پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۸
بیخود نیست که می گویند هر چه کیفیت چی توز تنزل می کند، کالاهای بدتری برای مشتری عرضه می کند. بقول قدما خیلی خوش پروپاچه است، دائما هم می رود حمام. البته روابط عمومی دفتر ریاست جمهوری هر نوع رفتن به حمام رئیس جمهور را در یکی دو سه چهار پنج شش هفت هشت سال اخیر تکذیب کرد. در عوض همین روابط عمومی اعلام کرد که امروز پس از جلسه هیات دولت، " احمدی نژاد گفت که فقط با خبرنگاران رسانه های تصویری گفتگو می کند." لطفا پاسخ بدهید که احمدی نژاد، چرا فقط با رسانه های تصویری مصاحبه می کند، و اگر تصویر او را منتشر نکنند، مصاحبه نمی کند؟
گزینه اول: چون خوشگل است.
گزینه دوم: چون خوشگل است و خوب تار می زند.
گزینه سوم: چون دیدن چهره های زیبا نورچشم آدم را زیاد می کند.
گزینه چهارم: چون مثل آینه دق قرار است همه مان را سکته بدهد.
گزینه پنجم: چون شانس نداریم، وگرنه به جای محمود الفنون جورج کلونی را می دیدیم.
دروغ و ایمان
به قول عبیدزاکانی، به یکی گفتند خربزه و عسل با هم نمی سازند، گفت: فعلا که با هم ساخته اند و دارند پدر مرا درمی آورند. حالا داستان ماست با آقای ناصر مکارم شیرازی، ایشان گفته است " دروغ با ایمان سازگار نیست..."، در حالی که فعلا این دو تا با هم سازگار شدند و دارند پدر ما را درمی آورند.
مردم مصر دکتر را دوست دارند
حالا چه مشکلی را حل می کند، بماند، ولی رسانه های حامی دولت، رجانیوز و فارس نیوز و غیره نیوز، اعلام کردند: " مردم مصر به احمدی نژاد علاقه ویژه ای دارند." حالا مشکل اصلی این است که ما باید چکار کنیم؟
گزینه اول: برش دارند ببرند مصر، همه اش مال آنها.
گزینه دوم: آدم وقتی دور باشد، اشتباه زیاد می کند.
گزینه سوم: اگر راست می گویند بیایند ایران زندگی کنند.
گزینه چهارم: زیاد هول نزنید، حداکثر شش ماه دیگر می فرستیم بیایند خدمت تان. خیرش را ببینید.
رای ما رو پس بده
به نظر شما فهمیدن این جمله " رای ما را پس بدهید" این همه سخت است؟
گفتند بیایید از میان این چهار نفر به هر کدام می خواهید رای بدهید.
رفتیم به آن یکی رای دادیم، رای ما را نشمردند و کسی دیگر را رئیس جمهور اعلام کردند. رفتیم توی خیابان و فریاد زدیم " رای ما را پس بدهید."
ما را کتک زدند و تعدادی از ما را زندانی کردند.
رفتیم روی پشت بام و فریاد زدیم " رای ما را پس بدهید و زندانی ما را آزاد کنید."
رای ما را پس ندادند و به ما گاز اشک آور زدند و تعدادی را هم کشتند.
رفتیم توی خیابان و فریاد زدیم: " رای ما را پس بدهید و زندانی های ما را آزاد کنید و قاتلین را مجازات کنید."
رای ما را پس ندادند و تعدادی را دستگیر کردند و به آنها تجاوز کردند.
رفتیم به محل نماز جمعه و فریاد زدیم و گفتیم: " رای ما را پس بدهید و زندانی های ما را آزاد کنید و قاتلین و متجاوزین را مجازات کنید."
رای ما را پس ندادند و ما را تهدید کردند که اگر باز هم به خیابان بیایید همه تان را زندانی می کنیم.
رفتیم به دانشگاه و فریاد زدیم و گفتیم: " رای ما را پس بدهید و زندانی ما را آزاد کنید و قاتلین و متجاوزین را مجازات کنید و ما را تهدید نکنید چون ما نمی ترسیم."
رای ما را پس ندادند و گفتند ما جاسوسان دشمن هستیم و مزدوران خارجی هستیم و ما را اخراج کردند و جلوی ورودمان را گرفتند.
رفتیم به کوچه های شهر و فریاد زدیم و گفتیم: " رای ما را پس بدهید و زندانی ما را آزاد کنید و قاتلین و متجاوزین را مجازات کنید و ما را تهدید و اخراج نکنید.
یک سال گذشت، آنقدر رفتیم و آنقدر حرف مان را تکرار کردیم و آنقدر در خیابان دویدیم و آنقدر فشار آوردیم که بالاخره گفتند: رای تان از آن شما، بیایید.
گفتیم: حالا دیگر دیر شده است، حالا دیگر نه فقط رای مان را می خواهیم، بلکه شما را هم نمی خواهیم، قانون تان را هم نمی خواهیم، قدرت تان را هم نمی خواهیم، حالا دیگر یاد گرفتیم که چطور باید حق مان را بگیریم، حالا دیگر همیشه این مائیم که برنده ایم.
عمار یاسر یا یوسف گوبلز؟
من هم بودم همین حرف را می زدم، هر کس دیگری هم بود، همین جایزه را می داد. البته، یک کمی هم شرافت و وجدان و این جور ماجراها مطرح است که باید به آن توجه کرد. امروز نشان " عمار یاسر" از سوی حامیان عبیدالله زیاد به آیت الله مصباح یزدی معروف به شریح قاضی تقدیم شد. مصباح یزدی بعد از دریافت این جایزه در حالی که میزان قند خونش در اثر استعمال بیش از حد شکر بالا رفته بود، گفت: " خداوند را باید سپاسگزار باشیم که ویژگی هایی چون علم، تقوا، بصیرت و آگاهی به زمان را در وجود رهبر معظم انقلاب جمع کرده است." آگاهان توضیح دادند که اگر ابراهیم نبوی هم این حرفها را درباره آیت الله خامنه ای گفته بود، نه تنها نشان عمار یاسر، بلکه نشان ناپلئون بناپارت را به او می دادند. با گفتن این جملات مصباح یزدی، بخشی از شعارهایی که مردم داده بودند، و توی گلوی وی گیر کرده بود، هضم شد.
آنچه که مهم بوده و هست ایستادگی و مقاومت دانشجویان ایران برای به دست آوردن آزادی بوده و هست و بیشک این تلاش تا برقراری دموکراسی ادامه پیدا خواهد کرد چه با لباس زنانه و چه با لباس مردانه.
انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک با صدور بیانیه ای از تمامی دانشجویان ایران به دلیل شرکت پرشکوه در تجمعات روز دانشجو تشکر کرد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر در این بیانیه همچنین با اشاره به تصاویری از مجید توکلی عضو این انجمن اسلامی پلی تکنیک که توسط برخی سایت های حامی دولت حاضر همچون ایرنا و فارس منتشر شده، آمده است: «اعتراض های پرشکوه و گسترده دانشجویان مقاوم ایران در سراسر کشور آنچنان مستبیدین فرومایه کشور را گیج کرده است که راهی جز، لباس مبدل بر تن مجید توکلی کردن و عکس انداختن از وی را پیدا نکرده اند. بیخبر از آنکه بفهمند مجید توکلی افتخار جنبش دانشجویی بوده و هست، چه با لباس زنانه و چه با لباس مردانه.»
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
و عشق را
کنار تیرک راه بند
تازیانه می زنند
آنک قصابان اند
بر گذرگاه ها مستقر
با کنده و ساتوری خون آلود
روزگار غریبی است نازنین
دانشجویان ایرانی پس از سپری کردن روزهایی بسیار دشوار و خونبار طی سال های اخیر و به خصوص پشت سر گذاشتن انتخابات در ماه های گذشته، دیروز در مراسم های دانشجویی بار دیگر شجاعت و ایستادگی اشان را اثبات کردند. باید بر مقاومت و آزادگی دانشجویان که زندان، شکنجه، ضرب و شتم های وحشیانه، شهادت و اسارت را برگزیدند و آرامش جان را فدای آسایش آتی ایران زمین کردند، سجده نهاد.
۱۶ آذر سال ۱۳۸۸ به راستی یادآور ۱۶ آذر ۱۳۳۲ بود. روزی که از «سه قطره خون» آذران اهورایی مبارزه جوشید و همچنان پاسداشت این روز پس از ۵۰ سال اینچنین برای دانشگاهیان مقدس است و در هر شرایطی تجمعات پر شور و باشکوه را در دانشگاه رقم می زنند. روز گذشته دانشگاه نماد انسانیت و اخلاق بود
آنان که با چماق ها و کارت های جعلی شان به خاک مقدس عرصه دانش پا نهادند و با وحشیگری و خشونت بی پایان به سنگربانان این عرصه یورش بردند، کوشش وافرشان را جهت برهم زدن و به خشونت کشانیدن تجمعات دانشجویی کردند و آخر کار همچون قوم مغول جز ویرانی بر دانشگاه ها و به اسارت بردن دانشجویان چیزی بر جای ننهادند.
دانشگاه پلی تکنیک نیز هم پای دیگر دانشگاه ها یکصدا فریاد آزادی بود و دانشجویان آزاده و حقیقی همراه و همرزم یکدیگر، آواز حقانیت خویش را سر دادند. تجمع باشکوه و تکرار ناشدنی دانشجویان امیرکبیر که با دعوت انجمن اسلامی این دانشگاه (که اولین قربانی پروژه نابودسازی انجمن های دانشجویی از آغاز به کار دولت نهم در دانشگاه های ایران بود)، نشان داد که در رگ های تک تک دانشجویان خون آزادی خواهی می جوشد.
اما آنان که این روزها داعیه عدالت و صلح خواهی شان گوش فلک را پر کرده است، با دانشجویان چه کردند؟ سنگ ها را آنچنان به سوی فرزندان راستین ایران زمین پرتاب می کردند گویی در درونشان جز کینه و نفرت هیچ چیز نیست. چشمشان را بر شعارهای حق طلبانه دانشجویان بستند و دهان هایشان را گشودند، گاز های اشک آور را به محیط دانشگاه پرتاب می کردند و در نهایت اتوبوس هایشان را در مقابل درها مستقر نمودند و دسته دسته دانشجویان را به اسارت بردند. دستگاه های تبلیغاتی شان را که با پول مردم تأمین و اداره می شود، روشن کردند و دروغ پراکنی را آغاز کردند.
آنان که خروش آزادیخواهانه دانشجویان امیرکبیر را برنمی تابند باز هم همچون گذشته دست به کار ِ تخریب کرامت انسان های آزاده شده اند ولی بدانند آزادگی از آن آنانی ست که در راه آزادی خطر می کنند و به راستی مجید توکلی، عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر همان آزاده ای است که همیشه در دل ها و بر سر زبان های دانشجویان جاری است.
اعتراض های پرشکوه و گسترده دانشجویان مقاوم ایران در سراسر کشور آنچنان مستبیدین را گیج کرده است که راهی جز، لباس مبدل بر تن مجید توکلی کردن و عکس انداختن از وی را پیدا نکرده اند. بیخبر از آنکه بفهمند مجید توکلی افتخار جنبش دانشجویی بوده و هست، چه با لباس زنانه و چه با لباس مردانه.
آنچه که مهم بوده و هست ایستادگی و مقاومت دانشجویان ایران برای به دست آوردن آزادی بوده و هست و بیشک این تلاش تا برقراری دموکراسی ادامه پیدا خواهد کرد چه با لباس زنانه و چه با لباس مردانه.
سرکوبگران امروز کسانی هستند که سال ۸۵ پروژه «جعل نشریات» دانشگاه امیرکبیر را برای سرکوب فعالین دانشجویی این دانشگاه رقم زدند و پس از شکنجه های وحشیانه تلاش کردند از دانشجویان اعترافاتی دروغین برای دادگاه بگیرند. دادگاهی که در نهایت نشریات را «جعلی» دانست اما با این وجود مجید توکلی به همراه دو تن از دانشجویان بی گناه یک سال و سه ماه را در جبس گذراند. وی در بهمن سال گذشته نیز به هنگام شرکت در مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان بازداشت شد تا بیش از سه ماه مجددا در زندان به سر برد.
پس از آزاد شدن از زندان نیز، «تبعید شدن» به بندر عباس برای ادامه تحصیل آنچه بود که در این سرزمین به وی اعطا شد. مجید گرچه در کمال بیعدالتی و بی قانونی به بندرعباس تبعید شد اما برای ادامه تحصیل از آغاز مهرماه امسال به بندرعباس رفته بود. حال رسانه های دروغ پرداز که مدیرانشان با مدارک جعلی و سهمیه به دانشگاه ها می روند مدعی شدند که وی از دانشگاه اخراج شده بود. سرکردگان که یکی پس از دیگری مدارک جعلی، مقالات کپی شده و اختراعات دزدیده شده شان قطار می شود، با رتبه های نجومی در دانشگاه های تهران تحصیل می کنند و در نهایت دانشگاه آکسفورد مدرک دکترا تقدیمشان می کند از عدم صلاحیت علمی کسانی می گویند که تنها به جرم آزادی خواهی برای دانشگاه و جامعه از تحصیل محروم گشته و تبعید شدند.
تک تک دانشجویان امیرکبیر که طی سال های گذشته به شکنجه گاه اوین فرستاده شدند دانشجویانی اند که در راه آزادی، آزادی اشان را قربانی می کنند و افتخار دانشگاهیان هستند، حتی اگر همچون مجید توکلی در مقابل دانشگاه با ضرب و شتم وحشیانه و جنون آمیز بازداشت شوند و به زور مشت و لگد و با آثار زخم بر پیشانی و گوشه های چشمشان، مقنعه و چادر بر سرشان کنند و در مقابل دروبین بنشانندشان.
آنان اند که درس مقاومت را در شکنجه گاه ها و سلول های انفرادی تدریس می کنند. آنان اند که حتی اگر صد بار از دانشگاه برانند شان باز هم به منزلگاه حقیقی و راستین باز خواهند گشت .
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر ضمن تقدیر و تشکر از دانشجویان مقاوم و مبارز در برگزاری تجمع باشکوه این دانشگاه هشدار می دهد که هر چه بر آتش خاکسترگونه دانشگاه بدمید شعله ورتر خواهد شد و سرانجام ِ کار در آن خواهید سوخت. دانشگاه یاران بی باک و مقاوم خویش را تنها نخواهد گذاشت و تا به آخر بر سر آرمان های آزادی خواهانه خواهد ایستاد حتی اگر اوین دانشگاه شود.
به اندیشیدن خطر مکن
روزگار غریبی است نازنین
آن که بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
انجمن اسلامی دانشجویان
دانشگاه صنعتی امیرکبیر
(پلی تکنیک تهران)
۱۸ آذر ۱۳۸۸
