با این همه ظلمی که سیاهی کرده است .... تردید ندارم که خدا هم سبز است !!!

آخرین اخبار

۱۳۸۸ آذر ۱۸, چهارشنبه

حسین کروبی مطرح کرد:شباهت های حسین شریعتمداری با شعبان بی مخ!

تاریخ : ۱۸ آذر ۱۳۸۸

حسین کروبی به مطالب روزنامه کیهان که روزگذشته به مهدی کروبی توهین بی سابقه ای کرده بود، واکنش نشان داد.
روزنامه کیهان روز ۱۷ آذر در خبر ویژه خود که به اتفاقات روز دانشجو پرداخته بود، مهدی کروبی را “شعبان بی مخ “خوانده بود.
حسین کروبی در واکنش به این توهین مبرزکه توسط حسین شریعتمداری نماینده ولی فقیه در کیهان منتشر شده است ، خطاب به وی گفت: آقای شریعمتمداری شعبان بی مخ عامل اجرایی کودتای ۲۸ مرداد بود که از رژیم پول می گرفت و در کنار دژبان ها اقدام به سرکوب مردم می کرد. او عامل اصلی رعب و وحشت مردم بود. قداره بند بود و در قالب یک نیروی لباس شخصی اما عامل حکومت، آزادیخواهان را با چاقو و قمه زخمی می کرد و بعد که آنها به زندان می افتادند ، در نقش بازجو، به زندان می رفت و آزادیخواهان ایرانی را شکنجه می کرد. اما شما آیا هیچ اندیشیده اید که گذشته و امروزتان چقدر شبیه همان شعبان بی مخی که مثالش را زده اید است؟ اگر شعبان بی مخ در خیابان های تهران قدیم عربده می کشید و سعی در ترساندن مردم داشت، امروز شما بر اریکه سیاهی که روزگاری افتخار ملی بود، نشسته اید و همان رفتارها را تکرار می کنید. او با قمه خود زهر از چشم مردم می گرفت در دیوار آهنین خود حاشیه امنیتی داشت. شما نیز با قلم سمی اتان ، همان رفتارها را تکرار می کنید. موجب وحشت مردم می شوید و همچنان از حاشیه امنیت برخودارید. برای هر کس که بخواهید پرونده می سازید و کیهان خودتان را با کیهان خداوندی اشتباه می گیرید و به جای الله می نشیند و برای این و آن حکم صادر می کنید. شما کیهان را با زورخانه گویا اشتباه گرفته اید. هشدار می دهم تاریخ را بخوانید و بدانید که چه بر سر او آمد. مردم در روز تاریخی ۱۵ خرداد ، به زورخانه او ریختند و زورخانه او را به آتش کشیدند و او در نهایت از سر استیصال و بی پناهی از کشور گریخت.
حسین کروبی در ادامه گفت: پدر من نه تنها مانند برخی اهل بزم نبوده بلکه اهل رزم بوده. سابقه مبارزات او از قبل و بعد از انقلاب درخشان است و همیشه مانند مرادش آن پیر سفر کرده، مقابل ظلم ایستاده است. هرگاه خطایی دیده گوشزد کرد و خود را به علت آن که روحانی است و در دامان حکومت روحانیان زندگی می کند، اسیر نکرده است. پس بدانید که روی سخنتان با چه کسی است و بدانید که به چه راهی می روید. این روزها، روزهای مقدسی است. از کرده خود ابراز ندامت کنید و به مردم بپیوندید. باشد که خدا از گناهان بی شمار شما در گذرد.
به نقل از سايت تغيير



دكتر آرش حجازي : خدایا اینان را ببخش، چرا که نمی دانند چه می کنند

وَ مـَنْ یـَکـْسـِبْ خـَطـیـئَةً اَوْ اِثـْمـاً ثـُمَّ یـَرْمِ بـِهِ بـِریـئاً فـَقـَدِ احـْتـَمـَلَ بـُهـْتـانـاً وَ اِثـْمـاً مُبیناً (نساء-۲۰۴)
هـر کـس خطا یا گناهى مرتکب شود، سپس آن را به بى گناهى نسبت دهد، بهتان و گناه آشکارى را به گردن گرفته است.

سه هفته پیش، عده‌ای خانم بسیجی در برابر سفارت بریتانیا در ایران تجمع کردند و خواستار استرداد من به ایران شدند. در بامداد خبرگزاری‌ها اعلام کردند که این خانم‌ها خواستار استرداد من به ایران به عنوان «شاهد قتل ندا» هستند؛ اما بعدازظهر این عنوان به «قاتل ندا» تغییر یافت. از آنجا که من هرگز در ماجرای ندا به دنبال مسائل شخصی نبوده‌ام، ترجیح دادم سکوت کنم. اما ماجرا به اینجا ختم نشد. چند روز پیش، عده‌ای «دانشجو»ی بسیجی بار دیگر در برابر سفارت بریتانیا نمایش مضحک و توهین‌آمیزی را اجرا کردند و در آن نه به جزای گناه بهتانی که به گردن می‌گرفتند فکر کردند و نه به سنت ما در حفظ حرمت درگذشتگان و نه به دل داغدیده‌ی خانواده‌اش. در مورد قضایای مربوط به ندا بارها حرف زده‌ام و مدت‌ها پیش به موضع خودم اشاره کرده‌ام. در آن روز شوم، من تنها شاهد قتل ندا نبودم و ده‌ها نفر دیگر آنجا حضور داشتند. من تنها شاهدی بودم که لب به سخن باز کردم و در زمان موعود، شهود دیگر بر حقیقت گفته‌های من گواه خواهند داد. بنابراین در اینجا هم پاسخی برای این فریب‌خوردگان ندارم و کاری از دستم برنمی‌آید جز آنکه دعا کنم: «خدایا اینان را ببخش، چرا که نمی‌دانند چه می‌کنند.»
در مورد این ماجرا حرف تازه‌ای ندارم جز آنچه در بیانیه‌ام در روز ۱۱ تیر ماه ۱۳۸۸، که برای یادآوری دوباره در زیر می‌آورم. شاید وقت آن باشد که قوه‌ی قضاییه سرانجام وارد عمل شود و با مجازات عاملین واقعی قتل این دختر بی‌گناه و قربانیان بی‌گناه دیگرِ وقایع پس از انتخابات، مانع این حرکات شنیع، سخیف و توهین‌آمیز شود. هیچ کس در جهان فریب این دروغ‌ها، افتراها و بهتان‌ها را نمی‌خورد. البته طبیعی است، وقتی من یکی از نیروهای بسیج را مسئول مرگ ندا معرفی می‌کنم، باید انتظار داشته باشم که بسیج برآشوبد و سعی کند با قربانی کردن من، بر جنایات متعددی که در شش ماه گذشته مرتکب شده است، سرپوش بگذارد. بنابراین، با توجه به اینکه بسیاری از شهود جنایت‌های رخ داده در شش ماه گذشته به سرنوشت‌های هولناکی دچار شده‌اند، بد نیست قبل از تکرار بیانیه‌ام، همین جا اعلام کنم که در کمال سلامت جسمانی هستم، امید به زندگی و آینده دارم و تحت هیچ شرایطی قصد ندارم دست به خودکشی بزنم. بنابراین، هر اتفاقی برای من بیفتد، مسئولیت مستقیم آن با دولت جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.

یادداشتی برای نسل های آینده
هراس من،
باری،
همه از مردن در سرزمینی‌ست
که مزدگور کن از بهای آزادی آدمی افزون باشد
احمد شاملو
بعد از مصاحبه‌ام در روز ۴ تیر ماه ۱۳۸۸ (۲۵ ژوئن ۲۰۰۹) با بی‌بی‌سی درباره‌ی مشاهدات شخصی‌ام در مورد قتل وحشیانه‌ی ندا آقاسلطان، روز دهم تیرماه در اخبار خواندم که حکمی برای دستگیری من از سوی دولت ایران صادر شده است.
همان‌طور که در مصاحبه‌ام گفتم، انتظار چنین حرکت مذبوحانه‌ای برای کتمان حقیقت در برابر این جنایت بی‌رحمانه از طرف دولتی می‌رفت که بنیادش بر دروغ و ظلم است. در این مصاحبه پیش‌بینی کردم که گفته‌های مرا کتمان می کنند. که اتهامات بسیاری را متوجه من خواهند کرد. این دولت، به جای آنکه بکوشد قاتلان اصلی این دختر معصوم و ده‌ها قربانی دیگر را پیدا کند و مسئولیت بی‌کفایتی خود را بپذیرد، سعی دارد هر فرد، کشور یا نهاد دیگری را که هیچ خطایی مرتکب نشده، مقصر بشمارد.
خانواده و دوستان مرا در ایران، که هیچ ارتباطی با این ماجرا ندارند، تحت فشار گذاشته‌اند. پدر ۷۰ ساله‌ام را که استاد دانشگاه و چهره‌ی ماندگار است، احضار کرده‌اند بی‌آنکه هیچ دخالتی در این ماجراها داشته باشد.
من فقط کاری را کردم که هر انسان شریفی در چنین شرایطی انجام می‌داد. سعی کردم یک قربانی را نجات بدهم و آنگاه که حقایق مرگش را رسانه‌های دولتی ایران مخدوش می‌کردند، بر آنچه شاهدش بودم شهادت دادم.
چنان زیسته‌ام که هرگز دچار ندامت نشوم. من از نخستین پزشکانی بودم که در فاجعه‌ی هولناک زلزله‌‌ی بم به آن شهر رفتم، فقط برای آنکه در کنار قربانیان معصومی باشم که در آستانه‌ی از دست دادن امیدشان بودند.
این بار، در کنار قربانی معصوم دیگری بودم، کاملاً برحسب تصادف، بدون آنکه تصوری داشته باشم که وارد چه ماجرایی می‌شوم. اما این بار، این قربانی را بلایای طبیعی نکشت. آز و شهوت قدرت بود که خون او را ریخت.
من نویسنده هم هستم، و اگر داستان‌ها، مقالات و گفته‌های مرا بخوانید، پی می‌برید که همواره از حقوق بشر دفاع کرده‌ام و همواره بهایش را پرداخته‌ام.
همواره کوشیده‌ام زندگی‌ صادقانه و شریفی داشته باشم و هرگز به ارزش‌هایم خیانت نکرده‌ام.
بر این باورم که آنچه برای نجات جان ندا و بعد گفتن ماجرایش انجام دادم، کار درستی بود. اعتقاد دارم که خدا پروردگار شجاعان است. ایمان دارم که حقیقت ما را آزاد خواهد کرد. همه‌کارم را مطابق وجدانم انجام داده‌ام و اگر باید بهایی برایش بپردازم، چنین باد. اما این حق را دارم که از شرافت و صداقتم دفاع کنم.
به پروردگار که شاهد من است و به شرافتم سوگند یاد می‌کنم که فقط و فقط حقیقت را درباره‌ی مشاهداتم گفتم.
انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران بر عهدی بنیان گذارده شد که امروز مردم ایران همچنان به آن پایبندند. ملجاء مردم در هنگام نبرد علیه استبداد رژیم گذشته همین ایمان بود، و نیز هنگامی که خون‌های بسیاری را فدا کردند تا در برابر تهدید خارجی از سوی مستبدی دیگر که با مشت آهنین بر عراق حکومت می‌کرد، از سرزمینشان دفاع کنند.
لیک، این دروغ تمامی ادعاهای این دولت مشخص را زیر سؤال می‌برد؛ این دولت که تاریخ جنگ جهانی دوم را مخدوش کرده، که ادعا می‌کند آزادی بیان در ایران جاری است، ادعا می‌کند که در زندان‌های ایران زندانی سیاسی نیست، مدعی است که هیچ سانسوری بر کتاب‌ها، اطلاعات، رسانه‌ها و مطبوعات ایران اعمال نمی‌شود، و وانمود می‌کند به حقوق شهروندی از جمله حق تجمع، حق اعتراض و حقوق برابر برای شهروندان ایران، فارغ از جنس و نژاد و دین احترام می‌گذارد.
در بیست روز گذشته اما، جهان کذب بودن تمامی این ادعاها را از راه چشم‌های اشکبار ایرانیان دلاور دیده است. مطمئنم جهان هرگز این دروغ تازه را باور نخواهد کرد و درک می‌کند که این پزشک، نویسنده و ناشر، کاری نکرده است جز عمل به حکم وجدانش در شتافتن به یاری کسانی که به یاری نیاز داشتند، و بازگفتن حقیقت.
ندا تنها کسی نبود که در این غوغا به خاک افتاد. آیا تمامی آن کسانی که بی‌گناه به قتل رسیدند، قربانیان توطئه‌ی جهانی بوده‌اند؟ چرا قاتلان قربانیان دیگر تحت تعقیب قرار نمی‌گیرند؟ یا شاید باید بی‌کفایتی و بی‌تفاوتی غیرنظامیان مسلحی را مسئول دانست که نتوانستند خردمندانه اعتراضات قانونی شهروندان ایرانی را نسبت به بی‌عدالتی برتابند.
من فقط یک شاهدم. چرا باید به جای قاتل، شاهد تحت تعقیب قرار گیرد؟ آیا خون کافی ریخته نشده؟ آیا باید از ترس در برابر این جنایت هولناک ساکت می‌ماندم؟ آیا این پیامی است که قصد داریم برای نسل‌های آینده‌مان به جا بگذاریم؟
بر این باورم که هیچ شهروند جهانی از پشتیبانی من و هزاران ایرانی دیگری دست نخواهد کشید که کتک خوردند، زندانی شدند، تحت تعقیب قرار گرفتند و به خاک و خون کشیده شدند، فقط برای اینکه می‌خواستند ملتی آزاد باشند و در مسیر برکت و عدالت به جهان بپیوندند و در این راه دیگران را در فرهنگ غنی و تاریخ لبالب از دلاوری‌شان سهیم کنند.
بر خود می‌بالم که بخشی از این حرکت باشم. کاری را کرده‌ام که هر انسان شریفی انجام می‌داد، و به این دلیل مورد تهدید قرار گرفته‌ام. درست همان‌گونه که تمامی این شهدا کاری را کردند که هر جان آزاده‌ای انجام می‌داد، و به همین خاطر به قتل رسیدند؛ به دست نفرت سیاهی نسبت به هرآنچه این شهدا به پایش ایستاده بودند: آزادی، راستی، و عدالت.
آرش حجازی

۱۱ تیرماه ۱۳۸۸ ۲ ژوئیه ۲۰۰۹


و چند سؤال دیگر:
۱٫    این گمگشتگانی که به اجرای این نمایش‌های نازل و بی‌بنیان می‌پردازند، چگونه قتل دیگرانی را توجیه می‌کنند که روز ۳۰ خرداد ۱۳۸۸، همزمان با ندا آقاسلطان کشته شدند؟ بنا به اطلاعات ارائه شده به مجلس شورای اسلامی، می‌دانیم که تقریباً همزمان با ندا، اشکان سهرابی گلوله خورد، مغز سیدرضا طباطبایی با گلوله‌ای داغ متلاشی شد و مغز ابوالفضل عبداللهی با گلوله‌ی دیگر، تیری پیشانی محسن حدادی را شکافت، تیر دیگری کمر واحد اکبری را درید، تیری قلب مسعود هاشم‌زاده را و تیری بر چشم ایمان هاشمی نشست. نادر ناصری، فرزاد جشنی، کاوه علی‌پور، حامد بشارتی، بابک سپهر، تینا سودی، مریم مهرآذین، داود صدری، پور کاوه علی، میلاد یزدان‌پناه و علی فتحعلیان هم از قربانیان دیگر آن روز بودند.
۲٫    در مورد کشته‌شدگان روزهای دیگر و قربانیانی که در وقایع بعد از انتخابات ناپدید شدند و اجسادشان به تدریج به خانواده‌هایشان تحویل شد یا هنوز مفقود هستند، چه اقدامی انجام شده است؟ به جز انکار و بهتان، آیا اقدامی عملی از سوی قوه‌ی قضاییه برای شناسایی قاتلین این بی‌گناهان انجام شده است؟ سرنوشت پیگیری مرگ اینان چه شد؟ کیانوش آسا، سهراب اعرابی، امیرحسین طوفان‌پور، یعقوب بروایه، بهزاد مهاجر، ترانه موسوی، امیر جوادی‌فر، مصطفی غنیان، رامین قهرمانی، محسن روح‌الامینی، علیرضا افتخاری، فاطمه سمسارپور، محمدجواد پرنداخ، محمود رئیسی نجفی، حمید مداح شورجه، مهدی کرمی، میثم عبادی، ناصر امیرنژاد، پریسا کلی، محمد کامرانی، مصطفی کیارستمی، حسین اخترزند، مسعود خسروی، عباس دیسناد، رامین رمضانی، سعید عباسی‌فر گلچینی، علی فتحعلیان، هادی فلاح‌منش، احمد کارگر نجاتی، بهزاد مهاجر، احمد نعیم‌آبادی، مبینا احترامی، ندا اسدی، سعید اسماعیلی، مرادآقاسی، حسین اکبری، محسن انتظامی، محسن ایمانی، فاطمه براتی، محمدحسین برزگر، جعفر بروایه، سرور برومند، بهمن جنابی، شلیر خضری، فاطمه رجب‌پور، فهیمه سلحشور، حسن شاپوری، علی شاهدی، کسری شرفی، کامبیز شعاعی، وحیدرضا طباطبایی، حسین طهماسبی، سالار طهماسبی، میثم عبادی، حمید عراقی، رضا فتاحی، ایمان نمازی، محمد نیکزادی.
یا حق
آرش حجازی
۱۵ آذر ماه ۱۳۸۸

جمهوری اسلامی به کجا می رود؟

دومین تلاش برای حمله به زهرا رهنورد

تاریخ : ۱۷ آذر ۱۳۸۸
گروهی از زنان لباس شخصی پیش از ظهر سه شنبه به دانشکده هنرهای زیبا هجوم بردند تا به دکتر زهرا رهنورد همسر میر حسین موسوی حمله کنند. زنان لباس شخصی روز گذشته نیز رهنورد را را با اسپری فلفل مورد حمله قرار داده بودند.
به گزارش هم میهن به نقل از شاهدان، این گروه ۱۳- ۱۲ نفره که دانشجو نبودند از ساعات اولیه صبح تا یک بعد از ظهر در دانشکده هنرهای زیبا کمین کرده بودند تا بتوانند با به دست آوردن فرصت دکتر رهنورد را مورد حمله قرار بدهند.
با وجود آن که رهنورد هم ظهر و هم عصر امروز کلاس تدریس برای دانشجویان دکترا داشت حراست دانشگاه تهران برای جلوگیری از آسیب دیدن او، با آوردن یک خودرو به دانشکده هنرهای زیبا از همسر میرحسین موسوی خواست هرچه سریعتر دانشگاه را ترک کند.
این گزارش حاکی است در حالی که زنان لباس شخصی همچنان در محوطه دانشکده کمین کرده بودند، دکتر زهرا رهنورد با خودرو حراست که توسط سه تن از ماموران همراهی می شد دانشگاه تهران را ترک کرده است.
گفتنی است همسر مهندس موسوی روز دوشنبه نیز از سوی زنان بسیجی مورد حمله قرار گرفت. این افراد از فاصله ۲۰ تا ۲۵ سانتی گاز فلفل بر صورت رهنورد پاشیدند که منجر به تنگی نفس و نابینایی موقتش شد.
هم میهن

شانزده آذر پروژه خودکشی را تسریع کرد

به نقل از سهرابستان :
حکومت در چند ماه گذشته زیر رگبار ضربات داخلی و خارجی کاملاً گیج و منگ شده و احمقانه پا در راهی گذاشته که خودکشی محض است. مراسم کوبنده 16 آذر که در سرتاسر ایران و در همه دانشگاههای کشور برگزار گردید اثر مضاعفی بر سرعت خودکشی حکومت گذاشته است.
در صحنه بین المللی تمام تلاش حکومت بر فشار به حزب الله برای حمله به اسرائیل و کشانیدن سوریه به جنگ با اسرائیل و طوفانی کردن اوضاع منطقه قرار دارد که تا کنون با طفره رفتن نصرالله و برخورد منفی بشار اسد مواجه شده است.
در داخل نیز حکومت با انبوهی از اختلافات درونی و کشمکش قدرت روبرو است، در عین حال که اعتراضات مردمی نیز بشکل غیر قابل مهاری درآمده است.
در حال حاضر هم مردم معترض و هم طیف وسیعی از بدنه حکومت در یک موضوع اشتراک پیدا کرده اند و شخص رهبر بعنوان مشکل اصلی و مشترک هر دو طرف درآمده است. مردم رهبری را بدلیل سوء استفاده از قدرت و پشتیبانی از کودتا و صدور دستور حمله به مردم و کشتار جوانان، بی لیاقت دانسته و خواهان کنار رفتن وی هستند. طیف بزرگی از بدنه حکومت نیز به این نتیجه رسیده اند که رهبر دارد کشتی نظام را به پرتگاه می برد و وضعیتی را پیش می آورد که خودش و کل حکومت را با هم غرق کند.
رهبر با حمایت از کودتاچیان و برگزیدن راه خشونت و سرکوب در مقابله با اعتراضات مردمی، موجی از مخالفتها را در داخل حکومت برانگیخت و با ادامه مسیر خود و انتصاب چهره های منفور، حلقه نزدیک به خودش را تبدیل به حلقه ای از نادان ترین و رسواترین افراد نمود.
وقتی رهبری زمام امور کشور را بدست ابلهانی نظیر نقدی و طائب می دهد باید هم شاهد فجیع ترین جنایت یک احمق کل باشیم که دانشجوی مبارزی را تحت شکنجه، وادار به پوشیدن مقنعه و چادر می کند تا با انتشار تصاویر وی سبب تهوع مردم از رهبر و حاکمان بی سیرت شود. تصویر جوان قهرمانی که ریشش را اصلاح نکرده و در همان حال پس از تظاهرات و درگیری دستگیر شده بدون آنکه اطوی مقنعه و چادرش بهم خورده باشد!!
خامنه ای و الدنگان پیرامونش با این رفتار مشمئز کننده بدنبال چه چیزی هستند؟ تراوش ذهنیت مریض و مفلوکشان است که زن و پوشش زنانه را نشانه حقارت می دانند و چنین می پندارند که اگر مبارزی را با ضرب و شتم و دستگاه شکنجه شوک الکتریکی وادار به سر کردن مقنعه و چادر نمایند شخصیت او را خرد کرده اند.
ای ابلهان! زن برای ما یعنی مادر، یعنی خواهر، یعنی همسر، زن برای ما عزیزترین و فداکارترین و محترم ترین عنصر هستی است. ما بوسه بر پای مادران و دست خواهران و گونه همسران نثار می کنیم و به آنها افتخار می کنیم.
شما داشتن مقنعه و چادر را نشانه ضعف و حقارت می دانید؟ شما با انتشار این تصاویر می خواهید از حجاب ابزاری برای تحقیر و شکنجه بسازید؟ اینهمه دروغ در مورد حجاب و چادر و مقنعه از خودتان بافتید و حدیث جعل کردید ولی اینطور ناشیانه خودتان را لو می دهید؟ چادر برای شما ابزاری برای تبدیل زن به موجودی درجه دو و حقیر است، ابزاری برای محدود کردن و سرکوب وی، و اینک ابزاری برای شکنجه، تا بوسیله آن مخالفینتان را تحقیر کنید.
مجید توکلی قهرمان دوست داشتنی و عزیز ما است، و دروغهای خبرگزاری شیطان چیزی را تغییر نمی دهد، ما شیفته افکار و آزاد اندیشی او هستیم، کینه ورزی حکومت، مجید را به سمبل مبارزه دلاورانه با استبداد بدل خواهد نمود.
وجود چنین رهبری بیشتر از آنکه مایه ننگ و خجالت باشد اسباب تأسف و ترحم است. این شخص چنانچه تحت معاینات روانپزشکی قرار گیرد و امراض روحی اش تشخیص داده شود، این امکان را خواهد یافت تا در یک آسایشگاه روانی تحت درمان قرار بگیرد و رنج کمتری بکشد، شاید هم که درمان شود، ولی در وضعیتی گرفتار آمده که هم خودش در درد و عذاب است و هم ملتی را به رنج و ناراحتی دچار نموده است.

اعدام محمدرضا حدادی به تعویق افتاد





17 آذر 1388

کليد واژه ها : کودکان

کمیته گزارشگران حقوق بشر- حکم اعدام محمدرضا حدادی که بنابر اعلام مسئولان قضایی قرار بود صبح فردا چهارشنبه به چوبه‌ی دار سپرده شود با عدم انتقال وی به قرنطینه اجرا نخواهد شد.
محمدرضا که در سال 82 در سن 15 سالگی دستگیر شده بود، با اعلام اجرای حکم به خانواده بایستی صبح دوشنبه به قرنطینه زندان عادل‌آباد شیراز جهت اجرای حکم اعدام منتقل می‌شد. وی تا زمان نگارش این اطلاعیه در بند عمومی بسر برده و از اجرای حکم خود بی‌خبر است. طبق تشریفات اجرای احکام اسلامی بایستی حکم اعدام 48 ساعت قبل از اجرا به متهم اطلاع داده شده و به قرنطینه منتقل شود.
محمدرضا حدادی متولد 27 اسفند 1366 و در زمان دستگیری 15 ساله بوده است. این نوجوان در جریان پرونده رسیدگی به یک فقره سرقت منجر به قتل دستگیر شد و در تحقیقات اولیه به قتل با تسمه پروانه اعتراف نمود. وی در تاريخ 82/8/8 در دادگاه، مجدداً اتهام سرقت و قتل را به عهده گرفت و به ارتکاب جرم اقرار نمود. بنا به گفته‌ی پدر محمدرضا پیش از اعتراف او را در کلانتری از ساعت 12 ظهر تا 12 شب از درخت آویزان کردند و با کابل زدند.
محمدرضا چند روز پس از دادگاه و در ملاقاتی با مادرش از عدم پرداخت موعود به خانواده‌ مطلع می‌شود. وی طی نامه‌ای در 16 آبان 82 به اطلاع دادگاه رساند که یکی از متهمین با وعده‌ی پرداخت پول از وی خواسته با توجه به صغر سن ارتکاب قتل را بر عهده بگیرد. در نتیجه وی فریب متهم دیگر را خورده و در ارتکاب فعل هیچ نقشی نداشته است.

۸۶ نفر از بازداشت شدگان روز دانشجو در تهران آزاد شدند

روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران اعلام کرده است که ۸۶ نفر از بازداشت شدگان روز دانشجو در تهران آزاد شده اند.
دادسرای تهران گفته است که این افراد که توسط پلیس روز ۱۶ آذر دستگیر شدند، پس از ابراز ندامت به دلیل حضور در این تجمعات با دستور قضایی آزاد شدند.
عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان تهران که این خبر را تائید کرده است، یپش از این اعلام کرده بود که "آن دسته از دستگیرشدگانی که دلایل چندانی بر توجه اتهام آنان وجود نداشته باشد و یا از اقدامات غیرقانونی خود ابراز ندامت کرده باشند، آزاد خواهند شد."
همچنین با تایید دادستان تهران سه نفر از بازداشت‌شدگان حوادث بعد از ۱۳ آبان به اسامی "علیرضا موسوی"، "سیدعلیرضا زرگر" و "سورنا هاشمی" نیز از زندان آزاد شدند.
یک روز پس از تظاهرات روز دانشجو، عزیز الله رجب زاده، فرمانده انتظامی تهران بزرگ گفت که ۲۰۴ نفر در جریان این تظاهرات دستگیر شده اند که۱۶۵ نفرشان مرد و ۳۹ نفرشان زن هستند.
همچنین آقای رجب زاده گفت بود ۱۷ نفر از نیروهای پلیس در جریان درگیری های روز ۱۶ آذر مصدوم شدند و ۱۹ مورد هم به اموال دولتی مانند تابلوهای راهنمایی و رانندگی و سطل های زباله و خودپردازهای بانک وارد شده است.
آقای رجب زاده هیچ آماری از مصدومیت احتمالی شرکت کنندگان در تظاهرات روز دانشجو خسارات احتمالی به اموال خصوصی ارائه نکرد، اما تاکید کرد که هیچ تیراندازی ای در این روز انجام نشده و پلیس تنها در دو مورد از گاز اشک آور استفاده کرده است.
او در مورد تعداد تظاهر کنندگان گفت :"حدود ۲ هزار نفر به صورت پراکنده در اطراف دانشگاه تهران، خیابان انقلاب، چهارراه ولیعصر و تقاطع این خیابان با بزرگمهر حضور یافتند که با توجه به گسترش واحدهای پلیس، به این افراد اجازه تجمع داده نشد".
عزیزالله رجب زاده عصر روز ۱۷ آذر در مورد حوادث این روز گفت که پلیس تا کنون هیچکس را دستگیر نکرده و تا زمانی که در دانشگاه تجمع صورت بگیرد، پلیس هم در اطراف دانشگاه حضور خواهد داشت.
در پی برگزاری تظاهرات روز دانشجو و گزارش هایی حاکی از برخورد نیروهای امنیتی و بازداشت گسترده تظاهرکنندگان در ایران، سازمان عفو بین الملل و مقامات آمریکایی و بریتانیایی در واکنشهای جداگانه ای نسبت به برخورد دولت با معترضان ابراز نگرانی کرده اند.

ضرب و جرح شدید مجید توکلی هنگام بازداشت و خبرهای جعلی رسانه‌های دولتی

 تاریخ : 18/9/1388 - 0:48
مجید توکلی دانشجویی بازداشتی که در روز 16 آذر توسط ماموران امنیتی با ضرب و جرح شدید بازداشت  شده بود، با تدوام شکنجه‌ها روبه‌رو است.
به گزارش هرانا به نقل از واحد زندانیان مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران، مجید توکلی روز گذشته در دانشگاه امیرکبیر هنگامی که همراه دیگر دانشجویان قصد خروج از دانشگاه را از در حافظ داشت، توسط  مامورانی که در یک خودروی ون سفید بدون پلاک و یک پژوه 405 پلاک دولتی منتظرش بودند بازداشت شد.
ماموران امنیتی در هنگام بازداشت آقای توکلی در محدوده چهارراه کالج او را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند. ضرب و شتم این فعال دانشجویی به حدی بوده که عابران و رهگذاران را شوکه کرده است.
شاهدان عینی به مجموعه گفتند، بعد از سخن‌رانی توکلی در دانشگاه امیرکبیر تعدادی از دانشجویان قصد همراهی کردن او از دانشگاه را داشته‌اند. با کمک دانشجویان و مردم، توکلی کاپشن تیره‌ی خود را با یک کاپشن کرم رنگ، عوض کرده و همراه چند فعال دانشجویی دیگر از در منتهی به خیابان حافظ خارج شده و به طرف چهارراه کالج حرکت می‌کند.
در چهار راه کالج یک ون سفید و یک پژوه 405 راه مجید و چهار همراه او را می‌بندند و بعد از ضرب و شتم شدید وی را به زور و با خشونت سوار ماشین می‌کنند.
یکی از شاهدان عینی که از دانشجویان محروم از تحصیل دانشگاه امیرکبیر است به مجموعه گفت: «عکس‌های خبرگزاری‌های دولتی و گزارشات آنان کاملا ساختگی بوده و مصداق بارز استفاده‌ی حکومت از روش‌های غیراخلاقی علیه فعالان دانشجویی و مدنی در ایران است.»
این در حالی است که طبق گزارش‌های دریافتی مجید توکلی در یک بازدشتگاه واقع در خیابان نجات الهی مورد شکنجه ماموران امنیتی قرار گرفته و پس از آن به محل نامشخصی منتقل شده است. ماموران امنیتی با کمک رسانه‌های هوادار دولت امروز سعی بر جعل واقعیات خبر بازداشت مجید توکلی با توجه به نوع بازداشت‌اش را داشته‌اند. شاهدان عینی خبرهای رسانه‌های حامی دولت احمدی‌نژاد را کاملا تکذیب کرده اند.
این نوع بازداشت که همراه با ضرب و شتم شدید این دانشجو بوده است و همراهی رسانه‌های امنیتی، نگرانی‌ها نسبت به  وضعیت این فعال دانشجویی را بیش‌تر کرده است.
لازم به یادآوری است، مجید توکلی دو سال پیش نیز به مدت 15 ماه به اتهام چاپ نشریات جعلی در زندان بود که بعد از این مدت از اتهامات وارده تبرئه شد. او در مدت زندان 70 مورد از شکنجه‌های صورت گرفته بر روی خود را افشا کرد.
هم‌چنین او بار دیگر در مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان که لغو شده بود بازداشت و مدت 115 روز را در سلول‌های انفرادی بند 209 زندان اوین گذارند و اخیرا با تودیع وثیقه سنگین آزاد شده بود.

رویارویی میرحسین موسوی با لباس شخصی‌ها

تاریخ انتشار: ۱۷ آذر ۱۳۸۸

میرحسین موسوی با حضور در جمع لباس شخصی‌هایی که مقابل ساختمان فرهنگستان هنر تجمع کرده بودند، از آنها خواست که اگر «ماموریتی» دارند، آن را انجام دهند.
به گزارش وب‌سایت کلمه، آقای موسوی امروز سه‌شنبه هنگامی که قصد خروج از ساختمان فرهنگستان هنر (محل کارش) را داشت، با عده‌ای از موتورسواران لباس شخصی که با سر دادن شعار‌هایی قصد داشتند مانع از خروج وی شوند، مواجه شد.
این سایت نوشته که میرحسین موسوی، با حضور در جمع ۳۰-۴۰ موتور سواری که علیه وی شعار می‌دادند، خطاب به آنها گفت: «شما مامور هستید. ماموریت خود را انجام دهید. من را بکشید، بزنید، تهدید کنید.»


آن‌طور که وب‌سایت کلمه گزارش کرده، لباس شخصی‌ها در برابر سخنان آقای موسوی «منفعل» شده‌ و پراکنده شدند.
در همین حال، یکی از موتور سواران به خبرنگان وب‌سایت کلمه گفته که آنها «مامور» هستند تا مانع از تردد موسوی شوند.
براساس این گزارش، محافظان موسوی پس از این مسئله، وی را به داخل ساختمان فرهنگستان هنر منتقل کردند. اما آخرین خبرها به نقل از همین سایت حاکی است که پس از متفرق شدن لباس شخصی‌ها آقای موسوی موفق به ترک فرهنگستان هنر شده است.

پیش از این نیز لباس شخصی‌ها، ۱۳ آبان ماه با تجمع مقابل ساختمان فرهنگستان هنر، مانع از خروج موسوی برای شرکت در مراسم این روز شده بودند.
تهدید‌ها و محدودیت‌ها علیه میرحسین موسوی در شرایطی افزایش یافته که روز گذشته نیز تعدادی از زنان بسیجی پس از ایجاد مزاحمت برای زهرا رهنورد در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، در خیابان وصال، با گاز فلفل به وی حمله‌ور شدند.
میرحسین موسوی یکی از نامزد‌های معترض به نتیجه انتخابات است که با گذشت شش ماه از زمان برگزاری آن، خواستار ابطال این انتخابات است.
وی یکشنبه گذشته در شانزدهمین بیانیه خود خطاب به مقام‌های جمهوری اسلامی گفته بود که آنها با سرکوب نخواهند توانست مردم معترض را ساکت کنند.


خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است

دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۸
هشدار موسوی به سرکوبگران در آستانه روز دانشجو: داستان تمام نشده
در حالی که تشکل های دانشجویی خود را برای برگزاری تجمعات اعتراضی فراگیر به مناسبت روز دانشجو آماده می کنند، میرحسین موسوی با انتشار بیانیه شماره 16 خود خطاب به حکومت اعلام کرد: "در خیابان با سایه‌ها می‌جنگید حال آن که در میدان وجدان‌های مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است. 16  آذر دانشگاه را تحمل نمی‌کنید. 17 آذر چه می‌کنید؟ 18 آذر چه می‌کنید؟"
این در حالی است که همزمان، نهادهای حکومتی با احضار و بازداشت بیش از صدها فعال دانشجویی، قطع و اختلال در اینترنت، ممنوعیت فعالیت خبرنگاران رسانه های خارجی و تهدید به برخورد با هرگونه تجمع، تلاش دارند از حضور گسترده دانشجویان در مراسم روز دانشجو جلوگیری به عمل آورند. مراسمی که تاکنون براساس اعلام معاون سیاسی استانداری تهران، فقط بسیج دانشجویی مجوز برگزاری آن را دارد و به تشکل های مستقل دانشجویی دانشگاههای سراسر کشور مجوز برگزاری هیچ گونه گردهم آیی داده نشده است.

داستان تمام نشده
میرحسین موسوی در بیانیه دیروز خود با بیان اینکه "در تاریخ معاصر ما جنبش دانشجویی همواره نوعی پرچم و گواه برای حرکت مردم بوده است"، نوشته: "جنبش دانشجویی در تاریخ معاصر ما همواره حاوی ‌گزارش‌هایی از شکل‌گیری جریان‌های عمیق سیاسی و اجتماعی در متن جامعه بوده است. این نقشی است که اگر حاکمان با درایت برخورد می‌کردند می‌توانست و می‌تواند برای عبور کم‌هزینه به سمت توسعه و پیشرفت بیشترین بهره‌ها را برساند، اما آنان خشمگینانه این نشانگر ذی‌قیمت را می‌شکنند".
نخست وزیر زمان جنگ تصریح کرده است: " آنان دوست دارند به خود تسلی دهند که حرکت‌های دانشجویی جز غوغای چند جوان پرسروصدا نیستند که اگر خاموش شوند صورت مسئله از اساس پاک خواهد شد.  اصرار دارند بگویند مردم دیگر ساکت شده‌اند و فقط دانشجویان مانده‌اند؛ در دانشگاه‌ها هم فقط تهران ناآرام است، از تهران هم فقط دانشگاه‌های مادر هیاهو می‌کنند، آنجا هم کانون جنبش و جوشش، چند نفر جوان غریبند که اگر آنها را به اخراج از خوابگاه و محرومیت از تحصیل تهدید و محکوم کنیم داستان تمام می‌شود. خوب! تمام این کارها را کردید، پس چرا داستان تمام نشد؟"

اعتراضات مردم فراتر از نتیجه انتخابات
موسوی در بخش دیگری از بیانیه اش بار دیگر بر بروز "تقلب" در انتخابات ریاست جمهوری ایران  تاکید و اعلام کرده است که "ملت بزرگ" ایران، انتخابات "درجه دو انتصابی" را نمی‌پذیرد.
وی با بیان اینکه "ملت ایران نمى‌نشیند تا در روز روشن، رأیش را ببرند و هیچ نگوید" افزوده است: "وقتى یک ملت، بزرگ مى‌شود، دیگر خدمت‌گزارانش اجازه ندارند به او بگویند چه باید بخورد و کجا باید برود و چه کسى را برگزیند و به چه چیز و چه کسى اعتماد کند".
این رهبر اصلاح طلب، موضوع اعتراضات چند ماهه اخیر مردم ایران را فراتر از نتیجه انتخابات دانسته و یادآور شده: "مسئله مردم قطعاً این نیست که فلانى باشد و فلانى نباشد. مسئله آنها این است که به یک ملت بزرگ، بزرگى فروخته مى‌شود و آن چیزى که مردم را عصبانى مى‌کند و به واکنش وامى‌دارد، آن است که به صریح‌ترین لهجه، بزرگى آنان انکار مى‌شود".
نامزد معترض به انتخابات، با اشاره به برخوردهای خشونت بار با مردم، خطاب به مسولان حکومت ایران آورده است: "اگر از هزینه‌های سنگین و عملیات عظیم خود نتیجه نمی‌گیرید شاید صحنه درگیری را اشتباه گرفته‌اید؛ در خیابان با سایه‌ها می‌جنگید حال آن که در میدان وجدان‌های مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است. ۱۶ آذر دانشگاه را تحمل نمی‌کنید. ۱۷ آذر چه می‌کنید؟ ۱۸ آذر چه می‌کنید؟".
موسوی  از محافظه کاران حاکم پرسیده: "چشمانى را که در صحن دانشگاه به رزمایش‌‌هاى بى‌فایده افتاده و آنها را نشانه ترس یافته، چگونه تسخیر مى‌‌کنید؟ اصلا همه دانشجویان را ساکت کردید؛ با واقعیت جامعه چه خواهید کرد؟"
به گفته رئیس فرهنگستان هنر، "این تصور که کسی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند به رغم گرایش‌های مردم، بر آنان حکومت کند، بیشتر از یک توهم نیست."
او تاکید کرده: " حتی زمانی که یک دولت موفق می‌شود با تکیه بر نیروی سرکوب، موجودیتش را حفظ ‌کند، فی‌الواقع از انطباق خود با آمادگی جامعه برای تمکین در برابر زور ارتزاق کرده است، گرچه این تمکین هم تا ابد نمی‌پاید".
موسوی گوشزد کرده: "اگر مردم علیرغم تمامی صحنه‌های تلخی که در این چند ماهه دیده‌اند همچنان اجرای بدون تنازل قانون اساسی را شعار محوری خود می‌دانند به آن خاطر نیست که اگر چیز دیگری بخواهند به آنها داده نمی‌شود. تنها و تنها حکمت و واقع‌بینی مردم بود که اجازه نداد رفتار زشت حاکمان به واکنش‌های عصبی و لجام‌گسیخته بیانجامد".
کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری همچنین با اشاره به  "صبر و متانتی" که در حرکت مردم وجود دارد، نوشته است: "خواسته‌هایشان را چنان با حوصله‌ای زندگی می‌کنند که گویی می‌توانند صد سال آنها را زندگی کنند؛ حوصله‌ای که مخالفانشان را خسته کرده است".

مراسم 16 آذر از شب قبل آغاز شد
گزارش های رسیده از سطح شهرها نشان می دهد مردم و دانشجویان از شب قبل به استقبال 16 آذر رفته اند.
به گزارش سایت های اصلاح طلب، دیشب در تهران مردم با  شعارهای الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور حرکت اعتراضی خود را به مناسبت روز دانشجو آغاز کرده اند. در پایتخت، شعارهای اعتراضی مردم محله های امیرآباد، یوسف آباد، اکباتان، آپادانا، ونک، طرشت و مناطق شمالی شهر بیش از سایر نقاط شنیده شده است. همزمان، شعارهایی چون دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد، ما اهل کوفه نیستیم پشت یزید بایستم، دولت کودتا استعفا استعفا، در محله های مختلف رایج بوده است.
بنا بر گزارش های منتشر شده، فریاد الله اکبر در شهرهایی چون شیراز، اصفهان، مشهد، اهواز، تبریز، رشت، ساری، کرج و.. حتی شهرهایی کوچکی که مناطق دانشجو نشین و واحدهای خوابگاهی در آنها مستقر هستند نیز سر داده شده.

تقابل دانشگاه و حکومت
تاکنون بیش از صد فعال دانشجویی از سوی مقامات امنیتی بازداشت شده اند، صدها تن به کمیته های انضباطی احضار شده اند و به  سایر فعالان دانشجویی نیز هشدار داده شده است که از برگزاری تجمع پرهیز کنند. بسیاری از فعالان دانشجویی پس از احضار به نهادهای امنیتی مورد تهدید قرار گرفته اند.
این در حالی است که هیچ یک از این تهدیدها نتیجه ای در پی نداشته و تشکل های مختلف دانشجویی با انتشار بیانیه هایی از مردم دعوت کرده اند برای اعتراض به "دولت کودتا" در مراسم روز دانشجو در کنار دانشجویان باشند. آنها اعلام کرده اند که با حضور در خیابان‌های مرکزی شهر تهران، به اعتراض‌های خود ادامه خواهند داد. "دانشجویان سبز" دانشگاههای ايران با صدور بيانيه ای، از مردم خواسته اند روز دوشنبه در شش دانشگاه به آنها بپيوندند.
دانشگاههای تهران، صنعتی شريف، صنعتی اميركبير، آزاد واحد پونك، دانشكده علوم اجتماعی علامه طباطبايی و دانشكده برق خواجه نصير بعنوان دانشگاههای محل برگزاری مراسم ۱۶ آذر معرفی شده اند. براساس بیانیه شماره 2 دانشجویان سبز دانشگاههای تهران، مراسم دانشجويی در داخل اين دانشگاهها از حوالی ظهر آغاز مي شود و این دانشگاهها از ساعت ۳ بعد از ظهر به بعد ميزبان مردم خواهند بود.
این دانشجویان همچنین اعلام کرده اند که دانشگاههای سراسر کشور، آماده میزبانی میرحسین موسوی، محمد خاتمی و مهدی كروبی هستند. این دانشجویان در بیاینه شماره یک خود خواهان ابطال انتخابات شده بودند.
دو تشکل دانشجویی نیز با انتشار اطلاعیه ازرهبران جنبش اعتراضی و استادان دانشگاه خواسته اند که در مراسم این روز حضور یابند. سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی ( ادوار تحکیم وحدت)  که دبیر کل و بسیاری از اعضای شاخص آن در بازداشت به سر می برند، نسبت به عواقب برخورد خشونت آمیز با دانشجویان و مردم در روز 16 آذر هشدار داده و با اشاره به ایجاد فضای "رعب و وحشت" در دانشگاه ها اعلام کرده است که هرگونه برخورد خشونت آمیز با دانشجویان در 16 آذر می تواند "عواقب غیر قابل محاسبه ای" داشته باشد.
همزمان، انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر از میرحسین موسوی و مهدی کروبی دعوت کرده است که  در مراسم روز دانشجو در این دانشگاه حضور یابند. این تشکل همچنین اعلام کرده که درهای این دانشگاه به روی مردم باز است. دانشجویان دانشگاههای تهران نیز طوماری برای دعوت از موسوی و کروبی به دانشگاه در روز دانشجو امضا کرده اند.
دعوت از حضور موسوی و کروبی در دانشگاه در حالی صورت می گیرد که خبرگزاری ایلنا از عدم حضور محمود احمدی نزاد و وزیر علوم دولت او در مراسم روز دانشجو در دانشگاهها خبر داده است.
از سوی دیگر "جنبش سبز دانشجویی ایران" در بیانیه ای از سخنان سردار علی فضلی، فرمانده سپاه سیدالشهدا(ع) استان تهران که اعلام کرده بود "قصد داریم در این روز به دانشجویان در دانشگاه‌های سراسر کشور به‌خصوص استان تهران گل هدیه دهیم" استقبال کرده و اعلام کرده است : " ما ضمن ادای احترام به برادران پاسداری که خود را حامی مردم ایران می‌دانند اعلام می‌داریم آغوش دانشجو و دانشگاه برای پذیرایی از شما گشاده است. پاسخ گل‌های شما شال‌های سبز و دست‌های گرم و پر مهر دانشجویان خواهد بود.

اختلال اینترنت و محدودیت خبرنگاران
تنها دانشجویان در آستانه روز دانشجو با تهدید و فشار حکومت مواجه نبوده اند.  رسانه های خارجی و خبرنگاران این رسانه ها نیز از 16 آذر به مدت سه روز در پوشش خبری وقایع ایران با محدودیت مواجه شده اند. خبرگزاری رویتر گزارش داده است که "دولت ایران مجوز خبرنگاران خارجی برای پوشش خبری وقایع تهران بین روزهای هفتم تا نهم دسامبر را لغو کرده است".
از سوی دیگر گزارش ها از ایران از اختلال در اینترنت و کندی شدید سرعت شبکه در آستانه 16 آذر حکایت دارند. این در حالی است که یکی از مسئولان شرکت زیرساخت (وابسته به شرکت مخابرات) در گفت و گو با خبرگزاری ایسنا با تایید ضمنی کاهش سرعت شبکه مدعی شده:"قطعی در شبکه اینترنت ایران رخ نداده و ممکن است حجم بالای کاربران دلیل کندی سرعت اینترنت باشد". از دیروز، اختلال در شبکه اینترنت به حدی افزایش یافته کاربران می گویند حتی ایمیل های شخصی خود را نیز نمی توانند باز کنند. این اختلال که در روز شمارش آرا، روز قدس و همچنین 13 آبان نیز تکرار شده، همچنان ادامه دارد و باعث "عدم دسترسی" به سایت‌های خبری و سیاسی و پایگاههای اجتماعی شده است.
در چنین شرایطی اهالی تهران و دیگر شهرهای ایران گزارش می کنند که گوگل و یاهو مسنجر، دور از دسترس شده و سایت های خبری و سیاسی باز نمی شوند.
در این میان، انتشار خبر رفع فیلتر ناگهانی سایت بالاترین در برخی شهرها به اندازه ای مشکوک بود که در مقابل، بسیاری از کاربران این سایت اعلام کردند برای جلوگیری از شناسایی احتمالی خود از سوی نهادهای امنیتی، در شهرهای رفع فیلتر شده نیز با فیلتر شکن وارد خواهند شد.
اما تنها زمان کوتاهی لازم بود تا دلیل این "رفع فیلتر" ناگهانی برای کاربران روشن شود: هنگامی که بسیاری از کابران بالاترین در ایران گزارش کردند که در صورت تایپ آدرس این سایت، به روی سایتی حکومتی با عنوان "جنبش سبز علوی" هدایت می شوند.
در این میان برخی اخبار نیز از قطعی تلفن های همراه در تهران و برخی شهرها همچون تبریز، شیراز، اصفهان، مشهد و... در نقاط مرکزی شهر حکایت دارد.

تهدید به برخورد و تناقض در آمران
اسماعيل احمدي‌مقدم فرمانده نیروی انتظامی روز شنبه در مصاحبه با خبرنگاران رسانه‌هاي جمعي نسبت به برگزاری مراسم روز دانشجو در خارج از دانشگاه ها هشدار داد و گفت: "مجوز اجتماعات آن برعهده دانشگاه‌هاست و اگر تجمعاتي بدون مجوز در بيرون از دانشگاه باشد، پليس با آن برخورد مي‌كند." این موضع گیری در شرایطی صورت می گرفت که شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها در نامه ای خطاب به فرهاد رهبر رییس دانشگاه تهران خواستار صدور مجوز برای برگزاری مراسم سالروز ۱۶ آذر شده اما نتیجه ای از این اقدام نگرفته است.  در همین ارتباط صفرعلی براتلو، معاون سیاسی استانداری تهران گفته است: "با توجه به این که مراسم 16 آذر در خود دانشگاه‌ها برگزار می‌شود، تا کنون چند مجوز برای بسیج دانشجویی صادر شده، اما بقیه تشکل‌ها از جمله انجمن اسلامی تا این لحظه درخواست مجوز از ما نداشته‌اند". براتلو تاکید کرده که اگر گروهی درخواست تجمع خارج از دانشگاه داشته باشد، مجوزی ارائه نخواهد شد و پلیس هم موظف است طبق قانون از تشکیل این گونه تجمعات جلوگیری کند.
در واکنشی همسو، فرمانده سپاه استان تهران از "اتخاذ تدابیر لازم" برای مقابله با تظاهرات مخالفان در این روز خبر داده است. همچنین آیت الله جنتی در خطبه های نماز جمعه، معترضان به نتایج انتخابات را به "همراهی با آمریکا" متهم کرده و نسبت به انجام اقدام‌هایی که به گفته وی "رضایت آمریکا" را در پی خواهد داشت، هشدار داده است. فرمانده انتظامی تهران نیز اعلام کرده که پلیس اجازه ایجاد ناامنی را در روز ۱۶ آذر نمی‌دهد. او تاکید کرده که تا هر جا که لازم باشد و به هر تعداد که پلیس لازم باشد، ماموران حضور خواهند داشت و افزوده: "من از پلیسی کردن شهر هراسی ندارم و در صورت لزوم مامور وارد می‌کنیم و کار را انجام می‌دهیم."
در کنار این تهدید ها، مسولان امنیتی جمهوری اسلامی در اظهاراتی متناقض گفته اند که پیش‌بینی اتفاق خاصی را در این روز نمی‌کنند و در ۱۶ آذر خبر خاصی به وقوع نخواهد پیوست.
در این میان خبر منتشر شده در سایت رجانیوز که از سایت های حامی محمود احمدی نژاد است قابل تامل است. بنا بر ادعای این سایت "وبلاگ تحليلي خبري دانشجويان پلي تکنيک با انتشار فيلم اعترافات يک عضو دستگير شده گروهک تروريستي موسوم به انجمن پادشاهي ايران(جنبش ايراني)،  جزئيات هولناکي از تدارک عناصر نفوذي ضدانقلاب و گروه هاي تروريستي براي کشتار مردم در روزهاي شانزدهم تا هجدهم آذرماه امسال منتشر کرد".
در ادامه این ادعا آمده است: "چند روزي است که خبر دستگيري عوامل يک گروهک تروريستي در کرج در صدر خيلي از اخبار قرار گرفت؛ در خبرها آمده بود که اين گروهک تروريستي قرار بوده که در روزهاي 16و17و18 آذر در پروژه کشته سازي فضاي کشور را ملتهب کنند. در خانه تيمي که از اين گروهک کشف شده مقدار زيادي آمپول هاي سمي، سلاح گرم و مواد منفجره کشف شده است".
این ادعاها همزمان با آن منتشر می شوند که مسول سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه تهران به سایت برنا گفته است: "با تجربه ای که از روز قدس و ۱۳ آبان داریم به نظر می رسد که ۱۶ آذر مجلس ترحیم جریان سبز خواهد بود".

آرشیو

برچسب‌ها