با این همه ظلمی که سیاهی کرده است .... تردید ندارم که خدا هم سبز است !!!

آخرین اخبار

۱۳۸۸ آذر ۲۱, شنبه

انجمن اسلامی دانشگاه تهران با محکوم کردن هتک حرمت به امام راحل: برخی می‌خواهند برای بحران آفرینی مجدد، قرآن سر نیزه کنند


تاریخ انتشار: ٢١ آذر ١٣٨٨
پارلمان‌نیوز: انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در بیانیه‌ای با محکومیت شدید هتک حرمت صورت گرفته نسبت به ساحت امام خمینی(ره) هشدار داد:«مستمسک قرار دادن هتک حرمت به امام راحل(ره) برای بحران‌آفرینی مجدد در جامعه، مشابه قرآن‌های برنیزه شده قاسطین است که دست آخر گروه افراطی و جاهل خوارج را به جان امت اسلامی انداخت.»

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

 بسمه تعالی
بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران
پیرامون محکومیت هتک حرمت به ساحت حضرت امام خمینی(ره)

با کمال تاسف و تاثر هتک حرکت به امام خمینی (ره)، بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی ایران، طی چند روز گذشته بار دیگر مستمسک میدان‌داری یک جریان خاص و تندور در کشور جهت رسیدن به اهداف خاص و از پیش تعیین شده گشته است. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در این زمینه لازم می‌داند به نکاتی چند اشاره نماید:
1-    ابتدا همانگونه که در نامه قائم مقام موسسه نشر و تنظیم آثار امام خمینی(ره)(معتمد و امین قدیمی امام راحل) مطرح شده است: «آنچه از گزارشهای مختلف افرادی که در صحنه‌های تلخ روز دانشجو در دانشگاههای مختلف حضور داشته‌اند، استفاده می‌شود آن است که موضوع بدان گونه که در برنامه تلویزیون نشر یافته، نبوده و علیرغم آنکه در این روز بعضا شعارهای ساختار شکنانه دیگری، با کمال تاسف مطرح شده، اما هتک حرمتی نسبت به ساحت امام خمینی(س) گزارش نشده است و بر فرض آنکه آنچه که در تصاویر تنظیم شده و نامرتبط نشان داده شده است در گوشه‌ای از تجمعات آن روز توسط فردی مجهول و مغرض انجام یافته باشد، توسعه آن به گونه‌ای که گویی جو غالب چنان بوده است دروغ بیّن و مسلّم می‌باشد. حرمت شکنی بی‌سابقه صدا و سیما در تنظیم تصاویر پخش شده جداً باعث تاسف، تعجب و اعتراض جدی دوستداران امام راحل است. تنها کافی است تصور کنید که این عکس در یکی از روزنامه‌ها یا نشریه‌های دیگر منتشر شده بود. آیا نمی‌توان عکس‌العمل علاقمندان به اصول انقلاب را ترسیم کرد. نکته حائز اهمیت آن است که هیچ‌ یک از شبکه‌های خارجی و رسانه‌های دیداری و نوشتاری- علی ما نقل- چنین مطلبی را انعکاس نداده‌اند و این اشتباه تنها مخصوص صدا و سیمای جمهوری اسلامی است.»

2- تاکنون طیفی که بار دیگر ناجوانمردانه و بر خلاف اصول اخلاقی به عنوان فاعل این هتک حرمت از سوی گروه‌های تندرو و فرصت‌طلب مطرح شده است، اثبات نموده است که جانانه به اندیشه‌ها و آرمان‌های امام خمینی(ره) عشق می‌ورزد و انتقاد و نگرانی‌ اصلی خود را نیز فاصله گرفتن از ارزش‌ها و آرمان‌های برآمده از اندیشه آن پیر فرزانه می‌داند. این مهم چنان مسجل است که حتی به فرض محال اگر کسی به خود اجازه چنین خیانتی داده باشد و خود را درون این طیف تلقی نماید بی‌شک یا نفوذی جریان‌های خاص برای ضربه زدن به حرکت آگاهانه ملت ایران در جهت احیای اندیشه‌های امام خمینی است و یا خائن به ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی. از طرفی همانطور که اینک برای همگان مشخص شده است، در روزهای 16 و 17 آذر ماه سوال اساسی دانشجویان آن است که چگونه تعداد کثیری از غیر دانشجویان بصورت غیرقانونی وارد دانشگاه شده‌اند و با نفوذ در میان دانشجویان عامل رخداد چنین حوادثی گشته‌اند؟ آیا حدوث چنین وقایع تاسف‌انگیزی از جانب کسانی که با قبله اشتباه نماز فتح می‌خوانند محتمل نیست؟ انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران تاکید می‌نماید؛ یقینا عمل فوق در راستای پروژه خائنانه گسترش نفاق، خشونت و بحران‌آفرینی مداوم از سوی گروه‌های معلوم‌الحالی است که در شش ماه گذشته لحظه‌ای از نفرت‌آفرینی در میان ملت فروگذار ننموده‌اند.

3- مستمسک قرار دادن هتک حرمت به امام راحل(ره) برای بحران‌آفرینی مجدد در جامعه، مشابه قرآن‌های برنیزه شده قاسطین است که دست آخر گروه افراطی و جاهل خوارج را به جان امت اسلامی انداخت. گروهی که از فرط تقلید و تعصب، قرآن ناطق را ندیدند و در برابر اسلام و امت مسلمان قرار گرفتند. در این روزها که وحدت و حفظ آرامش جامعه برای گذر از بحران پس از انتخابات امری ضروریست، سوء استفاده از این حادثه دلخراش و توهین تاسف‌بار توسط گروهی خاص چه معنایی جز استفاده ابزاری از سرمایه‌های انقلاب دارد؟ اینکه توصیه‌های امام راحل در حفظ حقوق ملت را وانهیم و فرمایشات ایشان در باب حفظ انقلاب اسلامی را فراموش کنیم و به تصویر آن بزرگوار بیش از تفسیر او از اسلام بها دهیم آیا همان فتنه خوارجی نیست که از اسلام تنها قرائت عربی آن را فهمیده بودند؟ و جزئی از اسلام را برمی‌گزیدند و جزئی را زمین می‌گذاردند. «... أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء مَن يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ.»( آيا به بخشى از كتاب [آسمانى] ايمان مي‌آوريد و به بخشى ديگر كفر مي ورزيد؟ پس كيفر كسانى از شما كه چنين تبعيضى را [در آيات خدا] روا مي‌دارند، جز خوارى و رسوايى در زندگى دنيا نيست، و روز قيامت به سوى سخت‌ترين عذاب بازگردانيده مي‌شوند، و خدا از آنچه انجام مي‌‌دهيد، بى‌خبر نيست.)- سوره بقره-آیه 85

4- زیر پا گذاشتن حق اعتراض و آزادی بیان در جامعه و دانشگاه، و تلاش برای بیشتر کردن سرکوب و خفقان با مستمسک قرار دادن توهین به امام بزرگوار، قطعا قرار دادن تصویر امام در برابر اندیشه امام است. باید از کسانی که امروز این چنین برآشفته‌اند و حساسیت نشان می‌دهند پرسید آیا در اندیشه علوی و فرزند آن امام راحل حمله سازمان یافته به دانشجویان و ضرب و شتم و به خاک و خون کشیدن فرزندان ملت  در 18تیر 1378، 25خرداد 1388، 16و17آذر 88، اهمیتی کمتر داشته است؟ پس چرا در آن هنگام همه خاموشی گزیدند و راه امام راحل مبنی بر عدالت‌خواهی و ظلم‌ستیزی را نپیمودند؟ اعتراضات گسترده کنونی در حالی شکل می‌گیرد که هیچ یک از این جریانات اعتراض جدی به هتک حرمت چندباره فرزندان ملت در دانشگاه ننموده است. آنان که در برابر جنایاتی اینچنین افراط‌گرایانه راه سکوت برگزیدند، اکنون نیز افراط‌گرایانه در جهت سوء‌استفاده از عکس امام در جهت بستن فضا گام برمی‌دارند تا بار دیگر با استفاده ابزاری از نام و حتی تصویر خمینی کبیر، اندیشه و منش او را به حاشیه برانند. اندیشه ناب علوی و اسلامی با دو محور عدالتخواهی و ظلم‌ستیزی در عرصه اجتماع تعریف شده و فریاد کردن ظلم و ستم را رسالت هر انسان صالح  و دینداری می‌داند. تا آنجا که مولایمان حسین(ع) که در آستانه ایام سوگواریش قرار داریم در باب فلسفه قیام خود می‌فرماید:«در جستجوي اصلاح كار امت جدم بپا خواسته‌ام، اراده دارم امر به معروف و نهي از منكر كرده و به سيرت جد و پدرم رفتار كنم» و مگر فریاد کردن ظلم و ستمی که امروز بر دانشجو و دانشگاه می‌رود جز امر به معروف و نهی از منکر است؟

5- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ضمن محکوم نمودن مجدد این هتک حرمت بزرگ به ساحت حضرت روح‌الله(ره) از عموم دانشجویان و مردم مسلمان درخواست دارد ضمن حفظ آرامش خود، هرگونه فرصت سوء استفاده را از متحجران مقدس‌مابی که حیات خود را در ادامه بحران کنونی می‌دانند دریغ کنند؛ و به یاد داشته باشند خون دلی که امام خمینی(ره) از این دسته‌ متحجر، مقدس‌نما و واپس‌گرا خورد هرگز از فشارها و سختی‌های دیگران نخورد!

اختصاصي از فرداي ايران : گول تفرقه افكنها را نمي خوريم !

اين كه كسي عكس امام را پاره كرده يا نه موضوعي نيست كه بشود به راحتي آن را به جنبش سبز نسبت داد . به واقع بايد ديد كه اين كار تنها از عهده بسيجيان غيور يا برادران سپاهي اي بر مي آيد كه براي مظلوم نمايي خويش در قبال جنايتي كه در سركوب و شكنجه و قتل مردم انجام دادند صورت مي گيرد . جنبش سبز بزرگ تر و عظيم تر از اين هجمه ها است كه به اراجيف گويي هاي صدا و سيما يا رسانه هاي كودتا كم بياورد . ما در اين شش ماه ثابت كرديم كه با تمامي مردان و زنان اين آب و خاك در سراسر گيتي كه دست دوستي دراز كردند همصدا شديم و يك رنگ . و هر كسي كه وارد اين جنبش ملي و آسماني شد فراموش كرد كه پيش تر چه خواسته هايي داشته يا دارد و همصدا با آحاد مردم در استيفاي حقوق مردم قدم برداشت . من به عنوان عضو كوچكي از اين جامعه چند صدايي خوب به خاطر دارم كه در 18 تيرماه 1378 نيز برادران غيور سپاهي و بسيجي با پاره كردن عكس آقاي خامنه اي و راديكال كردن تظاهراتي كه تنها با تحصن و در خيابانهاي اطراف كوي صورت مي گرفت ، با آتش زدن چند ماشين و شكستن شيشه چند مغازه ، گناه بي شرفي و ددمنشي خويش را به گردن دانشجوياني انداختند كه تنها مي خواستند حقشان يعني احترام به دانشگاه ادا شود . من شاهد آن روزهاي پر از دردي بودم كه چگونه مشتي وحشي و كور و كر كه بازيچه دست عاليجنابان پشت پرده اند چگونه دانشجويان قهرمان و آزاده را به خاك و خون كشيدند و در آخر نيز نه كسي محاكمه شد و نه هيچ مقام مسئولي مؤاخذه .


برادران و خواهران ، چه تفاوت دارد كه از چه تفكر يا آرماني حمايت مي كنيم ؟ اين موج سبز خروشاني را كه دستهاي سبز ما پديد آورده را ياراي باز ايستادن نيست . و ترس در اندام حاكمان چنان انداخته اين خيزش سبز ما كه هر روز دست به حربه هاي كثيف ديگري مي زنند . گاه ما را وصل مي كنند به سلطنت طلبان و مجتهدين خلق ، آخر كدام از ما در اين سانسور شديد و اين خفقان اطلاعاتي آگاه بوديم با تفكرات آنها ؟ كه گيرم اگر هم مي شنديم سخنانشان را جز به خنده كاري بر نمي آمد از حرفهاشان . روزي ديگر مي خواهند از قول موسوي كروبي را خطاب قرار دهند و روزي ديگر از قول كروبي ، موسوي را شماتت كنند كه به حق و انصاف اين دو ابرمرد ، راست قامت و در كنار هم ايستاده اند در كنار ما و تا كنون هر چه بر مي آمده از دستشان دريغ نكرده اند از جنبش سبزي كه خود را نيز جزئي از آن مي دانند .ما را آشوبگر خطاب مي كنند و اغتشاشگر و اراذل و اوباش ، فردايش كتمان مي كنند و مي گويند بي بي سي چنين ناميده مردم ايران را و هنوز روزنامه ها روي پيشخوان دكه ها باز توسط افرادي ديگر مردم را به نامهايي كه خود برازنده اش هستند خطاب مي كنند . در حالي كه چه بسيارند شاهداني با چشمهايي باز و ساعتها كليپ و تصوير كه چه كساني بودند كه شيشه ها را شكسته اند و به تخريب اموال عمومي و حتي خصوصي مردم پرداخته اند .  امروز نيز فتنه اي ديگر را افراشته اند كه بي گمان براي گسسته كردن دستهاي سبزمان از هم . اين كه پوششي يابند براي توجيه كردار پليدشان در اين چند ماهي كه با شكنجه و سركوب و تجاوز و ارعاب چه ها كه با مردمان كشور خودشان كردند . آن هم در توجيهو دفاع  از كسي يا شخصي كه بسيار سوال است درباره او كه خود آن عزيزان كوردل و ناشنوا نيز جوابي ندارند براي آنها .

و ما گول اين تفرقه افكنها را نمي خوريم  ، براي ما جنبش سبز تفاوت نمي كند كه طرفدار كدام عقيده يا مسلك يا كدام شخص هستيم ، نقطه مشترك ما ايران است و آزادي كه حق تمامي ايراني ها است . حرف همه ما اين است :

- احترام گذاشتن به مردم با هر ايده و تفكري

- آزادي مطيوعات و بيان و انديشه بدون كوجكترين ترسي

-اصلاح قانون اساسي و همان نكاتي كه مهندس موسوي در بيانيه هاي خود گفته ، يعني اصول فراموش شده و اجرا نشده قانون اساسي كنوني

-كوتاه شدن دست سپاهيان و نظاميان از سياست

-توزيع عادلانه ثروت به نفع تمامي مردم به خصوص مردمان محرومي كه كم هم نيستند در سراسر ايران

-ارتقاي سطح اقتصادي ، فرهنگي ، سياسي مردم با استفاده از مديران مجرب كشور كه در اين بوروكراسي و خاندان هزارفاميل سياست جايي براي انها نيست .

اينها چيزي بيرون از عقيده من يا شما است و حقوقي است حداقلي براي هر زن و مرد و پير و جوان كه فرزند اين خاك است و تا استيفاي آنها باز نمي نشينيم از راه . كاري كه تا كنون ادامه داده ايمش و به پاسداشت خون شهدا و حرمت نفس بازداشت شدگانمان ادامه مي دهيمش باز .


فرداي ايران

88/08/21

سرکوب، هدیه دولت به دانشجویان

پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۸
در حالی که هنوز 16 آذر، روز دانشجو فرا نرسیده بود، آقای اژه ای دادستان کل کشور به خانواده ها هشدار داد که اگر اجازه دهند فرزندانشان در مراسم 16 آذر شرکت کنند، پس از بازداشت آنها حق گلایه ندارند؛ بعلاوه، دولت برای خبرنگاران خارجی ایجاد محدودیت کرد و مجوز آنها را برای سه روز به حالت تعلیق درآورد؛ همزمان، شبکه اینترنت و خطوط تلفن هم دچار اختلال شدید شدند. با همه اینها، هزاران دانشجو در سرتاسر کشور در مراسم 16 آذر شرکت کردند و علیه دولت و مسئولان حکومتی شعار دادند و در نهایت، در جریان 16 آذر و روزهای قبل و بعد از آن،  دهها دانشجو در سرتاسر کشور دستگیر شدند و همچنین شماری از دانشجویان از سوی نیروهای شبه نظامی وابسته به بسیج مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.
نیروی انتظامی اعلام کرد که در روز 16 آذر حدود 204 تن در شهر تهران بازداشت شده اند.
در تهران، مجید توکلی، فعال دانشجویی پس از سخنرانی در دانشگاه امیر کبیر از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شد و رسانه های حکومتی از همان لحظه آغاز بازداشتش شروع به پرونده سازی برای او کردند و مدعی شدند که این فعال دانشجویی با لباس زنانه در صدد بوده که از دانشگاه بگریزد. در همین حال برخی گزارشات از احتمال شکنجه این فعال دانشجویی حکایت داشتند.
رسانه های خبری اسامی شماری از بازداشت شدگان را به این ترتیب اعلام کردند: محمدجعفر طهماسبی، از اعضای ستاد دانشجویی میرحسین موسوی، جاوید حاج همتی و عباس قادری دو تن از دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر، نويد سلطان پور، مجتبی هاشمی، نیلوفر اثباتی، بردیا نجار، طاهر دهخوارقارنیان و مهدی بلخاری از دانشجویان دانشگاه تهران، فرزاد کلبعلی، سهراب کریمی و امجد کردنژاد از دانشجویان کرد دانشگاه تهران، میثم حسنی دانشجوی دانشکده برق دانشگاه خواجه نصیر، غلام محمدی دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه تهران و عضو فعلی شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تهران و محمدجعفر طهماسبی عضو انجمن اسلامی دانشکده فنی، میثم هاشمی فعال دانشجویی دانشکده حقوق و و علوم سیاسی دانشگاه تهران، مهدی الهیاری دانشجوی فوق لیسانس شیمی دانشگاه صنعتی شریف، طاهر دهخوارقارنیان دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه تهران. همچنین در شیراز سعید آگنجی و راضیه جعفری، سید محمد محسن موسوی، سبحان حیدری، نجما رنجبر، سید محمد حسینی، سعید لطفی و مسعود مهدوی فر دستگیر شدند.
علاوه بر این افراد، کامران آسا، برادر کیانوش آسا، دانشجویی که به ضرب گلوله نیروهای امنیتی به قتل رسیده بود پس از خروج از دانشگاه علم و صنعت، به همراه بیژن رضایی، از دوستان کیانوش آسا دستگیر شدند. در اصفهان هم، هایده تابش، از اعضای کمپین یک میلیون امضا دستگیر گردید.
سایر گزارشات رسیده حاکی از بازداشت هفت تن از اعضای انجمن اسلامی و فعالین دانشجویی دانشگاه پیام نور تهران بود. از سایر شهرستانها هم خبر رسید که شماری از دانشجویان در جریان اعتراضات 16 آذر بازداشت شده اند.
اما همه این اسامی تنها بخشی از بازداشت شدگان این هفته می باشند. اوایل هفته نیز، نیروهای امنیتی حدود 15 تن از مادران عزادار را در پارک لاله تهران بازداشت کردند.
آنسوتر، روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران از ارسال احکام قطعی ۲۲ نفر از دستگیر شدگان حوادث بعد از انتخابات به واحد اجرای احکام دادگاه انقلاب خبر داد. به گزارش رسانه های نیمه دولتی، 18  نفر به حبس از 4 ماه تا چهار سال و نیم محکوم شده اند. برای 4 نفر نیز رای برائت و برای عده ای جزای نقدی و مجازات شلاق نیز صادر شده است.
و در همین حال، محمد پور عبدالله، فعال دانشجویی به تحمل شش سال حبس محکوم گردید.
آنطرفتر، روزنامه حیات نو در این هفته توقیف شد و گزارشگران بدون مرز هم به صدور حکم 9 سال حبس برای سعید لیلاز، اعتراض کرد.
نهضت آزادی هم خبر داد که وزارت اطلاعات، فعالیت سایت های وابسته به این گروه را ممنوع اعلام کرده است.
و در چنین اوضاعی بود که نوی پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل از تشديد سرکوب مخالفان دولت ایران توسط ماموران امنیتی جمهوری اسلامی، عميقا ابراز نگرانی کرد و از مقامات جمهوری اسلامی خواست به حق مخالفان برای انجام تظاهرات احترام بگذارند.
بازداشتهای گسترده این هفته در حالی بود که سردار فضلی، فرمانده سپاه سیدالشهدای استان تهران گفته بود:"قصد داريم در اين روز به دانشجويان در دانشگاه‌هاي سراسر کشور، بخصوص استان تهران گل هديه دهيم"..

برادرم تفنگت را زمین بگذار... دعوت از نیروهای مسلح به پیوستن به مردم در محرم

به نقل از وبلاگ راه سبز آزادي
انتشار نامه گروهی از فرماندهان و افسران ارتش به مردم ایران نشان دهنده پیروزی دیگری بود برای جنبش سبز.مسلما پایداری جنبش و طولانی شدن مبارزه سبب شده تا نظامیان با وجود تهدیدات بسیار دست به چنین کاری بزنند. نظامیان با وجدانی که حاضرند از جان خود در دفاع از میهن بگذرند هرگز در برابر خواست ملت قرار نمی گیرند؛ مطمئنا همین وضعیت در سپاه پاسداران و نیروی انتظامی نیز وجود دارد. این نکته را نباید فراموش کرد که یگانهای نظامی محدودترین ارگانها در یک نظام استبدادی هستند، و با کوچکترین انحراف از دستورات، حتی به مرگ محکوم  می شوند. از طرفی پیروزی یک جنبش ضد کودتا تنها با پیوشتن نیروهای نظامی وانتظامی و رویگرداندن آنان از حکومت ممکن است. اما اعلام این همراهی نیاز به گذر زمان و شرایط مناسب دارد.
یکی از بهترین موقعیتها برای نیروهای نظامی مراسمی است که حداکثر مردم در آن شرکت می کنند، چون در صورت مواخذه دلیل قانع کننده ای برای آن خواهند داشت.
محرم یکی از آن موقعیتهای طلایی است؛ شرکت در مراسم مذهبی به هیچ بهانه ای نیاز ندارد؛ در کنار مردم بودن و شنیدن صدای اعتراض و دعوت آنان از نزدیک، آنها را بیشتر و بیشتر به پیوستن به مردم تشویق خواهد کرد.

10روز محرم بهترین فرصت برای رساندن پیام حقانیت خواست مردم به نظامیان است و باید به اولویت اصلی ما تبدیل شود؛با نوشته های وبلاگی، پخش دعوتنامه، درست کردن پوسترو نوشتن شعاراز آنان می خواهیم به ما بپیوندند.
برادرم تفنگت را زمین بگذار...

جنبش اعتراضی در ایران؛ « شعارهایی که مشروعیت حکومت را به چالش کشیده اند»

۱۳۸۸/۰۹/۲۰ 
وال استريت جورنال، روزنامۀ چاپ نيويورک، در شمارۀ روز پنجشنبۀ خود طی مقاله ای با عنوان «جنبش دمکراتيک ايران، خواهان جمهوری ايرانی است نه جمهوری اسلامی» نوشته است که شعارهای اخير تظاهرکنندگان در ايران، مشروعيت حکومت را به چالش کشيده است.

مقالۀ مشروح وال استريت جورنال به قلم نويسنده و روزنامه نگار ايرانی، امير طاهری اين چنين آغاز می شود که يک ماه پيش، سردار پاسدار محمدعلی عزيز جعفری، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تهديد کرد که تظاهرات بيشتر ضد رژيم که وی آن را «زنجير توطئه» ناميده بود، درهم کوبيده خواهد شد؛ هفتۀ گذشته اما، تظاهرات دانشجويان ايران در سراسر کشور، با ناديده انگاشتن تهديدهای اين سردار پاسدار و مرشدان سياسی اش، نشان داد که ظاهرا «زنجير» همچنان محکم است.

گروه های مخالف که مجموعۀ جنبش دمکراسی خواهی در ايران را تشکيل می دهند، از هم اکنون تظاهرات ديگری را برای روز يکشنبه، ششم دی ماه که با روز عاشورا مصادف است، تدارک ديده اند.

تقويم جمهوری اسلامی، بيست و دو روز تعطيلی دارد که طی آن، رژيم با سازماندهی تظاهرات عمومی، قدرت خود را به نمايش می گذارد و به دنبال انتخابات بحث انگيز خرداد ماه گذشته، جنبش دمکراسی خواهی از اين تعطيلات رسمی برای به تحليل بردن رژيم بهره گرفته است.

وال استريت جورنال پس از برشمردن مواردی از اين تظاهرات در ماه های اخير، با تاکيد بر دگرگون شدن ماهيت شعارهای تظاهرکنندگان از آغاز تا کنون و يادآوری اين نکته که يکی از شعارها، پيامی هم برای باراک اوباما [ریيس جمهور آمريکا] داشت، می نويسد: «امروزه، شعارها شامل «مرگ بر ديکتاتور» و  «جمهوری ايرانی – نه جمهوری اسلامی» می شود و به کوتاهی می توان گفت که تظاهرکنندگان، ديگر رژيم فعلی را حکومت مشروع کشور نمی دانند.»

وال استريت جورنال از قول يک منبع نزديک به مخالفان، به تلاش های ميرحسين موسوی و آيت الله مهدی کروبی برای جلوگيری از حملۀ تظاهرکنندگان عليه آيت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی با اميد دستيابی به معامله ای با وی اشاره می کند و اين وعده که آنان از برنامۀ اتمی جمهوری اسلامی پشتيبانی خواهند کرد، ولی انبوه مردم [تظاهر کننده] آن را رد کرده و فرياد برآوردند که «غنی سازی را رها کن – فکری به بينوا کن.»

وال استريت جورنال می افزايد: «روشن است که جنبش دمکراسی خواهی [ايران] در حال وهوای هيچ نوع معامله ای با آيت الله خامنه ای نيست؛ رهبری که به گفتۀ مخالفان، مقام خود در چارچوب قانون اساسی را زيرپا نهاده و پيش از اعلام نتيجۀ انتخابات، به جانبداری از محمود احمدی نژاد برخاسته است. باتوجه به چنين فضائی است که موسوی و کروبی، خواستۀ پيشين خود برای اجرای کامل قانون اساسی را به کناری نهاده اند.»

يکی از مشاوران ميرحسين موسوی به نويسندۀ وال استريت جورنال گفته است که آنها بدون شکستن تخم مرغ، می خواستند املت بپزند.

روزنامۀ آمريکائی در بخش ديگری از اين مقاله نوشته است که سرکوبی خشن تظاهرکنندگان توسط ماموران و عوامل رژيم، جنبش [دمکراسی خواهی] را راديکاليزه کرده و به اين انجاميده که فعالان اين جنبش تغيير رژيم را خواستاراند و مير حسين موسوی و مهدی کروبی نيز، اکنون دريافته اند که مردم بسيار سريع تر از آنان حرکت کرده اند. شايد مهمتر از آن اين نکته باشد که به نظر می رسد آقای موسوی برنامه های خود برای سازمان موسوم به «سبز» را که تعريفی ناقص دارد، کنار گذاشته است. او اينک در می يابد که جنبش ضد رژِيم بسيار گسترده تر از آن است که بتوان آن را از طريق يک چارچوب مرکزی کنترل کرد.

وال استريت جورنال در بخش ديگری پس از پرداختن به موج بازداشت ها و کشتارهای خيابانی و تداوم ايستادگی مردم به رغم وعده های سردار جعفری به سرکوب [آنان] به ناخشنودی روحانيان شيعه از اوضاع و فاصله گرفتن آنها از رهبری دو جانبۀ خامنه ای – احمدی نژاد تاکيد کرده و با ذکر نارضائی عميق برخی از آيات عظام مانند منتظری، بيات، صانعی، بروجردی و زنجانی، از قول يک روحانی مقيم قم نوشته است که پشتيبانی خامنه ای از احمدی نژاد، رژيم را به سوی فنا سوق داده است.

وال استريت جورنال تصریح می کند: آقای احمدی نژاد مدعی است که ظهور امام غائب، قريب الوقوع است و او به عنوان يکی از کوشندگان برگزيدۀ «امام زمان» برای فراهم ساختن زمينۀ «ظهور» ماموريت دارد که «کافران» را از سرزمين های مسلمانان بيرون کند و فلسطين را از دست «اشغالگران صهيونيست» آزاد سازد. هفتۀ گذشته، وی طی نطقی در اصفهان ادعا کرد که جنبش دمکراسی خواهی در ايران، ساخته و پرداختۀ آمريکاست.

يک آيت الله ساکن قم می گويد: سخنان احمدی نژاد، يک فرد بيمار را تداعی می کند و پشتيبانی خامنه ای از چنين فردی، رژيم را به سوی فنا سوق داده است.

وال استريت جورنال در پايان به اين نکته اشاره می کند که سرداران سپاه، تقريبا هر شب به عنوان پاسداران سيستم، در برابر دوربين های تلويزيون قرار می گيرند و سردار جعفری [فرمانده سپاه پاسداران انقلاب] می گويد که او به مدل ترکيه علاقمند شده است؛ مدلی که در آن، نظاميان به عنوان حاميان جمهوری عمل می کنند، ولی ممکن است که اين ژنرال پاسدار، زمان چندانی در اختيار نداشته باشد، چرا که جنبش دمکراسی خواهی، ريشه های عميق تر می يابد و بيشتر رشد می کند. 

وقايع روز: تايمز لندن ميگويد مقامات امنيتی ايران بيش از ٧٠ بازداشتی را ٥٨ روز در يک کانتينر حمل کالا محبوس کرده بودند

روزنامه تايمز لندن در گزارشی مصوّر با عنوان «گزارش عفو بين الملل: شرم آوری دخالت مقامات دادستانی» می نويسد: «براساس گزارش عفو بين الملل، مسئولان امنيتی ايران بازداشتی ها را مورد تجاوز جنسی قرار داده، شکنجه کرده اند، و تهديد به اعدام کردند. افزون بر قتل چندين نفر در زندان، بنا به اظهار بازداشتی ها، مقامات امنيتی بيش از ٧٠ تن از بازداشتی ها را به مدت ٥٨ روز در يک کانتنير حمل کالا محبوس کرده بودند. براساس اين پژوهش مقامات ايران نيز نه تنها همه اين موارد را رد کردند، بلکه تهديد کردند سرکوب تظاهرکنندگان را ادامه خواهند داد. 


بیانیه شدید اللحن وزرای خارجه اتحادیه اروپا علیه جمهوري اسلامي

پنجشنبه، 19 آذر ماه 1388

ایسنا: وزیران خارجه ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا در بیانیه ای شدیداللحن، جمهوری اسلامی را به اعمال تحریم های جدید تهدید و به نقض حقوق بشر متهم کردند.
وزير امور خارجه اتريش در اين باره گفت اتحاديه اروپا قطعنامه اي را براي تحريم هاي جديد علیه ایران در برابر شوراي امنيت سازمان مل قرار خواهد داد.
خبرگزاري اتريش به نقل از مايکل اشپيندگر، افزود: اگر اين قطعنامه تصويب نشود، اتحاديه اروپا مي تواند به طور يکجانبه در خصوص تحريم ها عليه ايران تصميم گيري کند.
وزير امور خارجه اتريش ادامه داد: شکيبايي جامعه بين الملل هم اکنون به مويي بند است.

ضرورت اعمال تحريمهاى جديد عليه رژيم تهران

مسئول جدید سياست خارجی اتحاديه اروپا بر ضرورت اعمال تحريمهاي جديد عليه رژيم تهران تاكيد كرد.
به گزارش آسوشيتدپرس، كاترين اشتون طی یک سخنرانی گفت اتحادیه اروپا بايد اعمال تحريمهاي جديد را عليه رژيم تهران به خاطر برنامه هسته ای اش در نظر بگيرد.

رژيم تهران به بمب اتمى نزديكتر مى شود

روزنامه فاينشنال تايمز در گزارشی نوشت، رژيم تهران به بمب اتمى نزديكتر مى شود. این رژیم اعلام كرده كه مى خواهد ده مرکز غنى سازى اورانیوم ديگر شبيه به تاسیسات نطنز بسازد. ديپلماتهاى غربى اين ادعا را مردود دانسته و اعلام كردند كه اين يک هدف خيالى است و رژيم تهران هرگز نمى تواند به ‌طور جدى به آن دست يابد. اما اين موضوع، باعث ترس و بيم از آن شده كه رژيم تهران در آستانه برداشتن يک گام بزرگ بسوى توليد اورانيوم با درجه تسليحاتى است.
این روزنامه به نقل از يک ديپلمات غربى نوشت، رژيم تهران ظرف چند ماه قادر خواهد بود كه اورانيوم غنی شده با غلظت پائین را به اورانیوم با غلظت 20 درصد برساند.
يک كارشناس هسته ای در موسسه مطالعات استراتژيک گفته است، پرش بسوی غنی سازی اورانیوم 20 درصد در واقع آنها را در شرف دستیابی به اورانيوم با درجه تسليحاتى قرار مى دهد. دليل آن اين است كه هر چه سطح غنى سازى را بالاتر ببرند، تلاش تكنيكى كمترى لازم است تا گامهاى بيشترى در غنى سازى تا رسيدن به 90 درصد بردارند.

 

مرگ مشکوک یک زندانی سیاسی در سلول انفرادی اوین

 تاریخ : 20/9/1388
خبرگزاری هرانا - حقوق زندانیان: به گزارش واحد زندانیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران صبح امروز یک زندانی سیاسی در بند 240 زندان اوین به طرز مشکوکی جانباخته است، پیکر بی جان این زندانی پس از مرگ به بهداری بند 7 زندان اوین منتقل شده است،  پزشکان مستقر در زندان اوین مرگ وی بر اثر قطع نخاع را تائید کردند.
هویت این زندانی تا کنون برای مجموعه مشخص نشده است در گزارشات تکمیلی مشخصات این زندانی را جهت تنویر افکار عمومی اعلام خواهیم نمود.
بند 240 زندان اوین پیشتر از سوی حفاظت قوه قضائیه و سازمان زندانها اداره می شد و از سلولهای انفرادی آن جهت تنبیه زندانیان استفاده میشده است ، از سال گذشته و بخصوص پس از وقایع اخیر اداره کامل آن در دست وزارت اطلاعات می باشد ، این بند که خیل عظیمی از زندانیان وقایع اخیر را در خود جا داده است کاربرد مشابهی با بند 209 زندان اوین دارد.
لازم به ذکر است اکثر بازداشتی های روز های 13 آبان و 16 آذر ماه در سلولهای انفرادی این بند نگهداری می شود.

16 آذر، محرم ، 22 بهمن: مراحل منطقی پیروزی جنبش

کورش عرفانی
تظاهرات و اعتراضات دانشجویی و مردمی در روز 16 آذر یک بار دیگر زنده بودن جنبش آزادیخواهی مردم ایران را به نمایش گذاشت. پیام مشهود این اعتراضات چنین بود: دانشجویان که موتور جنبش هستند همچنان مصمم و شجاعانه در میدان حضور دارند. این نکته ضمانتی است برتداوم حرکت. آن چه 16 آذر نشان داد این که جنبش کنونی موتور خاموش نشدنی خود را پیدا کرده است. فراموش نکنیم که طبق آمار دولتی «در حال حاضر...از هر 100 هزار نفر 4 هزار نفر در دانشگاه‌هاي كشور تحصيل مي‌كنند.»[1] به عبارت دیگر از هر 100 نفر 4 نفر دانشجو هستند. بیش از دو هزار مرکز آموزش عالی در کشور وجود دارد که هر یک از آنها می تواند به یک پایگاه مبارزاتی تبدیل شود. درکل نزدیک به 3 میلیون دانشجو در سراسر کشور وجود دارد. اگر حتی یک درصد از این نیرو فعال باشد جریان اعتراضی کنونی در ایران از یک هسته ی اولیه ی 30 هزار نفری برخوردار است. با 30 هزار نفر، به عنوان موتور و محور، می توان این جنبش را به ثمر رساند. بخصوص اگر دانشجویان در میان خود به کار آگاه سازی بپردازند و تعداد بیشتری را در دانشگاه ها به میدان مبارزه بیاورند. این امر هم چنین می تواند به دبیرستان ها کشیده شود و نیروی عظیم تازه نفس دیگری را به صحنه وارد کند. بدیهی است گره خوردن حرکت های دانشجویان با اعتراضات صنفی کارگران، معلمان و بیکاران می تواند سرعت و قدرت بیشتری را به قیام بدهد. در این میان اما نیاز به داشتن یک استراتژی روشن و تاکتیک های مناسب برای تحقق آن احساس می شود.
 
پس از تامین کمیت، کار بر روی کیفیت
به نظر می رسد جنبش بعد ازتامین بقای کمی خود – پس از شش ماه -  به تدریج نیاز به یک جهش کیفی دارد. این جهش کیفی نیز باید به بهترین نحو ممکن مورد تدارک و آماده سازی قرار گیرد. برای آماده سازی یک کار کیفی می بایست دست به دو کار زد:  تبلیغ و تمرین. تبلیغ برای اطلاع رسانی و آگاه سازی و تمرین برای اطمینان از موفقیت.
از ظواهر امر این طور برداشت می شود که ایده ی مناسب در این باره یک کار تبلیغاتی وسیع است تا ایام محرم تبدیل به یک تمرین ملی شود تا شاید در فرصت 22 بهمن شرایط برای یک حرکت کیفی و در صورت امکان سرنوشت ساز فراهم گردد. آنچه در طول محرم می تواند انجام شود تمرین حضور بسیار وسیع مردم در صحنه و به دست آوردن آگاهی و اطمینان از این نکته است که میلیون ها ایرانی در سراسر کشور خواهان تغییر وضعیت کنونی هستند و برای این تغییر حاضرند در کنار هم بایستند. لازم است که در این مرحله، آخرین موانع روانی افراد که ناشی از ترس و یا عدم امید به نتیجه دهی حرکت است از میان رود و فضایی برقرار شود سرشار از امید و چشم انداز روشن آینده در صورت حضور وسیع و جمعی توده ها در صحنه. در اینجا باید بر وجه فرا قشری و حتی فراطبقاتی حرکت تاکید شود. این که همگی – دانشجو، کارگر، معلم، بیکار...-  برای کسب آزادی و عدالت نیاز به کار مشترک دارند. مهم جا افتادن این نکته برای فعالان قشرهای متوسط و اعضای قشرهای محروم جامعه است که آزادی جز با عدالت اجتماعی میسر نخواهد بود و عدالت اجتماعی جز با آزادی تحقق نخواهد یافت. یکی از شعارهای مهم 16 آذر همانا این بود: «آزادی، عدالت   این است شعار ملت».
بعد از انجام این تمرین و تبدیل محرم و بخصوص روزهای تاسوعا و عاشورا، به فرصتی برای کسب آمادگی روحی و روانی، برای یک حرکت تعیین کننده، خواهیم دید که آیا شرایط به اندازه ی کافی رشد کیفی و کمی یافته است تا بتوان 22 بهمن را به روزی سرنوشت ساز تبدیل کرد یا خیر. آن چه در این روز باید پیش بینی کرد حضور میلیونی مردم در خیابان هاست با هدف انجام اقداماتی از پیش برنامه ریزی شده که رژیم کودتاچی را به تسلیم وادار سازد. امسال برخلاف سال های قبل رژیم در یک جو نفرت عمومی و نیز فروپاشی پایگاه اجتماعی اش توان بسیج هیچ جمعیت قابل توجهی را برای این روز نخواهد داشت.
 
 
 
نقش ما
بنابراین اگر این تاکتیک را مناسب می دانیم می توانیم از همین امروز به تبلیغات در جامعه بپردازیم. ازهر طریق ممکن، از هر روش ممکن و هر چه بیشتر و وسیع تر بهتر این پیام را به میان مردم ببریم که ایام محرم زمانی است برای یافتن همدیگر و ایجاد یک روح جمعی مشترک و کنشگر. میان همه ی قشرها و طبقات، در تمامی شهرها و شهرستان ها، در تمامی نقاط شهرها. محرم امسال ده روز فرصت طلایی برای سازماندهی اعتراض گری مردمی در اختیار تغییرطلبان می گذارد. بار مذهبی محرم از اهمیت چندانی برخوردار نیست. همه این را می دانند. در اینجا این کارکردسیاسی و ابزاری محرم است که به عنوان فرصت تجمع، اعتراض و تمرین ملی در اختیار همگان است.
ماه محرم از 27 آذر آغاز می شود. در طول ده شب اول محرم می توان هر شب به بهانه ی عزاداری بیرون آمد، تجمع کرد، شعارداد، بحث کرد، آگاه سازی کرد، اطلاع رسانی کرد، همفکری کرد، سازماندهی کرد، اعلامیه و شبنامه پخش کرد، پوستر و پلاکارد به در و دیوار خیابان ها و کوچه ها آویخت، شعار نویسی کرد و در همه این کارها از مردم خواست که آماده شوند تا درتجمع میلیونی تاسوعا و سپس عاشورا شرکت کنند. این ده روز فرصتی است تا بخش ها و افراد معترض و تغییر طلب اما جدا و پراکنده در جامعه بتوانند خود را بیابند، با یکدیگر و نظرات و خواست های هم آشنا شوند و با کار صمیمی و ارتباطات رودرو، یک روح جمعی را میان خود پدید آورند. این روح جمعی همان روحیه ی اطمینان متقابل به هم، اعتماد به نفس به خود به عنوان فرد و به همدیگر به عنوان جمع است که می تواند در روز 22 بهمن برای انجام یک حرکت سرنوشت ساز مورد بهره برداری قرار گیرد.  ازیاد نبریم که در مقابل نیروهای دشمن در حال ضعیف شدن، فرسوده شدن و اضمحلال هستند.
بنابراین از حالا انرژی و وقت و توان خود را متمرکز کنیم روی آن که مردم را برای ده روز محرم آماده ی تجمعات وسیع بکنیم. بخصوص در شب تاسوعا و نیز روز عاشورا که باید بتوان میلیون ها نفر را به خیابان ها آورد تا در کنار هم قرار گیرند و در درون یک اقیانوس عظیم جمعیت، احساس آرامش و اطمینان از قدرت و توان خود را به دست آورند. سپس همین اطمینان را باید در روز 22 بهمن به کار گرفت وجنبش کنونی را که تا آن موقع هشت ماه عمر خواهد داشت به ثمر رساند. ازهمین حالا فعالیت اطلاع رسانی و جمع آوری ایده ها در این باره آغاز شده است و سایت بالاترین از همین حالا به پایگاهی در مورد این طرح تبدیل شده است. [2] ابتکارات فراوان در این راستا مطرح شده و خواهد شد و شک نکنیم این بار هم قدرت تبلیغاتی شبکه های اجتماعی واقعی و مجازی می تواند اطلاع رسانی کند.
 
استراتژی و تاکتیک
آن چه در پشت این تاکتیک به عنوان استراتژی مطرح است این است که برای خلع قدرت از حاکمیت احتیاج به تاکتیکی است که نیاز به حضور دو نیرو دارد: یکی نیروی اقلیت پیشرو و خودسازماندهی شده که روز 16 آذر مشخص شد در جامعه موجود، فعال، زنده و مصمم است و دیگر، یک اکثریت که کافی است در روز موعود فقط با حضور میلیونی خویش مانع از آن شود نیروهای رژیم بتوانند دست به حرکت سرکوبگرانه ی مهمی بزنند و در مقابل موج میلیونی مردم تسلیم شوند. از ترکیب این اقلیت کنشگر و این اکثریت عظیم می توان جنبش را با قدری تبلیغ، تمرین و برنامه ریزی به سوی موفقیت پیش برد.
فراموش نکنیم که یک جنبش اجتماعی پدیده ای است زنده و متحول. هر واقعه ی مهم می تواند سرنوشت آن را دستخوش دگرگونی سازد. بسیاری از پدیده هاست که می تواند جنبش را به مسیری ناخواسته یا پیش بینی نشده بکشاند. بنابراین آن چه ما در این جا گفتیم تابع شرایط مشخص جنبش است و می تواند تحت تاثیر بسیاری از عوامل قرار گیرد. اما با این وجود لازم است که ما استراتژی و تاکتیک های مناسب برای اجرای آن را داشته باشیم و در عین حال با پیش بینی های لازم آمادگی برخورد با پارامترهای مختلف و عوامل تازه را نیز داشته باشیم.

اعلاميه حقوق بشر سازمان ملل به مناسبت روز حقوق بشر

مقدمه
از آنجا که شناسایی حیثیت ذاتی کلیه اعضای خانواده بشری و حقوق یکسان و انتقال نا پذیر آنان اساس آزادی ، عدالت و صلح را در جهان تشکیل می دهد.از آنجا که عدم شناسایی و تحقیر حقوق بشر منتهی به اعمال  وحشیانه ای گردیده است که روح بشریت را به عصیان واداشته و ظهور دنیایی که در آن افراد بشر در بیان عقیده آزاد واز ترس و فقر فارغ باشد به عنوان بالاترین آمال بشر اعلام شده  است ، از آنجا که اساسا حقوق انسانی را باید با اجرای  قانون حمایت کرد تا بشر به عنوان آخرین علاج به قیام بر ضد ظلم و فشار مجبور نگردد. از آنجا که لازم است توسعه روابط دوستانه بین الملل را مورد تشویق قرار داد ،
از آنجا که مردم ملل متحد ، ایمان خود را به حقوق اساسی بشر و مقام و ارزش فرد انسانی و تساوی حقوق زن و مرد مجددا در منشور اعلام کرده اندو تصمیم  راسخ گرفته اند که به پیشرفت اجتماعی  کمک کنند و در محیطی آزاد، وضع زندگی بهتری  به وجود آ ورند، از آنجا که دول عضو ، متحد شده اند که احترام جهانی و رعایت واقعی حقوق بشر و آزادی های اساسی را باهمکاری سازمان ملل متحد تامین کند ، از آنجا که حسن تفاهم مشترکی نسبت به این حقوق وآزادی هابرای اجرای کامل این تعهد ، کمال اهمیت را دارد ، مجمع عمومی این اعلامیه جهانی حقوق بشر را آرمان مشترکی برای  تمام مردم و کلیه ملل ، اعلام می کند تا جمعی و همه ارکان اجتماع ، این اعلامیه را دائما در مد نظر داشته باشند و مجاهدت کنند که بوسیله تعلیم و تربیت ، احترام این حقوق و آزادی ها توصیه یابد و با تدابیر تدریجی ملی و بین المللی ، شناسایی و اجرای واقعی و حیاتی آنها، چه در میان خود ملل عضو و چه در بین مردم کشور هایی که در قلمرو آنها می باشند تامین گردد .
ماده 1
تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند .
ماده 2
هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز ، خصوصا از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت  دیگر ، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است ، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد . گواه این کشور مستقل ، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل محدودی شده  باشد.
ماده 3
هر کس حق زندگی ، آزادی و امنیت شخصی دارد .
ماده 4
احدی را نمی توان در بردگی نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع  است.
ماده 5
احدی  را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد .
ماده 6
هر کس حق دارد که شخصیت حقوق او در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون شناخته شود .
ماده 7
همه در برابر قانون ، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار شوند.همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و بر علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور تساوی از حمایت قانون بهره مند شوند.
ماده 8
در برابری اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده  باشد ، هر کس حق رجوع به محاکم ملی صالحه دارد .
ماده 9
احدی  نمی تواند خود سرانه توقیف ، حبس یا تبعید بشود .
ماده 10
هر کس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او توجه پیدا کرده باشند، اتخاذ تصمیم بنماید. 
 ماده 11
1- هر کس به بزه کاری متهم شده باشد بی گناه  محسوب خواهد شد تا وقتی  که در جریان یک دعوای عمومی که در آن کلیه تضمین های لازم برای دفاع از تامین شده باشد ، تقصیر او قانونا محرز گردد.
2- هیچ کس برای انجام یا عدم انجام عملی که در موقع ارتکاب ، آن عمل به موجب حقوق ملی یا بین المللی جرم شناخته نمی شده است محکوم نخواهد شد . به همین طریق هیچ مجازاتی شدیدتر از آنچه که در موقع ارتکاب جرم بدان تعلق می گرفت درباره احدی اعمال نخواهد شد.
ماده12
احدی در زندگی  خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخله های  خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد حمله قرار گیرد . هر کس حق دارد که در مقابل این گونه مداخلات و حملات ، مورد حمایت قانون قرار گیرد
ماده13
1- هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نماید.
2- هر کی حق دارد هر کشوری و از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خود باز گردد.
ماده14
1- هر کس حق دارد در برابر تعقیب ، شکنجه و آزار ، پناهگاهی جسنجو کند و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند.
2- در موردی که تعقیب واقعا مبتنی به جرم عمومی و غیر سیاسی و رفتارهایی مخالف با اصول  و مقاصد ملل متحد باشد ، نمی توان از این حق استفاده نمود .
ماده15
1- هر کس حق دارد ، که دارای تابعیت باشد.
2- احدی را تمی توان خود سرانه از تابعیت خود یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد.
ماده16
1- هر زن و مرد بالغی حق دارند بدون هیچ محدودیت از نظر نژاد ، ملیت ، تابعیت یا مذهب با هم دیگر زناشویی و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در کلیه امور مربوط به ازدواج دارای حقوق مساوی می باشند.
2- ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود .
3- خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود.
ماده17
1-هر شخص ، منفردا یا به طور اجتماعی حق مالکیت دارد .
2- احدی را تمی توان خود سرانه از حق مالکیت محروم نمود .
ماده 18
هر کس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده  و ایمان می باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد.
ماده 19
هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق  مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحضات مرزی، آزاد باشد .
ماده20
1- هرکس حق دارد آزادانه مجامع و جمعیت های مسالمت آ میز تشکیل دهد.
2- هیچ کس را تمی توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد.
ماده21
1- هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ،  خواه مستقیما و خواه با وساطت  نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید.
2- هر کس حق دارد با تساوی شرایط ، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید.
3- اساس و منشا قدرت حکومت  ، اراده مردم است . این اراده  باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری ، صورت پذیرد .انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا طریقهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی  رای  تامین  نماید .
ماده22
هر کس به عنوان عضو اجتماع حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است به وسیله مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد. 
ماده23
1- هر کس حق دارد کار کند. کار خود را آزادانه انتخاب نماید ، شرایط منصفانه و رضایتبخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد.
2- همه حق دارند که بدون هیچ  تبعیضی در مقابل کار مساوی ، اجرت مساوی دریافت دارند.
3-هر کس که کار میکند به مزد منصفانه و رضایت بخشی ذیحق می شود که زندگی او و خانواده اش را موافق شئون انسانی تامین کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی، تکمیل نماید.
4-هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه ها نیز شرکت کند.
ماده 24
هر کس حق استراحت و فراغت و تفریح دارد و به خصوص به محدودیت معقول ساعات کار و مرخصی های ادواری ، با اخذ حقوق ذیحق می باشد.
ماده25
1- هرکس حق دارد که سطح زندگی او ، سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از حیث خوراک ومسکن ومراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی تامین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ، بیوگی ، پیری یا در تمام موارد دیگری  که به علل خارج از اراده  انسان ، وسایل امرار معاش از بین رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود.
2- مادران وکودکان حق دارند که از کمک و مراقبت مخصوصی بهره مند شوند . کودکان چه براثر ازدواج و چه بدون ازدواج  به دنیا آمده باشند  ، حق دارند که همه از یک نوع حمایت اجتماعی برخوردار شوند.
ماده26
1- هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود . آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد . آموزش ابتدایی اجباری است . آموزش حرفه ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل ، به روی همه باز باشد تا همه ، بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره مند گردند.
2- آموزش و پرورش باید به طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر کس را به حد اکمل رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادی های بشری را تقویت کند . آموزش و پرورش باید حسن تفاهم ، گذشت و احترام عقاید مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیت های نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه فعالیت های ملل متحد را در راه حفظ صلح ، تسهیل نماید.
3- پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند.
ماده27
1- هر کس حق دارد در زندگی فرهنگی اجتماع شرکت کند ، از فنون و هنرها متمتع گردد و در پیشرفت علمی و فوائد آن سهیم باشد.
2-هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثارعلمی ، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود.
ماده28
هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین المللی ، حقوق و آزادی هایی راکه در این اعلامیه ذکر گردیده ، تامین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد.
ماده29
1- هرکس در مقابل آن جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزاد کامل شخصیت او را میسر سازد.
2- هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های خود ، فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله قانون ، منحصرا به منظور تامین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی ، در شرایط یک جامعه دموکراتیک  وضع  گردیده  است.
3- این حقوق و آزادی ها ، در هیچ موردی نمی تواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.
 ماده 30
هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن بتواند هر یک از حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه را ازبین ببرد ویا در آن راه فعالیتی بنماید.

آرشیو

برچسب‌ها