با این همه ظلمی که سیاهی کرده است .... تردید ندارم که خدا هم سبز است !!!

آخرین اخبار

۱۳۸۸ آذر ۲۰, جمعه

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم‌پزشکی تهران: مصرّانه خواهان استعفای فرهاد رهبر و رسیدگی به اتّهامات او هستیم

تاریخ انتشار: ٢٠ آذر ١٣٨٨

پارلمان‌نیوز: در هفته جاری انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران همزمان با  روز دانشجو در روزهای 17آذر و 18 آذر از آن اقدام به صدور دو بیانیه کرده‌اند، که با توجه به فضای بسته رسانه‌ای، این بیانیه‌ها امکان رسانه‌ای شدن نیافتند.
پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، این دو بیانیه را منتشر می‌کند.
الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظّلم
بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران
پیرامون تکرار اتفاقات تلخ 16 آذر 32در پنجاه و ششمین سالگرد آن
شانزدهم آذرماه هر سال یادآور شهادت سه آذر اهورایی جنبش دانشجویی حق‌طلب ایران مصطفی بزرگ‌نیا، آذر شریعت‌رضوی و احمد قندچی در شانزدهم آذرماه سال سیاه 1332 یعنی نزدیک به چهار ماه پس از کودتای ننگین 28 مرداد است. کسانی که بدون ترس از جان خود در برابر مأموران رژیم ستم‌شاهی ایستادند و با شهامتی مثال‌زدنی انزجار خود را از شخص اوّل مملکت و قدرت‌های نفرت‌انگیز حامی‌اش فریاد زدند. شهامتی که باعث شد نام این سه تن برای همیشه در ذهن دانشگاهیان ایران باقی بماند و آن‌ها را دانشجویان همیشة دانشگاه تهران نگه دارد.
شانزدهم آذر امسال را امّا در حالی پشت سر گذاشتیم که اتّفاقات بی‌نظیری در تاریخ دانشگاه در این روز رخ داد. اگر در شانزدهم آذر 32 این مأموران مزدور حکومت بودند که به زور اسلحه به دانشگاه ریختند و حرمت نهاد مقدّس دانشگاه را شکستند، امسال امّا این مسئولان دانشگاه تهران بودند که با علم به تمام اتّفاقاتی که ممکن است بیفتد، اجازه ورود گروه‌های مختلفی از غیر دانشجویان طرفدار دولت را از پایگاه‌ها و پادگانها به دانشگاه صادر کردند. این افراد که با بیش از پانزده اتوبوس و مینی‌بوس از نقاط مختلف شهر تهران به دانشگاه آورده شده بودند با کارت‌هایی که روی آن‌ها عنوان «جشن الغدیر» حک شده بود، وارد دانشگاه شدند. در شرایطی که در هر یک از درهای ورودی دانشگاه نیروهای متعدّد انتظامات به کرّات کارت‌های دانشجویان را بررسی می‌کردند و حتّی مانع ورورد دانشجویان فاقد کارت با هولوگرام جدید می‌شدند، این افراد که از لحاظ ظاهری به صورت مشخصی با دانشجویان تفاوت داشتند، به راحتی وارد دانشگاه می‌شدند.
دیروز دانشگاه تهران شاهد حضور نیروهایی بود که مجهز به گاز اشک‌آور، گاز فلفل، باتوم الکتریکی، چماق، چاقو و میلگرد بودند و بی‌رحمانه به دانشجویان حمله می‌بردند و از همه این ابزارها که انحصار استفاده برخی از انها در دست نیروهای امنیتی و انتظامی است، بر علیه دانشجویان استفاده کردند و نهایتا پس از قربانی کردن مذهب و عدالت و انسانیت، معاویه وار، نماز فتح خواندند.
دیروز برای اولین بار در سر در دانشگاه تهران  مذهب در قالب پارچه سفید و بزرگ تبریک عید غدیر، ابزاری شد برای پنهان کردن انبوه نیروهای نظامی از چشم مردم تا مبادا مردم محاصره فرزندانشان در چنگال نیروهای امنیتی و انتظامی را ببینند.
دیروز دانشگاه تهران شاهد انتقال سرکوب خیابانی مردم به دانشگاه و اقدام عملی برای حذف فرزندان ملت بود.
دیروز دانشگاه تهران شاهد ضرب و شتم و بازداشت فرزندان خود، تنها به جرم حضور در دانشگاه در روز «دانشجو»  بود.
دیروز دانشگاه تهران، شاهد بود که چگونه نیروهایی معلوم‌الحال به دفتر انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده فنی یورش برده، اعضای انجمن را مورد ضرب و شتم قرار داده، اموال انجمن را تخریب کرده (به راستی مگر اموال انجمن اسلامی و شیشه های دانشگاه اموال عمومی نیست؟) و بی‌مهابا بر فراز دانشکده فنی پرچم فتح به اهتزاز درآوردند.
دیروز دانشگاه تهران شاهد آن بود که چگونه با وانت و بلندگو وارد دانشگاه شدند و نوحه خواندند و سینه زدند؛ چگونه بر پیکره زخمی دانشگاه زخمی چندباره زدند و فرزندان ملت را آماج چکمه‌های خود قرار دادند.
دیروز دانشگاه تهران شاهد آن بود که چگونه اهمال در برخورد سخت و قاطع با آمران حمله به کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 و پس از آن 25 خرداد 1388، مسئولین و نیروهای خشونت طلب و سرکوبگر را در حمله به حریم دانشگاه و شکستن حرمت شهدای دانشجو در روز دانشجو جری کرده است.
دیروز دانشگاه تهران شاهد دانشجویانی بود که علیرغم همه تهدیدها و همه تدبیرها برای خالی کردن صحن دانشگاه از حضور آنها به صورت کاملا خودجوش به رسالت تاریخی خود یعنی فریادکردن ظلم و بی‌عدالتی عمل کردند و نشان دادند که حقیقتا دانشگاه زنده است و زنده خواهد ماند تا همچون همیشه ندای آرمان‌خواهی و عدالت‌طلبی و آزادی‌خواهی ملت ایران باشد.
دیروز دانشگاه تهران شاهد آن بود که علیرغم آن هم برخورد امنیتی و انضباطی و قضایی در طول چند ماه گذشته و آن همه محروم از تحصیل و ممنوع الورود و ... ، هیچ تسلیم و مرعوب نشده است و همچنان عدالت علوی را فریاد می‌کند.
هیچ وجدان بیداری برنمی‌تابد که این جماعت برای جشن غدیر مولای متقیان آمده‌اند، چرا که رهروان آن امام همام هیچ‌گاه جواب سخن را با دشنام و حمله و سلاح ندادند و نمی‌دهند و هیچ کسی باور نمی‌کند که به گفتة برنامة دروغ‌پراکن بیست‌وسی این هیئت آشوبگر برای آمریکاستیزی آمده باشند، چراکه استکبارستیزی با استکبارآفرینی جور درنمی‌آید و آمریکاستیز هرگز دانشجویان بی‌دفاع را در خانة خودشان مورد ضرب‌وشتم قرار نمی‌دهد. اینان آمده بودند تا به تأسّی از سردسته‌های خودشان در بیرون از دانشگاه دانشجویان دختر و پسر را کتک بزنند و آنان را بترسانند؛ بلکه صدایشان در گلو خفه شود، غافل از اینکه «یرِیدُونَ أَن یطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن یتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ» (همواره می‌خواهند نور خدا را با سخنان باطل [و تبلیغاتِ بى‌پایه] خود خاموش كنند: ولى خدا جز اینكه نور خود را كامل كند، نمی‌خواهد، هر چند كافران خوش نداشته باشند. (سوره توبه، آیه 32)) باز هم به بیراهه رفتند و این درمان درد نیست.
خطابمان به همة مسئولان است؛ آن‌هایی که در رسیدگی به پرونده‌ی کوی دانشگاه اهمال کردند و کار را به جایی رساندند که اگر دیروز در ظلمت شب به دانشجویان حمله می‌کردند و همه ابا داشتند که مسئولیتش را بپذیرند و هر کس مسئولیت را به دیگری حواله می‌کرد، اما امروز به جایی رسیدند که در روز روشن به خانه‌ی دانشجویان حمله می‌کنند و به نام دانشجو در روز دانشجو، دانشجوی مظلوم حقیقی را مورد ضرب‌وشتم قرار می‌دهند و دانشگاه را هتک حرمت می‌نمایند و مسئولیتش را نیز با افتخار می‌پذیرند.
این هم نشان لیاقتی دیگر بر سینة بی‌کفایت مدیریت دولت حاضر که در روز دانشجو دانشجویان را زدند و تاریخ را دوباره تکرار کردند. به راستی آیا این همه هزینه و از دست دادن همین یک ذرّه اعتماد باقی‌مانده را برای به‌دست‌آوردن چند دقیقه برنامة تلویزیونی و چند عکس فدا می‌کنید؟ شمایی که به آسانی آبروی مؤمنان را می‌ریزید و به آن‌ها افترا و بهتان می‌زنید و دروغ می‌گویید، اگر بیست نفر هم جمع می‌کردید می‌‌توانستید در این روزگاری که همة رسانه‌های ملّی منحصر به شماست آن را طوری جلوه دهید که هزاران نفر بوده‌اند.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم‌پزشکی تهران با محکوم کردن این حرکت شنیع گروهی بی‌نام‌ونشان که بسیاری از آن‌ها اصولاً دانشجوی دانشگاه تهران نبودند و بدون مجوز اقدام به برگزاری تجمّع و حمله به دانشجویان کردند، مسئولیت تمام این بی‌حرمتی به دانشجویان را به طور مستقیم متوجه مسئولان دانشگاه تهران و شخص فرهاد رهبر می‌داند که زمینة حضور جمعی از افراد غیردانشجو را در روز دانشجو فراهم کرده است. افرادی که با خود اسپری فلفل و باتوم و میل‌گرد برای ضرب‌وشتم دانشجویان وارد دانشگاه کردند، افرادی که مسجد دانشگاه را هم بلد نبودند، افرادی که هیچ وقت در دانشگاه نماز نخوانده‌اند تا قبله را بلد باشند و افرادی که از هیچ توهین و خشونتی ابا ندارند. آقای رهبر که در اظهارات برخی فرماندهان نظامی تهران اخیراً به عنوان کسی که درخواست ورود نیروهای نظامی به کوی دانشگاه را در واقعة أسف‌بار 25 خرداد داده بود، مطرح شده این بار نیز اگر نگوییم خود به قصد انتقام‌گیری از دانشجویان این جمعیت را سازمان‌دهی کرده یا با طرح «سرکوب از درون» افراطیان در برابر دانشجویان در روز دانشجو همدست بوده است، در خوش‌بینانه‌ترین تحلیل با بی‌مبالاتی دانشجویان را در معرض خطر قرار داد. گویی تا روزی که فرهاد رهبر رئیس دانشگاه تهران است، کسی روز خوش نخواهد دید.
لذا انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم‌پزشکی تهران مصرّانه خواهان استعفای فرهاد رهبر و رسیدگی به اتّهامات وی در یک دادگاه صالح است و حضور چنین افراد دارای سوءنیتی را که همه چیز را با دید امنیتی می‌بینند، بیش از این در رأس دانشگاه تهران به صلاح نمی‌بیند. 

متن سخنراني مينا احدي در پارلمان اروپا

انگشت اتهام به سوي جمهوري اسلامي ايران و همزمان بسوي اتحاديه اروپا است!

روز سه شنبه ۸ دسامبر به دعوت سازمان "اينترناشنال فري وومن فونديشن" و با سخنراني افتتاحيه نورسك كيليك از مسئولين اين سازمان و سپس سخنراني اوا بريت سونسون رييس بخش زنان اتحاديه اروپا٬ كنفرانس مهمي در بروكسل و در ساختمان اتحاديه اروپا٬ كار خود را آغاز كرد. سخنرانان سرشناسي از اقصي نقاط جهان به اين كنفرانس دعوت شده بودند. در دو قسمت سخنرانيهايي در مورد خشونت بر عليه زنان٬ ابعاد اين خشونت و راههاي مقابله با آن٬ از سوي سخنرانان از كشورهاي مصر٬ آفريقاي جنوبي٬ فرانسه٬ سوئد٬ نروژ٬ تركيه٬ برزيل٬ ايران و .. به جمع دويست نفره حاضر در سالن ارائه داده شد. اولين سخنران اين كنفرانس چهره سرشناس و معروف عرب زبان نوال السعداوي بود. نويسنده و فعال مدافع حقوق زن كه در باره تاثيرات مذهب٬ سياست دولتي و مردسالاري در زندگي زنان حرف زد. سپس مينا احدي در مورد سنگسار و جنايت دولتي عليه زنان و انقلاب مردم ايران عليه حكومت اسلامي حرف زد.
سخنرانان بعدي از جمله الا گاندي از جنبش همبستگي در افريقاي جنوبي و ارن كيشكين وكيل از استانبول در تركيه ٬ پيه رت پپ از سازمان دهندگان مارش بين المللي زنان و يوديت مارتين راضي از سازمان فمينيستي اروپا و فاديلا يلدرم از سازمان عليه قتلهاي ناموسي به اسم " ناموس ما آزادي ما " است ٬ و چندين سخنران ديگر بودند كه مباحث مهمي در مقابله با خشونت رسمي و خشونت در خانواده ها عليه زنان را ارائه دادند. گرداننده بحث در بخش اول ماريا هاگبرگ از كشور سوئد بود و بخش دوم بحثها توسط ژوزت روم چاستنت از فمينيستهاي اروپايي ٬ اداره شد.

متن سخنراني مينا احدي در اين كنفرانس:
با تشكر از دعوت كنندگان ٬ من مينا احدي هستم و از ايران آمده ام٬ در ايران از همان اولين روز به قدرت رسيدن اسلام سياسي و حكومت اسلامي به مبارزه متشكل عليه اين حكومت دست زده ام٬ خشونت عليه زنان از بدو تولد اين حكومت با اين جانيان همراه بوده و اصلا يك وسيله مهم تعرض به مردم و ساكت كردن همه مردم بوده است.
ما در سال ۲۰۰۱ كميته بين المللي عليه سنگسار را در دنيا سازمان داده٬ در سال ۲۰۰۴ كميته بين المللي عليه اعدام و در سال ۲۰۰۷ نهاد اكس مسلم را بنيان گذاشتيم. بنيانگزاري نهاد اكس مسلم٬ نهاد اعلام طرد مذهب و اسلام٬ بيانگر خشم و نفرت عمومي در ايران و در كشورهاي اسلام زده از دخالت مذهب اسلام در زندگي مردم هست. جوانان در تهران فرياد ميزنند اگر اسلام اينست ما اين مذهب را ترك ميكنيم و صداي آنها را ما با تاسيس سازمان طرد كنندگان مذهب اسلام در دنيا منعكس كرديم. از هنگام تاسيس اين سازمان٬ من در محافظت پليس زندگي ميكنم چرا كه اين كار يك تابوشكني و يك تعرض آشكار عليه جنبش اسلامي بوده و با تهديدات مكرر به مرگ روبرو هستم.
امروز من در اينجا در مورد ميليونها زن در ايران و كشورهاي اسلام زده حرف ميزنم.
خشونت عليه زنان در ايران با تحميل حجاب آغاز شد و با سنگسار زنان٬ ابعاد وحشيانه٬ قرون وسطايي و مشمئز كننده اين خشونت برملا شد. تصور كنيد انساني را در يك كيسه به اسم كفن مدفون ميكنند و او را زنده زنده ٬ در مركز شهر٬ داخل قبر گذاشته و با پرتاب سنگ در ملا عام تكه تكه ميكنند. اين جانوران چه كساني هستند و اين درجه "حرمت و جايگاه " براي زن در مكتب اسلام از كجا آمده است؟
من در ايران ۲۰ سال بيشتر نداشتم كه اولين سنگسار را ديدم و آنهنگام گفتم٬ اگر دنيا از اين بربريت مطلع شود٬ چرخها از حركت مي ايستد و ساعتها ٬ تيك تيك نميكند تا بشر به اين وحشيگري پاسخ دهد... امروز ۵۳ سال دارم و يك ماه قبل در مركز خريد شهر كلن٬ به تلفنم جواب دادم كه پسر يك محكوم به سنگسار بود و با صداي بلند از او پرسيدم; " مادرت را سنگسار كردند؟" و به اطراف خودم نگاه كرده و گفتم اگر اين مردم در حال خريد كردن بفهمند من چه ميگويم٬ حتما خواهند گفت٬ دچار جنون شده ام٬ اما اين دنيا دچار جنون است ٬ اين دنيا نا حق و وحشيانه است و بايد فكري به حال اين نظام و سيستم و وحشيگري غير قابل تصور در آن كرد....
سازمان ما ٬ كميته بين المللي عليه اعدام و سنگسار٬ عليه اين بربريت و وحشيگري مبارزه ميكند و من ميخواهم در اينجا كمي در باره نوع كارمان با شما صحبت كنم.
وقتي حكومت اسلامي زنان را سنگسار ميكرد٬ حتي اسم فاميل آنها را نمي گفت. هرنوع تجسم از انسانيت اين زنان و هر نوع نزديك شدن به قربانيان و ابراز همدردي با آنها٬ ممنوع بود. ما در مقابل اين رفتار وحشيانه ٬ به اين زنان و يا مردان و به محكومين به اعدام و سنگسار ٬ چهره داديم. ما گفتيم٬ مريم ايوبي مادر دو كودك ۶ و ۸ ساله٬ علاقمند به موزيك فلان و يا دوستدار فلان خواننده و يك انسان با كليت وجودش در حال سنگسار شدن است. نازنين فاتحي چرا در زندان است و كبرا رحمانپور در چه شرايطي مرتكب جرم شده و شهلا جاهد كيست؟
چهره دادن به زناني كه در اعماق جامعه بوده و كسي به آنها توجهي نداشت٬ دامن زدن به كمپين هاي انساني و گسترده و جهاني در دفاع از اين محكومين به سنگسار و اعدام و دامن زدن به يك موج همبستگي جهاني با اين قربانيان ٬ بيلان كار ما است.
ما چنان كاري كرديم كه در مورد شهلا جاهد فيلم ساخته شدو شما ميتوانيد اين فيلم را به زبان فرانسه ٬ انگليسي و آلماني ببينيد٬ در مورد نازنين فاتحي فيلم ساخته شده و در ايتاليا يك روز را به اسم كبرا نامگذاري كردند.
ما در عين حال از طريق فعاليتهاي تبليغي خودمان و از جمله فعاليت در تلويزيون كانال جديد٬ به جنگ افكار و عقايد عقب مانده و توجيه اعدام و يا حتي توجيه سنگساررفته و در ابعادي اجتماعي تثبيت كرديم كه " اعدام قتل عمد دولتي است" كه سنگسار بربريت و وحشيگري كامل است و بايد فورا ممنوع شود.
ما در ايران به يك رنسانس فكري دامن زديم. درمحكوميت جنايت و له كردن ارزش و حرمت انسان ٬ در محكوميت قوانين ضد انساني اسلامي و اين يك گام بلند به پيش است. اكنون در ايران هيچ سازمان اپوزيسيوني پيدا نميشود كه از اعدام دفاع كند و يا آنرا توجيه كند...
ما در اين نبرد جان تعداد زيادي را نجات داديم. و جان تعداد زيادي را نتوانستيم نجات دهيم. ما براي نجات جان اينها مي جنگيم٬ به معناي واقعي كلمه. ارتباط نزديك با خانواده و يا خود محكومين به اعدام وسنگسار ٬ برگزاري ميتينگ در سراسر جهان٬ كار لابيستي و كار آگاهگرانه ٬ همه و همه بايد كمك كند٬ انساني از سلول مرگ رها شود...
شما ميتوانيد تصور كنيد انساني كه الان در مقابل شما ايستاده و سخنراني ميكند٬ من با اين فعاليتها٬ با اين دوست شدن با محكومين به اعدام و سنگسار و شنيدن صداي آنها از سلولهاي مرگ جمهوري اسلامي كه ميگويند : مينا ما را فراموش نكنيد٬ خاله مينا بزودي ۱۸ ساله ميشوم٬ مرا فراموش نكن ممكنست اعدام شوم... چگونه وقتي دلارا دارابي را ميكشند٬ بهنود شجاعي را دفن ميكنند و يا شهلا و مريم را سنگسار ميكنند٬ بخشي از قلب من با آنها خاك ميشود.....
من امروز در پارلمان اروپا سخنراني ميكنم و ميخواهم بگويم كه اين اولين بار نيست كه من در اينجا هستم. بارها و بارها ٬ در مورد خشونت عليه زنان و عليه اعدام و سنگسار در اينجا سخنراني كرده ام. من صحبتم را كه در سال ۲۰۰۲ با كميسيوني كه براي رسيدگي به سنگسارها به ايران ميرفت٬ به اسم كميسيون پاتن بعد از هفت سال مجددا تكرار ميكنم. اين كميسيون قبل از سفر به ايران با هيئتي از كميته عليه سنگسار نشست داشت. من در آنجا سوال كردم: اگر امروز يك باند و يا يك جاني در مقابل ساختمان اتحاديه اروپا در بروكسل٬ يك زن را به اتهام رابطه جنسي خارج از ازدواج به خيابان آورده و با پرتاب سنگ زجركش كند٬ آيا شما با اين جانيان و يا جاني٬ " ديالوگ انتقادي" ميكنيد و يا اينكه فورا او را دستگير و محاكمه ميكنيد؟ امروز هم سوال من همين است.
من در اينجا بيشترين انتقادم در رابطه با بي توجهي به سنگسار و يا اعدامها در ايران٬ در رابطه با توجيه جنايات جمهوري اسلامي ٬ در مورد اينكه " ايران كشوري اسلامي است٬ و يا حقوق انساني جهانشمول نيست و به فرهنگ آنها بستگي دارد" بسوي اتحاديه اروپا و دولتهاي اروپايي است. دولتهايي كه به دليل رابطه حسنه اقتصادي و سياسي و منافع اقتصادي و سياسي چشمشان را روي جنايت عليه بشريت بسته و تا امروز به يكي از جنايتكارترين حكومتها در تاريخ بشر دست دوستي داده اند.

امروز با يك روحيه ديگر و با اعتماد به نفس ديگري در اينجا حرف ميزنم. امروز در حالي كه ميليونها نفر در ايران به خيابان آمده و فراخوان سرنگوني حكومت جنايتكار اسلامي را داده اند٬ ميخواهم بگويم ما سفيران اين جنبش انقلابي هستيم. اين جنبشي است عليه قوانين و سنتهاي ضد زن اسلامي٬ اين جنبشي است در دفاع از انسانيت و عليه اعدام و سنگسار ٬ اين جنبشي است در دفاع از سكولاريسم و جهانشمولي حقوق انساني٬ هركس در دنيا كه خواهان نجات جان محكومين به اعدام در ايران است بايد كمك كند هر چه زودتر جمهوري اسلامي سرنگون شود. هر كس عليه خشونت و يا آپارتايد جنسي است٬ بايد كمك كند حكومت آپارتايد جنسي سرنگون شود! پيام من به پارلمان اروپا اينست : دفاع از حكومت اسلامي را خاتمه دهيد و روي خودتان را به سوي مردم ايران و اين جنبش انقلابي زير رو كننده برگردانيد ٬ تا دير نشده چنين كنيد!
بروكسل پارلمان اروپا ۸ دسامبر ۲۰۰۹ 

به نقل از روزنه


۱۳۸۸ آذر ۱۹, پنجشنبه

شکاف در صف کودتا انسجام در جبهه ضد کودتا

سالگرد 16 آذر، در کنار همه حوادثی که به همراه داشت، حامل چند رویداد مهم سیاسی کمتر مرتبط با حوادث دانشگاهی و خیابانی بود که تا فرا رسیدن ماه محرم و بویژه دو روز "تاسوعا" و "عاشوا" و حتی "شام غریبان" جلوه های دیگری از آن نیز نمایان خواهد شد. این رویدادها را اینگونه می توان دسته بندی کرد:
1- تطبیق موضع گیری ها و سخنرانی ها و بیانیه های خاتمی، موسوی، کروبی و حتی هاشمی رفسنجانی با شکوفائی گام به گام جنبش مردم در دوران 6 ماهه پس از انتخابات که آن را می توان دوران بلوغ جنبش سبز نیز نامید. چنین انسجامی نه تنها دردوران 8 ساله اصلاحات وجود نداشت، بلکه در سال 57 و انقلابی که منجر به سرنگونی استبداد سلطنتی شد نیز شاهد آن نبودیم. خونسردی و حرکت آرام اما پیگیر جنبش از برجسته ترین خصلت های جنبش سبز در 6 ماهه گذشته است. کافی است بیانیه های موسوی و یا سخنرانی های خاتمی و یا گفته ها و مصاحبه های کروبی و حتی اظهار نظرهای هاشمی رفسنجانی از آخرین نماز جمعه اش تا سخنان اخیرش در مشهد مرور شود. و شعارهای مردم و روش های حضور خیابانی آنها در سالگردها و خونسردی اعجاب انگیز مردم در رویاروئی با نیروهای انتظامی همزمان با شعار علیه چماق بدستان و چاقو کش هائی که بنام بسیج به خیابان آورده می شوند، مرور و بازبینی شود تا صحت این ارزیابی مشخص شود.
به این دو خبر که حتی فیلم یکی از آنها نیز پخش شده کمتر مورد توجه قرار گرفت: صحنه هدیه گل از سوی دانشجویان به فرماندهان پلیس و انتظامی از سوی دانشجویان دانشگاه تهران و صحنه بسیار مهم مشاجره و کشاکش بین نیروهای انتظامی و چماقداران و شلاق بدست ها در میدان ولیعصر در نیمروز 16 آذر. آنها که این صحنه را شاهد بوده اند، گزارش کوتاه آن را اینگونه برای پیک نت فرستاده اند: من ابتدا مشاهده کردم که یکی از فرماندهان نیروی انتظامی با یکی از کسانی که لباس شخصی ها از او فرمانبرداری می کردند وارد بحث شده بود. بحث بر سر مخالفت فرمانده نیروی انتظامی با حمله به مردم در حاشیه خیابان و پیاده روها بود. بعد از مدتی هم از طرف نیروهای انتظامی عده ای وارد این بحث شدند و هم از طرف لباس شخصی ها و بحث تبدیل به مشاجره بسیار تند شد. هر دو طرف با بی سیم به یک محلی گزارش این مشاجره را میدادند و سرانجام لباس شخصی ها بنا به دستوری که به آنها داده شده بود کوتاه آمده و صحنه را ترک کردند و از آن به بعد نیروی انتظامی با ملایمت بیشتری با مردم روبرو شد و حتی با برخی از مردم شوخی کرده و محترمانه می خواست که نایستند.
اینها پدیده های کوچکی نیست. همانگونه که پیاده شدن موسوی از اتومبیل در محوطه فرهنگستان و رفتن به سوی لباس شخصی ها و صحبت با آنها پدیده کوچکی نیست.
 
2- شکافی که در این حوادث به ظاهر کوچک در خیابان ها شاهد آن هستیم، در زمینه سیاسی و در پشت صحنه، میان کودتاچی ها و در حاکمیت بسیار جدی تر است.  ما این شکاف را مانند بحث خیابانی نیروی انتظامی و لباس شخصی ها نمی بینیم، اما نتیجه آن را اگر دقت کنیم شاهدیم.
این نتیجه را در لجام گسیختگی تبلیغاتی، فرصت نداشتن برای تنظیم یک سناریوی امنیتی و اشتباهات مهمی که باعث تمسخر مردم می شود، جامعه در بطن خود فروپاشی را حس می کند.
به چند نمونه توجه کنید:
مجید توکلی را بیرون از دانشگاه می گیرند و 24 ساعت بعد چادر سرش می اندازند و می گویند با این پوشش او را شناسائی کرده و گرفته اند! می دانند که چند هفته و یا حتی چند روز دیگر تق ماجرا در می آید و معلوم میشود به زور شلاق و شکنجه این چادر را سرش کرده و از او عکس گرفته اند و از هم اکنون هم مردم میدانند اینها همه صحنه سازی است. اما آنها فرصت فکر ندارند. شتابزده این صحنه ها را می سازند. چرا؟ برای توجیه خشونت و جنایاتی که مرتکب می شوند. ازادامه خشونت و جنایت وحشت دارند، زیرا نگران شکاف در نیروهای خودشان هستند. به همین دلیل با شتاب و برای عبور از امروز و رسیدن به فردا به هر وسیله ای متوسل می شوند. همین شتابزدگی و اشتباه را در صحنه سازی پاره کردن عکس آقای خمینی در دانشگاه تهران مرتکب شدند. یعنی چون وقت تهیه سناریوی تازه نداشتند، همان سناریوی عصر عاشورا در جریان انتخابات 2 خرداد را از بایگانی بیرون کشیده و اجرا کردند. عکس آقای خمینی را در دانشگاه پاره کرده و زیر پا انداختند و از آن عکس و فیلم تهیه کردند و شب در سیما نشان دادند. دراینجا نیز قصدشان توجیه خشونت و سرکوب بود. چه نیازی به این توجیه است؟ چرا 4 یا 5 ماه پیش نیازمند این روش های توجیهی نبودند؟ پاسخ روشن است: از شکاف در میان خودشان وحشت کرده اند و از همراه شدن روز افزون مردم با جنبش.
چرا صحنه سازی با عکس آقای خمینی و پخش آن، و نه پخش صحنه واقعی پاره کردن عکس خامنه ای در خیابان ها توسط مردم؟
بازهم پاسخ روشن است: پخش پاره شدن عکس خامنه ای با خوشحالی و تائید مردم همراه می شود و اساسا اعتباری بین مردم ندارد که پاره شدن عکسش باعث ناراحتی مردم بشود. درست برعکس، آقای خمینی در میان مردم همچنان اعتبار مذهبی و سیاسی دارد و پاره شدن عکس او مردم را می تواند ناراحت کند. سناریو سازان کودتا به این دلیل برای سرکوب آنها که عکس خامنه ای را واقعا پاره کرده و زیر پا له کردند، عکس آقای خمینی را پاره می کنند و زیر پای چماقدارانی که وارد دانشگاه کرده اند می اندازند.
پرتاب نارنجک گاز خردل و فلفل و انواع مواد شیمیائی که در اختیار سپاه پاسداران است و البته بسیج هم به آن دسترسی دارد، به طرف مردم بی سلاح، نه تنها خشم و نفرت مردم را تشدید کرده، بلکه در میان خودی های نظامی و انتظامی هم با واکنش روبرو شده است. به این دلیل است که خبرگزاری کودتا "فارس" اعلام می کند طرفداران موسوی به طرف دانشجویان (منظور همان نیروی بسیج است که وارد دانشگاه کرده بودند) گاز اشک آور پرتاب کردند!
خنده دار است، اما بیش و پیش از خنده باید دلائل این دروغ سازی ها را پیدا کرد. وقتی چند تنی که زیر چادر سیاه اند و معلوم نیست زن و یا مرد، از نیم متری گاز فلفل به صورت دکتر زهرا رهنورد پرتاب می کنند و باعث کوری موقت او می شوند و خشم مردم را آتشین تر می کنند، سناریوی پرتاب گاز اشک آور طرفداران موسوی را در خبرگزاری فارس منتشر می کنند!
برویم به سراغ مقامات قضائی
رئیس قوه قضائیه شب 16 آذر در سیما ظاهر شده (خبر یک همایش قضائی) و می گوید اجازه نمی دهیم در سایه مصونیت سیاسی عده ای نظم جامعه را بهم بزنند.
مردم می خندند و می گویند: خواب دیدی خیر است حاج آقا. حسین شریعتمداری در روزنامه اش می نویسد کروبی، شعبان بی مخ است و کسی در قوه قضائیه نیست به او بگوید لابد مخ هر دو را داده اند به تو!
دادستان کل کشور، یعنی آقای اژه ای هم در سیما ظاهر می شود و به خانواده ها توصیه می کنند جلوی بچه هایتان را بگیرید که در تظاهرات شرکت نکنند، چون از این به بعد سفت و سخت با تظاهر کنندگان برخورد خواهیم کرد.
مردم می گوید: شما را که احمدی نژاد به دلیل نفی نقش عوامل خارجی در تظاهرات بعد از انتخابات از کابینه کنار گذاشت. البته کسی که به دروغ قسم جلاله بخورد و تلویزیون آن را پخش کند ( بعد از صدور حکم 5 سال زندان برای کرباسچی شهردار تهران) باز هم می تواند دروغ بگوید.
مردم می گویند: مگر در این شش ماه "شُل" برخورد کردید که حالا می خواهید "سفت" برخورد کنید؟ دیگه از سوله کهریزک بدتر هم دارید؟
ضمنا، حاج آقا! پدر و مادرها خودشان هم در تظاهرات اند. حتی سینه چاک تر از بچه هایشان. کجای کاری؟ برای مردم ایران حرف می زنی و یا مردم تاجیکستان؟ ایرانی ها که همه دستشان توی تظاهرات است. چه پدر و چه مادر، چه دختر و چه پسر!

به نقل از پيك نت

آنکه می‌بیند شاید بترسد اما اگر او نترسید روئین‌تن خواهدشد، با روئین‌تن چه خواهید کرد؟

به نقل از وبلاگ نگاهي ديگر

برادر ارزشی،

روز دانشجو آمد و باز نیاز به تو شد و چماق تو برای کوبیدن بر سر مردم. وقتی باتومت را بالا بردی حواست به دو نفر باشد. اول آن هموطن و هم‌ دینت که می‌خواهی باتومت را بر او فرود آوری. دوم کسی که ناظر این عمل زشت تو است. چرا؟ خیلی ساده، هر دوی اینان یا از تو می‌ترسند و -از دید شما البته- درس عبرت می‌گیرند و دیگر پیگیر رای خود نمی‌شوند یا -و این «یا» را با مکث می‌نویسم که پی‌آمد‌های آن عظیم است- یا می‌بینند با آنان چه می‌کنی و حلاج‌وار باز صحنه را خالی نمی‌کنند. اگر ترسیدند و نیامدند به میدان که از دید شما فبها. اما اگر باز آمدند و بودند و حضور داشتند، آنوقت است که دیگر … (جمله‌ام را خودت ای برادر ارزشی کامل کن و بترس از چنان روزی)

موج حمایت از مجید توکلی، دانشجوی منتقد رهبر پس از دستگیری در 16 آذر

به نقل از خبرنامه امير كبير

چهارشنبه، ۱۸ آذر، ۱۳۸۸

در پی دستگیری مجید توکلی در روز 16 آذر، موج حمایت از این دانشجوی شجاع وبلاگ ها و سایت های دانشجویی را فرا گرفته است. به گزارش خبرنگار موج سبز آزادی، مجید توکلی در سخنان شجاعانه ای در جمع دانشجویان در 16 آذر مستقیما آیت الله خامنه ای را مخاطب قرار داده و گفته بود :"امروز اینجاییم تا اعتراض مان را بر سر همه مستبدان و مستکبران جامعه و در راس آن ها آقای خامنه ای فریاد بزنیم.". این سخنان که با استقبال دانشجویان مواجه شده بود، توسط کودتاچیان تحمل نشد و به فاصله کوتاهی پس از آن نیروهای لباس شخصی وی را دستگیر و به مکان نامعلومی انتقال دادند. این در حالی است که پیش از این آیت الله خامنه ای در دیدار با دانشجویان نخبه در برابر سخنان دانشجویی که به "عدم امکان انتقاد از رهبری" معترض بود گفته بود که انتقاد از وی در جامعه آزاد است و در حال حاضر بسیاری انتقادات از وی آزادانه مطرح می شود.

امروز نیز خبرگزاری های حامی کودتا، ایرنا و فارس در حرکتی غیر اخلاقی عکس های مجید توکلی را با لباس زنانه در بازداشت منتشر کردند که خشم دانشجویان را برانگیخته است. بسیاری از وبلاگ ها و سایت ها به تحسین شجاعت "مجید توکلی" برخاسته اند و حمایت خود را از وی اعلام کرده اند. یکی از دوستان مجید توکلی در سایت فیس بوک نوشته است : "سالها در دانشگاه بودم و فعالان بسیاری را دیدم. اما هیچ کس را شجاع تر از مجید توکلی ندیدم که با این همه زندان و شکنجه و داشتن 15 ماه حکم زندان، نزدیک 16 آذر سر از پا نشناخت و یک تنه یک تجمع بزرگ را برگزار کرد. مجید اسطوره مقاومت جنبش دانشجویی است.". همچنین برخی افراد نیز در پاسخ به حرکت فارس و ایرنا، اقدام به انتشار عکس های رهبران کودتا با لباس های مبدل در اینترنت نمودند.

لازم به توضیح است که پیش از این نیز خبرگزاری فارس سعی در تحقیر نماد های مقاومت جنبش سبز داشت که با انتشار عکسهایی از پرتاب کفش به سوی مهدی کروبی آغاز شد. در پاسخ به این بی احترامی تعدادی از مردم در 13 آبان بولتنهای بزرگ تصویر آیت الله خامنه ای را پاره کرده و زیر پا لگدمال نمودند. حرکتی که فیلم ان در سراسر جهان توسط خبرگزاری ها مخابره شد و از آن به عنوان حرکتی بی سابقه در تاریخ جمهوری اسلامی یاد کردند.

موج سبز آزادی

سوء استفاده‌هاي مهم‌تر از پوشش اسلامي! - آفتاب يزد

اظهارات ديروز رئيس قوه قضائيه، اگر به دقت عملي شود افق‌هاي جديدي را در عرصه‌هاي قضايي ايران خواهد گشود كه برخلاف بسياري از افق‌هاي جديد در ساير عرصه‌ها، به نفع مردم و در خدمت نهادينه شدن قانون در كشور خواهد بود. مهم‌ترين نكته در سخنان صادق لاريجاني، ابراز ترديد او در قانوني بودن توافقات قضايي و نظارتي بود كه تنها مستند آنها تجويز روساي سه قوه و امضاي آنها مي‌باشد. اين سخن نشان مي‌دهد كه عزم فعلي رئيس تازه نفس قوه قضائيه بر ترجيح قانون نسبت به هر سند ديگري است؛ حتي اگر آن سند، امضاي سه رئيس قوه را در ذيل خود داشته باشد. رئيس قوه قضائيه قاعدتا مي‌داند هم در دستگاه قضا و هم در ساير قوا، كساني هستند - و متاسفانه گاه از حمايت‌هايي برخوردارند - كه مراتبي بسيار پايين‌تر از تشخيص رئيس سه قوه، از جمله مصلحت انديشي خويش را بر قانون حاكم مي‌نمايند و به اين ترجيح غير مرجح خويش مي‌بالند. البته اين مسئله، هميشه در كشور ما وجود داشته اما در سه چهار سال اخير بر شدت آن افزوده شده است. يكي از عوامل تشديد اين وضعيت، اصرار يكي از مقامات عاليرتبه اجرايي بر اظهارنظرهايي است كه شايسته‌ترين نام براي آنها، صدور حكم قطعي قضايي است كه گاه در قالب ابراز تعجب از عدم صدور حكم اعدام براي يكي از مديران هسته‌اي دولت خاتمي و گاه به صورت اظهارنظر قاطع در خصوص فساد برخي افراد سرشناس كشور تجلي يافته است. اتهام افكني به دستگاه‌هاي قضايي و تقنيني، در كنار نمونه‌هاي فوق‌الذكر،‌يكي از مهمترين عواملي بود كه عدم رعايت قانون در بالاترين سطوح مديريتي كشور را به امري عادي تبديل كرد. متاسفانه رسانه موسوم به ملي نيز با سلب حق پاسخگويي افرادي كه توسط يك مقام غير قضايي، »حكم قضايي تريبوني« دريافت كرده بودند، عملا به نهادينه شدن اين بي قانوني آشكار در كشور كمك كرد. هنوز غبارهاي ناشي از اين مسئله فرو ننشسته بود كه برخلاف قواعد مسلم حقوقي، موارد اتهامي ثابت نشده تعدادي از فعالان سياسي كشور - كه در جريان انتخابات دستگير شده بودند - از صدا و سيما به صورت مكرر پخش شد. اما پس از چند جلسه، ناگهان اعلام شد كه اين اقدام، خلاف قانون - و در مواردي خلاف شرع - است و از تداوم آن جلوگيري شد. اين جلوگيري تقريبا با آغاز مسئوليت صادق لاريجاني در قوه قضائيه، همزمان شد و برخي تاكيدات بعدي او هم تقويت كننده اين »ظن« گرديد كه اراده اجراي قانون، حداقل در رئيس جديد قوه، جدي است. البته عده‌اي از اصلاح‌طلبان وجود نشانه‌هايي را ادعا مي‌كردند كه به زعم آنها ثابت مي‌كرد توقف پخش تلويزيوني اعترافات، تنها به خاطر رعايت قانون نبوده است. از جمله پس از آنكه بهزاد نبوي خواستار علني شدن محاكمه خود براي پاسخگويي به برخي اتهام افكني‌هاي علني شد اين فرصت در اختيار او قرار نگرفت. در عين حال توقف پخش دادگاه‌ها، مي‌توانست نشانه مثبتي تلقي شود و اكثر فعالان سياسي و حقوقدانان، از آن استقبال كردند. اما دو روز قبل، يك اظهارنظر و يك خبررساني- يا خبرسازي - موجب برخي نااميدي‌ها شد. يكي از مقامات قضايي، دو روز قبل در توجيه توقف پخش علني دادگاه‌هاي انتخاباتي، عملا به حمايت از پخش علني دادگاه‌ها و اعلام علني اتهامات ثابت نشده دستگيرشدگان پرداخت. اظهارات اين مقام پرسابقه قضايي، تقريبا نشان مي‌داد كه توقف پخش دادگاه‌ها، بيش از آنكه ناشي از يك الزام قانوني باشد متاثر از رفع نيازي بوده كه از يك »مصلحت انديشي« سرچشمه گرفته است. همزمان با اين اظهارات، چند خبرگزاري و سايت خبري كه به حمايت از دولت مشهور هستند، تصاويري مشكوك از يك دانشجوي دستگير شده در روز 16 آذر منتشر كردند. البته اين تصاوير به اندازه كافي گويا بود و با نخستين نگاه، غيرقابل اتكا بودن آن آشكار مي‌شد. كساني كه تصاوير اين دانشجو را با لباس كامل زنانه -مقنعه، مانتو و چادر- به نمايش گذاشتند ظاهرا فرصت كافي در اختيار نداشتند تا با استفاده از حقه‌هاي كامپيوتري، صورت او را اصلاح كنند تا تصاوير آنها، كمي قابل باور به نظر برسد! اما نكته مهمتر آن است كه چگونه تصاوير يك متهم قبل از آنكه جرم او در محكمه‌اي ثابت شود، از چند خبرگزاري و سايت خبري ويژه، سر در مي‌آورد؟ آيا اين كار و همزماني آن با دفاع تلويحي يك مقام قضايي ‌‌از پخش دادگاه‌هاي مقدماتي، نشانه نااميد كننده‌اي از برگشت برخي مصلحت‌انديشي‌هاي غيرموفق به دستگاه قضايي نيست؟ نكته ديگري كه در مورد دانشجوي دستگير شده و تصاوير مشكوك منتسب به او وجود دارد آن است كه به فرض صحت تصاوير و درستي اقدام چند سايت خبرساز، جرم اين دانشجو سوءاستفاده از يك پوشش اسلامي براي فرار از دست قانون و ماموران قانون است. اگر اين اتهام تا اين حد سنگين است تكليف كساني كه از همه مقدسات و ارزش‌ها به عنوان »پوشش« براي فرار از پاسخگويي در برابر مسئوليت‌ها و قانون‌شكني‌هاي خود استفاده مي‌كنند، چيست؟ اگر قوه قضائيه انتشار تصاوير منتسب به يك دانشجوي بازداشتي را قبل از اثـبـات جـرم، مـجـاز مـي‌شـمـرد و اگـر قرار است برخي مصلحت‌سنجي‌ها مجوزي براي درنظر نگرفتن قوانين مربوط به محاكمات - انتشار تلويزيوني اتهام‌هاي اثبات نشده- باشد آيا رئيس قوه قضائيه تصور نمي‌كنند در اين زمينه، اولويت با كساني است كه اتهام آنها نه سوءاستفاده از پوشش زنانه بلكه پوشش قرار دادن بالاترين ارزش‌هاست و اتهامات مربوط به قانون شكني و آماردهي‌هاي غلط آنها، به موضع اجماعي بـسـيـاري از صـاحـب‌نظران در دو جناح- و حتي برخي دستگاه‌هاي نظارتي وابسته به قوه قضائيه- تبديل شده است؟

اوين شده دانشگاه !!!

به نقل از وبلاگ روزهاي ابري من
December 09, 2009

1-مجید توکلی،پلی تکنیک
2-مهدی کلاری ،شریف
3-حامد ترک‌زاده، شریف
4-محسن زارع ، شریف
5-سعید آگنجی ، شیراز
6-راضیه جعفری،.شیراز
7-محمدمحسن موسوی، شیراز
8-سبحان حیدری، شیراز
9-نجما رنجبر،شیراز
10-محمد حسینی،شیراز
11-سعید لطفی ،شیراز
12-مسعود مهدوی فر ،شیراز
13-نويد سلطان پور، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته تربيت بدنی، تهران
14-مجتبی هاشمی، دانشجوی دانشکده حقوق وعلوم سیاسی، تهران
15-نیلوفر اثباتی، دانشجوی دانشکده فنی، تهران
16-بردیا نجار، دانشجوی دانشکده مکانیک، تهران
17-طاهر دهخوارقارنیان، دانشجوی رشته پزشکی، تهران
18-مهدی بلخاری، فوق لیسانس مهندسی صنایع ،تهران
19-39- بیست دانشجوی دانشگاه ازاد مرکز تهران
40- مهدی الهیاری،فوق لیسانس شیمی ،دانشگاه شریف
41-سید سجاد معافی مدنی، دانشجوی شهرسازی ،دانشگاه تهران

بیش از چهل دانشجو در کمتر از چهل ساعت.
اینها فقط اون اسم اون دانشجوهایی است که دستگیریشون اعلام شده و من این نیمه شب برفی یادمه. خدا می دونه تعداد واقعی چند تا است.

تجمع اعتراضي خانواده هاي دستگير شدگان 16 آذر در مقابل دادگاه انقلاب

آژانس ايران خبر - ۱۳۸۸/۹/۱۸

امروز 18 آذر ماه خانواده بازداشت شده هاي 16 آذر از ساعت 8:30 رفته رفته به دادگاه انقلاب مي آمدند بدليل سردي هوا و بارش باران داخل دادگاه انقلاب مملو از جمعيت خانواده ها بود كه سرگردان و حيران بودند .
تعدادي از بازداشت شده هاي شهرستاني هستند كه خانواده هايشان شبانه و با هر وسيله اي كه مي توانستند با وجود لغزنده بودن جاده ها خود را به تهران رسانده بودند و نگران وضعيت عزيزانشان بودند.اداره پيگيري اطلاعات اسامي تعدادي از بازداشت شده ها را تاييد كرده اما هنوز از وضعيت عده زيادي خبري در دست نيست و تا ساعت 13 هيچ اسمي به تاييد دادگاه انقلاب نرسيده است .
تعدادي از خانواده ها با گريه و نگراني در مورد نحوه بازداشت عزيزانشان صحبت مي كردند چرا كه به چشم خود ديده بودند كه عزيزانشان در حالي كه زير ضربات باتوم و شوك برقي و لگد نيروهاي گارد به خصوص لباس شخصي ها قرار گرفته بودند بازداشت شده اند.
خانواده هايي كه بازداشتي آنها دختر بودند بيشتر از بقيه نگران و مضطرب به هر دري مي زدند تا از وضعيت و محل نگهداري عزيزانشان اطلاع كسب كنند. و نفرين و لعنت بود كه نثار خامنه اي و احمدي نژاد حتي با صداي بلند در داخل دادگاه انقلاب مي كردند.
تعداد خانواده ها كه رفته رفته بيشتر مي شد نيروهاي لباس شخصي و حراست دادگاه انقلاب بودند كه وارد سالن مي شدند و پشت سر خانواده ها مي ايستادند تا شرايط را زير نظر داشته باشند .صداي اعتراضات خانواده كه شدت مي گرفت. يكي از افراد لباس شخصي به طرف خانواده ها مي رفت و سعي داشت كه آنها را ساكت كند و دائم به خانواده ها مي گفت: شما كه نگران بچه هايتان هستيد جلوي انها را بگيريد و نگذاريد در اين روزها بيايند بيرون تا اين جوري ضجه نزنيد با سر و صدا هم هيچ مشكلي حل نميشه فقط كار خود را سخت تر مي كنيد هر چيزي مراحلي داره و بايد مراحل قانوني آن طي شود.
صداي اعتراض خانواده ها هم بلند مي شد كه اگرقانون است چرا بي گناه مردم را مي گيريد اگر قانون است شما بايد ظرف 48 ساعت تفهيم اتهام كنيد و به ما بگوييد كه زن و بچه هاي مردم را كجا برديد .ساعت 12 تا ساعت 13 به بهانه نماز دادگاه انقلاب را تعطيل كردند و خانواده ها را در سرما زير باران بدون پاسخ نگهداشتند .
اسامي تعدادي از بازداشت شدگان روز 16 آذر جهت ارسال به سازمانهاي حقوق بشري و اطلاع عموم انتشار مي يابد
1-زهرا رجبي آقا پور 25 ساله در چهاراه ولي عصر بازداشت شده

2- آيدا رضايي فر 23 ساله در ابوريحان بازداشت شده

3-پريسا زارع زاده 28 ساله در چهاراه ولي عصر بازداشت شده

4-سارا علي پور 23 ساله و دانشجو در فخر رازي بازداشت شده

5-فاطمه عبداللهي پور 47 ساله در ولي عصر بازداشت شده

6-پروانه شاپوروند 30 ساله محل بازداشت نامعلوم

7-زينب محمدي 31 ساله در ولي عصر بازداشت شده

8-بهاره خادمي 20 ساله در خيابان 16 آذر بازداشت شده

9- ابوالفضل گل محمدي 28 ساله در خيابان وصال بازداشت شده

10- علي ضياء الديني 32 ساله محل بازداشت نامعلوم

11- اميرحسين موسوي 29 ساله در چهاراه ولي عصر بازداشت شده

12- سروش رضايي 21 ساله در مقابل دانشگاه هنر بازداشت شده

13- محمد پيشكار 18 ساله محل بازداشت نامعلوم

14- امير توسلي 24 ساله در وصال بازداشت شده

15- بهنام ماهوتيان 26 ساله در ولي عصر بازداشت شده

16- محسن شجاعي 28 ساله مقابل صنعتي شريف بازداشت شده

17- محمد ابراهيم فتحعلي 35 ساله در كارگر جنوبي بازداشت شده

18- امير رضا سادات رضوي 18 ساله در خيابان حافظ بازداشت شده

19- محمد مهدي منصوري 22 ساله دانشجوي پيام نور در فردوسي بازداشت شده

20- احمد توانايي پور 52 ساله در ولي عصر بازداشت شده

21- كامران افشار نژاد 28 ساله در انقلاب بازداشت شده

22- حميد حسيني 24 ساله محل بازداشت نامعلوم

23- سلمان عسگري مقدم 29 ساله در فخر رازي بازداشت شده

24- حسين سالكي 25 ساله در ولي عصر بازداشت شده

25- احسان ناصحي 31 ساله در فردوسي بازداشت شده

26 – حامد كريمي 24 ساله دانشجو در انقلاب بازداشت شده
غلامحسين محسني اژه اي دادستان ولي فقيه ،که قبلا در يک جلسه به آقاي عيسي سحر خيز يورش برد و با پرتاب قندان و گاز گرفتن گوش وي او را زخمي و خونين کرد و همچنين هنگامي که در دادگاه انقلاب تحت عنوان قاضي مشغول بار بود در صدور حکم اعدام زندانيان سياسي نقش داشت . وي همچنين در دوراني که وزير اطلاعات بود دستور يورش و دستگيري و شکنجه زندانيان سياسي در بند را صادر مي کرد. روز گذشته در يک مصاحبه مطبوعاتي مردم ايران را تهديد و گفت : از امروز به بعد هيچ اغماضي صورت نخواهد گرفت.
اعمال ورفتارهاي اين فرد و تهديدات او عليه مردم ايران به مثابه سند قاطعي است که در جنايت عليه بشريت شرکت فعال داشته و به آن ادامه مدهد.

فعالين حقوق بشر و دمکراسي در ايران ، يورش به اعتراضات مردم ايران ، دستگيري گسترده آنها و مورد ضرب وجرح قرار دادن ، انتقال به محل هاي نامعلوم و بي اطلاعي نگه داشتن خانواده آنها را محکوم مي کند و از کميسر عالي حقوق بشر و ساير مراجع بين المللي خواستار ارجاع پرونده جنايت عليه بشري اين رژيم به شوراي امنيت سازمان ملل متحد است.
فعالين حقوق بشر ودمکراسي در ايران
18 آذر 1388 برابر با 9 دسامبر 2009

این هم از 16 آذر، بازی ادامه دارد…

09 December 2009

به نقل از وبلاگ آقا پسر

همانطور که پس از سخنان سردار فضلی قابل پیش بینی بود، سپاه سعی کرد در 16 آذر حتی الامکان خودش را از تابلو شدن در سرکوب معترضین کنار بکشد و جای خود را به بخش دیگر نیروهای رسمی امنیتی یعنی نیروی انتظامی و بخش نیمه رسمی (بسیج) و غیررسمی (اراذل و اوباش) بدهد.
عدم هماهنگی بین این 3 بخش که با کنار کشیدن سپاه که تا حدودی ارتباط سازمانی و غیرسازمانی با بسیج و نیروهای غیررسمی دارد، بیش از پیش نیز نمایان شد و حتی به درگیری بین این نیروهای امنیتی نیز کشید. البته اختلافات نیروی انتظامی با بسیج و نیروهای غیررسمی امر جدیدی نیست و اختلافات مشابهی بین ارتش و سپاه نیز وجود دارد.
به این ترتیب سپاه در خیابان ها و دانشگاه ها ظاهر نشد تا مجبور به اهدای گل به کسانی که بر علیه نظام شعار می دهند نشود و راه را برای پرتاب گلدان توسط دیگر نیروها باز گذاشت.
حضور و شعارهای دانشجویان در دانشگاه ها و دیگر مردم در خیابان ها نشان داد که روش های برخورد با اعتراضات جواب نمی دهد و این نیروها حتی پس از گذشت نیم سال نیز نتوانسته اند اعتراضات را خاموش کنند. این در حالی است که خطرناک ترین مراسمی که احتمال سبز شدنشان بالا است هنوز در راه هستند و بسیار نزدیک. مراسم عزاداری تاسوعا و عاشورا و چهارشنبه سوری؛ مراسمی که همگی در تاریکی و پس از ساعت کاری برگذار می شوند و کاملاً جنبه مردمی دارند. آیا رنگ سبز در تاریکی هم دیده می شود؟

پی نوشت: ظاهراً بسیج هم حضور رسمی نداشته است، که البته با توجه به واگذاری کامل بسیج به سپاه، میتوان در راستای همان کمرنگ کردن حضور سپاه در سرکوب ها درنظر گرفت.

دانشجویانی که فقط جلوی دوربین صداوسیما دانشجو هستند

به نقل از وبلاگ چرك نويس

دسامبر 9, 2009

مراسم ۱۶ آذر سالروز دانشجو با حضور گستره دانشجویان و مردم عزیزمان که فرزندانشان را همراهی می کردند ، در اکثر نقاط ایران و دانشگاه ها بطور گسترده و پرشکوهی برگزار شد .
به گزارش تغییر ، مراسم روز دانشجوی امسال که در نیم قرن اخیر بی سابقه بوده است با شور مثال نازدنی توسط دانشجویان و مردم عزیزمان دیروز و امروز ( ۱۶ و ۱۷ آذر ) بطور چشمگیری بافریاد های آزادی طلبانه دانشجویان که در جهت نفی استبداد و دیکتاتوری بود ، برگزار شد که البته با ضرب و شتم دانشجویان توسط نیروهای یگان ویژه و ضد شورش و لباس شخصی نیز همراه بود که باعث تلخی این مراسم باشکوه شد .
اما مساله قابل توجه ، حضور افرادی بود که در این دو روز پرحاشیه در دانشگاه تهران و شهید بهشتی حضور یافته بودند و البته از کادرهای دوربین های صداوسیما نیز دور نماند . آنها تقریبا برای تمامی بچه های دانشگاه تهران ناآشنا بودند و به گفته آنها برای بار اول بود که دیده می شدند و اغلبشان هم با ظاهری کاملا مذهبی و ریش های بسیار بلند و بدور از هیاهوی دانشجویی بودند .

بچه های دانشگاه تهران از دانشجویان موافق دولت گرفته تا مخالف ، همگی مبهوت شده بودند و نظاره گر قدرت نمایی و مانور تبلیغاتی آنها . از چند روز قبل خبرهایی مبنی بر برگزاری جشن عید غدیر در دانشگاه تهران زمزمه می شد اما خود دانشجویان هم فکر نمی کردند که قرار است عده ای از بیرون به داخل دانشگاه لشکرکشی کنند و به تخریب و تضئیع مراسم دانشجویان بپردازند . آنها که دائما شعارهایی علیه میرحسین موسوی و ادعای رابطه وی با اسرائیل را داشتند ، به محض مقابله شدن با دانشجویانی که شعار مرگ بر دیکتاتور و ” یاحسین میرحسین ” می دادند ، اقدام به فحاشی و لگد پراکنی و حتی در موردی پرتاب آب دهان به دانشجویان می کردند . به گفته شاهدان عینی ، حتی دانشجویان موافق دولت هم در دانشگاه این رفتار قبیح را از خود نشان نمی دهند . اما لشکری که امروز و دیروز به دانشگاه آمدند ، کاملا متفاوت از رفتار و شعارها با دانشجویان واقعی موافق دولت دانشگاه بودند . از جمله شعارهای مرسوم آنها ” ماشاالله ، حزب الله” بود که حتی در شعارهای مرسوم و نیمه مرسوم دانشجویان موافق هم جایی نداشته و ندارد .

افرادی که به دانشگاه آورده شده بودند کارت هایی داشتند که هیچگونه شباهتی به کارت های دانشجویی بچه های دانشگاه تهران نداشت و صرفا برای حضورشان در دانشگاه تدارک داده شده بود .

اما اینکه چطور دوربین های صداوسیما حرکات و رزمایش آنها را دنبال می کرد و از نمایش قدرت نمایی دانشجویان آزادی خواه و همیشه درصحنه دانشگاه تهران صرف نظر کرد هم بعد از گذشت ۶ ماه تقریبا به امری عادی تبدیل شده است . دروغ پراکنی و وارونه نشان دادن مداوم اتفاقات کشور از نشانه های بارز این رسانه است که بودجه خود را از جیب ملت ایران تامین می کند و سیاستش را به تبلیغات علیه همین ملت بنا نهاده است .
گزارش های تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد شد .

آرشیو

برچسب‌ها