با این همه ظلمی که سیاهی کرده است .... تردید ندارم که خدا هم سبز است !!!

آخرین اخبار

۱۳۸۸ آذر ۲۵, چهارشنبه

نطق شجاعانه دو نماینده جنبش سبز در خانه ملت

چهارشنبه, ۲۵م آذر, ۱۳۸۸
کلمه:در جلسه علنی امروز مجلس دو نماینده اصلاح‌طلب شورای اسلامی در نطق‌های خود به انتقاد از وضعیت حاکم بر کشور، برخوردهای صورت گرفته با فعالان سیاسی و دانشجویان پرداختند و خواستار برخورد با متهمان اصلی حوادث بعد از انتخابات شدند.
به گزارش «پارلمان‌نیوز»، محمدرضا تابش، دبیرکل فراکسیون خط امام(ره)مجلس در نطق خود با استناد به آمارهای رسمی و بین‌المللی به انتقاد از وضعیت فقر، زیست‌محیطی و همچنین برخوردهای بی‌جهت با فعالان سیاسی اصلاح‌طلب پرداخت.
نصرالله ترابی عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس نیز با اشاره به برخی تلاش‌ها برای محاکمه و دستگیری میرحسین موسوی، هاشمی رفسنجانی و مهدی کروبی را محاکمه گذشته انقلاب خواند.
او همچنین جنبش سبز را برآمده ازدل ملت و آموزه‌های دینی خواند.
گفتنی است حامیان دولت در طول نطق این دو نماینده جنبش سبز در خانه ملت با فریادهای خود به مخالفت با این نطق‌ها پرداختند.

حسين شريعتمداري : رفسنجانی که حذف شود خامنه‌ای تنها می‌ماند

فرنگیس محبی
راديو زمانه : اخیرا علی مطهری، نماینده‏ی مجلس شورای اسلامی طی سخنانی گفت که «تلاش و اراده‏ای در جریان است تا هاشمی رفسنجانی از صحنه‏ی انقلاب حذف شود». آقای مطهری این سخنان را در پی صحبت‏های اخیر وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی بیان کرد. وزیر اطلاعات در واکنش به سخنان آقای رفسنجانی، در جمعی از دانشجویان در مشهد، رفسنجانی را «هم‏سو با سران فتنه» خوانده بود.

در گفت‏وگویی با آقای حسن شریعتمداری، تحلیلگر و فعال سیاسی مقیم آلمان، از ایشان پرسیدم که هرچند قصد کنارنهادن آقای هاشمی رفسنجانی از صحنه‏ی سیاسی ایران، مساله‏ی تازه‏ای نیست، اما قوت‌گرفتن آن چه دلایلی می‏تواند داشته باشد؟
از دوره‏ی دوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، ابتدا حزب مؤتلفه‏ی اسلامی، پس از آن اصلاح‏طلب‏ها و سپس آقای خامنه‏ای، همواره در صدد بودند که آقای رفسنجانیِ ضعیفی در صحنه داشته باشند. برای این‌که برداشت همه از آقای رفسنجانی، شخصی به‌غایت زیرک است که کارهای پنهانی نیز انجام می‏دهد و از او ایمن نیستند.
ولی هیچ‏کدام از این گروه‏ها، خواستار حذف آقای هاشمی از صحنه‏ی انقلاب نبودند. فقط می‏خواستند تا جایی که ممکن است، قدرت‏اش را کنترل کنند. اخیرا حلقه‏ی مدرسه‏ی حقانی و افراد برآمده از نیروهای انتظامی و سپاه، درصدد حذف آقای رفسنجانی از صحنه‏ی سیاسی هستند.
این مساله صحنه‏ی جدیدی را به وجود آورده است که به نظر من، حتی آقای خامنه‏ای نیز در این حد با آن موافق نیست. چراکه می‏داند در صورتی که آقای هاشمی از صحنه‏ی سیاسی حذف شود، او در صحنه‏ی سیاسی کشور با سپاه و نیروهای امنیتی تنها خواهد ماند.

حسن شریعتمداری: «خامنه‏ای می‏داند در صورتی که آقای هاشمی از صحنه‏ی سیاسی حذف شود، او در صحنه‏ی سیاسی کشور با سپاه و نیروهای امنیتی تنها خواهد ماند.»
این تنهایی از سویی خامنه‌ای را در اجرای مانورهایی برای ایجاد تعادل میان نیروهای برآمده از سپاه و دیگران محدود می‏کند و از سوی دیگر او را در معرض تنش‏های جدی با سپاه قرار خواهد داد و بعید نیست که نفر بعدی‏ای که از طرف سپاه نامزد حذف می‏شود، خود آقای خامنه‏ای باشد.
این‌که وزیر اطلاعات به‌عنوان یک مقام رسمی دولتی، ضمن انتقاد شدید از سخنان اخیر آقای هاشمی رفسنجانی، او را هم‏سو با سران فتنه خواند‏ه است را باید اعلان رسمی جنگ دولت با هاشمی رفسنجانی تلقی کرد؟ یا این‌که فقط جنگی لفظی است؟
قصد نیروهای برآمده از سپاه و آقای احمدی‏نژاد برای حذف آقای هاشمی رفسنجانی جدی است. آقای مصلحی هم به‌نوعی سخن‏گوی آن‏ها است.
آقای خامنه‏ای در صحبت‏های چند هفته‏ی پیش خود، از عدم‌تعرض به رییس مجمع تشخیص مصلحت و مجلس خبرگان سخن گفت. ولی این توصیه‏ی ایشان تنها تا سطح امام‏ جمعه‏ی موقت تهران، آقای احمد خاتمی، اثر کرد که ایشان هم این توصیه را تکرار کرد.
بقیه‏ی سازمان دولتی و نیروهای برآمده از آن، هم‏چنان تعرض را ادامه دادند. و این از سوی دیگر نشان‌دهنده‏ی آن است که دامنه‏ی نفوذ آقای خامنه‏ای در دولت تا چه حد کم شده است. سخن آقای خامنه‏ای دیگر نه‌تنها سخنی جمع‌کننده و پایان‌دهنده به اختلافات نیست، بل‌که به آن وقعی هم نمی‏گذارند و قصدی را که دارند، هم‏چنان پیش می‏برند.
بنابراین به نظر من، این صحبت جدی است و آقای هاشمی هم این را به‌خوبی می‏‏‏داند. سخنان او در مشهد نشان می‏داد که به عمق این خطرات کاملا واقف است.
آقای شریعتمداری! جدی‏ترشدن این حملات به آقای هاشمی رفسنجانی و ادامه‏ی آن، چه پی‌آمدهایی می‏تواند داشته باشد؟
هنوز تعادل واقعی در میان سران نظام جمهوری اسلامی معلوم نیست. هنوز مشخص نیست که سپاه و نیروهای مربوط به آقای احمدی‏نژاد می‏توانند قصد خود را از قوه به فعل دربیاورند، یا این‌که دامنه‏ی ارتباطات آقای رفسنجانی و باقی‌مانده‏ی نیروی ولی فقیه می‌تواند آن‏ها را در همین حد متوقف کند و مساله را در حد یک نزاع لفظی نگاه دارد.
به‌خصوص که اکثریت اصول‏گرایان مجلس هم مخالف چنین خط‏‏مشی‏ای هستند که از سوی سپاه تعقیب شود.
در حقیقت سپاه، به‌تدریج، در درون دستگاه حاکمه‏ی جمهوری اسلامی به حداکثر رشد خود رسیده است و به خاطر تنش‏هایی که با جامعه وجود دارد، به یک حالت اشباع قدرت رسیده است. شاید بیش از این نتواند پیش برود و شاید آقای احمدی‏نژاد هم نتواند بیش از این به منویات‏اش عمل کند.
حتی ممکن است این پروژه‏های مخرب، تبدیل به عکس خود بشود و باعث نوعی اتحاد میان اصول‏گرایان، اصلاح‏طلبان و بقیه‏ی بدنه‏ی نظام بر علیه سپاه و آقای احمدی‏نژاد بشود که در آن صورت، آقای احمدی‏نژاد در معرض خطر بیش‌تری قرار خواهد گرفت.
در میان گفته‏های آقای رفسنجانی، آن‏چه اصول‏گرایان را بیش از همه ناراحت کرده است، حرف‏های ایشان در مورد نقش مردم در تعیین رهبری بود. آقای رفسنجانی حتی خطابِ پیغمبر اسلام به حضرت علی در غدیر خم را مثال زد؛ «تو منصوب خدایی، ولی اگر مردم تو را نخواهند، باید کنار بکشی». در ارتباط با نقش رأی مردم، آیت‏الله خمینی هم قبلا تاکید کرده بود که: «میزان رأی ملت است». به نظر شما، ایراد مخالفین آقای رفسنجانی به این بخش از سخنان ایشان، ناشی از چیست؟
آقای رفسنجانی بر مبنای تفسیر درستی از قانون اساسی، اشاره‏‏ی به‌جایی کرده است. اگر این تفسیر غیرشرعی و غیرحقوقی آقای مصباح و هم‏نظران‌اش را کنار بگذاریم که می‌گویند رهبر عطیه‏ی خداوند است که خبرگان فقط باید او را کشف کنند و به قول آقای رفسنجانی «رأی مردم را یک رأی زینتی می‌دانند»، بر اساس تفاسیر معمولی قانون اساسی، مردم پایه‏ی قدرت ولی فقیه هستند.
آقای رفسنجانی به‌درستی اشاره کرده که وقتی مردم ولی فقیه را نخواهند، نه‌تنها آن ولی فقیه باید برود، بل‌که اگر مردم حکومت را نخواهند، این نظام هم باید عوض بشود.
این مساله‏ای است که به مذاق هیچ‏کدام از اصول‏گرایان خوش نمی‏آید و حتی برخی از اصلاح‏طلبان هم ممکن است چنین تفسیر واضحی از قانون اساسی را که بسیار حقوقی و صحیح است، نپذیرند.
علت بیان این اظهارات از سوی آقای هاشمی هم این است که ایشان آقای خامنه‏ای را دعوت کرد که تمام‌عیار به میدان بیاید و اختلافات را حل کند که منظور از حل اختلاف هم تعرض به او و خانواده‏اش بود. اما چون آقای خامنه‏ای این کار را نمی‏کند، ایشان گفته است که به آن‏چه در نماز جمعه گفته، هم‏چنان پای‏بند است و تلویحا اشاره کرده است که اگر مردم آقای خامنه‏ای را نخواهند، باید برود.
اما آقای رفسنجانی به هر نیتی و با هر محرکی که حرف را زده باشد، نظری کاملا صحیح و منطقی است.
آقای رفسنجانی در سخنان خود هم‏چنین گفته است که در ایران تحمل انتقاد سازنده وجود ندارد. البته حتما منظور ایشان انتقاد جناح‏های حکومت از یک‏دیگر است. چون مردم از روز اول و حتی در زمان ریاست جمهوری ایشان، حق انتقاد از حکومت را نداشتند. ارزیابی شما چیست؟
بله، شاید نظرشان همین‏طور باشد. چرا که در دوره‏ی ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی، سران نهضت آزادی نامه‏ی سرگشاده‏ای به ایشان نوشتند و آقای عزت‏الله سحابی، آقای توسلی و دیگران شاید به خاطر همین نامه چندین سال در زندان ماندند. آن هم به خاطر نامه‏ی سرگشاده‏ای که انتقادات مندرج در آن، بسیار اصولی و سازنده بود.
شاید منظور ایشان از انتقادات سازنده، همان انتقادات خودی‏ها است و انتقاداتی که از زبان معماران انقلاب مطرح می‌شود.
به‌طور قطع، آقای رفسنجانی دست روی دست نمی‏گذارد تا عده‏ای علیه ایشان و فرزندان‌اش توطئه کنند. به نظر شما، در صورتی که این توطئه‏ها و اقدامات شدید و جدی شود، واکنش ایشان چه خواهد بود؟
اگر به سابقه‏‏ی آقای رفسنجانی برگردیم، ایشان سعی خواهد کرد تا جایی که امکان دارد، این نوع تهاجم‏ها را هم‏چنان به‌طور نسبی با مبهم‏گویی‏ها دفع کند. ولی اگر ناچار شود، به فاش‏گویی خواهد پرداخت.
از آن‏جایی که پرونده‏های زیادی در سینه‏ی ایشان هست، فاش‏گویی‏ این پرونده‌ها جبهه‏ی مخالف را، که مردم باشند، قوی خواهد کرد. از سوی دیگر، پیوستن ایشان به جبهه‏ی اصلاح‏طلبان نیز باعث ریزش تعداد زیادی از اصول‏گرایان سنتی خواهد شد و در کل به نفع این جنبش است.
بنابراین من نقش فعلی آقای رفسنجانی را مثبت می‏دانم؛ این‌که بدون در-نظر-گرفتن گذشته‏ی ایشان،به مردم بپیوندد. و امیدوارم ایشان زودتر به این خطر پی ببرد و این‏قدر مجمل‏گویی را ادامه ندهد. بل‌که بسیار فاش بگوید که در این نظام چه رفته است و چگونه این نظام منافع مردم را به هیچ گرفته است.
امیدوارم بسیاری از اسرار-مگوهایی که در سینه‏ی ایشان است، فاش شود و به نهضت مردم کمک کند.

درگیری در دانشگاه قم بر سر مستند ایران سبز

يورش وحشيانه گارد زندان به زندانيان سياسي گوهردشت کرج


آژانس ايران خبر - ۱۳۸۸/۹/۲۴
صبح امروز گارد زندان گوهردشت کرج به زندانيان سياسي و ساير زندانيان بي دفاع بند 4 زندان گوهردشت کرج يورش بردند و زندانيان را مورد اهانت و اذيت وآزار قرار دادند.
روز سه شنبه 24 آذر ماه گارد زندان به بند 4 زندان گوهردشت کرج که محل بازداشت اکثر زندانيان سياسي است يورش بردند و زندانيان را با عربده کشي اهانت و بدرفتاري به سالن هواخوري که رو باز است و در معرض سرماي شديد مي باشد براي مدت طولاني منتقل کردند. سپس همراه با سگهاي خود به سلولهاي زندانيان سياسي يورش بردند و حداقل وسائل شخصي آنها را که توسط خانواده هايشان تامين شده بود پخش و تخريب کردند. دست نوشتها و کارتهاي تلفن که براي تماس با خانواده هاي خود مورد استفاده قرار مي دادند را با خود بردند. گارد زندان حتي مواد غذايي که زندانيان سياسي که از فروشگاه زندان خريداري کرده بودند را با خود بردند.
در اين يورش وحشيانه نزديک به 40 نفر از نيروهاي گارد زندان شرکت داشتند آنها توسط مرادي و سميعي فرماندهي مي شدند. اين يورش وحشيانه براي مدتي طولاني ادامه داشت. علي حاج کاظم رئيس زندان گوهردشت کرج دستور دهنده اين يورش بود و تحت نظارت کرماني و فرجي رئيس و معاون حفاظت و اطلاعات زندان صورت مي گرفت.
بند 4 زندان گوهردشت کرج محل بازداشت اکثر زندانيان سياسي است که از جمله آنها ؛ منصور اسالو رئيس هيئت مديره شرکت واحد اتوبوس راني تهران و حومه،علي صارمي،سعيد ماسوري، افشين بايماني، ارژنگ داودي،علي معزي،هود يازرلو، ميثاق يزدان نژاد،محمد علي منصوري،شيرمحمد رضائي،منصور رادپور و تعداد زيادي از زندانيان سياسي ديگر مي باشند.
فعالين حقوق بشر ودمكراسي

استاندار تهران: نیازی به مجوز نیست، همه راهپیمایی کنند!

کلمه :استاندار تهران در خصوص درخواست برخی گروهها و احزاب سیاسی برای برپایی تظاهرات به دلیل اهانت به ساحت امام(ره) گفت: شورای تبلیغات اسلامی برای راهپیمایی روز جمعه از همه اقشار و گروههای سیاسی برای شرکت دعوت کرده است پس نیازی به راهپیماییهای جداگانه نیست.

به گزارش مهر، مرتضی تمدن روز چهارشنبه در همایش واکاوی فتنه های بعد از انتخابات با بیان این مطلب اظهار داشت: گروههای مختلفی که دم از امام می زنند بهتر است در راهپیمایی روز جمعه شرکت کنند و در کنار مردم قرار گیرند و اظهار وفاداریشان به امام را از این طریق نشان دهند.

وی با اشاره به راهپیماییهای ۱۳ آبان و ۱۶ آذر گفت: سران فتنه تلاش کرده اند تا توده های مردم را به خیابانها بریزند که خوشبختانه این اتفاق نیفتاد و ملت آگاه ایران در دام سران فتنه نیفتادند.

تمدن افزود: این افراد که تلاش می کردند در ۱۶ آذر پیراهن خونین به دست آوردند تا پیراهن عثمان کنند به دنبال درگیری با نیروی انتظامی بودند که به لطف خدا و هوشیاری مسئولان این اتفاق نیفتاد.

استاندار تهران افزایش سطح بصیرت، بالا بردن آگاهی مردم در برابر این فتنه و بالا بردن مصونیت آحاد جامعه با کار فرهنگی و ایجاد آگاهی و روشنگری را از مهمترین برنامه ها برای مقابله با فتنه برشمرد.

استاندار تهران در ادامه گفت: در برخی از مواقع ما به خاطر اینکه از آشوب و ناامنی جلوگیری کنیم مجبور به قطع موبایلها و حتی برخی از ایستگاههای مترو بودیم ولی در ۱۶ آذر تصمیم بر آن شد که این افراد با تمام قوا وارد شوند و ما نیز هیچ دخالتی نداشته باشیم به طوری که نه موبایلها را قطع کردیم و نه ایستگاه مترویی تعطیل شد و این افراد نیز از طریق sms و سایتها و ماهواره ها قبل از ۱۶ آذر شروع به تبلیغات کردند.

تمدن در ادامه گفت: بنده از رسانه ها می خواهم در خصوص تجمعات ۱۷ و ۱۸ آذرماه آمارگیری کنند که چه میزان دانشجو به خیابانها آمدند و یا در دانشگاهها دست به تظاهرات زدند.

وی در پایان سخنان خود خطاب به ائمه جمعه استان تهران گفت: سران فتنه تلاش دارند تا این آشوبها را به شهرستانها بکشانند که خوشبختانه تا به امروز این اتفاق نیفتاده است و مردم ما نیز اجازه نخواهند داد که این اتفاق رخ دهد.

اختصاصي از فرداي ايران : بيست و ششم و بيست و هفتم آذر ماه روزهاي مهم و تاريخي در ادامه حركت ماست





گروهي از دوستان و همراهان در اطلاعيه هايي جداگانه اعلام آمادگي براي حضور در راهپيمايي بيست و هفتم آذر ماه كرده اند كه با توجه به اخبار رسيده هنوز هيچ مجوزي براي راهپيمايي كه آقايان موسوي و كروبي عزيز و مجمع روحانيون مبارز درخواست كرده بودند نرسيده است . اما چه اين مجوز داده شود و چه نه چيزي كه اهميت دارد اين است كه تمامي مردم بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه همگام با موسوي و كروبي حركت كردن و طبق گفته آنها عمل كردن در اين مقطع لازم است تا مبادا كودتاچيان راهپيمايي با شكوهي را كه راه خواهند انداخت به حساب خود بنويسند و يا با ايجاد چند دستگي بين موافقان و مخالفان آيت اله خميني به اهداف شوم خود دست يابند . البته تاكنون كه نتوانسته اند و ان شاءالله با توجه به درايت ها و تدبيرهاي جنبش عظيم سبز بعدها نيز نمي توانند . اطلاع رساني و آگاهي رساندن به دوستان و همراهان در اين مقطع زماني بسيار بسيار مهم است . پس در صورت آگاهي از خبري موثق آن را سريعا به ديگر همراهان و همرزمانمان اطلاع دهيم


اما شعري زيبا درباره موضوع اهانت به آيت اله خميني
نه نازنین تو نیستی تو را بهانه کرده اند/ به جرم هتک حرمتت مرا نشانه کرده اند// مرا به جرم خستگی به جرم پر شکستگی/ مرا به جرم اعتراض برون ز لانه کرده اند// به جرم روح نرمشان به جرم فهم و درکشان/ زنان میهن مرا اسیر خانه کرده اند// جوان ما بزرگ بود به هر نقاب و معجری/ تدبر نبرد را چه ناشیانه کرده اند// خیالشان فرو کشد ز خشمشان نبرد ما/ مگر ز یاد برده ایم چه با ترانه کرده اند// مگر ندای ما نبود که در گلو شکسته شد/ خیالشان تمام شد که جاودانه کرده اند// چقدر در زمان من اسیر پر ابهت است/ قفس پر از کبوتران چه احمقانه کرده اند// نه نازنین مخور تو غم نگشته از تو هیچ کم/ تو خوب من بهانه ای مرا نشانه کرده اند//



باز تكرار مي كنم دوستان و همراهان گرامي و پايمرد و آزاده مبادا با اختلافاتي كه در داشتن يا نداشت علاقه به شخص يا عقيده اي مربوط مي باشد اجازه دهيم تا كودتاگران در صفوف آسماني و ايراني ما براي مبارزه تا آزادي شكاف و چند دستگي ايجاد كنند . مهم اين نيست كه من يا شما يا هر عزيز ديگري پيرو چه عقيده يا آرماني باشد و يا از چه شخص يا گروهي حمايت كند . چيزي كه بيش از همه اهميت دارد اين است كه تمامي ماها ايراني هستيم و در اين راه قدم گذاشته ايم تا با دستان همصدا و يكرنگ خود ايراني بسازيم آباد و آزاد . پس اجازه نمي دهيم تا هيچ چيزي جدايي بياندازد بين دستهاي سبز ما

به اميد ايراني آزاد و آباد
با تشكر - فرداي ايران

احمد جنتی خواستار صدور «حکم جهاد» علیه سران اصلاحات شد


سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس: درباره پزشک کهریزک یکسره دروغ گفته‌اند


۱۳۸۸/۰۹/۲۵
چند روز پیش کمیسیون بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مجلس شورای اسلامی در جلسه‌ای به بررسی مرگ مشکوک رامین پوراندرجانی پزشک جوان بازداشتگاه کهریزک پرداخت. این نشست با گذشت یک ماه از مرگ این پزشک با حضور فرماندار بهداری نیروی انتظامی‌جمهوری اسلامی ایران برگزار شد.

پیش از این سرتیپ اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی، دلیل مرگ آقای پوراندرجانی را خودکشی اعلام کرده بود؛ دلیلی که از سوی دکتر مسعود پزشکیان، نماینده اصلاح طلب مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسون بهداشت، درمان و آموزش پزشکی رد شد.

اما پس از جلسه اخیر این کمیسیون دکتر شاهرخ رامین سخنگوی کمیسیون بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مجلس هشتم در گفت‌و‌گویی با خبرآنلاین گفته است که هنوز هم سئوالات بسیاری در مورد مرگ این پزشک جوان در ذهن وجود دارد.

درباره این اظهارات با دکتر شاهرخ رامین سخنگوی کمیسیون بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در مجلس شورای اسلامی گفت‌وگو کرده‌ایم:

شاهرخ رامین: خیلی وقت‌ها خیلی از میکروب‌ها را مجبوریم مدت طولانی‌تری بگذاریم و منتظر جواب کشت آن باشیم و به محض آن که پاسخ‌ها حاضر بشود در خدمت شما هستیم تا گزارش کنیم.

شما می‌توانید بگویید که دقیقا آخرین گزارشی که درباره مرگ ایشان نوشته شده حاوی چه نکاتی بوده است؟

فرمانده بهداری ناجا تمام موارد را دانه دانه توضیح دادند. به درخواست خود ایشان از مدت‌ها پیش و با مساعدت فرمانده شان که گویا خیلی هم ایشان را دوست داشته و مایل بوده است که تسهیلاتی برایشان فراهم کند و به او کمک کند. [او] بین بقیه بچه‌ها و همراه با بقیه دوستانش نبوده است. گویا ایشان دوست داشت درسش را بخواند و در حال آماده شدن برای امتحان 'رزیدنتی' بوده و چون ایشان گفته است که قاتی بقیه همکاران نمی‌تواند درس بخواند، در اتاق جداگانه‌ای استراحت می‌کرده است.

این داستان از مدت‌ها پیش به این شکل بوده است و البته به دلیل مسائلی که راجع به بازداشتگاه کهریزک پیش آمد قاضی ایشان را -و البته نه فقط ایشان را- بلکه تعداد زیادی از کسانی که در آنجا فکر می‌کردند که مسئول جان بازداشت‌شدگان بوده‌اند، صدا کرده و با آن‌ها صحبت کرده است.

چهار نفر از آنان هنوز بازداشت هستند و هشت نفر از آنان به قید ضمانت آزاد شده‌اند.

آقای دکتر، آیا کسانی که بازداشت شده‌اند وابسته به نیروی انتظامی‌ هستند؟

بله. مثل همین آقای دکتر پوراندرجانی آن‌ها هم کسانی بوده‌اند که بالاخره در آنجا کار می‌کرده اند و در قبال جان کسانی که بازداشت شده بوده‌اند مسئولیت داشته‌اند. خود آقای دکتر را هم قاضی صدا کرده و از ایشان بازخواست کرده است.

گویا ایشان در جریان آن بازخواست خیلی ناراحت شده بودند. چون به او گفته بودند که اگر مشخص شود که این کوتاهی که اتفاق افتاده است از جانب شماست با شما برخورد قانونی خواهد شد.

گویا آقای دکتر هم در گفته‌هایشان بین همکاران و دوستان و حتی در گفت‌وگو با مافوقشان و سرباز وظیفه‌ای که در آنجا تردد می‌کرده است در این مورد پیش از فوتشان صحبت کرده و پرسیده است که اگر من مجازات بشوم چه می‌شود؟ اگر ثابت شود که من کوتاهی کرده‌ام چه کار خواهند کرد؟ و شما چطور فکر می‌کنید؟ و مشخص بوده است که یک سری مشکلاتی در این زمینه ذهن ایشان را اشغال کرده بوده است.

توضیح هم دادم که علیرغم اینکه در خیلی از سایت‌ها گفته بودند که پزشکی قانونی نداشته‌اند و ماجرا را خیلی به فرم خاصی تعریف کرده بودند و خیلی جنبه مخوفی تعریف کرده بودند بعدها با توضیحاتی که داده شد مشخص شد که خیلی از این سایت‌ها حتی دروغ نوشته‌اند.

آیا جسد ایشان به پزشکی قانونی تحویل داده شد؟ و در آنجا آزمایش‌های لازم بر روی جسدشان انجام شده است؟

بله. پس این آزمایش‌هایی که ما منتظر نتیجه آن هستیم از کجاست؟ از پزشکی قانونی یک گزارش چند صفحه‌ای آوردند ما هم آن را خواندیم و اظهارات کلیه شهود را هم گوش کردیم و ابدا موضوع مخوف و پیچیده‌ای به نظر نمی‌رسید.

در این میان تناقضات بسیاری وجود دارد. برخی می‌گویند ایشان خودکشی کرده و برخی هم می‌گویند که ایشان اصلا دست به خودکشی نزده است...

آن چیزی که مسلم است این است که ما می‌توانیم برای علت فوت یک جوان ۲۶ یا ۲۷ ساله که در اتاقش خوابیده بوده و بعد فوت می‌کند، علل مرگ زیادی داشته باشیم. ما به این موارد می‌گوییم موارد «سادن دث» (مرگ ناگهانی) که در ذیل تشخیص سادن دث هم خیلی تشخیص‌های دیگر قرار می‌گیرند.

اما خوب در هر صورت همیشه مرگ یک جوان برای ما جای سوال دارد.

چیزی که این ماجرا را خیلی حساس کرده این است که مسئله مرگ دکتر پوراندرجانی با داستان کهریزک گره خورده است. شما فکر می‌کنید که این دو ماجرا تا چه اندازه با همدیگر در ارتباط بوده است؟

بله. به همین دلیل هم بود که سایت‌ها وارد میدان شدند. چون ما شبیه به مرگ ایشان زیاد داریم که در پزشکی قانونی همه آن‌ها ذیل تشخیص سادن دث تقسیم‌بندی می‌شوند. بعد پزشکی قانونی تشریح می‌کند، گزارش می‌نویسد و شکل قانونی آن طی می‌شود.

منتها چون ایشان در کهریزک خدمت می‌کرده‌اند و قاضی هم صدایشان زده و مورد بازخواست قرار داده و گفته است که « شما مسئول بوده‌اید و چرا کوتاهی انجام شده و اگر مسلم شود که کوتاهی از جانب شما بوده با شما برخورد می‌شود» این مسئله حساسیت ایجاد کرده است ضمن اینکه با طرح موضوع در سطح مطبوعات و جراید، حساسیت بیشتری ایجاد شده است.

ولی کسی هنوز به عنوان متهم این پرونده شناخته نشده است؟

نه. ایشان خودشان وقتی رفته‌اند نزد قاضی در مورد اتفاقات کهریزک می‌بایست جوابگو می‌بودند. ایشان خودشان جزو کسانی هستند که می‌بایست جواب می‌دادند. موضوع دارد بررسی می‌شود و ما هم در کمیسیون نظرات مختلفی داریم که همه مشترکا آن را پی‌گیری می‌کنیم.

منتها چیزی را که می‌دانیم، نمی‌گوییم. و چیزی را که می‌دانیم می‌گوییم. نمی‌خواهیم اظهار نظر دروغ کنیم. من واقعا تعجب کردم از خیلی از نوشته‌های سایت‌ها که گفته بودند اصلا تشریح انجام نشده، نمونه‌برداری صورت نگرفته است و پدر و مادر او جنازه را ندیده‌اند.

ما در سیر این داستان متوجه شدیم که همه ماجرا را یکسره دروغ گفته‌اند. اعتبار خبرنگاری خودشان اولین چیزی است که زیر سوال می‌برند. خود شخص من اگر درباره چیزی که نمی‌دانم اظهار نظر کنم اولین چیزی که اتفاق می‌افتد این است که اعتبار خودم را از دست می‌دهم. 

مجمع روحانيون مبارز : پیام محرم خطر به صحنه آمدن قداره بندانی است که از اسلام تنها سرنیزه می فهمند

هم ميهن : ما اکنون در پی باز کردن مجدد دمل چرکین بازداشتگاه کهریزک و دیگر حوادث دردناک این چندماهه نیستیم و تنها از خداوند که ملجأ بی پناهان است آزادی سرافرازانه این عزیزان را خواستاریم.
مجمع روحانیون مبارز به مناسبت فرارسیدن ماه محرم بیانیه مهمی صادر کرد. متن کامل این بیانیه بدین شهر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
إنما خرجتُ لطلب الإصلاح فی أمة جدّی- امام حسین (ع)-
بار دیگر ماه محرم و عاشورای حسینی با همه پیام های جانسوز و نیز شورانگیزش فرارسیده است. پیام ضرورت دریدن پرده نفاق سلاطین زر و زور و تزویر در قامت اسلام پناهان دروغزن و ریاکار. پیام به غربت رفتن اسلام ناب محمدی پس از رحلت پیامبر بزرگوار اسلام و در زمانی که هنوز نسل اول عترت آن بزرگوار در قید حیاتند. پیام خطر میدانداری متحجران مقدس نما که دین خود را برای دنیای دیگران به حراج می گذارند. پیام خطر به صحنه آمدن قداره بندانی که از اسلام تنها شمشمیر و سرنیزه می فهمند آن هم برای ریختن خون فرزندان پیامبر، آن هم به اتهام خارج شدن از دین جدشان و خروج علیه حاکم مستبدی همچون یزید!
محرم و عاشورا با این پیام آمده است که اگر شمشیر را با شمشمیر نتوانستید بشکنید شمشیر به دستان ستمگر را با شمشیرشان در خون خودتان غرق و نابود کنید و این یعنی عصر پیروزی خون بر شمشمیر. محرم و عاشورا با همه قساوت ها و فضیلت کشی ها و رفتارهای ضد انسانی و ضد بشری در صفحه تاریخ ظاهر شد زیرا که اسلام ستیزان نشسته بر منبر پیامبر تصمیم گرفتند عترت پیامبر را تا آخرین نفر از صحنه روزگار محو کنند چرا که عترت پیامبر، مفسران قرآن و پاسدارنده حرمت انسان بودند و می توانستند اصول مسلم پیام الهی قرآن و اسلام را از تحریف در تفسیر حفاظت کنند و در برابر راویان و محدثان دین فروش قد علم کنند و اجازه ندهند که آنان اصول انسان ساز قرآن و اسلام و حتی هویت الهی پیامبر را به نفع قدرتمندان حاکم تفسیر و توجیه کنند.
اکنون با اغتنام فرصت از فرارسیدن ایام شورآفرین حماسه حسینی، نکاتی را به مناسبت شرایط روز و روزگارمان خدمت ملت شریف ایران معروض می داریم:
۱- در این روزها احساسات پاک مردم در سراسر کشور به خاطر اهانتی که به بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران شده و تصویری از آن در تلویزیون به نمایش درآمده، جریحه دار گردیده است و علاقه مندان آن عزیز گرامی در برابر این اهانت، احساسات پاک خود را ابراز نموده و می نمایند. امام خمینی در نظر مردم ایران نه تنها یک مرجع دینی که نماد عزت خواهی و کرامت جویی یک ملت بزرگ است. امام خمینی و نام او رمز بیداری و قیام ملتی است در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی. امام خمینی احیاگر دین و ارزش های الهی در دنیای معاصر به ویژه در جهان اسلام شناخته می شود. امام خمینی پیشوایی است که با پشتیبانی ملت ایران توانست شجره خبیثه سلطنت استبدادی را که قرن های طولانی در این سرزمین ریشه دوانیده بود از بیخ و بن برکند تا مردم حاکم بر سرنوشت خویش گردند و از بند بردگی و بندگی قدرت مطلقه سلاطین آزاد شوند و به جای اطاعت بی چون و چرا در برابر این قدرت های ضد آزادی و آزادگی، همه از عالی ترین مقام تا فرودست ترین شهروندان در برابر قانون مساوی باشند و مردم بتوانند بدون ترس در برابر صاحبان قدرت بایستند و سخن خویش را بگویند و نیز به ما آموخت که چگونه دست رد به سینه سلطه طلبان جهانی که به چپاول سرمایه ها و حمایت مستبدان در سرکوب جامعه می پرداختند بزنیم و استقلال طلبی را در کنار آزادیخواهی شعار ما قرار داد.
اهانت به آن مقتدا و پیشوا از ناحیه هرکس و با هر انگیزه و به هر صورت که رخ داده باشد از نظر ملت ایران به شدت محکوم است و ما از احساسات پاک مردم ایران در واکنش به اهانت به آن حضرت متواضعانه سپاسگزاری می کنیم و البته در این ارتباط از ذکر یک نکته ناگزیریم و آن اینکه در این روزها بعضی از مدعیان پیشتازی در حمایت از امام خمینی (س) بر بسیاری از شخصیت های روحانی و سیاسی و نیز بر بیت حضرت امام و به ویژه نوه گرامی آن حضرت، جناب حجة الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی تاختند و چنان هتاکی و بی حرمتی روا داشتند که گویا این شخصیت ها یا نسبت به اهانت به حضرت امام بی تفاوتند و یا خود به وجودآورندگان این صحنه آزاردهنده هستند و این تریبون داران و حامیانشان چنان رفتار کرده و می کنند که گویا مسأله اصلی آنان تسویه حساب های سیاسی با رقیبان سیاسی است و مسأله حمایت از حضرت امام برای آنان بهانه ای بیش نیست. رفتار مشکوک این افراد ذهن بسیاری از آگاهان را نسبت به اصل حادثه اهانت به حضرت امام دچار تردید می کند و با این سؤال روبه رو می شوند که آیا فرد یا گروهی سیاسی چنین نابخردانه در برابر دیدگان مردم دست به این اقدام نفرت انگیز می زند و اگر به دین اعتقاد ندارند دنیای خود را نیز بر باد می دهد و یا جریانی حادثه می آفریند و آن را با نمایش دادن در سطح ملی و بین المللی دستاویزی می کند برای تسویه حساب های سیاسی و گشودن عقده های فروخورده از ناکامی هایی که مردم به کامشان ریخته اند؟!
۲- تربیون های رسمی و رادیو و تلویزیون تلاش می کنند به مردم بگویند و آنان را قانع کنند که اوضاع کشور خوب و مطلوب است، اقتصاد کشور در بهترین شرایط است. تولید در حال افزایش و بسیار بهتر از همه سال های پس از پیروزی انقلاب است. تجارت داخلی به تبع وضع مطلوب تولید روزافزون صنایع بزرگ و کوچک و سنتی و مدرن نیز بسیار رضایت بخش است و بازرگانان و تجار و کسبه همه و همه روزگار خوبی را در کسب و کار سپری می کنند! قیمت ها به ویژه کالاهای مورد نیاز قشرهای کم درآمد جامعه ثابت است و افزایش قیمت وجود ندارد. قیمت خدمات دولتی و انحصاری نه تنها افزایش ندارد بلکه کاهش نیز یافته است. در تجارت خارجی دولت برای رفاه و آسایش مردم واردات را هر روز بیش از گذشته افزایش می دهد هرچند که عده ای کشاورز و صاحبان صنایع تولیدات داخلی ناگزیر می شوند تولید خود را به حداقل یا به صفر برسانند چون با حجم واردات بر ایشان مقرون به سود و صرفه نیست!
ولی آیا مردم این تبلیغات را باور می کنند؟! و آیا به راستی وضع اقتصاد کشور مطلوب است؟! و آیا مردم باور می کنند همه نابسامانی های اقتصادی و معیشتی، تولیدی و خدماتی و … همه از آثار توطئه دشمنان است؟! چگونه مردم این سخن را باور کنند در حالی که مسؤولین اداره کشور مدعی هستند اقدامات دشمنان از تحریم ها گرفته تا بی اعتمادی به اوضاع ناآرام داخلی هیچ تأثیری در اوضاع کشور ما ندارد. پس اگر تصمیمات دشمنان تأثیری در اوضاع اقتصادی ما ندارد مردم این نابسامانی ها را جز به ناتوانی و ندانم کاری مدیران کشور به چه چیز دیگری تفسیر و تحلیل کنند؟
اگر مردم سؤال می کنند که نزدیک به چهارصد میلیارد دلار درآمد کشور در پنج سال گذشته چگونه هزینه شده است که شاخص های کمّی رشد در زمینه های مختلف نشانی از هزینه شدن چند صد میلیارد دلار ندارد، آیا این سؤال اصلاح طلبانه دلیل بر اقدام براندازانه است؟! اگر مردم سؤال می کنند که سخت تر شدن روابط ایران با همسایگان و با کشورهای توسعه یافته دنیا و تیرگی روزافزون این روابط دلیل بر ناتوانی مسؤولان کشور در تنظیم صحیح روابط خارجی در جهت حفظ منافع جمهوری اسلامی است آیا این یک خواست اصلاح طلبانه است یا اقدامی براندازانه؟! اگر تیره شدن روابط ایران با کشورهای مختلف دنیا زیانی برای منافع ایران ندارد پس این هزینه های عجیب وزارت امور خارجه و سفارتخانه های جمهوری اسلامی در کشورهای مختلف و این سفرهای خارجی برای چیست؟! اگر وظیفه این دستگاه عریض و طویل برای آسان سازی روابط سیاسی و تجاری ایران با کشورهای خارجی است پس چرا هر روز ایران بیش از گذشته از طرف بانک های خارجی و از طرف شرکت های بزرگ خارجی و از طرف دولت های بزرگ بایکوت می شود و تحت فشار قرار می گیرد؟! آیا این سؤال اصلاح طلبانه است یا اقدامی براندازانه؟ اگر دولت های پیش از این پنج سال توانستند پایگاه اقتصادی عظیم عسلویه را ایجاد و راه اندازی کنند تا ایران بزرگ حداقل به اندازه قطر که در حد کوچک ترین استان ایران است از گاز و ذخایر زیردریایی خلیج فارس بهره برداری کند، امروز وضع این پایگاه عظیم اقتصادی به جایی رسیده که آگاهان درون حاکمیت از آن به یک فاجعه ملی یاد می کنند و مردم این فاجعه غم انگیز را به حساب ناتوانی و ندانم کاری مسؤولان می گذارند که نتوانستند از این ثروت ملی هرچه بهتر و بیشتر بهره برداری کنند. آیا این این یک خواست اصلاح طلبانه است یا اقدامی براندازانه و خارج شدن از خط امام و خروج بر حاکمیت کشور؟! اگر مسؤولان با بازداشت و حبس و … عده ای از نخبگان سیاسی بتوانند آنان را خاموش کنند که نخواهند توانست، مردم را چگونه قانع و راضی می کنند؟
۳- دانشگاه ها و دانشجویان و اساتید آنان همیشه کانون پرخروشی است که هم از محیط علم و دانش بهره مند می شوند و هم از شور و نشاط جوانی سرشارند و هم تحول خواه و اصلاح طلبند و چون این جوانان، فرزندان مردم ایران اسلامی و هواخواهان تشیع علوی و سربازان عاشورای حسینی اند طبیعی است اکثریت آنان با همین ارزش ها پرورش یافته اند. بدون تردید افرادی در میان دانشگاهیان هستند که یا به اصل دین و تشیع ایمانی راسخ ندارند و یا به حکومت دینی معتقد نیستند. اینان اگرچه در برابر اکثریت عظیم دانشگاهیان اندک اند ولی وجود دارند و خواسته ها و شعارهای این افراد را که با خواسته های اکثریت دانشگاهیان مغایرت و فاصله دارد به حساب اکثریت گذاشتن و همه را به این دلیل مورد اهانت و اقدامات خشونت بار قرار دادن، نه تنها خلاف اخلاق و مروت است که عمق بی تدبیری گردانندگان این صحنه های خشونت بار را نشان می دهد.
گردانندگان این رفتارهای غیر اخلاقی و غیر اسلامی نه تنها توان جذب روزافزون مردم به هواداری از امام و انقلاب و جمهوری اسلامی را ندارند که تلاشی شبهه برانگیز در معرض یاران امام و انقلاب و جمهوری اسلامی به عنوان مخالفان امام دارند. این رفتار مشکوک، آگاهان دلسوز را بسیار نگران می کند که آیا با خالی کردن صحنه سیاسی کشور از یاران صادق و زجرکشیده امام و انقلاب در پی اجرای منویاتی هستند که خدای نخواسته کیان جمهوری اسلامی و همه دستاوردهای ملت بزرگ ایران را نشانه گرفته است؟
ما به آن افراد و گروه اندک که خواسته ها و شعارهای خود را از مردم جدا کرده اند توصیه می کنیم که شما هم به صفوف اکثریت عظیم دانشجویان بپیوندید که خواست آنان خواست اکثریت عظیم مردم ایران است و خواسته شهیدانی است که با خون خود کتاب مقدس استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی را نوشتند و به دانشجویان عزیز توصیه میِ کنیم که اگر این جمع اندک به شما نمی پیوندند شما با هوشیاری و بدون برخوردهای خشونت آمیز سعی کنید که اقدامات مخلصانه و اصلاح طلبانه شما به خواسته های دیگرانی که از شما نیستند به هم آمیخته نگردد و راه روشن شما به تیرگی آلوده نشود و نیز توصیه می کنیم که در برابر گروه دیگری که به نام دین و حمایت از امام و انقلاب شما را مورد حمله و ضرب و شتم قرار می دهند صبور باشید و خشونت را با خشونت پاسخ ندهید و بر خدا توکل کنید که قطعا پیروزی از آن مؤمنانی است که بر خدا توکل می کنند.
۴- در ماه محرم و صفر به ویژه در ایام عاشورای حسینی مردم در سراسر کشور با اخلاص و ایمانی عمیق به عزاداری می پردازند و در مجامع و مجالس عزاداری شرکت می کنند و امواج خروشان انسانی در خیابان ها و محله ها به حرکت درمی آیند تا وفاداری و ارادت خود را به سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و خاندان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم ابراز کنند. در این اجتماعات هستند افرادی که در کسوت گویندگان مذهبی و یا بعضی از مداحان چه بسا بخواهند و یا از آنان خواسته شده باشد که از این اجتماعات پاک مذهبی سوء استفاده کنند و این تریبون ها را به محلی برای اهانت و هتاکی به شخصیت های دینی و سیاسی تبدیل کنند و با ارائه تفسیری انحرافی از عاشورای حسینی علاقه مندان و یاران مخلص و صدیق اباعبدالله الحسین علیه السلام را به عنوان کسانی معرفی کنند که از راه و رسم اسلام و امام خارج شده اند. عزاداران حسینی در سراسر کشور هوشیار باشند و اطراف چنین افرادی را خالی کنند و به این شیوه از هرگونه اختلاف و تفرقه در صفوف مردم عزادار جلوگیری کنند.
۵- مراجع بزرگ تقلید و اساتید حوزه های علمیه به رسم و رویه معمول، هنگام تعطیلی دروس حوزه ها به مناسبت ایام عاشورا توصیه های لازم را به طلاب عزیز فرموده اند و آنان به خواست خداوند به وظیفه دینی و الهی خود به بهترین شکل عمل می کنند و اطمینان داریم که در تاریخ اسلام و تشریح حوادث پس از رحلت پیامبر عظیم الشأن اسلام که منجر به حوادث غم انگیز عاشورا گردید به منابع اصیل تاریخی تکیه خواهند کرد و تلاش وافر خواهند نمود تا مردم را در ایمان به اسلام و مقدسات اسلام و عشق و علاقه به عترت و خاندان پاک رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم از عوام زدگی و قبول خرافات پرهیز دهند و احساسات پاک مردم را با تکیه بر منابع اصیل و اصول عقلانی اسلام سیراب سازند و هرگز چنین مباد که به منظور تحریک عواطف و احساسات مردم به اموری تکیه شود که عقل و خرد عاشقان حسینی و مؤمنان به اسلام را به بازی بگیرد.
مبادا که در خرافه زدایی و مبارزه با تحجر، غفلتی ولو اندک رخ دهد که روحانیت اسلام به ویژه تشیع در نقطه ای ایستاده است که اگر اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم را به جامعه و جهان معرفی کنند بشریت را به آینده سعادتمند امیدوار می سازند و اگر جز آن حقیقت ناب، باورهای آمیخته با کج فهمی ها و کژتابی ها و تحت تأثیر قدرت ها و تلخ و شیرین این دنیا به مردم و به دنیا عرضه شود فرزندان امروز اسلام، خدای نخواسته در آینده با تردیدها و وسوسه های ایمان بر باد ده، دست به گریبان خواهند شد.
۶- شش ماه است که عده ای از شخصیت های خدوم جمهوری اسلامی در بازداشت به سر می برند. خواسته های آنان همان خواسته های اصلاح طلبانه مردم ایران است. آنان در طول چندین ماه با تلاش های خالصانه خود کوشیدند تا انتخاباتی پرشور و با شرکت حداکثری مردم شکل بگیرد با این امید که آرای مردم تعیین کننده سرنوشت آنان باشد ولی نتیجه آن انتخابات این است که اکنون شش ماه را در زندان می گذرانند که چرا به نتایج به دست آمده معترضند؟ آیا اعتراض به نتایج اعلام شده و درخواست رسیدگی قانونی و بی طرفانه به آن نتایج یک خواست اصلاح طلبانه است یا اقدامی براندازانه؟! آیا بازداشت جمع کثیری از مردم و شخصیت ها از زن و مرد بدون رعایت قوانین صریحی که از حقوق شهروندان و حتی متهمان و مجرمان دفاع می کند نقض صریح قوانین کشور نیست؟ و آیا درخواست رعایت قوانین جاری کشور در دستگیری ها و بازداشت ها و رفتار در داخل بازداشتگاه ها و مراحل بازجویی و در زمان بازداشت و در انجام مکالمات و دیگر مراحل یک خواست اصلاح طلبانه است یا اقدامی براندازانه؟!
ما اکنون در پی باز کردن مجدد دمل چرکین بازداشتگاه کهریزک و دیگر حوادث دردناک این چندماهه نیستیم و تنها از خداوند که ملجأ بی پناهان است آزادی سرافرازانه این عزیزان را خواستاریم.
سلام بر همه شهیدان راه حق و عدل و آزادی و بر سرور و سالار آنان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران و اصحاب آن حضرت و بر خاندان و عترت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم
مجمع روحانیون مبارز
منبع: کلمه

امیرحسین اردبیلی به ۵ سال زندان محکوم شد

۱۳۸۸ آذر ۲۵ 
راديو كوچه
دادستان فدرال امریکا امیر حسین اردبیلی، شهروند ایرانی، را که به جرم قاچاق اسلحه برای ایران اعتراف کرده بود را به ۵ سال زندان محکوم کرد.
مقامات ایرانی پیش از این به «اقدام غیرطبیعی» آمریکا در بازداشت اردبیلی اعتراض کرده و خواهان آزادی بی قیدو شرط او شدند.
به گزارش بی‌بی‌سی، به گفتۀ تحلیل‌گران با توجه به سخنان اخیر منوچهر متکی وزیرامورخارجه ایران در خصوص محاکمۀ سه کوهنورد آمریکایی، ایران ممکن است به دنبال استفاده از این اتباع بازداشتی برای آزادی شهروند خود باشد.

آرشیو

برچسب‌ها