با این همه ظلمی که سیاهی کرده است .... تردید ندارم که خدا هم سبز است !!!

آخرین اخبار

۱۳۸۸ آذر ۱۰, سه‌شنبه

احمدی‌نژاد فردا در میدان امام اصفهان سخنرانی می‌کند


اصفهان - خبرگزاری مهر: محمود احمدی‌نژاد، ساعت 10 صبح فردا چهارشنبه در میدان امام خمینی (ره) و در جمع مردم اصفهان سخنرانی خواهد کرد.
به گزارش خبرنگارمهر در اصفهان، امام جمعه و استاندار اصفهان در بیانیه مشترکی با اشاره به سفر دور سوم رئیس جمهور به اصفهان افزودند: مراسم استقبال از احمدی‌نژاد همایش وحدت،‌ یکدلی و فرصت تجدید میثاق با رهبر فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی و پاسداشت خدمات بی‌منت دولت خدمتگزار است که روزرآینده انجام خواهد شد.
در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: همزمان با دهه ولایت و بصیرت، مردم استان اصفهان، دیار علم و ایمان، مهد علما و اساتید، شهر شهیدان و ایثارگران و سرزمین فرهیختگان و هنرمندان میزبان رئیس جمهور محبوب، انقلابی و مکتبی دکتر محمود احمدی نژاد از تربیت شدگان مکتب غدیر و ولایت است.
نماینده ولی فقیه و استاندار اصفهان در بخش دیگری از این بیانیه مشترک حضور همه جانبه مردم در صحنه را با توجه به شرایط کنونی امری مهم دانسته و آورده‌اند: استقبال عظیم مردم در شرایطی که اکنون شیاطین با محوریت استکبار جهانی مانع پیشرفت دولت‌های اسلامی می‌شوند، دشمنان قسم خورده اسلام و ایران اسلامی را مایوس و سرافکنده خواهند کرد و برگ زرین دیگری بر افتخارات ایران اسلامی به شمار می‌رود.
تاریخ انتشار، تهران: ۱۳:۰۶  ,  ۱۳۸۸/۰۹/۱۰


دادستان تهران: علت مرگ پزشک کهریزک 'مسمومیت دارویی' بوده

عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران علت مرگ رامین پوراندرجانی پزشک کهریزک را "مسمومیت دارویی" اعلام کرده و گفته که تحقیق در باره این که "این واقعه خودکشی بوده یا قتل ادامه دارد."
آقای جعفری دولت آبادی گفته که پزشکی قانونی علت فوت پزشک کهریزک را "مسمومیت دارویی" تشخیص داده و "قرص هایی که در سالاد کنار وی کشف شده با آنچه پزشکی قانونی اعلام کرده، مطابقت دارد."
دکتر پوراندرجانی 26 ساله و پزشک وظیفه بازداشتگاه کهریزک بود که حدود دو هفته پیش سایت های وابسته به اصلاح طلبان از مرگ وی خبر دادند.
بازداشتگاه کهریزک، که در حوادث بعد از انتخابات بر سرزبانها افتاد، از بازداشتگاههای تحت نظر نیروی انتظامی بود که بسیاری از دستگیر شدگان ناآرامی های پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر به این بازداشتگاه منتقل شدند.
این بازداشتگاه با دستور مستقیم آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران به دلیل "غیر استاندارد بودن" شرایط آن تعطیل شد و قرار است متهمان وقایع کهریزک که معرفی نشده اند، محاکمه شوند.
گزارشهای متفاوتی در باره شکنجه در این بازداشتگاه منتشر شده و چندنفر از بازداشتی های کهریزک نیز به دلیل بدرفتاری ماموران، جان خود را از دست داده اند.
پرونده کهریزک با مرگ ناگهانی آقای پوراندرجانی وارد مرحله تازه ای شده است.
نیروی انتظامی، علت مرگ او را "احتمالا خودکشی" ذکر کرده اما اکنون دادستان تهران می گوید که تحقیقات در باره علت مرگ وی ادامه دارد.
به گفته دادستان تهران، کارگر رستورانی که برای پزشک بازداشتگاه کهریزک غذا آورده بود، بازجویی شده و "کارگر رستوران در بازجویی خود گفته زمانی که غذا برای دکتر آورده در اتاق وی قفل بوده و پزشک پس از گرفتن غذا مجددا در را قفل کرده است."
آقای جعفری دولت آبادی می گوید که تحقیقات بر روی تلفن ها و ایمیل های این پزشک و خانواده وی ادامه دارد اما "این که مرگ ناشی از مسمومیت دارویی، قتل و یا خودکشی بوده در حال بررسی است."
همزمان مسعود پزشکیان نماینده تبریز در مجلس و وزیر پیشین بهداشت، که مرگ پزشک کهریزک را پیگیری می کند به وبسایت خبرآنلاین گفته که امروز (سه شنبه دهم آذر)، جمعی از مسئولان نیروی انتظامی برای توضیح در باره چگونگی مرگ پزشک کهریزک در مجلس حاضر می شوند.
آقای پزشکیان می گوید که پیگیری های وی نشان می دهد آقای پوراندرجانی "از بیماری روانی برخوردار نبوده و نمی توان اتهام خودکشی را به او زد."

مراسم دعای کمیل و اقدام علیه امنیت ملی

دادستان تهران در پاسخ به پرسش خبرنگاران در باره دستگیری گروهی در دعای کمیل گفته است که "برخی افراد برای اقدام علیه امنیت ملی از پوشش دعای کمیل استفاده کردند."
پنجشنبه شب ۳۰ مهر ۸۸، ماموران امنیتی دهها نفر را که در مراسم دعای کمیل شرکت کرده بودند، بازداشت کردند. این مراسم در منزل پدر همسر شهاب طباطبایی، از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت که در آن زمان در زندان به سر می برد، برگزار شده بود.
عده ای از بازداشت شدگان مراسم دعای کمیل همچنان در زندان به سر می برند.
به گفته آقای جعفری دولت آبادی، "بر اساس گزارش مامورانی که اقدام کرده اند، عده ای قصد تجمع علیه امنیت ملی کرده بودند اما برخی از دستگیر شدگان اظهار بی خبری کرده و می گویند ما در مراسم دعای کمیل شرکت کرده بودیم و برخی هم معتقدند که این جلسه واقعی بوده اما با بر هم خوردن آن، این قضیه ابتر شده است."
دادستان تهران می گوید:"جمهوری اسلامی با برگزاری مراسم های دینی و دعا مخالفتی ندارد اما مامورانی که در این زمینه اقدام کرده اند معتقدند که طراحان اصلی برای این که در امان بمانند از این پوشش استفاده کرده بودند."

احمد ای احمد زيدآبادی! - شعر - هادي خرسندي

های که من مرتکب خبط دگر نميشوم
باز در اين مبارزه، خاک به سر نميشوم
شعار مرگ و زندگی برای کس نميدهم
اسير مرده زنده‌ی يک دو نفر نميشوم
سبز اگر که گشته‌ام، بگو به مدعی که من:
رنگ علف شدم ولی، خوراک خر نميشوم!


احمد زيدآبادی!
احمد ای احمد زيدآبادی
ای قلمدار ره آزادی

ای دلت پاکتر از آئينه
ای ترا سنگ وطن بر سينه

ای نوشتار تو بی‌پيرايه
نيست غير از قلمت سرمايه

خط و ربط قلمت انسانی
شيشه‌ی جوهر تو نورانی

نورش از چشمه‌ی خورشيد خرد
که ز تاريخ تمدن شده رد

نام تو شهره شده با نيکی
روشنی‌ياب در اين تاريکی

احمد ای احمد زيدآبادی
ظاهراً گرچه به بند افتادی؛

ليک آزادگی‌ات آزاد است
همچنان پاپی استبداد است

چون ترا حرف دمکراسی بود
دشمن از گفته‌ی تو عاصی بود

تا که والائی افکار تو هست
دشمن است آن که گرفتار تو هست

دشمن است آنکه ز انديشه‌ی بد
شد گرفتار تو در حبس ابد!

تا نه در گفته‌ی تو تخفيف است
با تو، بيچاره بلاتکليف است

خود نداند که چکارت بکند
بزند يا که به دارت بکند!

آنچنان موش شده وقت مصاف
که وثيقه ز تو خواهد چه گزاف

آنچنان از تو به وحشت بوده
که رقم روی رقم افزوده

خواسته تا بکند راه تو سد
زهرچشم از تو بگيرد به عدد

استواری ِ تو خوارش کرده
پايداريت شکارش کرده

شيرمرد! احمد زيدآبادی
خوب درسی به شغالان دادی

خوش زدی با دم خود بر سرشان
تا درآيد نفس آخرشان

عنقريب است که ور ميافتند
در لجنزار دمر ميافتند

باز تو هستی و لطف قلمت
که به ما جان بدهد هر کلمه‌ت!

ملت ما به تو مديون شده است
دلش از غصه‌ی تو خون شده است

کاش حرف تو بخوانيم همه
طرز فکر تو بدانيم همه

با دمکراسی همراه شويم
گر نه همواره، هر از گاه شويم!

کاشکی دست ِچپی، راستگرا
هی نپرسيم ز آن يک: توچرا؟

کاشکی مذهبی و لامذهب
نگشائيم به لاقيدی لب

کاش بيهوده شعاری ندهيم
باز دست همه کاری ندهيم

کاش پابند تعادل باشيم
نه که فکر زدن گل باشيم!

(قافيه جانب فوتبالم برد
سوی مقصود، بهرحالم برد!)

کاش با فکر بهم پاس دهيم
نه فقط از سر احساس دهيم

کاش در حمله هماهنگ شويم
همگی يکدل و يکرنگ شويم

همه يکپارچه، يکسان باشيم
همه در تيم، کاپيتان باشيم

با موازين خرد جفت شويم
احمد آنگونه که ميگفت شويم

احمد ای احمد زيدآبادی
مخلص نام بزرگت، هادی

۹ آذر – ۳۰ نوامبر
[اصغرآقا - سايت هادی خرسندی]

صدور حکم سنگین بیش از شش سال زندان برای هنگامه شهیدی

پاسخ کروبی به کیهان: برخی خود را نماینده خدا روی زمین می دانند


دوشنبه, ۹م آذر, ۱۳۸۸

کلمه:مهدی کروبی در گفت و گویی به برخی مطالب اخیر روزنامه کیهان پاسخ داد.
به گزارش تغییرمهدی کروبی گفت : مدتی پیش شخصی که خود را نظریه پرداز اصولگرایان می داند، در دیداری که با آقای احمدی نژاد داشته می گوید: ” حفظ دولت نهم مهمترین وظیفه علاقمندان انقلاب است. وقتی رضایت خدا در میان باشد ، هیچ چیز دیگری مهم نیست. باید به شکلی عمل کنیم تا رضایت خدا تامین گردد، حتی اگر اکثریت مردم گمراه باشند و صلاحیت خود را تشخیص ندهند”. دبیرکل حزب اعتماد ملی افزود: آیا مسوولین امر نباید از امثال این مدعیان نظریه بخواهند که چرا به این سادگی به میراث امام مظلوم که می فرمود “میزان رای ملت است ” و مردم ولی نعمت هستند و تصمیم نهایی با آنهاست، چوب حراج می زنند و وکیل خدا بر روی زمین شده اند؟
مهدی کروبی در ادامه اظهار داشت: من وقتی این نوع اظهارات را خواندم بسیار متاسف شدم و به خدا پناه بردم از این که برخی چنان به خود می نگرند که گویی نماینده خدا بر روی زمین شده اند. برای خود چنین امتیازی فرض می کنند و سپس بنام رضایت خدا، دست به هرکاری می زنند و هر گونه که خواستند عمل می کنند. آقایان به این پرسش پاسخ ندادند که چگونه به این درجه رسیدند و چگونه به آنها الهام شده است که مخالفت با دولت احمدی نژاد مخالفت با خداست؟
نامزد انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری ادامه داد: من واقعا نمی خواستم به خودبزرگ بینی این آقایان اشارتی داشته باشم اما وقتی دیدم مکرر می آیند و از ” فتنه ” حرف می زنند و نقش های خودشان را در بوجود آمدن حوادث پس از انتخابات انکار می کنند و برای قوه قضاییه خط و نشان می کشند ،در مقام پاسخگویی برآمدم .
وی در ادامه به مطالب روزنامه کیهان و انتشار اخبار جعلی و سیل تهمت ها اشاره کرد و اظهار داشت:« پس از روزهای قدس و ۱۳ آبان و همچنین حضور من در نمایشگاه مطبوعات، آنها که از حضور مردم نگران و آشفته شده بودند، هجمه ها و تهمت هایی را علیه من آغاز کردند. درحالی که دلیل این هجمه، حضور مردم بود. تریبون های نمازجمعه آغشته به تهمت، افترا، دروغ و ناسزاگویی شد. دراین میان طبیعی بود که عده ای از بزرگان به روش های مختلف از ما دلجویی کنند. از جمله برخی مراجع عظام، کتبی و شفاهی و یا بیوت مکرم آنان، برخی علما، فضلا، دانشگاهیان، دانشجویان، روزنامه نگاران، برخی از نمایندگان مجلس و گروه های سیاسی در تماس های مختلف ضمن ابراز انزجار از اتهامات و افتراها و نیز وقایع رخ داده پس از انتخابات، نسبت به اینجانب ابراز لطف و محبت کردند.»
کروبی ادامه داد:« دراین میان جناب آقای احمدصدر حاج سیدجوادی که بیش از ۹۰ سال سن دارد و یک چهره حقوقدان و دانشگاهی است و نیز از همکارانمان در مجلس اول بود و در مبارزات ملت ایران حضور طولانی داشته، پیغام داد که می خواهد در این رابطه از من به صورت تلفنی دلجویی کند. ناگهان چند روز بعد روزنامه کیهان در خبری ویژه آورد:« احمد صدرحاج سیدجوادی از او (کروبی) خواست جبهه مدافعان ملی، بخوانید جبهه ملی کذایی تشکیل دهد» و سپس درباره من نوشت:« شتاب بدون ترمز آقای کروبی به سوی گروهک های معارض با خط امام و جمهوری اسلامی جالب توجه است، درحالیکه به گزارش ایلنا اعضای فراکسیون خط امام مجلس در دیدار اخیر خود با کروبی بر لزوم مرزبندی با افراد و گروه هایی که با اصل نظام و خط امام مخالفند تاکید کرده بودند تا همسویی با این تشکل ها احساس نشود.»
دبیرکل اعتمادملی بعد از ذکر مطالب منتشر شده در روزنامه کیهان تصریح کرد:« آقای صدرحاج سیدجوادی در تماس تلفنی خود از اتفاقات روی داده ابراز انزجار کرد و سپس به بیان نقطه نظراتی پرداخت و نیز به موضوع خروج ارز و طلا از کشور و ورود آنها به ترکیه که منجر به نوشتن نامه ای از سوی ایشان به نخست وزیر ترکیه شده بود، اظهار نظر کردند. ولی بنده چون اطلاعی دراین خصوص نداشتم دراین باره سخنی نگفتم و نهایتا هم از ایشان تشکر و تاکید کردم که این خشونت ها و تهمت ها طبیعی است و با این اتفاقات از میدان به در نمی روم.»
صاحب امتیاز روزنامه توقیف شده اعتمادملی در ادامه نیز به مطالب منتشره در روزنامه کیهان اشاره کرد و افزود:« مدتی است که اینها اتهاماتی همچون همراهی با مارکسیست ها، سلطنت طلبان، صهیونیست ها و منافقین جنایتکار را مطرح می کنند ولی واقعا برای من جای سئوال است که آیا اینها نمی دانند و فکر نمی کنند که این نوع سخنان نتیجه عکس خواهد داشت؟»
مهدی کروبی سپس اظهار داشت:« آقایان بدانند که من به خط امام اعتقاد کامل دارم و معتقدم برخی درصدد هستند راه و خط امام را پاک و از بین ببرند و منویات خودشان را به جای خط امام به مردم غالب کنند. اما بدانید که من پای آرمان های امام و منافع ملی ایستاده ام و تلاش می کنم انحرافات را یک به یک برای مردم بیان کنم تا راه از بیراه مشخص شود.»
کروبی در ادامه میان دوستی با افراد و همکاری سیاسی با آنها تفکیک قایل شد و با اشاره به دایره وسیع دوستان خود، به ذکر خاطراتی از روزهای ابتدای انقلاب اسلامی پرداخت و گفت:« اواخر مجلس اول مرحوم آقای مهندس بازرگان به سراغ من آمدند و چون می دانستند که ما با امام دیدار هفتگی داریم از من پرسیدند که نامه ای برای امام دارند و آیا من این نامه را به ایشان می رسانم؟ بنده در آن زمان دیدگاه سیاسی مشترکی با مهندس بازرگان نداشتم اما رفاقت داشتیم. طبعا روحیات مهندس بازرگان و دیدگاه های ایشان را می شناختم و می دانستم که مهندس بازرگان نامه فدایت شوم برای امام ننوشته و این نامه حتما حاوی نقطه نظرات و نقدهای او به برخی مسائل جاری کشور است. با این همه بدون آنکه از مرحوم بازرگان بپرسم که نامه درباره چیست جواب مثبت دادم. ایشان هم نامه قطوری به من دادند تا به امام برسانم. در آن سال ها ما به صورت هفتگی همراه با خانواده شهدا با امام دیدار داشتیم و من در حضور حضرت امام سخنرانی می کردم. اگرچه مدیران صدا وسیما حتی یک بار هم این دیدارها را پس از ارتحال امام پخش نکردند اما دیدار ما با امام هر هفته برگزار می شد. در یکی از این دیدارها نامه مهندس بازرگان را به امام دادم و به سید احمدآقا نیز گفتم که نامه مربوط به مهندس بازرگان است. بعد از گذشت چند روز مهندس بازرگان مجدد نزد من آمدند و از من تشکر کردند و طوری سخن گفتند که معلوم بود از حضرت امام درباره آن نامه جواب گرفته است.»
دبیرکل حزب اعتماد ملی سپس به ذکر خاطره دیگری پرداخت و ادامه داد:« در سال ۶۰ ترورها و انفجارهای زیادی علیه مسئولین نظام صورت می گرفت و بسیاری از چهره های خدوم کشور مانند شهید بهشتی و محمد منتظری، رجایی و باهنر و قدوسی و عزیزان دیگر در انفجارهای متعدد به شهادت رسیدند. در همان زمان مرحوم لاجوردی مسئولیتی داشتند و بازداشت هایی در این ایام صورت می گرفت که از جمله می توان به بازداشت مهندس لطف الله میثمی که از مبارزان قبل از انقلاب بود اشاره کرد. ایشان در مبارزات قبل از انقلاب در اثر یک انفجار دچار نابینایی و نقص عضو هم شده بود. چند روز بعد از بازداشت مهندس میثمی، همسرشان نزد من آمد و باتوجه به دیدار لطف الله میثمی در زندان به من گفت که او وضع جسمی مناسبی ندارد و نیاز به مراقبت دارد و زندان مکان مناسبی برای او نیست. بنده نیز پس از مشاهده وضعیت جسمی ایشان موضوع را مستقیما به امام منتقل کردم و کمتر از ۴۸ ساعت لطف الله میثمی آزاد شد.»
شیخ اصلاحات در پایان این گفتگو با اشاره به آراء و اندیشه های حضرت امام تصریح کرد:« به مسئولین روزنامه کیهان می گویم که برداشت ما از اسلام با برداشت شما از اسلام متفاوت است و به همین علت آن خمینی ای که ما می شناسیم با خمینی ای که شما می شناسید فرق دارد. خمینی ما ، امامی است که وقتی خبر می رسید عده ای از روی تعصب نسبت به بروز منکرات در شهر با مردم برخورد می کنند، ناراحت می شد و فورا دستور می داد با آنها برخورد شود و عوامل آن بازداشت شوند. خمینی ما با خمینی شما یکی نیست. خمینی ما آن کسی است که وقتی در بولتن محرمانه وزارت اطلاعات خواند که در فلان روستا و فلان شهر عده ای مدرسه ای را که متعلق به زرتشتی ها بود تصرف کرده اند،ناراحت شد و خود دستور بازگرداندن مدرسه به صاحبانش را صادر کرد.
من نمی گویم شما حق ندارید برداشت خود را از اسلام و امام مطرح کنید، حداکثر می گویم که شما کج فهم هستید و امام را نشناختید. اما بدانید اجازه ندارید هرکسی که نظرات شما را قبول ندارد، او را صهیونیست و منافق بنامید. باید بدانید که در محکمه الهی نه شنودی هست و نه بازجویی. نه مدیریتی است و نه قدرتی. آنجا سید و غیر سید، روحانی و غیر روحانی همه در برابر عدل الهی باید پاسخ گوی عملکرد گذشته خود باشند

۱۳۸۸ آذر ۹, دوشنبه

وقتی سردار جنگ از خاطرات سرکوب مردم می‌گوید

11:07 صبح شنبه، 7 آذر 1388
"در این آشفته‌بازار زمانه اصلا جای تعجب نیست اگر یک شب یک سردار سپاهی بسیجی یا بسیجی سپاهی (مثلا سردار فضلی) به مسجد محله‌تان بیاید و از خاطراتش در سرکوب و قلع و قمع آنچه وی آنان را عوامل دشمن و یک مشت منافق آمریکایی و مزدور سوروس می‌داند با آب و تاب و مباهات وصف ناشدنی درّافشانی کند و تازه قسم و آیه هم بیاورد که این بسجیانی که ۱۳ آبان و روزهایی نظیر آن دلاورانه خیابان‌های شهر را از هرگونه آشوب بری کردند و اصلاْ نه چماق داشتند و نه زن و بچه و دختر و پسر و جوان را کتک زدند (به کی قسم!) خودشان داوطلبانه آمدند و ما حتی به آن‌ها گفتیم نان و آب نداریم به شما بدهیم و جا برای شما نداریم، ولی آن‌ها اصرار کردند و ما هم چاره‌ای نداشتیم!"

بعد هم در کمال خونسردی از اعترافات حجاریان بگوید و تئورسین پرداخت هزینه را بابت پرداخت هزینه‌اش به ریشخند بگیرد و از خون بودن دلش بابت حذف شعار مرگ بر آمریکا و جایگزینی آن با شعارهایی نظیر مرگ بر روسیه و مرگ بر چین بگوید و از این بگوید که شعارگویان و شعارنویسان نه شایسته توجه‌اند که اینها یک دسته آدم پول‌بگیر اجنبی‌اند و در آخر هم قسم جلاله یاد کند که آن‌ها که به کوی دانشگاه ریختند و با ذکر یا زهرا جوانان مردم را زدند و از بالا به زیر افکندند و همه چیز را زیر و رو کردند بسیجی نبودند و ما اصلا نمی‌دانیم اینها کی‌اند!‌؟ ...
البته در روزگاری که پیش‌قراولان عدالت، عین قساوت و مدعیان دیانت عین ضلالتند، چندان دور نیست که در آینده شاهد مجالس روحوضی و قوالی هم در مساجدمان باشیم هرچند باز روحوضی و قوالی بهتر از بیان سلحشوری‌های اینچنین بی‌رنگ و ریاست!
برگرفته از: وبلاگ فروغیون
 

اینترنت و تلفن همراه در ۱۶ آذر قطع می شود

خابرات با ارسال بخشنامه ای به مراکز استانی دستور قطع کامل اینترنت و خطوط تلفن همراه در سراسر کشور در روزهای ۱۵و ۱۶ آذر را داده است ...

يکشنبه  ٨ آذر ۱٣٨٨ -  ۲۹ نوامبر ۲۰۰۹ 
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com

اخبار روز - گزارش دریافتی: شرکت مخابرات دولت کودتایی احمدی نژاد با ارسال بخشنامه ای به مراکز استانی شرکت های مخابرات در سراسر کشور دستور به قطع کامل اینترنت و خطوط تلفن همراه در سراسرکشور در روزهای ۱۵و ۱۶ آذر و در صورت ادامه اعتراضات در روزهای بعد ازآن را داده است.
یک منبع آگاه در مخابرات با فاش ساختن این مطلب افزود، این دستور مخابرات برای جلوگیری از انتشار اخبار و تصاویر برخوردهای وحشیانه با دانشجویان و مردم است.
گفته میشود کودتاچیان قصد برخورد وحشیانه با دانشگاه های سراسر کشور در روز ۱۶ آذر دارند تا به زعم خودشان، با یک برخورد به شدت خشن به اعتراضات پایان دهند. کودتاچیان از اتصال اعتراضات ۱۶ آذر به محرم و صفر و در ادامه تا بهمن ماه به شدت نگرانند.
گفتنی است از هم اکنون فعالان دانشجویی در دانشگاه های سراسر کشور در حال برنامه ریزی برای برگزاری تجمعات اعتراض آمیز در اعتراض به دولت کودتا در تمامی دانشگاه های دولتی، آزاد، پیام نور و غیرانتفاعی سراسر کشور میباشند.

پیام کناره گیری آيت اله جوادي آملي - سید عطاالله مهاجرانی


ساسان آقايی روزنامه‌نگار در بند: هرگونه ابراز ندامت در زندان را باور نکنيد


ساسان آقایی روزنامه نگاری که از یکشنبه هفته گذشته در بازداشت نیروهای امنیتی به سر می برد حدود سه ماه پیش با نگارش نامه ای خطاب به ملت ایران از دیدگاه ها و عقاید خود پیش از بازداشت احتمالی دفاع کرده و از مردم خواسته بود که هر گونه ابراز ندامت و پشیمانی او در زندان را باور نکنند.

به گزارش جرس نامه سرگشاده این روزنامه نگار بدین شرح است:

"به نام او که یاور همیشگی است"

مخوان ای جغد شب لالایی شوم
که پشت پرده بیدار است خورشید
هوشنگ ابتهاج

به تمام هم‌میهنانم؛

اکنون که این نامه سر گشوده می‌شود، من نیز به مانند ده‌ها رفیق دیگر و سدها شهروند این ملک در اندرونی‌های ناکجاآبادی "ویران" ناخواسته دربندم و شام را به انتظار پیک آزادی سحر می‌کنم و گویی این پیک خوش خبر را هرگز دسترسی نیست. این نامه را در روزهایی نوشتم که یکایک دوستان و همکاران تنها به جرم "نوشتن" و "اندیشه کردن" دستگیر می‌شدند و سر از همان جایی درمی‌آوردند که امروز من نیز گرفتار آنم و این گرفتاری از آن بابت است که درس بگیریم و عبرت پیشه کنیم تا جز به کام آقایان نگوییم و نخوانیم و ننویسیم و در یک واژه زندگانی نکنیم که اگر به از این بود، چه جای بردن و تاختن بر قلم‌به‌دستان و فرهیختگان این بوم می‌ماند؟

باری مردم؛

ما و شما گناهی نداریم جز بی‌گناهی، جرم‌مان این است که "حق" را خواستاریم و به بازخواست ناحق ایستاده‌ایم و چه جای شگفت که در چنین حکومتی ستم‌دیده را به جای ستمگر کیفر دهند. این نامه یک سند روشن رواج چنین بی‌عدالتی ژرف و دردناکی است که نویسنده‌ی آن بی‌هیچ اتهام و جرمی اکنون به مسلخ برده شده تا شاید که یا خاموش شود و سکوت برگزیند و سر به زیر افکند و یا زیر مهرورزی چماق علیه هستان و نیستان، آن‌چه بوده و نبوده، باور داشته و نداشته اعتراف کند.

پیش از بافته شدن این تار و پود‌های دروغ، بهتر دیدم که در پیشگاه ملت ایران هم به آن‌چه که کرده‌ام «اعتراف» کنم و هم پیشاپیش از آن‌چه که ممکن است از این پس روی دهد، پوزش بخواهم. در ابتدا اما گویا لازم است تا با بانگی بلند و فریادی رسا به تمام مخاطبان این نامه بگویم که نه تنها از گذشته‌ی خود، تلاش و باورهایم هرگز و هیچ‌گاه شرمسار و پشیمان نبوده‌ام که همآره با افتخار از آن یاد می‌کنم. آن‌چه تا به امروز از من خوانده‌اید و شنیده‌اید، همگی دیدگاه‌های راستین من است و اگر از این پس یک «ساسان آقایی» شکسته و در هم تکیده را به نمایش درآوردند که آرا و نظرهایش را پس بگیرد، باور نکنید! این‌ها جز یک خیمه‌شب‌بازی نخ‌نما شده چیز دیگری نیست.

کسانی که مرا می‌شناسند، می‌دانند که جز روزنامه‌نگاری در این سرزمین هیچ شغل دیگری نداشته‌ام و همآره به این قلم افتخار کرده و می‌کنم و خواهم کرد. چه کسی است که نداند، آرمان من و میلیون‌ها من دیگری که اکنون در یک مای سبز بزرگ چکیده شده، "ایرانی آزاد" است که از وزش نسیم خوشایند آزادی، آباد هم می‌شود. پدران و مادران ما ایرانی می‌‌خواستند؛ بدون استبداد، بدون پیشوا، بدون زندان، بدون شکنجه، بدون ساواک، سرزمینی که بشود در آن نفس کشید و با صدای بلند گفت و شنید و خواند و عاشق شد و نهراسید از این همه، اما افسوس که سی سال از این رویا گذشت و به بار ننشست تا نسل ما نیز هنوز در پی اندر خم کوچه‌ی والدینش باشد. ما اگر نوشتیم برای رسیدن به ایرانی چنین سرافراز و سربلند بود و از این خوان که بگذریم، باز هم سرنوشت را از نو بازخواهیم نوشت آن‌قدر که این قلم به جان آید.

اکنون که به کارنامه‌ی خود از آغاز دهه‌ی ۸۰ به این سو می‌نگرم، خرسندم که قلم من تنها و تنها در راه خدمت به این ملک و مردمانش چرخیده و همآره مدافع و پشتیبان «حقوق بشر» و نه «حقوق مهتر» بوده، هرگز به پرده‌دری علیه حریم خصوصی مردم نیالوده و هیچ‌گاه به حریم مقدسات راستین آنان و نه ارزش‌های ساختگی وارد نشده است. در انتخابات اخیر نیز راهی که من و دوستان دیگری نیز به خیراندیشی آن گمان داشتیم در ابتدا با انتخاب نهایی اصلاح‌طلبان تفاوت داشت و به شکلی آشکار در ماه‌های مانده به انتخابات این دیدگاه‌ها انتشار می‌یافت که نتیجه‌ی یک تفاهم جمعی بود.

ببینید آن‌ها چه می‌کنند؟

صندوق‌های رای ملت را در کتاب‌خانه‌ها و زیرزمین‌‌ها مخفی ساختند و پس از این شورش نابخردانه علیه دموکراسی حداقلی بود که من نیز به ذره‌ای در میان خیل انبوه شهروندان شریف این کشور بدل شدم. اگر در تجمعی شرکت داشتم، بنا به حق و اختیاری بود که اصل ۲۷ قانون اساسی این مملکت در اختیار شهروندانش می‌گذاشت و به‌شکلی بدیهی هیچ حکومت بنیان یافته از قانونی اساسی نمی‌تواند مردم را از حقوقی که همان قانون تعیین کرده، محروم سازد. اگر نامه‌ای را امضا کردم، جز با در نظر داشتن حقوق بشر، رستگاری ایران، بحران سیاسی موجود و سرانجام قانون اساسی کشور نبود که تایید می‌کند؛ «هیچ‏ مقامی‏ حق‏ ندارد به‏ نام‏ حفظ استقلال‏ و تمامیت‏ ارضی‏ کشور آزادی‌های‏ مشروع‏ را، هر چند با وضع قوانین‏ و مقررات‏ سلب‏ کند». خشنودم که در تمام این سال‌ها تنها به رسالت روزنامه‌نگاری خود پرداخته‌ام و از آن‌جا که اصل ۲۴ قانون اساسی می‌گوید: «نشریات‏ و مطبوعات‏ در بیان‏ مطالب‏ آزادند مگر آن‏ که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ یا حقوق‏ عمومی‏ باشد» نه‌تنها مطالبی علیه اسلام و حقوق عمومی ننوشته‌‌ام که بیش‌تر آن‌ها در راستای دفاع از حق عمومی ملت ایران و پشتیبانی از «آزادی و عدالت» تصریح شده در تمامی ادیان الهی بوده و در این رسالت نیز تا به آن‌جا کوشا بودم که اگر برخلاف قانون اساسی، تیغ سانسور بر گرده‌ی روزنامه‌ها سنگینی می‌نمود، بدون کوچک‌ترین چشم‌داشتی مطالب را در فضای اینترنت به داوری همگانی سپردم.

هم‌میهن ارجمندی که این نامه را می‌‌خوانید، لازم است بدانید که تنها محل درآمد من تا به امروز دستمزد ناچیز روزنامه‌‌های داخل کشور بود و حتا یک شاهی پول سیاه هم از رسانه‌های اینترنتی و سایت‌های و رادیوها و تلویزیون‌های خارج از کشور دریافت نکرده‌ام. خوش‌بختانه تا به امروز هرگز ملاقاتی با فردی خارجی نداشته‌ام و به همین ترتیب برای آن‌چه که تیغ‌کشان شب‌پرست آموزش «انقلاب مخملین» می‌خوانند، پاسپورت سفر در اختیارم نبود. اتهام احتمالی «ارتباط با رسانه‌های بیگانه»‌ی بنده نیز چنان دارای بنیانی قوی و راستین است که برادران هر چه گشتند، آثاری از گیرنده‌ی ماهواره‌ای نیافتند و گویی از این که ماهواره‌ای در کار نبود بسیار نیز ناخشنود بودند! از سوی دیگری، من با وجود ایمان راسخ به کار گروهی و سازمان‌یافته هرگز عضو حزب، دسته، جمعیت، تشکل و یا گروهی نبوده‌ام و فعالیت‌های خود را مستقل از هر نهاد دیگری دنبال می‌کردم.

شاید من را چونان بسیاری دیگر با اتهام کلی و مخدوش «اقدام علیه امنیت ملی» بازداشت و بکوشند زیر فشار خرد کنند اما باور دارم و ایمان که هیچ‌گاه و در هیچ زمانی حتا یک گام کوچک علیه امنیت ملی کشورم برنداشته‌ام. اگر به کوشش‌های رسانه‌ای و حقوق بشری من اشاره کنند، شما را به داوری می‌گیرم که این چه نسخه‌ی شگفت‌انگیزی از امنیت ملی است که با نوشتن و اندیشیدن و فکر کردن و ابراز عقیده دچار مشکل می‌شود؟ آیا این «امنیت ملی» که این‌ها مدافع آن شده‌اند، در حقیقت پوششی برای حفظ امنیت آقایان نیست؟ بدانید که شاید من یا دوستان دیگری را به چنین اتهامی حتا پای میز بی‌دادگاهی بکشانند اما در حقیقت محاکمه‌گران خود علیه امنیت ملی اقدام می‌کنند، این را مرور کارنامه‌ی تکاتک ما نشان می‌دهد.

به گواهی همین کارنامه، پیشنیه قابل دسترسم با یک جستجوی ساده که شمه‌ای از آن در این مجال رفت، اکنون بسیار شادمانم که می‌توانم در پیشگاه ملت و وجدان خویش از تمامی آن‌چه که کرده‌ام، دفاع کنم و باشد که روزگاری کلیدداران بی‌وجدان این سلول نیز به خود آیند و این فرزند کوچک ایران زمین را رها سازند، هر چند که آزادی از زندان همراه با اندوه یاران دربند مانده است و غم بزرگ بازگشت به زندان بزرگی با نام ایران. برای پایان دادن به این داستان تلخ باشد این امیدمان که به‌زودی بازمی‌گردیم و دوشادوش یک‌دیگر دیوارها را کلنگ می‌کوبیم. فرزندان "ایران فردا" حق دارند تا در دشتی سبز و آزاد جست‌وخیز کنند و اگر بهای این رویا به زنجیر کشیدن ما باشد، چه باک؛ خواهرم، برادرم، پدر و مادرم!

شهریور ۸۸
ساسان آقایی روزنامه‌نگار، مدافع حقوق بشریت و شهروند ایران زمین

به شهر برگردیم
به این دیار نیاز
نیازمند رهایی
نیازمند امید
سبد سبد ز هواهای تازه هدیه بریم
سبد سبد گل شادی
نسیم آزادی

حمید مصدق

به نقل از ميهن 

اعتراض دانشجویان دانشگاه تهران به ادامه بازداشت دانشجویان



یکشنبه، 8 آذر 1388
بعد از ظهر امروز، دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به ادامه بازداشت دانشجویان دست به اعتراض زدند و خواستار آزادی هرچه سریعتر آنها شدند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در این اعتراض که در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شکل گرفت، دانشجویان خواستار آزادی دانشجویان در بند از جمله، احسان دولتشاه دانشجوی فلسفه، البرز زاهدی دانشجوی حقوق و مهرداد بزرگ دانشجوی دانشکده فنی این دانشگاه شدند.
دانشجویان همچنین تصاویری از دانشجویان بازداشت شده و همچنین شعارهایی برای «آزادی دانشجویان اسیر» در نقاط مختلف دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران نصب کردند.

پیش از این نیز در هفته گذشته دانشجویان دانشکده‌ برق و کامپیوتر دانشگاه تهران در تجمعی اعتراضی خواستار آزادی دانشجویان دانشگاه تهران از جمله مهرداد بزرگ هم دانشکده ای خود شده بودند.

آرشیو

برچسب‌ها