باید بیش از این با مردم سخن بگوید وباید بسیار بیش از این در جنبش سبز حظورش دیده شود .چرا نیست .اگر پیش از این بعلت شرایط میرحسین وحکومت بگونه ای بود که ترجیح داده میشد این زن بزرگ کمتر دیده شود امروز چه بهانه ای وجود دارد امروز چه عذری وجود دارد .شرایط را همه میدانند .در این شرایط این نگرانی وجود دارد که این گروه نیز با ازادی زنان مخالفند .در نتیجه این نگرانی وجود دارد که این گروه نیز با ازادی همه مردم مخالفند وخود را به نوع دیگری قیم مردم میدانند .جنبش سبز حرکتی برای تعویض چند نفر با چند نفر دیگر نیست .تغییر دیدگاه نسبت به جامعه وازادی هاست .تغییر نگرش اسلامی است نسبت به حکومت .تغییر اندیشه است نسبت به انسان .مختار بودن انسان است که باید مورد قبول قرار گیرد .وازادی ذاتی انسانهاست .والبته رفع هر نوع تبعیض بر علیه زنان .هر بینشی که زن را موجودی درجه دوم میداند در نهایت انسانها را فاقد اندیشه و خود را قیم انها میشمرد .ودر نهایت بهمین جائی میرسد که حکومت رسید .هرگز نباید فراموش کرد که کروبی وموسوی در پایه های اندیشه با حکومت یکسان هستند .ریشه اندیشه همه انها یکی است .اگر کسانی کمتر در قدرت بوده اند وقدرت مطلق در دست کس دیگری بود دلیل بر اندیشه های متفاوت نیست .این نگرانی وجود دارد که سران جنبش سبز نیز بعد از به قدرت رسیدن به همانجائی برسند که حاکمان امروز رسیدند .مگر از همین امروز اعلام کنند که با ازادی وبرابری زنان موافقند وتضمین دهند که انرا بصورت قانون در خواهند اورد واجرا خواهند کرد .

آقای رامین! دلقک آن کسی است که شکلک واقعیت را در می آورد

شنبه ۲۸ آذرماه ۱۳۸۸
ثمینا رستگاری
رويداد :  محمد علی رامین از آن دسته افرادیست است که 4 سال پیش با به قدرت رسیدن احمدی نژاد سیاستمدار شدند، همان کسی که  انکارهولوکاست را روی میز احمدی نژاد گذاشت.
اولین دیدار من با ایشان در سمینار هولوکاست بود سمیناری که  نئونازی ها و کوکلس کلانهای نژاد پرست را در ایران جمع کرده بودند. در ملاقات بعدی من خبرنگار شرق شدم و ایشان مشاور آقای احمد ی نژاد.
چند روز پیش ایشان به روزنامه ما آمد این بار در کسوت مشاور مطبوعاتی دولت "بعد از نهم "!!.و با دیدن من گفت هنوز هم در روزنامه شرق کار میکنید؟ گفتم روزنامه شرق 2 سال پیش توقیف شد. پرسید چرا هر روزنامه ای که شما میروید توقیف میشود؟ این سوال خود من هم بود.

ایشان در روزنامه ما با خوشرویی تمام شیرینی به دست وارد تحریریه شد ؛ اما با عصبانیتی زیاد روزنامه ما را ترک کرد. اما روز بعد دوباره برگشت تا به دوستان من بگوید به آنها هیچ توهینی نکرده و مخاطب حرفهایش فقط من بوده ام . چرا؟ میخواست دوستانم را از درد توهینی که به آنها شده بود برهاند ؟ میخواست سوء تفاهم آنها را برطرف کند ؟ اما حرفهای من به  او چه بود ؟

او در تحریریه ما که سردبیر ش 4 ماه است در زندان است ایستاد و برای ما از آزادی سخن گفت و اینکه چرا تیراژ روزنامه های ما فقط چند هزار است و چند میلیون نیست. او به ما گفت مردمی که به میرحسین رای دادند به این دلیل بود که او با بی صداقتی خود را سرباز ولایت معرفی کرد، در حالیکه اینگونه نبود. 
رامین به ما گفت که او اولین اصلاح طلب ایرانی است و زمانی که خاتمی غربزده بوده او اصلاح طلب بوده است. او در چشمان ما نگاه کرد و گفت حکومت باید امنیت و معیشت شمارا تضمین کند و روزنامه های ما فقط آنگاه توقیف میشوند که قانون را زیر پا گذاشته باشیم. 

او از ما خواست فرهیخته باشیم چرا که ایرانی فرهیخته است به این دلیل که اسلام آورده است و اگر ما حرف دل این مردم مسلمان را نزنیم  تیراژهایمان همیشه پایین خواهد ماند .

رامین همه این حرفها را زد. ما چه باید میگفتیم؟
باید میپذیرفتیم مشاور مطبوعاتی وزیر ارشاد دولتی که همه چیزش مورد پرسش است بیاید و با لبخندی بر لب ازوجود آزادی  در ایران حرف بزند؟ همانطور که احمدی نژاد در کلمبیا  از آزادی حرف زده بود اما نه ! ما روی صندلی های کلمبیا ننشسته بودیم و بر خلاف پندار آقای رامین نه از غرب پول میگیریم و نه قصد مهاجرت به غرب را داریم .

باید سکوت میکردیم ؟ آن وقت تکلیف اصولمان چه میشد؟ تکلیف باورهایی که سبزمان کرده است. اگر سکوت میکردیم به خود وفادار مانده بودیم؟ میایستادیم و شیرینی هایی که رامین آورده بود میخوردیم و کام تلخمان را شیرین میکردیم ؟

نه ما سکوت نکردیم و گفتیم و پرسیدیم آقای رامین از کجا آمده ای که از هیچ چیز خبر نداری خبر نداری در خیابانها  چه گذشته است؟ خبر نداری روزنامه نگاران و فعالان سیاسی در زندانند ؟
آقای رامین  چگونه میتوانی  کنار دیواری بایستی که روی آن عکس سردبیر سابق ما هنوز هست و برای ما از آزادی  و قانون حرف بزنی آقای رامین کجا ایستاده ای ؟

در این پرسش ها جز تلخی و درد هیچ نبود اما رامین روبه سر دبیر ما کرد و گفت آقای رییس شما در اینجا یک مشت دلقک جمع کرده اید! خانم! شما به جرم توهین به نظام باید محاکمه شوی هرکس در مقابل نظام بایستد گردنش را خرد میکنیم .

این همان رامینی بود که 15 دقیقه  پیش به ما شیرینی تعارف کرد ه بود! او با ناراحتی  رفت و فردا یش دوباره آمد تا  تاکید کند این حرفها را فقط به یک نفر زده و  نه به همه .
اما آقای رامین  خوب میدانی که این سوالها  فقط سئوال آن یک نفر نیست خوب  میدانی که این درد در دل میلیونها ایرانی خانه کرده اما فقط میتوانی توهین کنی و تهدید کنی چرا که از سیاست فقط همین دو را میدانی . 

آقای رامین  تو از بغض من خنده ات گرفت؟ 
عالیجناب چگونه توانستی درد ما را ببینی و بگویی شما یک مشت دلقکید؟ دلقک ماییم که ایستاده ایم و برای آزادی کشورمان مبارزه میکنیم یا آن کسی که ما را به بند میکشد توهین میکند و در مقابل روح بیدار شده یک ملت رجز میخواند ؟
دلقک آن کسی است  که حقارتش را در برابر این همه جوانه سبز نمیبیند و نمیفهد آنجایی که ایستاده جای او نیست. 
دلقک آن کسی است که ایرانی را در مقابل دنیا شرمسار میکند .

دلقک آن کسی است که انقلاب بزرگ 57 را در قاب تنگ خیال خودش تفسیر میکند و نمی فهمد و نمی داند که  ایرانی  میخواهد آزاد باشد .
دلقک آن کسی است که نجابت یک ملت شرمسارش نمیکند،  گستاخش میکند. 
دلقک آن کسی است که  16 آذر دیوار های دانشگاه تهران را باند پیچی میکند .

دلقک آن کسیست که روز قدس مردم را کتک میزند و همزمان پشت تریبونها میگوید در فلسطین مردم بی دفاع را میزنند! 
دلقک آنکسی است که  پول نفت را به جای آنکه وسیله رفاه مردم کند ابزار تهدیدشان کرده است .
آقای رامین به ما  گفتی و فردایش تاکید کردی که فقط به من گفتی که باید محاکمه شوم و گردنم خرد شود .

اشکالی ندارد آقای رامین! مگر خون من از دوستانم که در دادگاه نشاندید و  میخواهید 6 سال و 8 سال و 9 سال در زندان نگه دارید رنگینتر  است ؟
اشکالی ندارد آقای رامین ! مگر فکر کردی که ما در قدرت!! شما شک داریم؟

مگر من نمی دانم 2 فرزند عبداالهک مومنی  ماههاست که منتظر پدرشان هستند و وقتی  به آنها میگویم پدرتان خیلی زود بر میگردد؛ به من میگویند  زود یعنی 8 سال؟ 

آقای رامین فکر کردی کسی مشکوک است به  توانایی شما در برگزاری محاکمه های نمایشی؟ نه آقا تلویزیون همه اش را نشان داد !
همه دیدیم که نبوی را و تاجزاده و امین زاده و رمضانزاده را چگونه محاکمه کردید ما که یکه و تنهاییم و به قول شما هر روزنامه ای که میرویم توقیف میشود.  

آقای رامین ما از تهدیدهای شما نترسیدیم از اینکه محاکمه شویم و گردنمان خرد شود اما شما از سوالهای ما ترسیدید و به همین دلیل  اینگونه عنان صبرتان از کف رفت.
اما نترس آقای رامین در پیروزی ما شما هم شکست نمیخوری شما هم میتوانی بمانی و در جایی یهودکشی نازیها را انکار کنی.

آقای رامین نگو که ما  در مقابل نظام ایستاده ایم؛ همین امروز فرزندان امام و نظام میگویند شما در مقابل نظام ایستاده اید نه ما روزنامه نگاران، نه ما آزادیخواهان. 
آقای رامین اشتباه نکن ما نه از غربی ها پول میگیریم نه به آنها پناه خواهیم برد. باور کن که ما میمانیم ،صاحب این خانه ماییم ،ما میمانیم حتی  اگر گردنهایمان خرد شود. 
میمانیم "میمیریم اما ذلت نمیپذیریم ". میمانیم تا کسی فرزندانمان  را از خانه بیرون نکند .

آقای رامین اندکی در خیابان راه بروید به مردم نگاه کنید دیوار ها را ببین و بخوان شاید هنوز بتوانی حرف مرا باور کنید تا فرصت هست باور کن . میدانم خنده ات میگیرد تا فرصت هست بخند.

محکوميت حکومت جمهوری اسلامی ايران در سازمان ملل متحد

حقيقت نيوز :  روز جمعه ٢٧ آذر ماه در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نيويورک قعطنامه پيشنهادی کميته سوم اين سازمان مبنی بر محکوميت مقامات جمهوری اسلامی در نقض مستمر و فاحش اساسی ترين حقوق مردم ايران با اکثريت قاطع به تصويب رسيد.
با ٧٤ رأی مثبت ، ٤٩ رأی منفی و ٥٩ رأی ممتنع به اين قطعنامه، کشورهای عضو مجمع عمومی سازمان ملل متحد ضمن ابراز نگرانی عميق خود نسبت ادامه نقض مستمرو جدی حقوق بشر، جمهوری اسلامی ايران را محکوم نمودند.
قعطنامه محکوميت جمهوری اسلامی ايران که به ابتکار دولت کانادا و حمايت بيش از ٤٢ کشور ازجمله کشورهای عضو اتحاديه اروپا و ايالات متحده آمريکا تهيه شده بود ماه گذشته در کميته سوم به تصويب رسيد وبرای تصويب نهايی به مجمع عمومی سازمان ملل متحد ارائه شد.
در حاليکه تنها سی سال از تأسيس حکومت جمهوری اسلامی ميگذرد مقامات اين کشور برای بيست و پنجمين بار بدليل سرکوب و زير پا گذاشتن حقوق مردم ايران محکوم شده اند. در قطعنامه امسال آنچه که جلب نظر ميکند لحن انتقادی شديد آن از وضعيت بحرانی نقض حقوق بشر در ايران است.
بخش عمده ای از اين قعطنامه به رويدادهای پس از انتخابات دهمين دور رياست جمهوری در ٢٢ خرداد ماه اختصاص داده شده است. کشورهای عضو سازمان ملل متحد از اعمال گسترده خشونت در ٦ ماه گذشته، شکنجه و سوء استفاده و زير پا گذاشتن سيستماتيک قوانين در ايران توسط مقامات کشورابراز نگرانی کرده اند.
قطعنامه همچنين سرکوب خشونت بار زنان در ايران را محکوم کرده است. بخش ديگری از قطعنامه به افزايش سياست های تبيعض آميز مقامات جمهوری اسلامی عليه ايرانيان عرب تبار، ترک، بلوچ، کرد، مسيحی، کليمی ، بهايی، اهل تسنن و دراويش پرداخته است.
برای اولين بار کشورهای عضو سازمان ملل متحد در اين قطعنامه از مقامات جمهوری اسلامی خواسته اند تا به گزارشگران ويژه درموارد مختلف امور مربوط به حقوق بشر اجازه دهند تا برای انجام تحقيقات مستقل به ايران سفر کنند.
ودرهمين رابطه نيز از بان کی – مون دبير کل سازمان ملل متحد نيز خواسته شده است تا به مرحله اجرا گذاشتن اين خواسته، وضعيت نقض حقوق بشر درايران را از نزديک دنبال کرده و گزارشی از چگونگی اوضاع در اين کشور را بارديگر به اجلاس آينده مجمع عمومی ارائه دهد.
دبير کل سازمان ملل متحد امسال فقط درباره وضعيت حقوق بشردر سه کشور ايران، کره شمالی و برمه (ميانمار) گزارش تهيه کرده بود.
پس از سرکوب بيسابقه شرکت کننده گان در تظاهرات مسالمت آميز اعتراض کننده گان به نتايج انتخابات رياست جمهوری توسط نيروهای بسيج و امنيتی بويژه گزارشات مربوط به اعمال شکنجه، تجاوز و قتل زنداينان در شش ماهه گذشته گزارشگران سازمان ملل متحد از جمله گزارشگر ويژه امور شکنجه، منفرد نواک و گزارشگر ويژه اعدامهای فراقانونی، فيليپ آلستون از مقامات جمهوری اسلامی خواسته اند که برای تحقيق به ايران سفر کنند.
آينده ای نه چندان دور نشان خواهد داد که آيا مقامات جمهوری اسلامی به خواست جامعه بين الملل، مردم ايران و بويژه مادران داغداری که فرزندانشان در شش ماهه گذشته بطور نامعلومی در زندانهای ايران به قتل رسيده اند و تاکنون نيز هيج نهادی در کشور حاضر به پاسخگويی نيست تن خواهند داد يا نه.
کميسر عالی حقوق بشر در سازمان ملل متحد چندی پيش گفته بود هرچند مقامات جمهوری اسلامی ايران درها را به روی گزارشگران ما بسته اند و آنها راه انزوا را برگزيده اند اما اين باعث نخواهد شد تا جامعه بين الملل در باره آنچه در ايران ميگذرد سکوت اختيار کند. خانم ناوی پيلای افزوده است: «ما به اعتراضات خود ادامه می دهيم.» voanews.com/

چگونه راه های جدید و نو آورانه برای جنبش سبز پیدا کنیم؟


حرف حساب :
1. بی هدف فکر نکنید. بکوشید فکر کردنتان برای پیدا کردن جواب به یک سئوال مشخص باشد (مثلا چگونه می توانم حراست اداره را از ایجاد رعب و وحشت باز دارم؟). سپس در جایی ساکت قلم و کاغذ دست بگیرید و احتمالات مختلف را بررسی کنید.


2. هر راه پیش پا افتاده و یا ظاهرا غیر ممکن را بررسی کنید. گاهی ساده ترین کارها و یا سخت ترین آن ها را کودتاچیان پیش بینی نمی کنند. (مثلا ریختن چسب قطره ای در قفل جاهایی که هدف شماست و یا ...)

3. اگر به صورت گروهی کار می کنید جلساتی را با سئوال مشخص تشکیل دهید و در باره ی آن هم اندیشی کنید. سعی کنید از موضوع منحرف نشوید و هدفتان را فقط پیدا کردن راه حلی برای حل مشکل قرار دهید.

4. اگر در محیطی که هستید با مشکل خاصی مواجه هستید و خودتان راه حلی برایش ندارید آن را با دوستانتان (واقعی و مجازی) در میان بگذارید و تقاضای هم اندیشی و کمک فکری کنید.

5. شجاعانه و خطرپذیرانه فکر کنید ولی بعد از پیدا کردن راه حل خردمندانه و زیرکانه برای کم کردن خطر راه های تازه بیاندیشید. اگر از ابتدا با ترس و نگرانی فکر کنید راه جدیدی به ذهنتان نمی رسد.

6. خود را جای حریف بگذارید و بکوشید تجسم کنید از چه چیزهایی وحشت دارد و یا با چه چیزهایی ذهنش منحرف می شود و گول می خورد. حریف را خوب بشناسید.

7. صورت مسئله را بدون جزییاتی که شما از آن با خبر هستید برای دیگران بگویید و بخواهید آن ها از دیدگاه خود راه حل ارائه بدهند. حتما شگفت زده خواهید شد که چرا بعضی از آن راه ها به ذهن شما نرسیده بود.

8. همیشه دنبال پیدا کردن راهی برای انجام کارهای خیلی بزرگ نباشید. کارهای کوچک اما شدنی ارزش بیشتری از کارهای بزرگ و ناشدنی دارند.

9. یک مشکل بزرگ را به مشکلات کوچک تر تقسیم کنید و جداگانه برای هر یک راه حل پیدا کنید. مثلا نگویید چکار کنم که همه ی بچه های پایگاه بسیج با این پایگاه همکاری نکنند. تعداد کمی از آن ها (حتی فقط یک نفر) را هدف قرار دهید و در باره ی آن بیاندیشید.

10. هنگام فکر کردن سعی کنید از قید و بند قوانین و مقرارت معمول خود را رها کنید وغیر معمول باشید. بعدا فرصت پالایش راه حل ها را خواهید داشت.

سبز و نو آورانه بیاندیشید و این این نوشته را برای دیگران هم بفرستید.
25 عکس های زیر هم تقدیم به ذهن های خلاق و سبزاندیشتان. عکس اولی مربوط است به 25 شرکتی که در سطح دنیا نوآورترینند. (روی عکس ها کلیک کنید تا آن ها را در اندازه ی بزرگتر ببینید).

مصاحبت با فقيه رضوي : مهار جنبش سبز هم بحران حکومت را پایان نخواهد داد

دويچه وله : تظاهرات و تجمعات رسمی روزهای اخیر تا چه حد جناح حاکم را در پیشبرد حملاتش به مخالفان تقویت کرده است؟ این جناح چه اهرم‌های دیگری برای مهار اعتراض‌ها دارد؟ جنبش سبز در چه حال و وضعیتی است؟


با تظاهرات حکومتی دیروز در تهران و برخی از شهرهای دیگر کشور علیه "پاره‌کردن عکس آیت‌الله خمینی" یک هفته حمله و تهدید و اتهام‌زنی به معترضان به انتخابات ریاست جمهوری و رهبران اوج خود را پشت سر گذاشت. معترضان پاره شدن عکس آیت‌الله خمینی در حاشیه مراسم ۱۶ آذر را اقدامی مشکوک دانسته‌ و آن را زمینه‌سازی از سوی جناح مقابل برای اعمال فشار و ارعاب بیشتر علیه خود ارزیابی کرده‌اند.
ولی تظاهرات و بسیج سراسری حکومت در روز جمعه تا چه حد موفق بوده است؟ آیا جناح حاکم با این تجمعات حمایت و دستمایه لازم برای تحقق هدف سیاسی خود، یعنی مهار و تهدید بیشتر معترضان به انتخابات ریاست جمهوری و رهبران آن را به دست آورده است؟ جنبش سبز پس از تجمعات اخیر خود در ۱۳ آبان و ۱۶ آذر در چه وضعیتی است و تا چه حد می‌تواند به موفقیت بسیج هواداران خود در مناسبت‌هایی مانند ایام محرم و ۲۲ بهمن امیدوار باشد؟ آیا تداوم وضعیت پات‌گونه سیاسی فعلی زمینه‌های فرسایش جنبش سبز و بروز ا ختلاف در آن را به وجود نخواهد آورد؟ برای پاسخ به این سؤال‌ها نظر سعید رضوی فقیه را پرسیده‌ایم. رضوی فقیه روزنامه‌نگار، فعال سیاسی و عضو سابق دفتر تحکیم وحدت است و در تهران اقامت دارد.

دویچه وله: آقای رضوی فقیه، ظرف یک هفته‌ی گذشته تظاهرات و تجمعات گسترده‌ای در رابطه با پاره شدن عکس آیتالله خمینی در جریان بود و به نظر می‌آ‌مد جناح حاکم یک سری اهداف سیاسی را در این ماجرا دنبال می‌کند. این جناح تا چه حد در رسیدن به اهدافش موفق بود و این تجمعات تا چه حد توانست در مهار یا منکوب کردن طرف مقابل موفقیت‌آمیز باشد؟

رضوی فقیه: به نظر من، برای جمع‌بندی دست‌آوردهایی که جناح حاکم در حوادث اخیر داشته است، باید منتظر روزهای آینده بود. اما به عنوان کسی که در داخل کشور ناظر تحولات و اتفاقات جاری هستم، گمان می‌کنم آنچه مورد نظر و مطلوب این جناح بوده، به هیچ وجه برآورده نشده است. بلکه برعکس، به‌رغم هزینه‌ی زیادی که کردند، نتوانستند فایده‌ی متناسبی ببرند. یکی از زیان‌هایی که اتفاقات اخیر برای جناح حاکم داشت، این بود که تهدیدهای توخالی آنها نسبت به سران جنبش سبز از گذشته نیز بی‌اثرتر شده است. چرا که آن‌ها بارها و بارها سران جنبش اعتراضی، از جمله آقای موسوی، آقای کروبی و حتا آقای خاتمی را به بازداشت تهدید کرده بودند و حتا بحث اعدام آنها در راهپیمایی دیروز (جمعه ۲۷ آذر) مطرح شده است. اما طبیعتا وقتی این تهدیدها عملی نمی‌شود، جناح حاکم در ناکامی بیشتری قرار خواهد گرفت و در واقع، ناکامی او آشکارتر خواهد شد. به گمان من، این تهدیدها بیش از آن که ناشی از عصبانیت جناح حاکم باشد، ناشی از ترس آنان از گسترش بیشتر جنبش اعتراضی است. روی هم رفته، آنچه می‌خواهم بگویم این است که این اقدام آنان، مانند اقدامات دیگری که طی شش ماه گذشته داشته‌اند، در مهار و کنترل جنبش اعتراضی کاملا بی‌اثر بوده است.

حضور نه چندان گسترده و بارز در راهپیمایی‌ها و تجمعات سازمان یافته از سوی جناح حاکم ، بیشتر به ریزشی که در بدنه‌ی این جناح پیش آمده است، برمی‌گردد یا به اختلافات در رهبری این جناح بر سر این‌گونه مسایل؟

به هر دو عامل برمی‌گردد؛ اولا در بین سران جناح راست هیچگونه اجماع و اتفاقی در مورد نحوه‌ی برخورد با اعتراضات مردمی چند ماه اخیر وجود ندارد. حتا می‌توان گفت آن‌ها دچار تشتت، اختلاف و پراکندگی شدید و حادی هستند که البته بخش مهمی از این تفرق و پراکندگی در جناح راست به نحوه‌ی عملکرد آقای احمدی‌نژاد مربوط می‌شود. هم در مجلس، هم در احزاب سیاسی راستگرا و هم در رأس حاکمیت، شاهد این پراکندگی هستیم. بنابراین آن‌ها هیچگونه اجماعی برای نحوه‌ی برخورد با اصلاح‌طلبان و معترضان ندارند. از سوی دیگر، بدنه‌ی اجتماعی آنها نیز انگیزه‌ی کافی برای برخورد با جنبش اعتراضی سبز ندارد. اما نکته‌ی سومی که می‌خواهم عرض کنم این است که بهانه‌ای که این جناح برای ایجاد یک موج گسترده به آن تمسک کرده، چندان بهانه‌ی انگیزاننده‌ای نبوده است. پاره شدن عکس آیتالله خمینی توسط یک فرد که هویت‌اش هنوز مشخص نیست و همچنین مشکوک بودن اصل واقعه، نتوانسته در بین هواداران جناح حاکم هیچگونه انگیزش یا بسیجی را سبب شود. به نظر من، آن‌ها می‌بایستی راه و روش‌های عاقلانه‌تری برای کنترل و مهار جنبش سبز تدارک ببینند. این بهانه به هیچوجه نمی‌تواند مستمسک خوبی برای برخورد با رهبران جنبش سبز و یا برخورد خشن و سرکوبگرانه با افراد دیگر و یا تجمعات اعتراضی باشد.

اما آیا جناح حاکم ابزارها و رویکردهای بهتری برای مهار این جنبش دارد؟ به نظر می‌رسد در شش ماه گذشته تدابیر و اهرم‌های ممکن برای مهار طرف مقابل و یا آنچه به عنوان جنبش سبز نامیده می‌شود، به کار گرفته شده است. فکر می‌کنید جناح حاکم چه ظرفیت‌های دیگری برای برخورد با این جنبش دارد؟

 بهترین روشی که آن‌ها می‌توانستند حتا برای حفظ خودشان به‌کار ببرند، باز گذاشتن یک فضای حداقلی برای مخالفان و معترضان بود. آنها باید اجازه می‌دادند که بخش زیادی از مردم بتوانند در فضای محدودی اعتراضات خود را بیان کنند و این اعتراضات روی هم انباشته نشود. اگر آنها به جای تحریک و تهدید مردم و احزاب و سازمان‌های معترض، با آنها وارد گفت‌وگو می‌شدند و یا امکانات رسانه‌ای حداقلی‌ای را به آنان می‌دادند، به گمان من، وضعیت جمهوری اسلامی و جناح حاکم خیلی بهتر از این می‌بود که امروز هست.
 
درارتباط با خود جنبش سبز، فکر می‌کنید برنامه‌های آتی یا تحرکات بعدی‌ای که می‌تواند داشته باشد، به خصوص صحبت‌هایی که راجع به ایام محرم، روزهای تاسوعا و عاشورا و یا ۲۲ بهمن می‌شود، تا چه حد قابل تحقق است؟ آیا واقعا امیدی هست که جنبش سبز بتواند ابعاد و گستردگی خود را کماکان حفظ کند، دچار فرسودگی نشود و با تظاهرات خیابانی و برنامه‌هایی از این دست، بتواند خود را تداوم ببخشد؟

راهی که جنبش سبز انتخاب کرده، استفاده از مناسبت‌های مختلف برای اعلام حضور خود و نمایش یک قدرت اجتماعی است. این که در جنبش سبز از مراسمی مانند روز قدس، ۱۳ آبان و ۱۶ آذر بهره گرفته می‌شود و یا احیانا در هفته‌ها و ماه‌های آینده از سوگواری‌های محرم و حتا راهپیمایی ۲۲ بهمن نیز استفاده خواهد شد، به این معناست که آنها فقط می‌خواهند یک نمایش قدرت اجتماعی داشته باشند و تداوم جنبش اعتراضی را به رخ حاکمیت بکشند. روشی که به نظر من بسیار کارآمد است. چون که اقتدار جمهوری اسلامی در ۳۰ سال اخیر بر دو پایه‌ی اساسی بوده است؛ یکی مشروعیت مردمی‌اش و برخوردار بودن از حمایت گسترده‌ی توده‌ای و دیگری نیز مشروعیت دینی و ایدئولوژیک آن. مشروعیت مردمی و مشروعیت دینی و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی طی ماه‌های گذشته به شدت آسیب دیده و هنوز هم به طور جدی و قابل توجه ترمیم نشده است. حضور مردم در مناسبت‌های مختلف می‌تواند عدم مشروعیت مردمی جمهوری اسلامی را کاملا آشکار کند و بنابراین اقتدار نظام سیاسی را هر روز یا در مناسبت‌های مختلف به چالش بکشد. امری که برای جمهوری اسلامی خیلی گران تمام خواهد شد.

جناح حاکم ظرف این شش ماه واکنش آنچنانی نشان نداده است و نشانه‌های عقب‌نشینی در این جناح دیده نمی‌شود. این نگرانی نیز وجود دارد که اگر وضعیت پات‌گونه‌ی کنونی ادامه پیدا کند، جنبش سبز نیز دچار فرسایش و اختلاف بشود. آیا شما نیز تا حدودی به چنین نگرانی‌ای باور دارید و آن را می‌پذیرید؟

هر چیزی ممکن است؛ یعنی امکان دارد جنبش اعتراضی سبز نیز در نقطه‌ای دچار فرسایش و یا حتا ریزش نیرو بشود. اما آنچه برای من مهم است، این است که فرسایش جنبش اعتراضی فعلی، به هیچ وجه به معنای تحکیم مجدد پایه‌های قدرت نظام سیاسی حاکم نخواهد بود. یعنی اگر این جنبش اعتراضی نیز در جایی متوقف و یا مهار شود، آسیب‌هایی که به مشروعیت جمهوری اسلامی وارد آمده، در جای دیگری و به اشکال دیگری خود را بروز خواهد داد. امروز ما با بحران ناکارآمدی دولت مواجه هستیم که از حل مشکلات اقتصادی، اجتماعی و اداری کشور به شدت ناتوان است و از این بابت مشکلات بسیاری را به مردم تحمیل کرده است. همچنین در عرصه‌ی دیپلماسی، شکست روش‌های چند سال گذشته، خود را کاملا نشان داده است. در تصویب قطعنامه علیه ایران در شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، در روابط با روسیه، اروپا و کشورهای دیگر، سیاستهای خارجی جمهوری اسلامی هم ناکارآمد بوده است. علاوه بر این، اختلافات ریشه‌ای که در جناح راست، به عنوان جناح حاکم، به وجود آمده است، حتا در صورت کنترل جنبش اعتراضی باز هم تدوام پیدا خواهد کرد و ماشین حکومت را از کار خواهد انداخت. به نظر من، مشکل جمهوری اسلامی با مهار این جنبش نیز به سادگی حل نخواهد شد.
مصاحبه‌گر: فرید وحیدی
تحریریه: بهرام محیی

۱۳۸۸ آذر ۲۸, شنبه

آیت‌الله صانعی: با ترور و قتل امور پیش نمی‌رود

تاریخ انتشار: ۲۸ آذر ۱۳۸۸
راديو زمانه : آیت‌الله یوسف صانعی از مراجع تقلید شیعه می‌گوید که با «ترور، شکنجه، زندان و قتل» نمی‌توان امور را پیش برد.
به گفته آقای صانعی، این مسئله را دین اسلام می‌گوید و دانشجویان باید به مردم بگویند که «حرکت امام(حسین) برای هدایت جامعه بود و نه کشتن کسی.»
این مرجع تقلید شیعه که در جمع گروهی از دانشجویان سخن می‌گفت، اظهار داشت: «قدرت‌ها هیچ‌گاه با ظلم و ستم نمی‌مانند.»

آقای صانعی همچنین گفت از اینکه جوانان ایران، برای دفاع از «دین و اعتقاداتشان» تحت فشار گرفته‌اند، ناراحت است.
وی افزود که «بنای ما در انقلاب بر این بود که یک حکومتی روی کار بیاید که حقوق ملت حفظ شود.»
این مرجع تقلید شیعه در ادامه اظهارات خود با انتقاد از برخورد‌های خشونت‌بار با معترضان به نتیجه انتخابات گفت: «همه چی ما از امام و ملت است و اگر این را بفهمیم، دیگر توی سر ملت نمی‌زنیم.»
آقای صانعی از کسانی که مدعی پیروی از راه آیت‌الله خمینی هستند، خواست که به مبانی فکری وی «احترام» بگذارند.

وی در بخش دیگری از اظهارات خود، هشدار داد: «امروز هم اگر کسی بخواهد به عزاداران ابی عبدالله ظلم و تعدی کند، خود امام حسین ریشه‌اش را می‌کند.»
آیت‌الله صانعی از جمله مراجع تقلیدی است که نسبت به حوادث پس از انتخابات در ایران انتقاد‌ و اعتراض دارد.
او پیش‌تر با انتشار بیانیه‌هایی، نسبت به برخورد‌ها با معترضان به نتیجه انتخابات و دستگیری و محاکمه گروهی از فعالان سیاسی و مدنی اعتراض کرده بود.
آیت‌الله حسینعلی منتظری، آیت‌الله یوسف صانعی، آیت‌الله عبد‌الکریم موسوی اردبیلی و آیت‌الله علی‌محمد دستغیب از دیگر مراجع تقلید شیعه هستند که نسبت به روند برگزاری انتخابات اعتراض داشته و برخورد‌های خشونت‌بار با معترضان را محکوم کرده‌اند.



اسماعیل صحابه و محمد خوربک آزاد شدند.


شنبه ۲۸ آذرماه ۱۳۸۸
رويداد : اسماعیل صحابه و محمد خوربک از اعضای شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران و عضو گروه جوانان حامی خاتمی و میر حسین موسوی (گروه 88) آزاد شدند.
به گزارش خبرنگار رویداد آقای صحابه و خوربک در مراسم دعای کمیلی که برای آزادی سید شهاب الدین طباطبایی ، رئیس گروه 88، و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت برگزار شد، دستگیر شده بودند.

اسماعیل صحابه و محمد خوربک آزاد شدند.


شنبه ۲۸ آذرماه ۱۳۸۸
رويداد : اسماعیل صحابه و محمد خوربک از اعضای شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران و عضو گروه جوانان حامی خاتمی و میر حسین موسوی (گروه 88) آزاد شدند.
به گزارش خبرنگار رویداد آقای صحابه و خوربک در مراسم دعای کمیلی که برای آزادی سید شهاب الدین طباطبایی ، رئیس گروه 88، و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت برگزار شد، دستگیر شده بودند.

شعر : سبز يعني ...

سبز يعنی سرخی خون ندا
گفتن صد حرف, تنها با يک نگاه


سبز يعنی حرمت خون حسين
يک شهيد زنده با نام حسين


سبز يعنی ايران من آزاد باد
سرنوشت مردمانش نيک باد


سبز يعنی بزرگان در اوين
دست نامردان مباد ايران زمين

سبز يعنی اشک های مادران

نعره های بی امان ظالمان


سبز يعنی غرق در خون اين وطن
ای بسيجی خواهرانم را مزن


سبز يعنی ای علی, مالک کجاست؟
ناله ای در دل, بگو چاهت کجاست؟


سبز يعنی مير ما آزاده است
در کنار مردمان آماده است


سبز يعنی شيخ ما مرد شجاع
يک پدر در لحظه ی تلخ وداع


سبز يعنی می رود اين فصل سرد
می شود يک بار ديگر سبز ِ سبز


سبز يعنی يک بار ديگر می توان
بارش باران بديد از آسمان


باور و اميد ما در يک کلام
سبز يعنی استقامت تا بهار
 
برگرفته از وبلاگ بي سرزمين تر از باد

آرشیو

برچسب‌ها